بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله الکافی حسب الخلایق وحده و الحمدلله علی نعمه و استزید من کرمه و اشهد ان لااله الا هو الموصوف بقدمه و اشهد ان محمد عبده و رسول اطاوی اسموات بقدمه
اما بعد از ثنای خداوند متعال و درود بر بهترین فرزند آدم صلی الله علیه و سلم در نصیحت نامزدان ارباب مملکت شروع کنیم؛بحکم آنکه مخاطبان وبلاگ حقیر در این معنی تمنا کردند به فهم نزدیک و از تکلف دور!در جواب عزیزان در عهد جدید نبشتم بقدر طاقت کلمه ای چند!
1-نامزدانی که مشفق ملت درویش اند و نگهبان حریم کبریایی مقننه، بحکم آنکه عدل و احسان و جوانمردی اقتضا کند؛مگسترانند ایام آتی خوان کرم؛ که ملت ببرند از متاع ثمن!
زیرا آورده اند که شبی نامزدی خوان کرم گستراند تا ملت را نمک گیر کند و رایی به کف آرد! از این رو راه نداد بر سر سفره کس؛ مگر بر وی ثابت شد که سه جلت اش حق رای دارد! سفله کار را بدانجا رساند که طفل گدایی را لای در آنقدر فشردند تا همانجا قالب تهی کرد!
بی صفت بدین قدَر نمیدانست که کسی با خوردن چنین نانی نمک گیر نشود؛همانطور که مردم با خوردن شیر یارانه ای به جناب گاو مَحرم نشدند!
2-زیادت انتشار تمثال مبارک مکنند که عاقبت پشیمانی به بار آرد!
زیرا نیکمردی و جوانمردی افتضای آن دارد که صورت زیبای خود را آذین خیابانها مکنند،مگـر بقدر کفایت! تا عاقبت مغلوب کودکان خودکار بدست نشوند؛ که دائم در حال تغییر چهره نامزدانند!
3-وعده ی عظیم مدهند که مردم نیک و بد را معلوم کنند و در آن حال؛ هویِ ایشان در خطابه ی شما چنگ اندازی نماید!
هر چند که:
خداوند فرمان و رای و شکوه ز غوغای مردم نگردد ستوه
4-به هلاکت در آیی اگر چنان عهد قبل از انتخابات فعال نبودی و مثل جمله ای از فضلا در مجلس چرت همی زدی
درویشان تا بدان حد هم چشم امید دارند که یومی من الایام؛ آن انگشت مبارک را بر روی شستی فشار دهی، تا رایی از تو صادر گردد! اما بهوش باش که اگر بدان قدَر هم بقول فرنگی ها اکتیو نبودی،به تیر غیبی دچار شوی بی دوا!
رقعه هایم تمام گشته و جوهری نیست تا چندی دگر نصیحت ملوکانه ات بکنم! مع الوصف تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...
والله اعلم بالصواب و الیه مرجع المآب

روزهای انتخابات که می رسد دردل این جامعه اتفاقاتی می افتد که با روزهای قبل از آن تفاوت هایی دارد ؛
نه،فکر نکنید قصد دارم درباره شخص خاصی تبلیغ کنم که به او رای بدهید یا ندهید!اصلا چنین قصدی ندارم
اما روزهای انتخابات که می رسد همه (به جز متعصبین وشاید بعضی از نامزدها که می خواهند به هرقیمتی برنده شوند)باهم مهربان تر می شوند، صدا وسیما بیشتر به میان مردم می آید،سرودهای ملی از رسانه ها مکرر پخش می شود،می توانیم «ای ایران ای مرز پرگهر»را با صدای زیبای استاد بنان بشنویم و«نام جاوید وطن» را باصدای سالار عقیلی .
پوشش افراد دراین ایام اهمیتی ندارد وصدا وسیما درنشان دادن افرادبا آرایش وپوشش های مختلف حساسیت گذشته را به خرج نمی دهد ونامزدها هم از مواجهه با هرقشر وطبقه ای برای دریافت رای فروگذارنیستند
چرا که درابن روزها، همه اینها را «مردم» به حساب می آورند. دراین روزهاحساسیت مردم نسبت به منطقه وکشورشان حتی به صورت کوتاه مدت افزایش می یابد ویادشان می آید که«حق دارند»درباره رشد آماربیکاری وآلودگی محیط زیست ونیز مشکلات اجتماعی وفرهنگی «کسانی را»مورد سئوال قرار دهند ومی فهمند وباورمی کنندکه:
« مسئول یعنی کسی که
مورد سئوال قرارمی گیرد »
با فرارسیدن روزهای انتخابات آزادی عمل افراد درنقد مسئولان اجرایی وقانون گذار امر مذمومی شمرده نمی شود ومی توان افرادرا نقد کرد وبرنامه هایشان را مورد پرسش قرارداد
آنان نیز دراین روزها آری فقط دراین روزها خود را موظف می دانند به پرسش های«مردم»پاسخ درخوری بدهند، این که پاسخ آنان تاچه اندازه منطقی وقانع کننده است به اطلاعات «مردم» باز می گردد «مردم کم اطلاع» را با هر توجیه وترفندی می توان راضی کرد وفریب داد اما....
