|
|
خبرگزاری فارس: عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: "اگر دنبال شخصی دلسوز برای انقلاب اسلامی هستید کسی دلسوزتر از آقای خامنهای پیدا نمیکنید " و حتی نیز امام راحل تاکید کردند " تا آقای خامنهای هست دلواپسی نداشته باشید ".

به گزارش خبرگزاری فارس از مشهد، آیتالله ابوالقاسم خزعلی در مراسم تشییع پیکر پاک سردار شهید برونسی و چند تن از دیگر شهدای گمنام هشت سال دفاع مقدس که صبح امروز در اجتماع عظیم عزاداران فاطمی برگزار شد، اظهار داشت: مرحوم سردار شهید عبدالحسین برونسی علاقه و ارادت خاصی نسبت به حضرت فاطمةالزهرا (س) داشتند و این مطلب در کتاب خاکهای نرم کوشک به عینه دیده میشود.
عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه شهید برونسی به سرداری سپاه اسلام افتخار میکرد، خاطرنشان کرد: امروز روز سوگواری شهادت حضرت فاطمه الزهرا (س) و روز تشییع سردار رشید سپاه اسلام شهید برونسی. امروز روز تلاقی حبیب و محبوب است.
آیتالله خزعلی با تاکید بر این مطلب که اطاعت از حکم ولیفقیه بر تمام مردم و مراجع محترم تقلید نیز واجب است، یادآور شد: اگر کسی 20 میلیون که نه اگر 40 میلیون نیز رای بیاورد اما ولیفقیه آن را تنفیذ نکند آن 40 میلیون رای برای آن شخص اعتباری به همراه ندارد.
عضو مجلس خبرگان رهبری اذعان داشت: در عصر حاضر رئیس و امام جامعه اسلامی شخصیتی است که امام راحل (ره) در مورد شخصیت ایشان میفرمایند "اگر دنبال شخصی دلسوز برای انقلاب اسلامی هستید کسی دلسوزتر از آقای خامنهای پیدا نمیکنید " و حتی نیز امام راحل تاکید کردند " تا آقای خامنهای هست دلواپسی نداشته باشید "
آیتالله خزعلی همچنین خطاب به دولت گفت: بسیار خوب است که دولت بعضی از افراد را که قصد نفوذ در بدنه دولت را دارند، شناسایی کرده و جلوی آنان را بگیرد.
انتهای پیام/ل20/ب
خبرگزاری فارس: مدیر اسبق مجموعه تاریخی، فرهنگی سعدآباد در واکنش به گفتگوی سخنگوی سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری مبنی بر شکایت از وی گفت: محضر دادگاه محلی برای بیان وقایع تلخ و دردناک مربوط به این افراد خواهد بود.

عشرت شایق، مدیر اسبق مجموعه تاریخی، فرهنگی سعدآباد در گفتگو با خبرگزاری فارس افزود: تاکنون نه از سوی محکمهای احضار شدهام و نه محکومیتی به اینجانب ابلاغ و اعلام شده است که آقای محسنی به استناد آن بخواهد بنده را متهم به یک سری اعمال مجرمانه کند. اما در هر حال در صورت احضار به دادگاه، شکرانه این حضور را به جا آورده و محضر دادگاه محلی برای بیان وقایع تلخ و دردناکی مربوط به این افراد خواهد بود.
وی در پاسخ به اظهارات حسن محسنی سخنگوی سازمان میراث فرهنگی در رابطه با مسائل مالی مجموعه سعدآباد و قالیچه صلح و دوستی گفت: تمامی مسائل و مشکلات از زمانی آغاز شد که مسئولان سازمان میراث فرهنگی طی قراردادی، بهرهبرداری از واحدهای مختلف این مجموعه را با قیمتی نازل به کانون اتومبیلرانی وایرانگردی واگذار کرده و از بنده درخواست کردند که به عنوان نماینده ناظر سازمان بر اجرای این قرارداد نظارت کنم که به دلیل شبهه غیر قانونی بودن این قرارداد و ابهامات متعدد آن از جمله مشخص نبودن محل واریز درآمدها و نحوه هزینه آن برخلاف اصل پنجاه و سوم قانون اساسی که مقرر میدارد تمام دریافتهای دولت در حسابهای خزانهداری کل متمرکز شود و همه پرداختها در حدود اعتبارات مصوب به موجب قانون انجام میگیرد.
وی ادامه داد: همچنین نقض قانون منع دخالت کارکنان دولت در معاملات دولتی و دیگر قوانین موضوعه کشور چندین بار بطور حضوری ابهامآمیز بودن این قرارداد را به مسئولان سازمان میراث فرهنگی متذکر شدم و این موضوع بارها در رسانهها نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفت ولی چون مسئولان سازمان را مصر بر اجرای قرارداد میدیدم لذا طی نامهای مجددا با گوشزد کردن مواد مختلف قانونی، معذوریت خود را از نظارت بر چنین قراردادی اعلام کردم که بدنبال آن با فشارها و کارشکنیهای متعدد غیر متعارف برخی از مسئولین سازمان میراث فرهنگی و کانون اتومبیلرانی مواجه شدم.
