گزیدهای از وصایای میرزا علی آقا قاضی به شاگردان(1)
آیت الله قاضی طی سه دوره، اخلاق و عرفان اسلامی را با کلام نافذ و عمل صالح خویش تدریس فرمودند و در هر دوره شاگردانی پرورش دادند که هر کدام از بزرگان وادی عرفان و اخلاق محسوب می شوند؛ و البته فقط نام تعدادی از آن ها بر ما معلوم است. این مطلب گزیده از نصایحی چند از ایشان به شاگردان خود می باشد.
نماز
شما را سفارش می کنم به اینکه نمازهایتان را در بهترین و با فضیلت ترین اوقات آنها به جا بیاورید و آن نمازها با نوافل، 51 رکعت است؛ پس اگر نتوانستید، 44 رکعت بخوانید و اگر مشغله های دنیوی نگذاشت آنها را به جا آورید، حداقل نماز توابین را بخوانید [ نماز اهل انابه و توبه هشت رکعت هنگام زوال است.
مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می کنند که می فرمودند: « اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند. »
مرحوم آقای سید هاشم رضوی هندی می فرمایند: روزی یکی را به محضر آقای قاضی آوردند که مثلا آقا دستش را بگیرد و راهنمایی اش کند. مرحوم آقای قاضی فرموده بودند: « به این آقا بگویید که نماز را در اول وقت بخواند. »بعد معلوم شد که آن آقا وسواس در عبادات داشته و نماز را تا آخر وقت به تأخیر می انداخته است.
اما وصیت های دیگر، عمده آنها نماز است. می فرمودند نماز را بازاری نکنید اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع. اگر نماز را تحفظ کردید همه چیزتان محفوظ میماند و تسبیح صدیقه کبری سلام الله علیها که از ذکر کبیر به شمار می آید و آیت الکرسی در تعقیب نماز ترک نشود.
دعا در قنوت نماز
آقای قاضی به شاگردان خود دستور می دادند این دعا را در قنوت نماز هایشان بخوانند: « اللهم ارزقنی حبّک و حبّ ما تحبه، و حبّ من یحبّک، والعمل الذی یبلغنی إلی حبّک واجعل حبّک احبّ الاشیاء إلی. »
قرآن
آیت الله نجابت می فرمودند: آیت الله میرزا علی قاضی به مرحوم آیت الله شیخ علی محمد بروجردی (از شاگردان برجسته آقای قاضی) فرموده بودند که: « هیچ گاه از قرآن جدا مشو و ایشان تا آخر عمر بر این سفارش آقای قاضی وفادار و پایبند بود. هر وقت از کارهای ضروری و روزمره فارغ می شد، قرآن می خواند و با قرآن بود. »
آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند: « چند سفارش ایشان عبارت است از: اول روخوانی قرآن. می فرمودند قرآن را خوب و صحیح بخوانید. توصیه دیگر ایشان راجع به دوره تاریخ اسلام بود. می فرمودند یک دوره تاریخ اسلام را از ولادت حضرت پیغمبر(ص) تا 255 هـ.ق یا 260 هـ.ق بخوانید. و بعد از عمل به این ها می فرمودند برو نمازشب بخوان! »
آیت الله قاضی در نامه ای به آیت الله طباطبایی می فرمودند: « دستورالعمل، قرآن کریم است؛ فیه دواء کل دواء و شفاء کل عله و دوا کل غله علماً و عملاً و حالاً. آن قره العیون مخلصین را همیشه جلوی چشم داشته باشید و با آن هادی طریق مقیم و صراط مستقیم سیر نمایید و از جمله سیرهای شریف آن قرائت است به حسن صورت و آداب دیگر، خصوص در بطون لیالی...»
و نیز:« بر شما باد به قرائت قرآن کریم در شب با صدای زیبا و غم انگیز، پس آن نوشیدنی و شراب مؤمنان است. تلاوت قرآن کمتر از یک جزء نباشد. »
نماز شب
« اما نماز شب پس هیچ چاره و گریزی برای مؤمنین از آن نیست، و تعجب از کسی است که می خواهد به کمال دست یابد و در حالی که برای نماز شب قیام نمی کند و ما نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات دست یابد مگر به وسیله نماز شب. »
علامه طباطبایی می فرمودند: « چون در نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی گاه گاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می شدم تا یک روز در مدرسه ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آن جا عبور می کردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند: ای فرزند! دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان! »
حاج سید هاشم حداد می فرمودند: « مرحوم آقا خودش این طور بود و به ما هم این طور دستور داده بود که در میان شب وقتی برای نماز شب برمی خیزید، چیز مختصری تناول کنید، مثلاً چای یا دوغ یا یک خوشه انگور یا چیز مختصر دیگری که بدن شما از کسالت بیرون آید و نشاط برای عبادت داشته باشید. »
توسل به ائمه أطهار(ع)
آیت الله سید علی آقا قاضی در یکی از نامه هایش چنین مرقوم فرمودند: « .... و تمام طرق .... توسل به ائمه أطهار(ع) و توجه تام به مبدأ است. چونکه صد آمد، نود هم پیش ما است. با دراویش و طریق آنها کاری نداریم. طریقه، طریقه علما و فقها است، با صدق و صفا. »
توسل به حضرت سیدالشهدا(ع)
محال است انسانی به جز از راه سیدالشهدا علیه السلام به مقام توحید برسد.سریان فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهدا علیه السلام است و پیشکار این فضیلت هم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیه السلام است.
دعا برای فرج امام زمان(ع)
از آن چیزها که بسیار لازم و با اهمیت است دعا برای فرج حضرت حجت ـ صلوات الله علیه ـ در قنوت نماز وتر است بلکه در هر روز و در همه دعاها.
حق الناس
آیت الله نجابت نقل می کند: وقتی که بنده مشرف شدم خدمت ایشان فرمودند: « هر حقی که هر کس بر گردن تو دارد باید ادا کنی. خدمت ایشان عرض کردم:مدتی قبل در بین شاگردهایم که نزد بنده درس طلبگی می خواندند، یکی خوب درس نمی خواند. بنده ایشان را تنبیه کردم. اذن از ولیّ او هم داشتم در تربیت. در ضمن این جا هم نیست که از او طلب رضایت کنم. می فرمودند: « هیچ راهی نداری، باید پیدایش کنی. گفتم آدرس ندارم، گفتند باید پیدا کنی.
آقای قاضی فرمودند : هر حقی که برگردنت باشد تا ادا نکنی باب روحانیت، باب قرب، باب معرفت باز شدنی نیست. یعنی این ها همه مال حضرت احدیت است. و حضرت احدیت رضایت خود را در راضی شدن مردم قرار داده است.»(برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی شفق)
گزیدهای از وصایای میرزا علی آقا قاضی به شاگردان(2)
رفع گرفتاری
علامه لاهیجانی انصاری روزی از ایشان پرسیدند که در مواقع اضطرار و گرفتاری چه در امور دنیوی و یا در امور اخروی و بن بست کارها به چه ذکری مشغول شویم تا گشایش یابد؟ در جواب فرمودند: « پس از 5 بار صلوات و قرائت آیة الکرسی در دل خود بدون آوردن به زبان بسیار بگو:
« اللهم اجعلنی فی درعک الحصینة التی تجعل فیها من تشاء : بار پروردگارا! مرا در حصن و پناهگاه خود و در جوشن و زره محکمت قرار بده که در آن هر کس را که بخواهی قرار می دهی تا گشایش یابد.»
دعای کمیل و زیارت جامعه
آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند: « ایشان خصوصاً سفارش می کردند که دعای کمیل را در شب های جمعه بخوانید و خواندن زیارت جامعه ( در اواخر مفاتیح الجنان مذکور است ) را در روزهای جمعه تأکید داشتند. »
توصیه به توبه و استغفار
برادران عزیزم! ـ خداوند متعال شما را برای طاعتش موفق نماید ـ هشیار باشید که به ماههای حرام وارد شده ایم، پس چه بزرگ است و تمام نعمتهای باری تعالی بر ما؛ پس قبل از هر چیز بر ما واجب و لازم است که توبه نمائیم با شرائط لازم و نمازهای ویژه، سپس از گناهان کبیره و صغیره به قدر توان دوری نماییم.