باگذشت بیش از سه دهه از برگزاری انتخابات درجمهوری اسلامی ایران به نظر می رسد رشد سیاسی ومهم تر از آن رشد اجتماعی مردم ما تا آنجا افزایش داشته که دیگر نمی توان مانند دهه اول انقلاب با معیارهایی مانند:متعهد،مبارز،مجاهد، و...از دیگران رای گرفت!
امروز مردم سیرتفکر وخط وربط سیاسی افراد را مورد ارزیابی قرارمی دهند ومعتقدند هرفرد دربیان دیدگاهها ودادن رای به هرپدیده ای نمی تواند فارغ از طرزتفکری که دارد عمل کند
امروزمردم از نامزدها برنامه طلب می کنند ومی پرسند
شما برای انجام وعده هایی که می دهید چه توانایی هایی
دارید،از اقتصاد چه می دانید؟
درکتان از روابط بین المللی چیست؟
در سمت های قبلی یا دوره های قبلی که برگزیده شده اید
درزمینه انتصاب مدیران لایق به مدیریت درهرسطحی که
اختیار عمل داشته اید چگونهعمل کرده اید؟
تصمیماتتان تاچه اندازه حقوق مردم را رعایت کرده وپاسخگو
بوده است ؟
عدالت را که درعبارات وگفته هایتان از آن دم می زنید
چگونه تعریف می کنید وبرای اجرای آن چه اقداماتی
کرده اید؟ و...
درجلسه ای یکی از حاضران به یکی از دواطلبان نمایندگی گفت:
یادتان باشد اگر برگزیده شدید باید ارتباطتان را بامردم قطع نکنید واین گونه نباشد که چهارسال دیگر برای اخذ رای شما راببینیم! ونامزد مورد نظر قول داد!که اینگونه نباشد! وارتباطش را با مردم قطع نکند!!این پرسش درستی بود اما ما «مردم» شریف یادمان می رود که خودمان جمع می شویم وکسی رابا سلام وصلوات به نمایندگی یا ریاست جمهوری برمی گزینیم وبعد به جای آن که اورا مستقیم وغیر مستقیم مورد ارزیابی وپرسش ونقد قراردهیم به دنبالش روان می شویم واز او «شخصیت غیرمتعارفی می سازیم» که به هیچ عنوان قابل نقد نیست این موقعیت را «مامردم» برای او فراهم کرده ایم شاید باورش کمی دشوار بیاید اما تازمانی که«مامردم» تغییر نکنیم اگر صدها باردیگرنمایندگان دیگری برای مجلس شورای اسلامی یا ریاست جمهوری برگزینیم به همین سرنوشت دچارخواهیم شد باید امروز برای تغییر خودمان که یکی از این «مردم» هستیم فکر جانانه ای بکنیم که فردا خیلی دیر است ....
انتخابات مجلس داره یواش یواش داغ و داغتر میشه..انتخاب درست نیاز به سعی و تلاش زیاد داره و باید بصیرت خاص داشت....مشکلاتی که الان در کشوره به خاطر وجود برخی مسئولینیه که از این جریان و بدون شناخت واقعی ما وارد مجلس شدند و به جای رسیدگی به کار مردم رفتند دنبال حزب و جناح و سیاسی کار صرف و غافل شدن از اون قولهایی که به مردم میدادند.33 سال کم سالی نیست..مردم ما لیاقت وضع خیلی بهتری از این دارند که شدنیه اگه همت نمایندگان باشه ... الان داریم میبینیم که قرانهای نفیس دست میگیرنو میرن خونه های مر
دم شهر روستا و هدیه میدن یه صاحب خانه ها..از مردم میخوان تا مشکلاتشون بگن...به تکایا و مساجد و مدارس کمک مالی میکنن.. نمیدونیم تا حالا کجا بودن... یعنی واقعا اینایی که قطعا مسئولیتی بزرگ داشتن و بین مردم هستن خبر از مشکلات شهر روستای خودشون ندارن....؟ ازفردی که چهار سال یا هشت سال نماینده مردمه نیازی داره راه بیفته خونه های بزرگای شهر روستا و براشون صحبت کنه در قالب تبلیغ غیر مستقیم..واقعا که...جدای از وضعیت اقتصادی مردم ما دغدغه حفظ نظام رو هم دارن....فتنه 88 و جبهه گیری در مقابل این جریان فتنه یک ازمون برای همه ماست تا بدونیم چه کسی رو می خواهیم به مجلس بفرستیم....ساده لوحی احمقانه ایی هست که اگر از این امر غافل بشیم و نادیدش بگیریم .در جامعه ما کسانی که پایبندبه ارزشهای انقلاب و اعتقاد به ولایت فقیه نداشته باشن همون مصداق نا محرمانی هستن که نباید انقلاب به دست اونا بیفته..( اشاره به وصیت نامه امام)
با توجه به فرموده امام ره مرفهین بی درد به دردمجلس نمیخورند و به فرموده امام خامنه ایی کسانی باید در راس امور باشند که با دستان پاک فسادر را پاک کنند.من و تو وظیفه ی سنگینی داریم .یکباره دیگر باید امتحانی بزرگ را پس دهیم...روز قدس خونه نشستی باشه...22 بهمن نذاشتی پوست صورتت سوز و سرمای زمستون رو بچشه اونهم باشه...مراسم ملی و مذهبی بوده و خودتو کنار کشیدی و توی خونه گرم و نرمت بودی با زهم باشه اما 12 اسفند 90 همت کن..روری تمام کسانی رو که ارزوی ویرانی ایران رودارند رو کم کن..غیرت به خرج بده..این بار توی صحنه باش ....