مدیر اسبق مجموعه تاریخی، فرهنگی سعدآباد تصریح کرد: علاوه بر آن بدلیل حاکمیت تفکر خاص بر مجموعه سازمان میراث فرهنگی از ابعاد مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی چون ادامه همکاری با آن سازمان را نوعی تایید اعمال و رفتار آن میدانستم علیرغم اصرار مسئولان آن سازمان برای عهدهدار شدن مدیریت موزه قرآن از قبول آن امتناع کرده و پس از تسویه حساب کامل از تمام واحدهای سازمان میراث فرهنگی و اخذ پایان ماموریت به خدمت خود در آن سازمان در سال 88 پایان دادم.
وی افزود: بدلیل عدم تمکین مسئولان سازمان برای لغو قرارداد واگذاری بهرهبرداری از مجموعه سعدآباد علاوه بر داشتن ابهامات متعدد و اشکالات حقوقی و قانونی، خسارتهای زیادی نیز متوجه بیتالمال میکرد ناچارا مدارک و مستندات خود را همزمان به سازمان بازرسی کشور و دیوان محاسبات و کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی تقدیم کرده که پرونده در هر سه مرجع تحت بررسی است و امیدوارم با رسیدگی عامل به موضوع خیانتکاران به بیتالمال به سزای خود برسند (البته بررسی اموال بنده و مقایسه آن با اموال بعضی متهمکنندگان خود حکایتی دارد؟!)
شایق با اشاره به دریافت بیش از 90 مورد تقدیرنامه و لوح سپاس از مراجع و اشخاص حقیقی و حقوقی در مدت 14 ماه مدیریت خود در سعدآباد گفت: تعدادی از این تقدیرنامهها از سوی مسئولان سازمان میراث فرهنگی صادر و اهدا شده است و حال با توجه به شرایط زمانی با یک خیز تخریبی سیاسی برخی از مسئولان این سازمان بدلیل موضعگیریهای اینجانب در مسائل سیاسی از جمله جریان انحرافی چنین موضعی را اتخاذ کردهاند که در هر صورت بنده از شفافسازی در این مورد استقبال کرده و اگرتاکنون بدلیل رعایت موازین قانونی و اخلاقی مایل به رسانهآی شدن مسائل نبودم ولی از این پس در قبال هرگونه حرمتشکنی مسئولین سازمان فوق ناچار به بیان حقایقی تلخ و گزنده از رفتارها و افکار برخی از مسئولان سازمان فوق خواهم بود.
شایق در خصوص قالیچه صلح و دوستی جهانی، گفت: این طرح یک ایدهی مردمی بوده که با هزینه شخصی چند تن از علاقمندان تبریزی به مرحله اجرا در آمده و پس از اتمام بافت آن در تبریز با حضور آقایان «چون لی هان» رئیس منطقهایی یونسکو در ایران و مقامات دولتی و نمایندگان مجلس شورای اسلامی و جمع کثیری از نخبگان طی مراسم باشکوهی در سالگرد مشروطیت 14 مرداد 89 در منزل ستارخان در تبریز قیچی زده شده و مراحل بعدی خود را جهت آمادهسازی برای تحویل ملل متحد میگذارند.
وی اضافه کرد: طراح این اثر فاخر استادی فرهیخته و انسانی وارسته و هنرمند پرآوازه استاد فرشچیان بوده که توسط هنرمند نامی تبریز استاد خیابانی رنگ آمیزی شده و با دستان هنرمند قالیباف تبریزی بافته شده است که در این مورد فرش شمایی و شرکت شاخه طوبی و دیگر علاقمندان هزینه کردهاند و روی هم رفته بیش از 95 درصد کار خلق این اثر بینظیر در تبریز صورت گرفته است و سازمان میراث فرهنگی در ایدهپردازی، اجرای مراسمات، تهیه مقدمات و ... هیچ حرکتی نداشته است، هر چند که برای ایجاد زمینه برای مشارکت دادن مقامات سیاسی دیگر کشورها با هماهنگی مسئولان مربوطه در این قالیچه مدتی در مجموعه سعدآباد برقرار بود و مقامات مختلفی با هماهنگی دعوت بر آن گره میزدهاند که این کار در تبریز نیز ادامه داشت.