پس شب جمعه ـ یا روز شنبه ـ نماز توبه بخوانید ـ شب جمعه یا روز آن ـ سپس روز یکشنبه از روز دوم ماه اعاده کنید آن را. سپس ملازم باشید به مراقبه صغری و کبری و محاسبه و معاقبه نفس به آنچه که شایسته و لازم است. [ منظور از مراقبه صغری، محاسبه نفس است از جهت صدور گناه و خطا حتی ترک مستحبات و ارتکاب مکروهات و مراقبه کبری، دوام ذکر و توجه و عدم غفلت در حد امکان ]. پس همانا در آن یادآوری برای کسی است که اراده دارد متذکر شود یا از خدا بترسد. سپس به دلهایتان توجه نمائید و مرضهایی که در اثر گناه است مداوا کنید و به وسیله استغفار، عیبهای بزرگ تان را کوچک و کم نمائید.
« مرحوم قاضی به همه سفارش می کردند این ذکر را قرائت کنند: استغفر الله الذی لا اله الا هو من جمیع ظلمی و جوری و إسرافی علی نفسی و أتوب إلیه: از خداوند که معبودی جز او نیست به خاطر تمامی ظلم ها و گناهانم و ستمی که بر خود روا داشته ام طلب بخشش می کنم و به سوی او باز می گردم. »
برآورده شدن حاجت
« مرحوم قاضی قرائت دعای زیر( دعای سریع الاجابه، مفاتیح الجنان ) را به مدت چهل شب، هر شب یک تا صد بار برای برآورده شدن حاجت سالکان درگاه الهی مفید می دانستند: إلهی کیف أدعوک و أنا أنا و کیف أقطع رجایی منک و أنت أنت؟ إلهی أذا لم أسئلک فتعطین فمن ذاالذی أدعوه فیعطینی؟ ألهی إذا لم أدعک فستجیب لی، فمن ذاالذی أدعوه فیستجیب لی؟ إلهی إذا لم أتضرع إلیک فترحمنی فمن ذا الذی أتضرع إلیه فیرحمنی؟ إلهی فکما فلقت البحر لموسی و نجیته أسئلک أن تصلی علی محمد و آل محمد و إن تنجینی مما أنا فیه و تفرج عنی فرجا عاجلا غیر أجل بفضلک و رحمتک یا أرحم الراحمین.»
دعای “یا من احتجب…”
« آقای سید هاشم حداد در موقع خوابیدن دعای « اللهم یا من إحتجب بشعاع نوره…» را قرائت می کردند و چه بسا می شد که در قنوت نماز می خواندند. و چون از بعضی از شاگردان دیگر مرحوم قاضی شنیده شده است، معلوم می شود اصلش از مرحوم قاضی بوده است.
این دعا با مختصر اختلافی در لفظ، در «مهج الدعوات» ص 108 مرحوم سید بن طاووس موجود است که آن را از محمد ابن حنیفه از رسول خدا (ص) روایت نموده است و برای آن آثار و خواص عجیبی را نقل کرده است. »
تقویت حافظه
آن مرحوم برای تقویت حافظه، خواندن آیت الکرسی و معوذتین ( دو سوره مبارکه ناس و فلق ) را سفارش می فرمودند.
مدد از روح بزرگان
«آقای قاضی(ره) به همه توصیه می کردند که: اگر قبری از امام زادگان یا علما و بزرگان در اطرافتان یا شهرتان است حتماً بروید.»
عمل به دانسته ها
برو آنچه از نیکی که می دانی درست عمل کن؛ در نهایت دقت و سعی، بدان که تو عارف خواهی بود.
کلید سعادت دنیا و آخرت
سید علی آقا قاضی در یکی دیگر از نامه هایش چنین می نگارد: « بسم الله الرحمن الرحیم، بعد حمدالله جل شأنه و الصلاة والسلام علی رسوله و آله؛ حضرت آقا! تمام این خرابی ها که از جمله است وسواس و عدم طمأنینه، از غفلت است؛ و غفلت کمتر مرتبه اش، غفلت از اوامر الهیه است و مراتب دیگر دارد که به آنها إن شاء الله نمی رسید و سبب تمام غفلات، غفلت از مرگ است و تخیل ماندن در دنیا؛ پس اگر می خواهید از جمیع ترس و هراس و وسواس ایمن باشید دائماً در فکر مرگ و استعداد لقاء الله تعالی باشید و این است جوهر گرانبها و مفتاح سعادت دنیا و آخرت؛ پس فکر و ملاحظه نمائید چه چیز شما را از او مانع و مشغول می کند، اگر عاقلی!
و به جهت تسهیل این معنی چند چیز دیگر به سر کار بنویسد بلکه از آنها استعانتی بجوئی:
اول ـ بعد از تصحیح تقلید یا اجتهاد مواظبت تامه به فرائض خمسه و سائر فرائض در احسن اوقات؛
و سعی کردن که روز به روز خشوع و خضوع بیشتر گردد؛
و تسبیح صدیقه طاهره ـ صلوات الله علیها ـ بعد از هر نماز؛
و خواندن آیه الکرسی ـ کذلک ـ ؛
و سجده شکر و خواندن سوره « یس » بعد از نماز صبح؛
و « واقعه» در شبها؛
و مواظبت بر نوافل لیلیه؛
و قرائت مسبّحات در هر شب قبل از خواب و خواندن معوذات در شفع و وتر و استغفار هفتاد مرتبه در آن و ایضاً بعد از صلاة عصر؛
و این ذکر را بعد از صلوات صبح و مغرب یا در صباح و عشاء ده دفعه بخوانید: « لا إله إلا الله وحده لا شریک له، له الحمد و له الملک و هو علی کل شیء قدیر، أعوذ بالله من همزات الشیاطین و أعوذ بک ربی أن یحضرون إن الله هو السمیع العلیم. »
پرسش:
از منظر آیات و روایات چه راهکارهایی برای کنترل و تعدیل غریزه جنسی و عدم طغیان آن ارائه شده است. لطفاً اهم آنها را به نحو اجمال بیان کنید؟
پاسخ:
یکی از مسایل مهمی که انسان به ویژه جوانان با آن درگیرند، طغیان غریزه جنسی و خروج از مرز اعتدال است. پرواضح است که در صورت عدم تأمین این نیاز طبیعی، مشکلاتی برای انسان بروز و ظهور خواهدکرد. بنابراین همزمان باید با روش های عقلانی و وحیانی به تأمین این نیاز طبیعی اقدام نمود و از طرفی با راهکارهای پیشگیرانه به تعدیل غریزه جنسی پرداخت که جنبه درمانی نیز دارد. در اینجا به اهم عوامل تعدیل غریزه جنسی از منظر آیات و روایات می پردازیم:
1- توجه به کرامت انسانی
یکی از عوامل مهم غلبه بر شهوت، شناخت شأن و منزلت خویش و احیای شخصیت معنوی است. امام علی(ع) می فرماید: «من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته» کسی که نفس را احترام کرد، شهوت در نظرش پست و کوچک می شود. (نهج البلاغه، حکمت441)
اگر کسی بداند که پیروی از شهوات و ارضای غریزه جنسی به صورت نادرست با آبروریزی و رسوایی همراه است، به طور قطع از انجام دادن کارهایی که به شخصیت او آسیب وارد می کند، خودداری می کند. امام علی(ع) می فرماید: کسی که شرافت ذاتی اش را بشناسد، خود را از پستی شهوت مصون می دارد. (غررالحکم و دررالکلم، ج5، ص438) همچنین در این رابطه آن حضرت در کلامی دیگر می فرماید: کسی که بر نفس خود حاکم شد، شأن و منزلتش بالا گرفت و کسی که نفسش فرمان روای او شد، قدر و قیمتش کاسته شد. (مستدرک الوسایل، ج2، ص278) در این حدیث به صراحت به ناسازگاری تعالی روح و روان با آزادی کامل غرایز و شهوات تأکید شده است. دلیلش هم آن است که در صورت طغیان غرایز و شهوات و غلبه آن بر سجایای اخلاقی و تعالی روح و روان، انسان ممکن است برای ارضای شهوت جنسی خود به انواع رذایل اخلاقی نظیر دروغ، تهمت، خیانت در امانت، عهدشکنی و جنایت و... دست بزند و به عزت نفس خویش آسیب برساند. امام علی(ع) در این خصوص چه زیبا فرموده اند: چه بسا لذت ناچیزی که آدمی را از نیل به درجات عالی انسانی بازمی دارد. (غررالحکم و دررالکلم، ج4، ص548)
2- یاد مرگ
عامل دیگری که در غلبه بر شهوت و کنترل و تعدیل غریزه جنسی نقش مهمی دارد، یاد مرگ و قیامت است. امام علی(ع) می فرماید: «ای بندگان خدا! برحذر باشید از مرگ و از سختی های آن. وقتی نفستان خواست شما را درباره شهوات به تباهی بکشاند زیاد به یاد مرگ باشید، زیرا برای موعظه، یاد مرگ کافی است.»