اینو گفتم که یه روزی نگی
خدایا منو به دنیا برگردون تا
اینجا پیش شهدا خجل نباشم
ایده های اشتباه در ازدواج

1- ازدواج به دلیل دوری از خانواده و پدر و مادر:
وقتی وضعیت در خانهی پدری، شوم و اندوهبار باشد، ازدواج یک راه گریز محسوب میشود. تعجبی ندارد که خیلیها این راه گریز را انتخاب میکنند؛ اما بهطور معمول، این مسیری است که شما را از چاله درآورده و به چاه میاندازد. یکی دو سال دیگر در خانهی پدر و مادر ماندن، بهتر از آن است که با نخستین پیشنهاد ازدواج، تن به تاهل دهید، چون آنوقت ممکن است شریک زندگیتان تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد.
2- ازدواج به دلیل نگرش یک جانبهی پدر و مادر شما به شخص مورد نظر:
البته جای تعجب دارد که پدر و مادر شما بهطور واقعی، همسر آیندهی شما را دوست بدارند؛ اما دوست داشتن این فرد از سوی آنان، دلیل کافی برای مدنظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نیست. سالهای آینده، زمانی که (بعد از 120 سال ) از میان شما رفتند، شما کماکان باید اسیر فرد رویاهای آنان باشید؛ فردی که شاید مرد یا زن رویاهای شما نباشد.
3- ازدواج فقط به دلیل پول و ثروت:
اگر شما شیفتهی فردی هستید که ثروتمند است و فقط به همین دلیل حاضرید با او ازدواج کنید و به دیگر ابعاد توجه نمیکنید، این ملاک مناسبی نمیباشد.ایدهی ازدواج کردن با یک فرد، بدون توجه به احساس و عاطفهی قلبی و فقط از روی نگاه مادی گرایانه، بهطور یقین، عقلانی نیست و اشتباه میباشد.
4- ازدواج به دلیل ترحم و دلسوزی به یک فرد:
گاهی انگیزهی فرد برای ازدواج، نجات دادن شخص مقابل از تنهایی، فشارهای زندگی، مشکلهای اقتصادی و اجتماعی و دلیلهای دیگر است.
برای نمونه، دختری که به پسری وابستگی شدید دارد، مسوولیت زندگی او از جمله کار، مسکن و مسائل مادی را میپذیرد. چنین انگیزههایی بعد از مدتی کوتاه، رو به خاموشی میرود و در نهایت، زندگی مشترک را با بحران مواجه میسازد.
5- ازدواج به دلیل خو گرفتن به ارتباط درطی زمان طولانی:
هنگامی که دو نفر پس از آشنایی، تصمیم به ازدواج با یکدیگر میگیرند، اشکالی ندارد؛ اما موقعی اجبار به دلیل «عادت محض» خطرناک میشود که دو نفر که با هم ازدواج کردهاند و بعد، از یکدیگر طلاق گرفته و به هم عادت کردهاند، تصمیم بگیرند دوباره شانس خود را امتحان کنند؛ مطمئن باشید هرگاه بار نخست، کارساز نبوده باشد، بار دوم نیز، کارساز نخواهد بود.
6- فردی که برای رسیدن به شما از همسرش جدا میشود:
بهطور معمول، اینگونه ازدواجها، زیاد دوام نخواهد آورد و پایهای برای یک رابطهی درازمدت نخواهد بود. فردی که به خاطر شخصی حاضر است به همسر یا نامزد خود خیانت کند، بهطور مسلم رابطهی آنان، استحکامی نخواهد داشت؛ زیرا کسی که توسط شما به فرد دیگری خیانت کرده، روزی نیز به خود شما خیانت خواهد کرد.
7- ازدواج، ابزاری برای دستیابی به خواستههای دیگر:
گاهی انگیزهی اصلی در تشکیل زندگی مشترک، عشق به فرد مقابل و نیاز روانشناختی به زیستن با فرد مقابل نیست؛ بلکه او وسیلهای برای رسیدن به هدفهای دیگر میشود.
برای نمونه، خانمی که دوست دارد در خارج از کشور زندگی کند، ممکن است با پیشنهاد فردی جهت ادامهی زندگی مشترک در خارج با او ازدواج کند؛ ولی مسائل فرهنگی، استرسهای متعددی را به دنبال داشته است؛ بنابراین گاهی ازدواج به خاطر ترس از تنهایی، از دست دادن زیبایی، از دست دادن پدر و مادر، کاهش شور زندگی و ... صورت میگیرد. در چنین فضایی، امکان سازگاری با مشکلهای زندگی، ضعیف بوده و در نهایت، ضریب ریسک این ازدواجها، بالا میباشد.