مدیر اسبق مجموعه تاریخی، فرهنگی سعدآباد تصریح کرد: برنامههای متعددی برای اجرای این پروژه عظیم فرهنگی پیشبینی شده بود که بدلیل عدم حمایت مسئولان ذیربط که قصد مصادره این پروژه را داشتند هنوز به مرحله اجرا در نیامده است. اگر مسئولان این سازمان مدعی این اثر فاخر هستند مستندات خود را اعم از مصوبه شورای معاونین، دستورات مقام ریاست یا قائم مقام یا معاونت فرهنگی وقت، دستورات پرداخت هزینه کرد، لیست حضور در مراسمات مختلفی که تاکنون انجام شده و این مسئولان شرکت نمودهاند و هر نوع سندی که بتواند ادعاهایشان را ثابت کند ارایه دهند اما ستاد مردمی بافت قالیچه صلح و دوستی حاضر است سرمایهگذاران، طراحان ، بافندگان و همهی عوامل بافت قالیچه صلح و دوستی را که عموما از خیرین و علاقمندآن تبریزی است معرفی کنند و خود قالیچه نیز پس از اتمام مراحل تکمیلی مانند قیچی زدن و پرداخت همانطوریکه اعلام شد با همکاری یونسکو به سازمان ملل اهدا خواهد شد.
وی در ادامه گفت: هر چند برخی از مسئولان بعد از توجه افکار عمومی این پروژه فرهنگی عظیم و فاخر اصرار داشتند این قالیچه قبل از تکمیل شدن در اختیارشان قرار گرفته و به عنوان عملکرد خود روی این اثر مانور سیاسی و تبلیغاتی انجام دهند که اجازه داده نشد.
شایق یادآور شد: طرح این گونه مسائل بر بستر سیاسی استوار بوده و هدف از آن تخریب افرادی است که حاضر به همکاری با برخی جریانات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی نشدهاند و مسلما بنده اولین این افراد نبوده و آخرین آنها نیز نخواهم بود.
مدیر اسبق مجموعه تاریخی، فرهنگی سعدآباد گفت: عدم همراهی با باندهای قدرت و ثروت هزینههایی دارد که بنده حاضر به پرداخت آن هستم و تاکنون نیز خود و خانوادهام متحمل این هزینههای تخریبی شدهایم ولی هیچگاه آلت و ابزار دست باندهای قدرت طلب و منحرفان سیاسی و فرهنگی قرار نخواهیم گرفت و از سخنگونی سازمان میراث فرهنگی نیز بدلیل تهمت و افترا نسبت به خود شاکی بوده و شکایت خود را تقدیم مراجع قضایی کردهام زیرا تاکنون نه از سوی محکمهآی احضار شدهام و نه محکومیتی به اینجانب ابلاغ و اعلام شده است که وی به استناد آن بخواهد بنده را متهم به یک سری اعمال مجرمانه کند اما در هر حال در صورت احضار به دادگاه شکرانه این حضور را به جا آورده و محضر دادگاه محلی خواهد بود برای بیان وقایع تلخ و دردناکی که به گوشههایی از آن اشاره شد.
سخنگوی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در گفتوگو با خبرنگار جامعه فارس از شکایت از مدیر اسبق مجموعه تاریخی سعدآباد به مراجع قضایی خبر داد.
حسن محسنی اظهار داشت: سازمان میراث فرهنگی در راستای صیانت از بیت المال و مبارزه با فساد اقتصادی که از سیاست های اصلی و جدی دولت خدمتگزار است و در جهت سالم سازی دستگاه های اداری و نیز در پی ارائه گزارش سازمان بازرسی کل کشور در خصوص تخلقات مدیر اسبق مجموعه تاریخی سعدآباد، از مدیر اسبق مجموعه فرهنگی- تاریخی سعدآباد (ع.ش) شکایت قضایی کرده است.
به گفته وی، متأسفانه موارد فراوانی از تصرف غیر قانونی، دریافتی های غیر رسمی خارج از قاعده و قراردادهای مبهم و مجعول در عملکرد وی وجود داشته که از شاخص ترین آن ها میتوان به خارج کردن قالیچه مشهور "صلح و دوستی " اشاره کرد که مدتی قبل از خارج کردن غیر قانونی آن از مجموعه سعدآباد، در حضور شمار زیادی از شخصیت های سیاسی و فرهنگی بافته و رونمایی شده بود.
سخنگوی سازمان میراث فرهنگی و مدیر فعلی مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد تصریح کرد: طبیعی است که سازمان میراث فرهنگی، به عنوان بخشی از دولت در راستای سیاست کلان مبارزه با فساد اداری و اقتصادی، پیگیری و به نتیجه رساندن این موضوع را در دستور کار خود قرار داده و تا حصول نتیجه قانونی لازم، استیفای حقوق بیت المال را پیگیری خواهد کرد.
انتهای پیام/
| ساعتها با مشایی صحبت کردهام؛ او مامور محدودسازی ولیفقیه است |
خبرگزاری فارس: یک عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس که ساعتها با مشایی بیپرده و چهره به چهره مباحثه و گفتوگو داشته، او را "الیاس " دولت احمدینژاد و مأمور محدودکردن ولی فقیه و منحرفکردن نظام اسلامی خواند و خواستار برخورد دستگاه قضایی با وی و همفکرانش شد.