رسول خدا(ص) اصحاب خود را درباره مرگ بسیار سفارش می کرد و می فرمود: «زیاد مرگ را یاد کنید، زیرا یاد مرگ، شکننده لذات نفسانی و حایل میان تو و شهوات است. (بحارالانوار، ج2، ص287)
3- ازدواج
راه و روش صحیح ارضای غریزه جنسی، ازدواج شرعی و قانونی است. رسول خدا(ص) می فرماید: ای گروه جوانان! هر یک از شما که قدرت ازدواج دارد حتماً اقدام کند، زیرا این خود بهترین وسیله است که چشم را از نگاه های آلوده و عورت را از بی عفتی محافظت می کند.» (مکارم الاخلاق، ص100)
هرچند ازنظر اسلام، ازدواج به خودی خود مستحب است، ولی در جایی که ترک گناه منوط به آن باشد، آن را واجب می داند. فقها و مراجع در رساله توضیح المسایل فرموده اند: «کسی که به دلیل نداشتن زن به حرام می افتد، واجب است زن بگیرد.»
بر این اساس، دین مقدس اسلام به منظور مقابله با انحراف های جنسی، وظیفه بسترسازی ازدواج را متوجه پدر خانواده و حاکم اسلامی کرده است.
4- عفت پیشگی
قرآن مجید راه مقابله با طغیان غریزه جنسی را درصورت فراهم نبودن زمینه ازدواج، عفت پیشگی یا خویشتن داری در امور جنسی می داند و در آیه33 سوره نور می فرماید: «ولیستعفف الذین لا یجدون نکاحاً حتی یغنیهم الله من فضله» آنها که وسیله ازدواج ندارند باید عفت پیشه کنند، تا خداوند آنان را به فضلش بی نیاز کند. بر این اساس، قرآن کریم افرادی از عفیفان را به عنوان الگو به مسلمانان معرفی کرده است که در رأس آنها حضرت یوسف(ع) است. او در سخت ترین شرایط و درحالی که همه اسباب گناه برایش فراهم بود، خود را حفظ و در برابر امواج شدید شهوت ایستادگی کرد و آبرومندانه از یک امتحان بزرگ الهی سربلند بیرون آمد. حضرت یوسف(ع) به درگاه خداوند چنین عرضه می دارد: «پروردگارا! زندان نزد من محبوب تر است از آنچه اینها مرا به آن می خوانند.» سرانجام آن حضرت به زندان افتاد، ولی روح بلندش از آلودگی به گناه محفوظ ماند و با حفظ آبرو و عفت به همه چیز رسید، تا جایی که بر تخت قدرت عزیز مصر تکیه زد، در حالی که همه آلودگان رسوا شده و کنار رفتند.
5-صبر و مقاومت
بدون تردید تسلط بر نفس و حفظ عفاف و تعدیل غریزه جنسی علاوه بر جنبه های معرفت شناسانه و نظری آن، در ساحت اجرایی و عملیاتی آن کار بسیار دشواری است که نیاز به صبر و مقاومت سرسختانه دارد. امام علی(ع) می فرماید: «شهوت ها و خواسته های نفسانی، بیمارهای کشنده هستند و بهترین دوای آنها صبر و پایداری در برابر آنها است»، (غررالحکم و دررالکلم، ج 1، ص 72) آری یکی از مصادیق صبر در روایات صبر در طاعت و بندگی خدا و دوری از شهوات و تمایلات غریزی و حیوانی انسان است.
6-جهاد اکبر
جهاد اکبر همان جهاد با نفس است که در روایات بر آن تاکید شده است (وسایل الشیعه، ج 11، ص 124) و به مراتب مهم تر و ثقیل تر از جهاد اصغر است که همان جنگ فیزیکی با دشمنان خارجی است. همان طور که در جهاد مسلحانه، هر ضربه ای که بر دشمن وارد شود و هر سنگری که به دست سپاهیان مفتوح گردد، به همان مقدار دشمن ضعیف تر می شود و سپاهیان نیرومندتر می گردند، در جهاد با نفس نیز هر ضربه ای که بر نفس اماره وارد آید و با خواسته ها و هوس های غیرمشروعش مخالفت شود به همان مقدار او ضعیف تر و شما قوی تر و برای فتوحات بعد آماده تر می شوید. البته کسانی که در این میدان مبارزه مخلصانه وارد شوند مشمول الطاف خفیه الهی خواهند شد قرآن مجید می فرماید: «کسانی که در راه ما جهاد کنند راههای خود را به آنها نشان می دهیم» (عنکبوت- 69)
بنابراین انسان اگر خود را دائماً در معرض جهاد اکبر ببیند و با تمنیات نفسانی و غریزه جنسی و شهوانی خود به مقابله برخیزد، به طور طبیعی از طغیان غریزه جنسی جلوگیری به عمل آمده و در مسیر تعدیل و کنترل این غریزه قرار خواهد گرفت.
7--تقویت اراده از منظر آیات و روایات یکی از مهم ترین راهکارهای مقابله با هوای نفس از جمله غریزه جنسی انسان به شمار می آید، به گونه ای که در برخی روایات از آن به جهاد اکبر تعبیر شده است.
از آنجا که هوای نفس و جاذبه های جنسی، بسیار قوی و عوامل تحریک کننده فراوانند، مبارزه با آن عزمی راسخ و اراده ای خلل ناپذیر می طلبد، به ویژه اگر زیاده خواهی جنسی به صورت عادت ناپسند خودارضایی درآمده باشد. در این صورت، همچون خصایص طبیعی و ذاتی، دامنه دار و پرنفوذ و به منزله طبیعت دوم درمی آید. همان گونه که علی(ع) می فرماید: «العاده طبع ثان» عادت، طبیعت دوم آدمی است. (اخلاق جنسی شهید مطهری)از این رو، رهایی از عادات ناپسند بسیار دشوار و مشکل است، تا جایی که به فرمایش امام حسن عسکری(ع) برگرداندن معتاد از عادت خود چیزی شبیه اعجاز است. (بحارالانوار، ج 75، ص 374). در عین حال انسان قدرت و توانایی غلبه بر عادات ناپسند خود را دارد. اما باید واقعاً از اعماق وجود خود، برای ترک عادت های ناپسند تصمیم گیری کرده و هرگونه شک و تردید را از خود دور کند. بنابراین دلیل افراد مبتلا به انحراف های جنسی که ما قادر به تصمیم گیری نیستیم و نیروی اراده و تصمیم راسخ از ما سلب شده است، قابل قبول نیست. شخصی به امام صادق(ع) عرض کرد: فلانی مبتلا به یک نوع انحراف جنسی شده و از خود هیچ گونه اراده ای ندارد. حضرت با عصبانیت فرمود: چه می گویی؟
آیا این شخص حاضر است این عمل را پیش روی مردم هم انجام دهد؟ عرض کردند! نه حضرت فرمود: پس معلوم می شود به اراده و اختیار خود اوست. (آیه الله مکارم شیرازی، مشکلات جنسی جوانان، ص 155)
البته انگیزه و اراده انسان در مقابله با رذایل و عادات زشت و ناپسند مهم است زیرا هر چقدر زمان طولانی شود و تکرار عادات ناپسند و خواهش های نفسانی انجام گیرد، مقاومت در برابر آنها و از بین بردن آثار آن سخت تر و پرفشارتر خواهد بود.