8- ازدواج به دلیل عشق سطحی و زودگذر:
گاهی دو نفر، چنان علاقهای به یکدیگر پیدا میکنند که گمان میبرند به راستی، عاشق هم هستند. وقتی هیجان با سرعت چشمگیری در رابطهها پیش برود، شناخت یکدیگر به روال عادی و تدریجی خود، پیش نمیرود؛ زیرا وقت کافی برای این امر وجود نداشته است.صراحت، صداقت و اعتمادی که لازمهی یک رابطهی محکم است، احتیاج به زمان دارد. یک آشنایی سریع، هر چهقدر هم که هیجانآور باشد، تنها یک صمیمیت ظاهری به بار میآورد که به آسانی با نزدیکی و صمیمیت واقعی، اشتباه میشود. به همین دلیل، ازدواجهایی که در کوتاهمدت اتفاق میافتند، ممکن است خطرهایی را به دنبال خواهند داشت.
9- ازدواج فقط به دلیل پدر و مادر شدن:
بدون شک، یکی از مهمترین عاملهای تحریک کننده برای ازدواج، این است که فرد، خود را پدر یا مادر ببیند و دوست داشته باشد که صاحب فرزندی شود؛ اما آیا به این موضوع آگاهی دارید که قادر هستید از لحاظ تربیتی، عاطفی، اخلاقی و مادی، شرایطی را برای هرچه بهتر تربیت شدن فرزندتان فراهم کنید؟ بیشک روزگار سپری میشود؛ بچهها بزرگ میشوند؛ ازدواج میکنند و به دنبال زندگی خویش میروند.آنگاه است که احساس میکنید باز شما هستید و تنهایی. پس فردی را انتخاب کنید که فقط در فکر این نباشید که با او صاحب فرزند شوید؛ بلکه شخصی باشد که در تمام مراحل زندگی، پا به پای شما، گام بردارد و مونس و همدم واقعیتان باشد.
10- ازدواج فقط به دلیل پایان دادن به دوران نامزدی:
دوران نامزدی دستکم، شرایطی را برای آگاهی زوجین از هم فراهم میآورد. تعدادی از افراد در این دوران، متوجه تفاوتهای بسیاری بین خود و فرد مقابل میشوند یا در این دوران، متوجه ناراحتی و یا مبتلا بودن فرد به یک اختلال روانی یا وابستگی او به مواد مخدر میشوند؛ اما با وجود آگاهی به این مسائل، بنا به دلیلهای فرهنگی از جمله اینکه به هم خوردن نامزدی را مساوی با بیآبرویی و از دست دادن حیثیت خود، قلمداد میکنند، تن به ازدواج میدهند.چنین تجربههایی در زندگی مشترک، بسیار بحرانزا بوده و احتمال جدایی آنان قابل پیشبینی است.
11- ازدواج فقط به دلیل زیبایی ظاهری:
اهمیت جذابیت جسمانی، به عنوان یک عامل مهم در دوستیها و مناسبهای اجتماعی، غیرقابل انکار است. به نظر میرسد افرادی که جذابیت ظاهری دارند، رفتارهای پسندیدهتر و ویژگیهای شخصیتی زیباتری هم داشته باشند. به خاطر چنین تصوری، تعداد زیادی از دختران و پسران، مجذوب جذابیت جسمانی هم میشوند، زمانی که اهمیت این عامل در معیارهای افراد برای تشکیل زندگی مشترک، بدون توجه به عاملهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و شخصیتی افراد لحاظ میشود، ضریب خطرپذیری چنین ازدواجهایی نیز به طور طبیعی، بالا خواهد رفت.