حجتالاسلام حمید رسایی عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس و از جمله حامیان محمود احمدینژاد است که هراندازه از عملکرد دولت دفاع کرده، به همان اندازه و از چند سال قبل مخالف جدی اسفندیار رحیممشایی رئیس دفتر رئیس جمهور بوده و منتقد دیدگاهها و رفتارهای اوست.
مخالفت نماینده مردم تهران با رحیم مشایی ناشی از چندین ساعت گفتوگو و مباحثه چهره به چهره و بیپرده با رئیس دفتر رئیس جمهور است که وی را در نگاه رسایی به "الیاس " کابینه احمدینژاد و منحرفکننده مسیر اصلی دولت نهم و دهم مبدل کرده است؛ در میان حامیان رئیس جمهور، رسایی تنها کسی بود که فرصت یافت در خصوص نقد مشایی در برنامه "دیروز، امروز، فردا " با علی اکبر جوانفکر مشاور رسانهای احمدینژاد به مناظره بنشیند و انتقادات علنی خود را بیان کند که البته بعد از آن مناظره، برنامه چالشی "دیروز، امروز، فردا " برای مدتی تعطیل شد.
مدیر مسئول هفتهنامه 9 دی که این روزها مواضع خود را بیشتر از طریق این نشریه اعلام میکند و در چند هفته اخیر بارها مسائلی را درباره جریان انحرافی و مرتبطان با این شبکه مطرح کرده، در گفتوگویی تفصیلی با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس به بیان دیدگاههایش در خصوص ماهیت و اهداف رحیم مشایی پرداخت و تاکید کرد که در روزهای آینده به افشاگری بیشتری در این زمینه خواهد پرداخت.
حجتالاسلام رسایی در مطلع بحث، در خصوص ویژگیها، اهداف و ترفندهای جریان انحرافی در دولت به سرکردگی اسفندیار رحیم مشایی اظهار داشت:
سابقه انقلاب اسلامی و بررسی عملکرد شخصیتها نشان میدهد دشمنان همواره تلاش کردهاند اگر نتوانستند بهطور مستقیم شخصیتی را تحتتاثیر قرار داده و از او در راستای منافع خود استفاده کنند، از کانال اطرافیان وی وارد شوند؛ به عنوان نمونه در قضیه آقای منتظری دشمنان از طریق بیت او و دامادش که منتظری اعتماد بسیار زیادی به وی داشت، وارد عمل شده و اهداف خود را پیگیری کردند و یا در موضوع آقای هاشمی رفسنجانی هم دشمن تلاش زیادی کرد تا منافع خود را از طریق فرزندان و برخی اطرافیان وی تامین کند.
گزینههای متعدد دیگری هم وجود دارد که دشمن، برخی از آنها را با فساد اقتصادی و بخشی دیگر را با فساد اخلاقی به خدمت خود درآورده و در مواردی هم دشمن با توجه به زمینههای شخصیتی افراد از طریق مسائل اعتقادی وارد عمل شده است.
جریان انحرافی امروز با توجه به خصوصیات و ویژگیهایی که شخص آقای احمدینژاد داشت و عمدتاً هم این خصوصیات و ویژگیها بر اساس مبانی اعتقادی بود، ابتدا با رویکرد اعتقادی وارد صحنه شد و پس از آن اهداف سیاسی و اقتصادی خود را پیگیری کرد و به برخی از آنها رسید.
* به نظر شما مهمترین هدف جریان انحرافی چیست و در واقع این جریان چه هدفی را از چه مسیری پیگیری می کند؟
رسایی: از جمله اهدافی که مشایی برای رسیدن به آن تلاش می کند، تصدی کرسی ریاست جمهوری یازدهم است اما این شخص به فراتر از ریاست جمهوری می اندیشد و اگر غایت هدف او کسب جایگاه ریاست جمهوری بود، می توانست با استمرار مرام و جهتگیری احمدینژاد سال 84، بدون اینکه نشان دهد با ولایت فقیه مشکل دارد به آن برسد ولی مشایی مأموریت دارد تا نظام اسلامی را به انحراف بکشاند. از نظر مشایی جایگاه رهبری باید به یک جایگاه تشریفاتی برسد و بسیاری از ارزش های دینی به ارزش های ملی گرایانه تغییر کند.
به عبارت دیگر، از آنجا که جریان انحرافی و شخص آقای مشایی به شدت قدرتطلب است، در حقیقت با رویکرد ورود به مباحث اعتقادی به دنبال آن است که از جایگاه آقای احمدینژاد برای رسیدن به قدرت در انتخابات مجلس نهم و سپس ریاست جمهوری یازدهم بهره برد؛ در حالی که تردید نداریم اعتقادات مشایی انحرافی است و از احمدینژاد فقط به عنوان یک سپر استفاده می کند تا از طریق او به اهدافش برسد.