علی(ع) می فرماید: پیش از آنکه تمایلات نفسانی به تندروی عادت کنند، با آنها بجنگ، زیرا اگر نیرومند شوند، فرمان روای تو خواهند شد و تو را به هر سو که بخواهند می برند و در نتیجه، قدرت مقاومت در برابر آنها را از دست خواهی داد. (غررالحکم و دورالکلم، ج 4، ص 392) البته افراد مبتلا به عادات ناپسند و زشت، باید مرتب به خود تلقین کنند که به خوبی قادرند این عادت را ترک کنند. نکته مهم آن است که تلقین باید براساس باور درونی باشد تا نقش خود را به خوبی ایفا کند. ضمن اینکه به دنبال آن، جایگزین کردن عادات پسندیده ضروری است. روان شناسان می گویند: «برای ترک یک عادت بد، حتماً باید به سراغ عادت خوب رفت و آن را جانشین عادت بد نمود.
به طور کلی برای تهذیب نفس و مبارزه با اخلاق زشت و از جمله انحراف های جنسی باید دو کار انجام گیرد:
1-به خواسته ها و تقاضاهای آن پاسخ مثبت داده نشود تا به تدریج ریشه اش خشکانده شود.
2-صفت نیک مخالف آن تقویت گردد.
علی(ع) می فرماید: «نفس خود را بر فضایل و کارهای خوب مجبور کن، زیرا رذایل در باطن ذات تو نهاده شده اند». همچنین آن حضرت در جای دیگر فرموده اند: «نفس خودت را به انجام دادن کارهای خوب و تحمل سنگینی بار غرامت عادت ده، تا نفست شریف شود، آخرتت آباد گردد و ستایش کنندگانت زیاد شوند».
امام خمینی(ره) در این باره می نویسد: «بهترین علاج ها که علمای اخلاق و اهل سلوک برای این مفاسد اخلاقی فرموده اند، این است که هر یک از این ملکات زشت را که در خود می بینی، در نظر بگیری و برخلاف آن تا چندی مردانه قیام و اقدام کنی، و همت بگماری برخلاف نفس تا مدتی، و برخلاف آن خواهش رذیله رفتار کنی، مسلماً بعد از مدت قلیلی، آن خلق زشت رفع شده و شیطان و جندش از این سنگر فرار کرده جنود رحمانی به جای آنها برقرار می شود. (چهل حدیث امام خمینی(ره)، ص 52)
8-مواخذه و تنبیه
تعدیل غریزه جنسی به نحو اجمال با دو مشکل اساسی روبه روست: نخست آنکه، طبیعت بشری باتوجه به بعد مادی و حیوانی اش، میل به ارضای به قید و شرط تمایلات نفسانی دارد و بدیهی است که تعدیل غریزه جنسی، به معنای مهار و کنترل آن و مقابله با زیاده خواهی جنسی است.
و سختی این کار بر کسی پوشیده نیست. علاوه بر این که اگر کسی مدتی از عمر خویش را با بعضی از انحراف های جنسی گذرانده باشد، برای او طبیعت ثانوی ایجاد کرده و مبارزه با آن عادت و نهادینه کردن عادت های پسندیده درنهایت دشواری و صعوبت است. با توجه به این دو چالش مذکور، آدمی گذشته از همت والا به محرک هایی نیازمند است، تا نفس مایل به تنبلی و رکود را به حرکت و تلاش وادارد و در طریق مجاهدت با نفس ثابت قدم و مقاوم گرداند. در این میان، مهم ترین محرک، تنبیه و مجازات و به تعبیر علمای اخلاق، معاتبه و معاقبه نفس است. مجازات خویشتن در برابر زیاده خواهی جنسی از ملامت شروع می شود و سپس به مراحل شدیدتر مانند محروم کردن خویشتن از بعضی لذائذ زندگی در یک مدت معین منتهی می گردد. بنابراین برای مقابله با طغیان غریزه جنسی گاهی لازم است عقوبت هایی در نظر گرفته شود تا نفس سرکش تادیب گردد. امام علی(ع): در شرح یکی از اوصاف پرهیزگاران می فرماید:
«هرگاه نفس، او را در انجام دادن وظایفی که خوش ندارد سرکشی کند، او هم از آنچه دوست دارد و محرومش می سازد و از این طریق نفس سرکش را مجازات می کند.» (نهج البلاغه، خطبه 193)
در جای دیگر آن حضرت می فرماید: «هنگامی که نفس بر تو سخت گیرد، تو هم بر او سخت گیر تا در برابر تو تسلیم گردد.» (غررالحکم و دررالکلم، ج 1، ص 319)
در حالات فقیه بزرگ آیت الله بروجردی نقل شده که هرگاه عصبانی می شد، بلافاصله از همین پرخاش مختصر پشیمان شده و در مقام عذرخواهی و جبران برمی آمد و طبق نذری که داشت، فردای آن روز را برای جبران این کار روزه می گرفت و به این ترتیب خود را در برابر این کار کوچک معاقبه می فرمود. (اخلاق در قرآن، مکارم شیرازی، ج 1، ص 264)
آری مراقبه و محاسبه، در صورتی تأثیر دارد که معاقبه و کیفرهای مناسب برای هوا و هوس های سرکش درنظر گرفته شود وگرنه اثر آن بسیار ضعیف خواهد بود.
|
موانع استجابت دعا
|
مردان الهی نه به طرف لهوولغومیروندونه لهوولغومیتواندبه سمت آنهابرودونه شیطان میتواندواردحرم امن ایشان بشود.*حضرت آیت الله جوادی آملی)*
خدایا به روح قدسی این مرجع عالیقدر و عارف عامل رشحهای از آنچه به او به برکت یک عمر اخلاص و مراقبت نفس عطا فرمودی به ما ـ هرچند لیاقتش را نداریم ـ اما به کرمت عنایت فرما و روح بلند و فردوسی او را به پاس همه سختیهایی که به نفس خود در دنیا چشاند، بر سفره آرامش و رحمت بیپایانت میهمان کن. آمین یا ربّ العالمین.(گلواژه این دعابه قلم :علیرضا مخبردزفولی) - .*.هاتف.*.