چقدر می ارزد؟
آقای رییس جمهور اخیرا در دیدار مشاوران جوان دستگاهها نقل به مضمون فرموده اند:مگر این نمایندگی مجلس چقدر می ارزد که همه برای آن بال بال میزنند؟
البته این ویژگی ممتاز رییس جمهور است که معمولا سوالاتی را مطرح میکنند که خودشان جوابش را بلدند
اگر نمایندگی را فقط نطق قبل از دستور و دادن اخطار قانون اساسی و نیز تولید طرح و لوایح ونظارت معنی کنیم وبر این اساس بخواهیم قیمت گذاری کنیم قیمت کرسی این مجلس دوزار(دوریال)هم نیست
چون نطق هایشان را که کسی گوش نمیکند قوانینشان هم همه همدیگر را نقض میکند
اصولا قیمت نماینده به خاطر کارهای قانونی اش که او را راس نظام میکند و رییس جمهور هم به آن ایراد دارد نیست
قیمت نماینده مجلس به خاطر آن کارهایی است که او را از راس نظام بودن می اندازد و او را شریک تجاری و اداری دولت عدالت محور قرار میدهد تا با یک اشاره اش خاوری ها رییس بانک ملی شوند و دهها خاوری دیگر در گلو گاههای اقتصادی قرار گرفته و خصوصی سازی کنند
قیمت نماینده وقتی بالا میرود که نمایندگان دولت عدالت مناصب دولتی را در استانها با نظر نمایندگان توزیع و تفکیک قوا را نادیده میگیرند و این حق را در مجلس و نمایندگان به وجود می آورند که عزل و نصب مدیران محلی به عهده نماینده مجلس است
اگر عناصر دولتی برای بقای خودشان نمایندگان را شریک تجاری خود نمیکردند نماینده قیمت مادی نداشت تا برای رسیدن به آن به هر دروغ و تقلبی متوسل شود
اگر کارگزاران دولت آدم های صالح و نترسی بودند و بی خودی باج نمی دادند و نماینده یاد میگرفت که به جای ماشین دولتی با آژانس تاکسی این طرف و آن طرف برود و شرکت های دولتی شایسته سالاری شده بود لازم نبود تا نماینده قیمت مادی داشته باشد
اگر وزرا برای رهایی از استیضاح به هر معامله ایی تن نمی دادند نمایندگی قیمتی نداشت و کسی هم برای رسیدن آن بال بال نمی زد
اگر در ذیل نامه های خارج از عرف نمایندگان مجلس مدیران رییس جمهور مینوشتند:لطفا بایگانی شود!
نمایندگی قیمتی نداشت!
اما چه کنیم که قیمت نماینده از تعاملش با دولت است و رگ حیات مدیران بی کفایت در دست نمایندگان مجلس!
لذا نماینده امروز چیزی بیش از راس امور است واین درد ماست تا او چه خواهد ...والسلام
همه امور است
رازهای یک ازدواج موفق
1) زوج های موفق خواسته ها و انتظارات خود را به صراحت می گویند. زوج های موفق قبل از ازدواج، توقعاتی که از یکدیگر دارند مطرح می کنند، اگر توافق اساسی با هم ندارند (برای مثال مرد فرزند می خواهد ولی خانم مخالف است)، می توانند به شروع و یا خاتمه ازدواج به طور جدی فکر کنند. بعد از ازدواج، زوج های موفق به طور منظم در مورد توقعات و انتظاراتشان با هم صحبت می کنند و اگر اختلافی پیش آمد، آن را به زمان دیگری موکول می کنند تا همدیگر را درک کنند و به توافق برسند.
2) زوج های موفق فردیت خود را حفظ می کنند. بعد از ازدواج استقلال زوج ها کم می شود اگر افراد فرزند داشته باشند روز به روز وابستگی بیشتر می شود و گاهی افراد احساس خستگی می کنند. زوج های موفق می دانند حتی اگر به هم علاقه داشته باشند، گاهی احساس خستگی می کنند. آنان یکدیگر را تشویق می کنند تا همیشه"ما" نباشند و زمانی هم برای "خود" داشته باشند و به کارهای مورد علاقه خود بپردازند.بدین ترتیب زوج فردیت خودرا حفظ می کند و زندگی ، شاداب می شود.
3) زوج های موفق همدیگر را مرکز توجه قرار می دهند. آنان همدیگر را دست کم نمی گیرند و همیشه به فکر خوشبختی همسر خود و خانواده هستند. معمولاً افراد چند سال پس از ازدواج مانند سال های اول به هم توجه نمی کنند. ولی زوج های موفق، کارهای کوچک نظیر اولویت قرار دادن نیازها و کارهای همسر و کارهای بزرگ نظیر احترام و گوش کردن به حرف های هم را مدنظر قرار می دهند. ازدواج دریای تغییرات است. شما اغلب فراموش می کنید همسرتان مهم است و به او توجه نمی کنید. درعوض به کار، سرگرمی و دوستان اهمیت می دهید ولی زوج های موفق همدیگر را مرکز توجه قرار می دهند.
4) زوج های موفق روش های حل اختلاف را می آموزند. "جان گاتمن" روانشناس که 20 سال زندگی زوج ها را مطالعه کرده، عامل اصلی موفقیت یا شکست ازدواج را توانایی، یا عدم توانایی حل اختلافات می داند. حتی اگر همسرتان و شما کاملاً با هم یکی باشید ، گاهی با نظر هم موافق نیستید و این مخالفت باعث ناراحتی می شود. نباید به اعتیاد، خشونت و ... رو بیاورید. اگر خواسته شما و همسرتان با هم فرق دارد، باید آن را حل کنید. زوج های موفق با هم صحبت می کنند، حتی اگر احساس بدی نسبت به هم دارند. آنان در مورد اختلافات و مخالفت ها با هم مذاکره می کنند تا به نتیجه عادلانه برسند. آنان از یکدیگر حمایت می کنند و غـُر نمی زنند. آنان می پذیرند در مواردی عشق ، برتر از پیروزی است.