در کنار این موضوع، یکی از مهمترین اهداف جریان انحرافی ناکارآمد نشان دادن مدیریت انقلابی و ولایی است؛ اتفاقی که در طول چند سال گذشته رخ داد، این بود که مردم طعم مدیریت انقلابی را پس از سالها مجدداً در مسیر تبعیت از ولایت چشیدند و ما در نقاط مختلف کشور شاهد نتایج این نوع مدیریت بودیم و رهبر معظم انقلاب هم بر این اساس بارها اصول زنده شده توسط احمدینژاد را ستودند و راه دولت را تأیید کرده مورد تمجید قرار دادند اما اوجی که مدیریت انقلابی گرفته بود، متاسفانه با فعالیت دهها برابری جریان انحرافی به دلیل اعتماد زیادی که آقای احمدینژاد به برخی شخصیتهای این جریان و در رأس آن آقای مشایی داشت، با رکود مواجه شد.
* آیا آقای احمدینژاد از این مسئله اطلاع ندارد و اساسا میتوان پذیرفت که رئیس جمهور با درایت و ذکاوتی مانند احمدینژاد، تحت تاثیر افرادی چون مشایی قرار گیرد؟
رسایی: من میتوانم به این سؤال هم جواب نقضی و هم جواب حلی بدهم؛ بله احمدینژاد با همه هوش و حواسش می تواند تحت تأثیر الیاسهایی قرار بگیرد که آنها را به عنوان یک شخصیت مثبت باور کرده است. آقای احمدینژاد فردی شجاع، مدیر و با رویکردی زاهدانه است اما معصوم و مجتهد و دینشناس نیست و اتفاقا آسیبهایی که به او وارد می شود، از همین نقطه است. همه شخصیتها اشتباه میکنند و احمدینژاد هم مصون از اشتباهات نیست اما این اشتباهات به ویژه در اتفاقات اخیر هزینه سنگینی برای وی داشته که شاید اگر دیر بجنبد، جبران این هزینه سنگین دشوار باشد.
علاوه بر این ما شخصیتهایی را در تاریخ انقلاب داشتهایم که اعتماد زیادی به برخی اطرافیان خود داشتند که نمونه آن شهید رجایی بود که با همه سلامت اعتقادی و اقتصادی، فریب فردی همچون مسعود کشمیری را خورد و اعتماد به کشمیری به حد اعتقاد رئیس جمهوری محبوب و مردمی آن روز به کشمیری رسید و موجب شد که فرد مذکور در ساختار اجرایی کشور به قدری نفوذ کند که رجایی و باهنر را به شهادت برساند تا به زعم خودش به نظام لطمه بزند.
* جنابعالی چند مرتبه رودررو با مشائی بحث و گفتوگو داشتید و حتی بعد از یکی از همین دیدارهایتان او را به "الیاس " شخصیت شیطانی و اغواگر سریال "اغما " تشبیه کردید که تلاش میکرد شخصیتهای اصلی داستان را تحتتاثیر قرار داده و فریب دهد. از نظر شما مهمترین انحرافات مشایی و اساسا خاستگاه انحرافات فکری جریانی که وی در راس آن قرار دارد، چیست؟
رسایی: مهمترین انحراف مشایی در فرض خوشبینانه این است که اسلام را بر اساس دیدگاههای خودش تفسیر میکند و دچار بیماری تفسیر به رأی از دین است. مشائی مطالعات دینی متفرقه داشته اما این مطالعات را عمق نبخشیده و به اساتید فن و مجتهدان مسلط به کتاب و سنت هم مراجعه نکرده تا مسیر مطالعاتی وی را مشخص و در مسیر درست هدایت کنند؛ در جلسات مختلفی که با او مواجه بودیم و بحث کردیم به این نکته روشن رسیدم که او معتقد به اسلام منهای روحانیت است و تلاش کرده احمدینژاد را هم به این سو ببرد که البته در سایه ولایت فقیه و وجود رهبری با درایت و حکیم در رأس نظام اسلامی نمیتواند موفق به تحقق دیدگاه خود شود.
مشایی معتقد است اکثریت جامعه مستضعفاند اما وی استضعاف آنها را فقط مالی نمی داند، بلکه معتقد است اکثریت مردم نسبت به دین اعتقاد جدی ندارند، نسبت به غرب تمایل دارند، ضد روحانیت هستند، از نظر مالی فقیر و منتظر کمک مسئولان هستند و از نظر سیاسی هم نمیتوانند جریانات سیاسی را از هم تفکیک دهند.
اجازه بدهید برای اثبات این سخن یک خاطره نقل کنم تا بهتر این مسئله مفهوم شود؛ بعد از مناظره بنده و آقای جوانفکر در برنامه "دیروز، امروز، فردا " درباره مشایی و رابطه او با دولت که مناظره خوبی بود و البته پس از آن شاهد تعطیلی این برنامه تلویزیونی بودیم، یکی از وزرای دولت دهم به مشایی انتقاد کرد که چرا شما مواضعی اتخاذ میکنید که نیروهای خودی مجبور شوند در برابر هم قرار گرفته مناظره کنند آن هم با این دفاع بدی که جوانفکر از دولت می کند. مشایی در پاسخ وی گفته بود: "مناظره رسایی و جوانفکر کاملاً به نفع ما بود و ما برنده شدیم، چرا که روحانیت در برابر ما قرار گرفته بود ".