ای نوح ای ولایت کشتی نشین/
ای موج موج خطبه تو آتشین/
امروز موج حادثه در دست توست/
توفان ما اشارت انگشت توست/
باز هم تکرار مکر عام و خاص/
یک علی با بی نهایت عمروعاص/
یک علی مظلوم همچون جد خویش/
ظلم هایی دیده اندر حد خویش/
کیستند این عمروعاصان شقی/
کفر کیشان به ظاهر متقی/
*مرحوم اقاسی*
|
انتخابات مجلس و امنیت کشور
آنچه در سخنان مقام معظم رهبری درخطبه نماز عید مشهود بود، نگرانی از چالشی است که انتخابات مجلس پیش رو می تواند برای امنیت کشور در برداشته باشد و دراین مطلب تلاش برتبار شناسی آن هشدار است. 1-مسلماً وقتی دو واژه «انتخابات» و «امنیت» درکنار هم می آید، اذهان خواسته و ناخواسته متوجه حواشی بعد از انتخابات 88 می شوند و اینکه چگونه منافع دشمنان بیرونی و خواص آلوده با هم گره می خورد و کینه توزان و نیز فریب خوردگان داخلی نقش پیاده نظام پروژه تقلب در انتخابات (گام اول براندازی) را برعهده می گیرند. در بررسی این واقعه و علل و «عوامل» آن سخن ها گفته و قلم ها زده شده و لازم به تکرار آن نیست. ضمن اینکه روشنگری های صورت گرفته از 2 سال گذشته تاکنون و ان شاءالله تا اسفند 90 و ما بعد آن، به نظر می رسد جایی برای تکرار این سیاست نخ نما شده باقی نمی گذارد و دیگر خیز برداشتن رسانه ای دشمنان و پادوهای داخلی آنان بر تهدید «تحریم» و تهمت «تقلب» و در نتیجه ایجاد زمینه ذهنی برای زیر سوال بردن نتیجه و دست آوردهای انتخابات اثر و جایگاهی نخواهد داشت. چرا که اثر آن واکسیناسیون سیاسی هنوز پا برجاست و البته احتیاط شرط عقل، و غفت موجب ندامت است. 2- خود مشغولی مسئولان، توجه حواس کاندیداهای آتی (نمایندگان و مدیران فعلی) به حوزه های انتخابیه مدنظر، نمایش های سیاسی عوام پسند و تخصیص نا بجا و بعضاً غیر ضروری منابع مالی به حوزه های انتخابیه، آن هم بدون در نظر گرفتن اولویت ها، خطری جدی است که اقتصاد کشور را تهدید می کند و با توجه به سایه سنگین تحریم ها، امنیت اقتصادی کشور را نشانه رفته است. در این زمینه لازم است دولت محترم بسیار زودتر از موعد مقرر لایحه بودجه سال 91 را تقدیم مجلس کند تا هم لایحه دولت و هم تغییرات مجلس، فرصت نظارت عمومی را پیدا کند و خدایی نکرده نمایندگان محترم «ضیق» وقت را بهانه سهل انگاری نکنند و تعطیلات نوروز فرصت نقد را از مصوبه سلب نکند، دراین میان صدا و سیما به عنوان رسانه ای که بالاترین ضریب نفوذ را میان مردم دارد نقش بسیار مهمی را می تواند درکنترل اعمال خلاف مصلحت درمقوله بودجه داشته باشد. 3- زد و خوردهای جناح های مختلف وسران کشور که با نزدیکی به موعد انتخابات قاعدتاً بیشتر هم خواهد شد، علاوه بر اینکه موجب سلب اعتماد عمومی و دلسردی مردم می شود،خطر بزرگی را پیش روی کشور قرار می دهد که با ذکر یک نمونه عینی شرح آن خواهد گذشت. سال 59 و در زمان ریاست جمهوری بنی صدر درحالی که شهیدان رجایی و بهشتی، نخست وزیر و رئیس دستگاه قضای وقت بودند، حضرت امام با علمی که به خائن بودن طیف بنی صدر و خادم بودن همراهان رجایی و بهشتی داشتند، با این حال توصیه مدام و مؤکدشان وحدت و همدلی میان مردم و خصوصاً مسئولان بود. بله، وحدت و همدلی با یکدیگر و سکوت در مقابل خائنی به نام ابوالحسن بنی صدر. درنگاه اول شاید این سخن قابل هضم نباشد، اما وقتی عنصر خارجی آن روزگار، یعنی رژیم بعث عراق و تحرکات مرزی صدام را به عنوان مؤلفه ای دراین معادله درنظر بگیریم، آن هنگام دیگر تردیدی در درستی توصیه های امام نمی ماند. صدامیان که انقلاب، تبعات و نیز حوادث تلخ و دشمن ساخته آن را سبب ضعف کشور دیده بودند، با مشاهده اختلافات به وجود آمده دربالاترین سطوح نظام، مهر تصویب بر ایده پلید خود زدند و علیه کشور آتشی برافروختند که تر و خشک را با هم می بلعید. حتی در نمونه ای دیگر و در بحبوحه جنگ تحمیلی، آیت الله خامنه ای، رئیس جمهور وقت، به توصیه امام حاضر به حضور مجدد میرحسین موسوی برمسند نخست وزیری شدند. چرا که تغییر نخست وزیر و کولی بازی هایی که درشکست امروزه از موسوی دیدیم، آن روز بسیار برای کشورگرانتر می بود و معلوم نبود که آن زمان و در شرایط شکننده بتوانیم هم زمان از پس جبهه کفر خارجی و جبهه نفاق داخلی برآییم. اینک خاورمیانه آبستن حوادث عجیبی است و به قول آقا «دنیای اسلام هم در این ماه های اخیر، حوادث بزرگی را دارد از سر می گذراند»، درحالی که دولت های تغییر یافته و حکومت های تازه برافراشته، به ایران نظام برخاسته از انقلاب اسلامی، به عنوان یک مدل قابل الگو گیری می نگرند، نباید با وجود و مخصوصاً بروز اختلافات، دلسردی از این رویکرد را سبب شد. امروز قدرت های استکباری با توجه به سرعت بالای ایران در دستیابی به فناوری های نوین و افزایش اقتدار منطقه ای، خود را آماده قماری بزرگ در برخورد با ایران می کنند:«یا امروز یا هیچ وقت». ائتلاف بزرگ کشورهای غربی و عربی وتدارک برخورد نظامی - در صورت شکست پروژه براندازی- با سوریه مطابق الگوی جنگ 33روزه طراحی شده:«اول متحدان ایران سپس ایران بدون متحد». اظهارات اخیر رئیس جمهور عیاش و سبک سر فرانسه نیز ترجمه فرانسوی سخنان سران آمریکا و اسرائیل است؛ از تحریم های به خیال خودشان «فلج کننده» آمریکا گرفته تا بزرگ ترین مانور عمومی تاریخ رژیم صهیونیستی. آیا مجموعه دولت، مجلس، قوه مقننه و شهرداری از وضعیت امروز بی اطلاع اند؟«هر که مالک تر، ساکت تر.»«احمد قدیری» |
رمضان مى رود و مى بَرد از کف ما/
آن که سى روز صفا یافت از او محفل ما/
رمضان رفت و دریغا که به امضا نرسد/
طاعتِ ناقصِ ما، روزه ناقابل ما/
رمضان، عقده گشا بود گنه کاران را/
واى اگر او رود و حل نشود مشکل ما /
واى بر ما اگر از این همه نعمت نبوَد/