5) زوج های موفق با هم رشد می کنند. مسلماً فردی که امروز با او ازدواج می کنید،10 سال آینده متفاوت خواهد بود. شما هر دو تغییر می کنید. به ویژه در شرایط سخت زندگی مانند از دست دادن والدین . زوج های موفق می دانند که یکی یا هر دو در طول زندگی تغییر می کنند و قواعد عوض می شود. پس لازم است تغییر کنید تا بتوانید روابط در حال تغییر را عوض کنید.
6) زوج های موفق برای حفظ روابط می کوشند. زوج های موفق به طور منظم وضعیت زندگی خود را بررسی کرده و با هم صحبت می کنند تا از شادی و رضایت هر دو از زندگی مشترک مطمئن شوند. اگر یکی ، یا هر دو شما از زندگی مشترک ناراضی هستید، مشکلتان را حل کنید.
7) از مراجعه به مشاور خجالت نکشید. زوج های موفق قبل از مراجعه به مشاور، سند طلاق را امضا نمی کنند. آنان می کوشند که مشکلات را در اولین فرصت حل کنند
نقش ازدواج در سلامت روان جوانان
ازدواج یک امر طبیعی و فطری و یکی از نیازهای ناگزیر بشر است. کسی که به این نیاز طبیعی پشت کند بدون تردید، احساس کمبود خواهد کرد وچون برخلاف فطرت حرکت می کند، به دشواری ها و مشکلات جسمی وروانی برخورد می نماید. بی شک ، یکی از مهمترین عوامل فشارهای روانی و استرس های رو به افزایش در دنیای امروز که گریبانگیر بسیاری از جوانان است، عدم ازدواج به موقع آنان است.
دختران و پسران جوان ، درفراز و نشیب زندگی ، به محیطی امن و پایگاهی عاطفی نیازمندند و بهترین فردی را که می توانند برای تأمین این نیاز، برگزینند، همسراست. دختر و پسر جوان به وسیله ی ازدواج ، درکنار یکدیگر از آرامش ، امنیت و سلامت روان برخوردارمی گردند.
خداوند متعال در این باره می فرماید:
" و از نشانه های او این که ، همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا درکنارآنان آرامش یابید، در میانتان موّدت و رحمت قرار داد . در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند".
رسول گرامی اسلام – صلی الله علیه وآله – نیز ، ازدواج را عامل ایجاد اخلا ق نیکو د رفرد می داند و می فرماید:
" مردان وزنان بی همسر خود را به ازدواج یکدیگر درآورید ، چرا که خداوند اخلاق آنان را نیکو می سازد" .
امروزه ، پژوهش های جامعه شناسان و روان شناسان نیز، حاکی از ارتباط مثبت سلامت روان و ازدواج است. درهمین زمینه ، مطالعات اداره بهداشت عمومی امریکا درسال 1980 نشان می دهد که بین سلامت روانی و ازدواج ، ارتباط معنی داری وجود دارد. افراد متأهل درمقایسه با افراد مجرد در وضعیت بهتری از سلامت روانی قرار دارند. نشانه های نوروتیکی درمقایسه ، کمتر در آنها دیده می شود و درصد کمتری از آنها دربیمارستان های روانی بستری اند. همین فواید ازدواج و تشکیل خانواده ، یعنی ایجاد اخلاق نیکو در افراد ، سلامت و بهداشت روانی ، انس ، آرامش ، مودت ورحمت است که خانواده را بین دیگر نهادها ی اجتماعی ، ناهمانند و منحصر به فرد ساخته است به طوری که از آن به عنوان ریشه ای ترین نهاد اجتماعی یاد می شود.
ازدواج و تشکیل خانواده ، نقش مهمی در تزکیه و بقای جامعه دارد و تلاش در جهت استحکام آن ، زمینه را برای سلامت اخلاقی و سعادت عمومی جامعه فراهم می سازد . چرا که ازدواج مشروع جلوی بی بند و باری ، هرج و مرج و آشفتگی های جنسی را می گیرد و پسران و دختران جوان را وا می دارد که در چارچوب قواعد و اصول مشخصی ، به زندگی اجتماعی تن دردهند .
ازدواج و تشکیل خانواده برای انسان ها یک نیاز طبیعی است که از فطرت و آفرینش ویژه ی آنان سرچشمه می گیرد و نباید آن را یک قرار داد متعارف اجتماعی تلقی نمود که درصورت عدم تحقق آن ، آسیبی به نظام اجتماعی وارد نمی شود؛ بلکه برعکس، هرگونه آسیب به این بنیان مقدس ، پیامدهایی را در تحول ساختار کلی جامعه و نظام ارزشی و فرهنگی آن به دنبال دارد.