اگرچه حذف روحانیت از صحنه سیاسی کشور شالوده فکری مشایی و همفکران اوست، اما باید توجه داشته باشیم که مشایی شخصیت چندوجهی دارد و در محافل عمومی و حتی بعضا در برابر احمدی نژاد به تناسب مخاطبینش شخصیتهای متنوع خود را بروز داده و از خود چهرههایی علمی، فرهنگی، سیاسی و اجرایی به نمایش میگذارد که این از ویژگیهای بارز نفاق است.
* آیا انحرافات مشایی در حد انحرافات فکری است یا او انحرافات عملی هم دارد؟ در طول سالهای حضور رحیممشائی در عرصه اجرایی کشور ما شاهد نوعی دستاندازیها به منابع عمومی و هزینه آنها برای اشخاص خاص و در واقع نوعی فساد اقتصادی بودهایم که با شعارهای دولت احمدینژاد در تعارض است . . . .
رسایی: این موضوع را در نظر بگیرید که اساسا فساد اقتصادی به دنبال خود فساد سیاسی و فساد اعتقادی و حتی فساد اخلاقی میآورد؛ مفاسد امروز مشایی هرچند برجستگی اعتقادی دارد اما این برگرفته از مفاسد اقتصادی است که درباره شخصیتهایی مانند مهدی هاشمی و برخی اصلاحطلبان و افرادی که در کنار آقای هاشمی بوده و اکنون نیز هستند، صدق میکند و ما در گذشته هم نسبت به آنها هشدار داده بودیم، ریشه در فساد اقتصادی این افراد دارد.
بسیاری از مبانی و مواضعی که امروز توسط مشایی اتخاذ میشود، قبلا توسط اصلاحطلبان و جریان فتنه اتخاذ شده بود و موضوع تازهای نیست و به همین دلیل شما میبینید که در طول دو سال اخیر، مشایی هرگز حاضر نشده از تعبیر فتنه درباره جریان برانداز استفاده کند و فتنهگران را در حد مجرمین از نگاه نظام جمهوری اسلامی معرفی کرده و به اطرافیان خودش هم حتی توصیه داشته به جریان برانداز، فتنهگر نگویند.
در بسیاری از مواقع، اشتراک اهداف بین جریان انحرافی و جریان فتنه به وضوح مشاهده میشود که از مهمترین اهداف آنها تضعیف جایگاه ولایت فقیه و واتیکانیزه کردن این جایگاه و تضعیف روحانیت و تضعیف روحیه استکبارستیزی است؛ در شیوه عمل این دو جریان هم مشاهده میکنیم این اشتراکات وجود دارد و مشایی دقیقاً با روشهای اصلاحطلبان به دنبال جذب آرای مردم است.
البته برخی به اصطلاح اصولگرایان دیگر هم بیماری جذب آرای مردم به هر قیمت را دارند که نمونه خیلی بارز آن را در انتخابات ریاست جمهوری نهم شاهد بودیم که افرادی با شیوههای غربی و روشهایی که در مبانی دینی و انقلابی ما پذیرفته شده نیست، دنبال کسب رأی مردم بودند و هرچند که امروز منتقد مشایی هستند، اما با او در مواقعی اشتراک عمل داشته اند.
به عنوان نمونه عرض میکنم در بسیاری از امور بین آقای لاریجانی و مشایی اختلاف نظر و دیدگاه وجود دارد ولی در خصوص مسائل سیاسی و چگونگی جذب آرای مردم برای پرکردن پیمانه انتخابات، شاهد این هستیم که هر دو جریان یک هدف را دنبال می کنند ولی دو تاکتیک دارند؛ هر دو به دنبال به دستآوردن 13 میلیون رای انتخابات یازدهم هستند اما یکی معتقد است که اگر در کنار آقای هاشمی بایستد به هدفش می رسد و دیگری معتقد است باید از طریق نفوذ در بدنه جریان فتنه رسیدن به هدف خود را پیگیری کند که برای همین سراغ هنرپیشهها میرود و حرفهای ملیگرایانه میزند.