جز یکى جرعه آب و لب نان حاصل *

|
دعاى وداع ماه مبارک رمضان. اَللّهُمَّ اِنَّکَ قُلْتَ فى کِتابِکَ الْمُنْزَلِخدایا تو فرمودى در قرآنت که نازل فرمودى :شَهْرُ رَمَضانَ الَّذى اُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُوَهذا شَهْرُ رَمَضانَ وَقَدْ تَصَرَّمَ((ماه رمضانى که نازل شد در آن ماه قرآن )) و این ماه رمضان است که گذشتفَاَسْئَلُکَ بِوَجْهِکَ الْکَریمِ وَکَلِماتِکَالتّآمَّةِ اِنْ کانَ بَقِىَ عَلَىَّ ذَنْبٌ لَمْپس از تو خواهم به ذات بزرگوارت و کلمات تامه و کاملت که اگر گناهى به گردن من باقى ماندهتَغْفِرْهُلى اَوْتُریدُ اَنْ تُعَذِّبَنى عَلَیْهِاَوْ تُقایِسَنى بِهِ اَنْ [لا] یَطْلُعَ فَجْرُکه آنرا نیامرزیده اى یا مى خواهى مرا به جرم آن عذاب کنى یا بدان مرا بسنجى (مى خواهم ) که طلوع نکند سپیده دمهذِهِ اللَّیْلَةِ اَوْ یَتَصَرَّمَ هذَاالشَّهْرُ اِلاّ وَقَدْ غَفَرْتَهُ لى یا اَرْحَمَاین شب یا بگذرد این ماه جز آنکه آمرزیده باشى آنرا از من اى مهربانترینالرّاحِمینَ اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ بِمَحامِدِکَکُلِّها اَوَّلِها وَآخِرِها ما قُلْتَمهربانان خدایا ستایش تو را است به همه ستایش هایت آغازش و انجامش چه آن ستایشهایى کهلِنَفْسِکَ مِنْها وَما قالَ الْخَلاَّئِقُ الْحآمِدُونَالْمُجْتَهِدُونَ الْمَعْدُودُونَخودت براى ذات خود بیان کرده اى و چه آنها که آفریدگان ستایش کننده و کوشا و معدودىالْمُوَفِّرُونَ ذِکْرَکَ وَالشُّکْرَ لَکَالَّذینَ اَعَنْتَهُمْ عَلى اَدآءِ حَقِّکَ مِنْکه بسیار یاد تو کنند و سپاست گزارند به زبان آرند آنانکه یاریشان کردى بر اداى حق خود ازاَصْنافِ خَلْقِکَ مِنَ الْمَلاَّئِکَةِالْمُقَرَّبینَ وَالنَّبِیّینَ وَالْمُرْسَلینَطبقات مختلف آفریدگانت از فرشتگان مقرب و پیمبران و مرسلینوَاَصْنافِ النّاطِقینَ وَالْمُسَبِّحینَلَکَ مِنْ جَمیعِ الْعالَمینَ على اَنَّکَو طبقات دیگر از گویندگان و تسبیح کنندگانت از همه مردم عالم (ستایشت کنم ) بر اینکهبَلَّغْتَنا شَهْرَ رَمَضانَ وَعَلَیْنازیر بار نعمتهاى تو بودیم و در نزد ما بود بهره هاى تووَاِحْسانِکَ وَتَظاهُرِ امْتِنانِکَفَبِذلِکَ لَکَ مُنْتَهَى الْحَمْدِ الْخالِدِو احسانت و منّت هاى پى در پیت و به همین جهت تو را ستایش کنم به آخرین حد ستایش ستایشى جاویدانالدّآئِمِ الرّاکِدِ الْمُخَلَّدِ السَّرْمَدِالَّذى لا یَنْفَدُ طُولَ الاَْبَدِ جَلَّ ثَنآئُکَو دائمى و ماندنى و همیشگى و بى حد و انتهایى که تا ابد پایان نداشته باشد، براستى که برجسته است ثناى تواَعَنْتَنا عَلَیْهِ حَتّى قَضَیْتَ عَنّا صِیامَهُوَقِیامَهُ مِنْ صَلوةٍ وَما کانَ مِنّاکه ما را یارى کردى بر انجام فرائض این ماه تا بخوبى گذراندى از ما روزه و نمازش را و همچنین اعمال نیک دیگرى کهفیهِ مِنْ بِرٍّ اَوْ شُکْرٍ اَوْ ذِکْرٍاَللّهُمَّ فَتَقَبَّلْهُ مِنّا بِاَحْسَنِ قَبُولِکَدر این ماه از ما سر زد از نیکوکارى یا سپاسگزارى یا ذکرى خدایا پس آنها را بپذیر از ما به بهترین پذیرش خودوَتَجاوُزِکَ وَعَفْوِکَ وَصَفْحِکَ وَغُفْرانِکَ وَحَقیقَةِ رِضْوانِکَ حَتّىو بهترین گذشت و عفو و چشم پوشى و آمرزش و حقیقت خوشنودیت تا به حدى کهتُظَفِّرَنا فیهِ بِکُلِّ خَیْرٍ مَطْلُوبٍوَجَزیلِ عَطآءٍ مَوْهُوبٍ وَتُوقِیَنا فیهِبرسانى ما را در این ماه به هر خوبى و خیرى که مطلوب ما است و به عطاى شایانى که ببخشى و نگاهمان دارى در آنمِنْ کُلِّ مَرْهُوبٍ اَوْ بَلاَّءٍ مَجْلُوبٍاَوْ ذَنْبٍ مَکْسُوبٍ اَللّ هُمَّ اِنّىاز هر چیز هراسناک یا بلایى که بر سرمان آید یا گناهى که بهم رسد خدایا از تو خواهماَسْئَلُکَ بِعَظیمِ ما سَئَلَکَ بِهِاَحَدٌ مِنْ خَلْقِکَ مِنْ کَریمِ اَسْمآئِکَبه بزرگترین چیزى که یکى از آفریدگانت از تو درخواست کنند از نامهاىوَجَمیلِ ثَنآئِکَ وَخآصَّةِ دُعآئِکَاَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍبزرگوارت و از ثناى برجسته ات و از دعاى مخصوصت که درود فرستى بر محمد و آل محمدوَاَنْ تَجْعَلَ شَهْرَنا هذا اَعْظَمَ شَهْرِرَمَضانَ مَرَّ عَلَیْنا مُنْذُ اَنْزَلْتَنا اِلَىو دیگر آنکه بگردانى این ماه رمضان را بزرگترین ماه رمضانى که بر ما گذشته است از آن روزى که ما را به اینالدُّنْیا بَرَکَةً فى عِصْمَةِ دینى وَخَلاصِ نَفْسى وَقَضآءِ حَوآئِجىدنیا آورده اى تاکنون از این نظر که آنرا برکتى قرار دهى در ضمن نگهدارى دینم و رهایى خودم (از دوزخ )وَتُشَفِّعَنى فى مَسآئِلى وَتَمامِالنِّعْمَةِ عَلَىَّ وَصَرْفِ السّوَُّءِ عَنّىو برآوردن حاجاتم و دیگر آنکه شفاعتم را بپذیرى در خواسته هایم و کامل کردن نعمتت را بر منوَلِباسِ الْعافِیَةِ لى فیهِ وَاَنْتَجْعَلَنى بِرَحْمَتِکَ مِمَّنْ خِرْتَ لَهُ لَیْلَةَو گرداندن بدى را از من و پوشاندن لباس عافیت را در این ماه بر من و مرا به رحمت خود از آن کسانى قرار دهى که شبالْقَدْرِ وَجَعَلْتَها لَهُ خَیْراً مِنْ اَلْفِشَهْرٍ فى اَعْظَمِ الاَْجْرِ وَکَرآئِمِقدر را که بهتر از هزار ماه گردانیدى براى آنها اختیار کرده اى در بزرگترین پاداش و گرامى ترینالذُّخْرِ وَحُسْنِ الشُّکْرِ وَطُولِالْعُمْرِ وَدَوامِ الْیُسْرِ اَللّهُمَّ وَاَسْئَلُکَذخائر و سپاسگزارى نیک و طول عمر و آسودگى همیشگى خدایا و از تو خواهمبِرَحْمَتِکَ وَطَوْلِکَ وَعَفْوِکَوَنَعْمآئِکَ وَجَلالِکَ وَقَدیمِ اِحْسانِکَبه رحمتت و به بخشش و گذشتت و نعمتهاى (بسیار) و جلال و احسان دیرینهوَامْتِنانِکَ اَنْ لا تَجْعَلَهُ آخِرالْعَهْدِمِنّا لِشَهْرِ رَمَضانَ حَتّى تُبَلِّغَناهُو منت گذاریت که این ماه را آخرین ماه رمضان ما قرار ندهى تا اینکه برسانى ما رامِنْ قابِلٍ عَلى اَحْسَنِ حالٍ وَتُعَرِّفَنى