خانواده از آن رو که زیربنا و ریشه ی همه ی نهاد های اجتماعی است ، قدرت مندترین کانون اثر گذاری و مؤثرترین مرکز برای سامان دهی یا نابسامانی اجتماع وعامل تشکل و سیستم دهی به جامعه است. هر گونه تغییر مثبت یا منفی در خانواده ، در جامعه ی بزرگ انسان ها تأثیر مستقیم و مؤثر دارد. ثبات یا بی ثباتی خانواده ، مستقیماً برثبات یا بی ثباتی جامعه تأثیر گذار است. جوامعی که در آن ارزش ها در خانواده متزلزل گردد، بی شک ارزش های اخلاقی درجامعه ی کلان سقوط خواهد کرد. خانواده و جامعه آنچنان به هم وابسته اند که فرآیندهای اساسی اجتماعی بدون حضور خانواده، شکل واقعی خود را پیدا نخواهد کرد. فرایندهایی چون همکاری، سبقت جویی ، ستیزه جویی، همانند سازی ، سازش ، فرمانروایی ، سلطه پذیری و ... همه وهمه ریشه در خانواده دارند؛ و این مورد تأیید جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعی است. پایه و مبنای شرافت انسانی ، خود خواهی و خود مداری ، پذیرش انحراف ، سرقت ، تقلب و... همگی نشأت گرفته از خانواده است و این ، مورد تأیید جرم شناسان و آسیب شناسان اجتماعی است. و بالاخره ریشه های اساسی رشد یا پس افتادگی اجتماعی ، صعودها و سقوط ها، سامان داری یا نابسامانی های اجتماعی و ... را باید در خانواده جست وجو کرد.
بیشتر حرکت های اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی از خانواده آغاز شده و درجامعه موج آفرینی می کنند . برهمین اساس، همه ی ادیان الهی به ویژه اسلام ، خانواده را مؤثرترین راه برای هر گونه تغییر و تحول در بافت فرهنگی و اجتماعی جامعه می دانند. زیرا از یک سو خانواده ، خود مرکز تعامل و تأثیر متقابل افراد بر روی هم است و تجربیات و آگاهی های فرد در خانواده ، در شکل دهی نقش اجتماعی او بیشترین تأثیر را دارد. و از سوی دیگر، هرکدام از افراد خانواده ، پس از ورود به جامعه، درهم فرو می روند و بر یکدیگر تأثیر متقابل گذارده ، آرمان ها و عقایدشان درهم می آمیزد و حاصل این فعل و انفعالات به صورت یک طرز فکر، یک اندیشه ی اجتماعی و در نها یت به شکل یک سیستم فرهنگی درمی آید.
واضح است اگر خانواده از سلامت کافی برخوردار نباشد ، افراد بیمارگونه ی خانواده نیز پس از ورود به جامعه و کنش متقابل اجتماعی با سایرین ، بیماری خویش را به دیگران سرایت داده، ساختار جامعه را از هم فرو می پاشند؛ و گاهی ممکن است یک رفتار نامعقول و غیرمعقول اجتماعی ، در اثرهمین تعاملات به صورت یک رفتار پسندیده ، در جامعه ظهور کند.همین طور اگر خانواده های یک جامعه ، بهنجار و متعادل باشند، جامعه نیز از سلامت واقعی بر خوردار خواهد بود.
اسلام نیز کارخود را از خانواده شروع کرده است. چنانکه پیامبر اسلام – صلی الله علیه وآله – تبلیغ علنی خود را در آغاز رسالت ، از خانواده و عشیره اش آغاز کرد و درتداوم آن ، کار تبلیغ و توسعه ی جامعه ی اسلامی را از درون خانواده ی خویش و با تربیت انسان هایی وارسته چون فاطمه ی زهرا، امام حسن و امام حسین – علیهم السلام – ادامه داد. و به این ترتیب هر کدام از ائمه اطهار – علیهم السلام – نیز، قبل از هراقدام ، ا ز خانواده ی خود شروع کردند.
با اندک تأملی درسیره ی آن بزرگواران د ر نحوه ی ازدواج ، تربیت فرزند، نوع ارتباط با همسر و فرزندان و همچنین وصایا و سفارشات آنها به اهل بیت خود، به خوبی درمی یابیم که این بزرگ مردان تا چه اندازه به اهمیت خانواده و تأثیر غیرقابل تردید آن برجامعه عنایت داشته اند.
البته ناگفته نماند، در سلامت یا فساد جامعه ، نقش دیگر کارگزاران اجتماعی مانند نهادهای مذهبی و وسایل ارتباط جمعی را نمی توان نادیده گرفت . اما بنابر پژوهش های جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعی ، در این تأثیر گذاری ، نهاد خانواده درصد قابل توجهی را به خود اختصاص داده است که آن را از میان دیگر کارگزاران اجتماعی متمایز می سازد.
بنابراین " برای تشکیل یک جامعه ی آرمانی ، تأسیس خانواده های آرمانی ضرورت دارد و خواستاران جامعه ی ایده آل ، باید به تشکیل خانواده های ایده آل بپردازند.