* شما نقش جریان فتنه و همچنین بیگانگان را در حمایت و تقویت جریان انحرافی و بسط افکار انحرافی این جریان چگونه میبینید؟
رسایی: ما در خصوص مواجهه با دشمنان بیگانه همواره یک سخن حضرت امام(ره) را به عنوان شاخص داریم که بارها رهبر معظم انقلاب هم آن را یادآوری کرده اند؛ البته این شاخص هم مانند بقیه شاخصهها برگرفته از کلام وحی است که خداوند در قرآن کریم میفرماید: "لنترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتّبع ملتّهم (یهود و نصارا از شما راضی نمیشوند مگر اینکه از آنها تبعیت کنید) ". هروقت دیدیم که دشمنان اسلام به ویژه در این ادیان تحریف شده از کسی خوششان آمده، باید در او شک کنیم. ما شاهد بودیم که رسانههای بیگانه از منافقین، از بنیصدر، از سیاستهای فرهنگی دوره سازندگی، از اصلاحطلبان، از فتنهگران، از فرزندان آقای هاشمی و حتی از برخی مواضع خود آقای هاشمی، موسوی، کروبی و خاتمی تعریف و تمجید کردند و مدتهاست که از مشایی نیز تعریف و تمجید میکنند و حتی در اتفاقات اخیر وقتی احمدینژاد چند روز در خانه نشست، برای نخستین بار پس از 6 سال فحاشی نسبت به او، بهیکباره همه مدافع احمدینژاد شدند! خوب نباید شک کنیم که دشمن از مشایی و طرز فکر او و اهداف او خوشش میآید و از احمدینژاد هم اگر تغییر کند، استقبال می کند.
مشایی در بسیاری از اهداف با جریان فتنه اشتراک نظر دارد و هر دو به دنبال حذف ولایت فقیه بودند؛ از طرفی با جریان اشرافی هم اشتراک داشت که به دنبال محدودسازی ولی فقیه است. برای همین هم فتنهگران هوای مشایی را داشتند. شما در ایام تبلیغات انتخابات دهم شاهد بودید که جریان فتنه برای تخریب آقای احمدینژاد اقدام به تولید CD به ظاهر مستندی تحت عنوان "90 سیاسی " کرد و در آیتمهای مختلف آن موضوعات متنوعی درباره رئیس جمهور مطرح کرد تا در نتیجه انتخابات تاثیر بگذارد اما با آنکه مشایی پاشنه آشیل تغییر رای و نظر نیروهای متدین و ارزشی و حزباللّهی بود، در این CD هیچ اشارهای به وی نشد؛ چرا که آنها برای تحرکات آینده خود به او نیاز داشتند.
* اما معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور، وجود جریان انحرافی را در دولت "توهم " خوانده و شخصیتهای برجسته مخالف این جریان را به مخالفت کورکورانه متاثر از جعلیات تحریکآمیز، ویژهخواری مالی و اقتصادی و زورگویی فکری و فرهنگی به جامعه متهم و آنها را به جریانی خطرناک و انحرافی نفوذ کرده در برخی ساختارهای حاکمیتی که همواره در پی استحاله نظام بوده، منتسب کرده است . . . .
رسایی: اینها یک سری تحلیلهای دمدستی و بدون انطباق با واقعیتهای بیرونی است که توسط برخی اطرافیان متملق گفته میشود؛ البته که در بیرون از جریان اصلاحطلبی طبقهای از نفوذیها را داریم که ویژهخواری مالی و اقتصادی دارند و نفوذ کردهاند ولی امروز این افراد در حال برگزاری جلسات محفلی و انتخاباتی با چهکسی هستند؟ آیا غیر از مشایی برای آنها تور جذب پهن کرده؟ مانند بسیاری از افراد فاسد و معلومالحال دیگر که مشایی در برنامه ریزی جذب آرا با آنها ارتباط گرفته است.
* آقای رسایی! برخی معتقدند که حامیان دولت در جریانات اخیر نسبت به جریان انحرافی و مشائی موضع سکوت اتخاذ کردند و به همین دلیل هم حامیان دولت را مورد هجمه قرار دادند. آیا واقعاً شما در این مدت سکوت کرده بودید یا . . .؟
رسایی: بهخلاف آنچه رسانههای همسو با فتنه و خواص مردود ادعا میکنند که برخی هواداران احمدینژاد و حامیان دولت نسبت به مشایی سکوت کرده و موضعگیری نکردند، ما از پیشگامان نقد جریان انحرافی بودهایم و پیش از این در دولت نهم در برابر این جریان و حتی شخص آقای مشایی موضعگیری کردیم و به همین دلیل هم همواره از طرف احمدینژاد با گلایه و شکایت مواجه بودیم.
اتفاقاً کسانی که امروز برای کسب برخی منافع سیاسی و حزبی و اقتصادی به صورت دوپهلو نسبت به موضوع جریان انحرافی موضعگیری می کنند، همان کسانی هستند که در محافل خصوصی با مشایی و عوامل او نشست و برخاست دارند و در نهایت هم بر سر قدرت به تفاهم می رسند؛ آنوقت همینها ما را متهم به سکوت میکنند!
برای ما موضوع مشایی تازگی ندارد و از سال 85 آیتالله مصباح در خصوص مشایی تذکراتی را فرمودند و همه ما را حساس کردند، اما مصالح انقلاب اسلامی در زمانی که درگیر فتنههای بزرگتری بودیم، اقتضا میکرد که نسبت به موضوع مشایی به صورت موضوع فرعی برخورد کنیم و در آن مقطع در حد و اندازه ضرورت و امروز هم در حد و اندازه خود به موضوع بپردازیم.