هِلالَهُ مَعَ النّاظِرینَ اِلَیْهِبدان در سال آینده به بهترین حال و نشان دهى به من ماه نو این ماه را به همراه بینندگان آنوَالْمُعْتَرِفینَ لَهُ فى اَعْفى عافِیَتِکَوَاَنْعَمِ نِعْمَتِکَ وَاَوْسَعِ رَحْمَتِکَو اعتراف کنندگان به حق آن در بهترین عافیت و تندرستى که به من داده و کاملترین نعمتت و فراخترین رحمتتوَاَجْزَلِ قِسَمِکَ یا رَبِّىَ الَّذىلَیْسَ لى رَبُّ غَیْرُهُ لا یَکُونُ هذَاو شایانترین بهره هایت اى پروردگار من که جز او پروردگارى ندارم چنان نباشد که اینالْوَداعُ مِنّى لَهُ وَداعَ فَنآءٍ وَلاآخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِلِقآءٍ حَتّى تُرِیَنیهِ مِنْوداعى که من از این ماه مى کنم وداع فنا و مرگ من و آخرین بار دیدار من از این ماه باشد بلکه در سال آینده نیز آنانراقابِلٍ فى اَوْسَعِ النِّعَمِ وَاَفْضَلِ الرَّجآءِ وَاَ نَا لَکَ عَلى اَحْسَنِ الْوَفآءِبه ما بنمایان در فراخترین نعمتها و بهترین امیدها و در حالى که من (نسبت به تو) وفادارتر باشماِنَّکَ سَمیعُ الدُّعآءِ اَللّهُمَّ اسْمَعْدُعآئى وَارْحَمْ تَضَرُّعى وَتَذَلُّلىکه براستى تویى شنواى دعاها خدایا دعایم را اجابت کن و به تضرع و زارى و خواریملَکَ وَاسْتِکانَتى وَتَوَکُّلى عَلَیْکَوَاَنَا لَکَ مُسَلِّمٌ لا اَرْجُو نَجاحاً وَلادر برابرت و مستمندى و توکلى که بر تو دارم رحم کن و من تسلیم جناب توام که امید ندارم به موفقیتمُعافاةً وَلا تَشْریفاً وَلا تَبْلیغاً اِلاّبِکَ وَمِنْکَ وَامْنُنْ عَلَىَّ جَلَّ ثَنآؤُکَو تندرستى و نه به شرافت و مقامى برسم جز بوسیله تو و از جانب تو و منت نه بر من اى که ثنایتوَتَقَدَّسَتْ اَسْمآئُکَ بِتَبْلیغى شَهْرَرَمَضانَ وَاَنَا مُعافاً مِنْ کُلِّ مَکْرُوهٍبرجسته و نامهایت منزه است باینکه برسانى مرا به ماه رمضان در حالى که سالم باشم از هر ناراحتىوَمَحْذُورٍ مِنْ جَمیعِ الْبَوائِقِ اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى اَعانَنا عَلى صِیامِ هذَاو گرفتارى و از تمام ناگواریها و ناملایمات ستایش خدایى را که کمک داد ما را بر روزه اینالشَّهْرِ وَقِیامِهِ حَتّى بَلَّغَنى آخِرَ لَیْلَةٍ مِنْهُ
|
|
|
شرح دعای وداع با ضیافت الهی در بیان آیت الله جوادی آملی امام سجاد (سلام الله علیه) ماه مبارک رمضان را عید اولیاء الله می داند. در صحیفه? سجّادیه دعایی درباره وداع ماه مبارک رمضان وجود دارد که در مقدمه? این دعا حضرت، کلیّات نعمت های الهی را می شمارد و این که بخشش های خدای سبحان ابتدایی است، نه از روی استحقاق. بعد از آن مقدمه می فرماید: «یکی از بهترین بخشش های خداوند سبحان، ماه مبارک رمضان و روزه? این ماه است» .[1] |
رمضان مى رود و مى بَرد از کف ما/
آن که سى روز صفا یافت از او محفل ما/
رمضان رفت و دریغا که به امضا نرسد/
طاعتِ ناقصِ ما، روزه ناقابل ما/
رمضان، عقده گشا بود گنه کاران را/
واى اگر او رود و حل نشود مشکل ما /
واى بر ما اگر از این همه نعمت نبوَد/
جز یکى جرعه آب و لب نان حاصل *
|
دعاى وداع ماه مبارک رمضان. اَللّهُمَّ اِنَّکَ قُلْتَ فى کِتابِکَ الْمُنْزَلِخدایا تو فرمودى در قرآنت که نازل فرمودى :شَهْرُ رَمَضانَ الَّذى اُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُوَهذا شَهْرُ رَمَضانَ وَقَدْ تَصَرَّمَ((ماه رمضانى که نازل شد در آن ماه قرآن )) و این ماه رمضان است که گذشتفَاَسْئَلُکَ بِوَجْهِکَ الْکَریمِ وَکَلِماتِکَالتّآمَّةِ اِنْ کانَ بَقِىَ عَلَىَّ ذَنْبٌ لَمْپس از تو خواهم به ذات بزرگوارت و کلمات تامه و کاملت که اگر گناهى به گردن من باقى ماندهتَغْفِرْهُلى اَوْتُریدُ اَنْ تُعَذِّبَنى عَلَیْهِاَوْ تُقایِسَنى بِهِ اَنْ [لا] یَطْلُعَ فَجْرُکه آنرا نیامرزیده اى یا مى خواهى مرا به جرم آن عذاب کنى یا بدان مرا بسنجى (مى خواهم ) که طلوع نکند سپیده دمهذِهِ اللَّیْلَةِ اَوْ یَتَصَرَّمَ هذَاالشَّهْرُ اِلاّ وَقَدْ غَفَرْتَهُ لى یا اَرْحَمَاین شب یا بگذرد این ماه جز آنکه آمرزیده باشى آنرا از من اى مهربانترینالرّاحِمینَ اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ بِمَحامِدِکَکُلِّها اَوَّلِها وَآخِرِها ما قُلْتَمهربانان خدایا ستایش تو را است به همه ستایش هایت آغازش و انجامش چه آن ستایشهایى کهلِنَفْسِکَ مِنْها وَما قالَ الْخَلاَّئِقُ الْحآمِدُونَالْمُجْتَهِدُونَ الْمَعْدُودُونَخودت براى ذات خود بیان کرده اى و چه آنها که آفریدگان ستایش کننده و کوشا و معدودىالْمُوَفِّرُونَ ذِکْرَکَ وَالشُّکْرَ لَکَالَّذینَ اَعَنْتَهُمْ عَلى اَدآءِ حَقِّکَ مِنْکه بسیار یاد تو کنند و سپاست گزارند به زبان آرند آنانکه یاریشان کردى بر اداى حق خود ازاَصْنافِ خَلْقِکَ مِنَ الْمَلاَّئِکَةِالْمُقَرَّبینَ وَالنَّبِیّینَ وَالْمُرْسَلینَطبقات مختلف آفریدگانت از فرشتگان مقرب و پیمبران و مرسلینوَاَصْنافِ النّاطِقینَ وَالْمُسَبِّحینَلَکَ مِنْ جَمیعِ الْعالَمینَ على اَنَّکَو طبقات دیگر از گویندگان و تسبیح کنندگانت از همه مردم عالم (ستایشت کنم ) بر اینکهبَلَّغْتَنا شَهْرَ رَمَضانَ وَعَلَیْنازیر بار نعمتهاى تو بودیم و در نزد ما بود بهره هاى تووَاِحْسانِکَ وَتَظاهُرِ امْتِنانِکَفَبِذلِکَ لَکَ مُنْتَهَى الْحَمْدِ الْخالِدِو احسانت و منّت هاى پى در پیت و به همین جهت تو را ستایش کنم به آخرین حد ستایش ستایشى جاویدانالدّآئِمِ الرّاکِدِ الْمُخَلَّدِ السَّرْمَدِالَّذى لا یَنْفَدُ طُولَ الاَْبَدِ جَلَّ ثَنآئُکَو دائمى و ماندنى و همیشگى و بى حد و انتهایى که تا ابد پایان نداشته باشد، براستى که برجسته است ثناى تواَعَنْتَنا عَلَیْهِ حَتّى قَضَیْتَ عَنّا صِیامَهُوَقِیامَهُ مِنْ صَلوةٍ وَما کانَ مِنّاکه ما را یارى