|
اگر این مطلب را بخوانید دیگر نوشابه نمی خورید! |
|
اگر می خواهید وزن خود را کاهش دهید ، به جای نوشابه های گازدار یا شربت های شیرین ، آب بنوشید . پژوهشگران با بررسی بیش از 310 نفر از افراد چاق ؛ اثر مصرف آب به جای نوشابه را بر وزن آنان ارزیابی کردند . این بررسی که 6 ماه طول کشید ، نشان داد ، اگر این افراد ، مصرف نوشابه را به طور کامل کنار بگذارند ، می توانند وزن خود را کاهش دهند . شواهد این بررسی همچنین نشان داد ، با حذف نوشابه از رژیم غذایی ، موفقیت این افراد در باقی ماندن در وزن خود و جلوگیری از بازگشت اضافه وزن نیز بیش از دیگران است . مضرات نوشابه های گازدار 2- چاقی : نوشابه های گازدار از آب تصفیه شده ، افزودنی های مصنوعی و شکر تصفیه شده تهیه می شود . بنابراین بدون هر گونه ارزش تغذیه ای ، و فقط به علت مقدار قند بالایشان ، کالری زیادی دارند که سبب چاقی فرد مصرف کننده می شود . در نوشابه های رژیمی نیز جای شکر معمولی ، از آسپارتام استفاده می کنند که افزون بر اینکه یک ماده اشتهاآور است ، برای سلامتی نیز زیان دارد و مصـرف آن میگرن ، سرگیجه و کاهش توان حافظه را در پی دارد . 3- سوء تغذیـــه : افرادی که به مصرف نوشابه های گازدار اعتیاد دارند و از طرفی از آنجا که این محصولات ، سبب کاهش اشتها می شوند ، بنابراین فرد معتاد ، فقط به مصرف نوشابه های گازدار روی می آورد و به سوء تغذیه دچار می شود .
PH نوشابه های گازدار ، بین 2.5 تا 3.5 است که سبب پدید آمدن محیطی اسیدی در معده می شود . در کل مسیر دستگاه گوارش ، فقط معده توان مقاومت در برابر چنین محیط اسیدی را دارد ، اما در دیگر اعضای دستگاه گوارش بدن از جمله دهان ، گلو و مری ، در پی مصرف نوشابه های گازدار ، محیط اسیدی ناهنجاری ایجاد می شود . مخاط دهان ، گلو و مری در برابر اسید ، بسیار حساس و آسیب پذیر است . اسید فسفریک موجود در این نوشابه ها نیز با رقابت با اسید هیدروکلریک معده عملکرد صحیح معده را تحت تاثیر قرار می دهد . هنگامی که معده ناکارآمد می شود ، غذای مصرفی گوارش نیافته باقی مانده و سبب سوء هاضمه و نفخ می شود . افرادی که از زخم معده و سوزش سر سینه رنج می برند ، باید از مصرف نوشابه های گازدار خودداری کنند . 4 - تاثیر مخرب روی کلیه ها : هنگامی که میزان اسید فسفریک خون افزایش می یابد کلیه ها قادر به دفع سریع آن نیستند بنابراین فشار مضاعفی روی کلیه ها تحمیل می شود. مصرف نوشابه های گازدار موجب می شود تا کلسیم از استخوان ها برداشته شود و درون خون جریان یابد این امر موجب رسوب کلسیم اضافی در کلیه ها و در نهایت منجر به سنگ کلیه می شود. 5 - تاثیر مخرب روی پوست : خون اسیدی روی عملکرد گلوتایتون تاثیر می گذارد . گلوتایتون یک آنزیم با خاصیت آنتی اکسیدانی است . افزون بر آن ، نوشابه های گازدار بدون هر مواد معدنی و ویتامین هستند . افرادی که نوشابه مصرف می کنند معمولا مصرف آب میوه ، شیر و حتی آب را کاهش می دهند و بدن خود را از ویتامین ها و مواد معدنی که برای سلامتی پوست ضروری است ، محروم می کنند . بنابراین پوستشان بیشتر دچار چین و چروک می شود . 6 - تاثیر روی استخوان ها : اسید فسفریک موجود در نوشابه های گازدار ، ماده ای بسیار سمی است . در صنعت ، از اسید فسفریک به عنوان سختی گیر آب استفاده می شود . به این طریق که اسید فسفریک سبب زدودن کلسیم و منیزیم از آب سخت می شود . اسید فسفریک در بدن نیز دارای عملکرد مشابهی است . یعنی یــون کلسیم را از استخوان ها بر می دارد و سبب پوکی استخوان ها می شود . 7 - تاثیر کافئیـــن : به نوشابه های گازدار ، کافئین افزوده می شود تا در مصرف کنندگان اعتیاد و وابستگی ایجاد کند . کافئین موجود در نوشابه های گازدار ، با سرعت بیشتری در مقایسه با نوشیدنی های دیگر حاوی کافئین مانند قهوه و چای جذب بدن می شود . کافئین سبب بر هم خوردن نظم خواب می شود ، نشانه های پیش از قاعدگی را تشدید می کند و سبب کم آبی بدن می شود . متخصصان امور تغذیه بر این باورند که نوشابه های گازدار سبب چسبندگی خــون ، و افزایش غلظت خون و کند شدن حرکت خون در رگ ها می شود . افزون بر این ، این پدیده ممکن است سبب لخته شدن خون و بروز مشکلات قلبی و مغزی شود . نوشابه های خنک ، حس چشایی را نیز از بین می برد و در مصرف کننده اشتهای کاذب ایجاد می کند که به چاقی می انجامد |