کردى بر انجام فرائض این ماه تا بخوبى گذراندى از ما روزه و نمازش را و همچنین اعمال نیک دیگرى کهفیهِ مِنْ بِرٍّ اَوْ شُکْرٍ اَوْ ذِکْرٍاَللّهُمَّ فَتَقَبَّلْهُ مِنّا بِاَحْسَنِ قَبُولِکَدر این ماه از ما سر زد از نیکوکارى یا سپاسگزارى یا ذکرى خدایا پس آنها را بپذیر از ما به بهترین پذیرش خودوَتَجاوُزِکَ وَعَفْوِکَ وَصَفْحِکَ وَغُفْرانِکَ وَحَقیقَةِ رِضْوانِکَ حَتّىو بهترین گذشت و عفو و چشم پوشى و آمرزش و حقیقت خوشنودیت تا به حدى کهتُظَفِّرَنا فیهِ بِکُلِّ خَیْرٍ مَطْلُوبٍوَجَزیلِ عَطآءٍ مَوْهُوبٍ وَتُوقِیَنا فیهِبرسانى ما را در این ماه به هر خوبى و خیرى که مطلوب ما است و به عطاى شایانى که ببخشى و نگاهمان دارى در آنمِنْ کُلِّ مَرْهُوبٍ اَوْ بَلاَّءٍ مَجْلُوبٍاَوْ ذَنْبٍ مَکْسُوبٍ اَللّ هُمَّ اِنّىاز هر چیز هراسناک یا بلایى که بر سرمان آید یا گناهى که بهم رسد خدایا از تو خواهماَسْئَلُکَ بِعَظیمِ ما سَئَلَکَ بِهِاَحَدٌ مِنْ خَلْقِکَ مِنْ کَریمِ اَسْمآئِکَبه بزرگترین چیزى که یکى از آفریدگانت از تو درخواست کنند از نامهاىوَجَمیلِ ثَنآئِکَ وَخآصَّةِ دُعآئِکَاَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍبزرگوارت و از ثناى برجسته ات و از دعاى مخصوصت که درود فرستى بر محمد و آل محمدوَاَنْ تَجْعَلَ شَهْرَنا هذا اَعْظَمَ شَهْرِرَمَضانَ مَرَّ عَلَیْنا مُنْذُ اَنْزَلْتَنا اِلَىو دیگر آنکه بگردانى این ماه رمضان را بزرگترین ماه رمضانى که بر ما گذشته است از آن روزى که ما را به اینالدُّنْیا بَرَکَةً فى عِصْمَةِ دینى وَخَلاصِ نَفْسى وَقَضآءِ حَوآئِجىدنیا آورده اى تاکنون از این نظر که آنرا برکتى قرار دهى در ضمن نگهدارى دینم و رهایى خودم (از دوزخ )وَتُشَفِّعَنى فى مَسآئِلى وَتَمامِالنِّعْمَةِ عَلَىَّ وَصَرْفِ السّوَُّءِ عَنّىو برآوردن حاجاتم و دیگر آنکه شفاعتم را بپذیرى در خواسته هایم و کامل کردن نعمتت را بر منوَلِباسِ الْعافِیَةِ لى فیهِ وَاَنْتَجْعَلَنى بِرَحْمَتِکَ مِمَّنْ خِرْتَ لَهُ لَیْلَةَو گرداندن بدى را از من و پوشاندن لباس عافیت را در این ماه بر من و مرا به رحمت خود از آن کسانى قرار دهى که شبالْقَدْرِ وَجَعَلْتَها لَهُ خَیْراً مِنْ اَلْفِشَهْرٍ فى اَعْظَمِ الاَْجْرِ وَکَرآئِمِقدر را که بهتر از هزار ماه گردانیدى براى آنها اختیار کرده اى در بزرگترین پاداش و گرامى ترینالذُّخْرِ وَحُسْنِ الشُّکْرِ وَطُولِالْعُمْرِ وَدَوامِ الْیُسْرِ اَللّهُمَّ وَاَسْئَلُکَذخائر و سپاسگزارى نیک و طول عمر و آسودگى همیشگى خدایا و از تو خواهمبِرَحْمَتِکَ وَطَوْلِکَ وَعَفْوِکَوَنَعْمآئِکَ وَجَلالِکَ وَقَدیمِ اِحْسانِکَبه رحمتت و به بخشش و گذشتت و نعمتهاى (بسیار) و جلال و احسان دیرینهوَامْتِنانِکَ اَنْ لا تَجْعَلَهُ آخِرالْعَهْدِمِنّا لِشَهْرِ رَمَضانَ حَتّى تُبَلِّغَناهُو منت گذاریت که این ماه را آخرین ماه رمضان ما قرار ندهى تا اینکه برسانى ما رامِنْ قابِلٍ عَلى اَحْسَنِ حالٍ وَتُعَرِّفَنى هِلالَهُ مَعَ النّاظِرینَ اِلَیْهِبدان در سال آینده به بهترین حال و نشان دهى به من ماه نو این ماه را به همراه بینندگان آنوَالْمُعْتَرِفینَ لَهُ فى اَعْفى عافِیَتِکَوَاَنْعَمِ نِعْمَتِکَ وَاَوْسَعِ رَحْمَتِکَو اعتراف کنندگان به حق آن در بهترین عافیت و تندرستى که به من داده و کاملترین نعمتت و فراخترین رحمتتوَاَجْزَلِ قِسَمِکَ یا رَبِّىَ الَّذىلَیْسَ لى رَبُّ غَیْرُهُ لا یَکُونُ هذَاو شایانترین بهره هایت اى پروردگار من که جز او پروردگارى ندارم چنان نباشد که اینالْوَداعُ مِنّى لَهُ وَداعَ فَنآءٍ وَلاآخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِلِقآءٍ حَتّى تُرِیَنیهِ مِنْوداعى که من از این ماه مى کنم وداع فنا و مرگ من و آخرین بار دیدار من از این ماه باشد بلکه در سال آینده نیز آنانراقابِلٍ فى اَوْسَعِ النِّعَمِ وَاَفْضَلِ الرَّجآءِ وَاَ نَا لَکَ عَلى اَحْسَنِ الْوَفآءِبه ما بنمایان در فراخترین نعمتها و بهترین امیدها و در حالى که من (نسبت به تو) وفادارتر باشماِنَّکَ سَمیعُ الدُّعآءِ اَللّهُمَّ اسْمَعْدُعآئى وَارْحَمْ تَضَرُّعى وَتَذَلُّلىکه براستى تویى شنواى دعاها خدایا دعایم را اجابت کن و به تضرع و زارى و خواریملَکَ وَاسْتِکانَتى وَتَوَکُّلى عَلَیْکَوَاَنَا لَکَ مُسَلِّمٌ لا اَرْجُو نَجاحاً وَلادر برابرت و مستمندى و توکلى که بر تو دارم رحم کن و من تسلیم جناب توام که امید ندارم به موفقیتمُعافاةً وَلا تَشْریفاً وَلا تَبْلیغاً اِلاّبِکَ وَمِنْکَ وَامْنُنْ عَلَىَّ جَلَّ ثَنآؤُکَو تندرستى و نه به شرافت و مقامى برسم جز بوسیله تو و از جانب تو و منت نه بر من اى که ثنایتوَتَقَدَّسَتْ اَسْمآئُکَ بِتَبْلیغى شَهْرَرَمَضانَ وَاَنَا مُعافاً مِنْ کُلِّ مَکْرُوهٍبرجسته و نامهایت منزه است باینکه برسانى مرا به ماه رمضان در حالى که سالم باشم از هر ناراحتىوَمَحْذُورٍ مِنْ جَمیعِ الْبَوائِقِ اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى اَعانَنا عَلى صِیامِ هذَاو گرفتارى و از تمام ناگواریها و ناملایمات ستایش خدایى را که کمک داد ما را بر روزه اینالشَّهْرِ وَقِیامِهِ حَتّى بَلَّغَنى آخِرَ لَیْلَةٍ مِنْهُ
|
|
|
|
شرح دعای وداع با ضیافت الهی در بیان آیت الله جوادی آملی امام سجاد (سلام الله علیه) ماه مبارک رمضان را عید اولیاء الله می داند. در صحیفه? سجّادیه دعایی درباره وداع ماه مبارک رمضان وجود دارد که در مقدمه? این دعا حضرت، کلیّات نعمت های الهی را می شمارد و این که بخشش های خدای سبحان ابتدایی است، نه از روی استحقاق. بعد از آن مقدمه می فرماید: «یکی از بهترین بخشش های خداوند سبحان، ماه مبارک رمضان و روزه? این ماه است» .[1] |