تلاش ما این است که با موضوع بر اساس واقعیت، درایت و مصالح انقلاب و نظام برخورد کنیم؛ ما تفاوت جدی بین آقای احمدینژاد و مشایی قائل هستیم و به صراحت میگوییم که پیشینه، سابقه و گذشته احمدینژاد نشان میدهد که او فسادهای اعتقادی و اقتصادی مشایی را ندارد اما متاسفانه به وی اعتماد و حتی اعتقاد زیادی دارد.
* آقای رسایی! به عنوان آخرین سؤال بفرمائید بالاخره برای حل این مشکل در برابر آقای احمدینژاد چه راهکاری را پیشنهاد میکنید؟
رسایی: امروز با توجه به تحرکات جریان انحرافی دستگاه قضایی نباید بیکار بنشیند. بنابراین برای اینکه حتی احمدینژاد هم بهانهای برای اعتراض نداشته باشد، دستگاه قضایی با دستگیری برخی افراد شاخص فتنهگران مانند فائزه و مهدی هاشمی، مشایی و برخی افراد حلقه اول جریان انحرافی را باید دستگیر کند و به اتهامات مالی و سیاسی آنها در کنار سران فتنه رسیدگی کند.
البته توجه داشته باشید که برای برخورد با این موضوع در خصوص آقای احمدینژاد نباید از روش برخورد مستقیم استفاده کرد بلکه به عقیده من باید مردم به احمدینژاد کمک کنند و به او بفهمانند همانطور که رهبری انقلاب فرمودند، حمایت مردم از او، حمایت از اصول است، نه شخص و البته هر شخصی به این اصول پایبند باشد به این محبوبیت و حمایت می رسد و آن را در سبد خود می بیند. نکته دیگر اینکه احمدینژاد باید بداند ما به احمدینژاد بدون مشایی اعتماد و اعتقاد داریم و از نظر ما مشایی عنصری است که در زمین دشمنان این ملت بازی میکند.
بنده همچنان معتقدم که مهمترین عنصر برای نجات احمدینژاد از فتنه مشایی فقط مردم ولایتمدار هستند و امیدواریم با اطلاعاتی که پس از دستگیری برخی افراد مرتبط با حلقه انحرافی در هفتههای گذشته کسب شده، آقای احمدینژاد هم پی به چهره واقعی مشایی و یاران او ببرد.
انتهای پیام/ع*


با دروغ بستن به امام خامنه ای؛ جریان منحرف کارگزاران به دنبال تصاحب مجلس نهم

بخش مهمی از راز سکوت مطلق مشایی، رحیمی، بقایی، فقیه و ملک زاده ها روز گذشته با فرمایشات ارزشمند مقام عظمای ولایت حفظه الله در خصوص عدالت که فرمودند؛«وضع فعلی عدالت در کشور مطلقاً راضی کننده نیست» شکسته شد و انشاءالله در آینده ای نه چندان دور با اطلاع رسانی شفاف رسانه های دلسوز و دوستدار واقعی انقلاب، بخش نهایی این سکوت پر رمز و راز و آلوده به منابع قدرت و ثروت برای همیشه در هم خواهد شکست. فان حزب الله هم الغالبون – زینب تقی زاده قوام





شهید محمد علی رجایی :
«ما به خاطر این مردم هستیم.اگر مردم تشخیص دهند ما در خطّ اسلام نیستیم هیچ دلیلی ندارد که نخست وزیر یا وزیر بمانیم...آنچه ما فریاد می کنیم این است که رهبری در ایران صرفاً باید به ولایت فقیه باشد ولو اینکه بسیاری از روشنفکران و بسیاری از کسانی که محتوای انقلاب اسلامی ما را در نیافته اند این مطلب عظیم و این دستاورد مشترک انقلاب ما را در نیابند... به مردم توصیه می کنم که هر چه زودتر از مسئولین بعد از رهبری عبور بکنند و خودشان را با رهبر پیوند دهند و رهبر را به عنوان یک الگوی کامل این انقلاب همیشه در ذهنشان داشته باشند... من به عنوان یک سرباز کوچک در این حرکت اصرار می کنم و توصیه می کنم که سعی کنیم راه حل ها را از مکتبمان اسلام بیرون بیاوریم... به اعتقاد ما در نظام اسلامی رئیس جمهور با عدد(رأی) تعیین نمی شود.رئیس جمهور با قلب تعیین می شود.با دل تعیین می شود...این مردم در رابطه با مرجعیت حرکت می کنند باور می کنند سرمایه گذاری می کنند و آرمانهای اصیل خودشان را دنبال می کنند.این مردم بزرگترین عنصرشان عنصر مذهبی است که در مرجعیت خلاصه می شود و تبلور پیدا می کند...
کسی می تواند خود را در خطّ امام معرّفی کند که آرمانهای امام امّت را در تمام ابعادش قبول داشته باشد...ما به عنوان مقلّد امام همانطور که امام هر جا لازم بدانند می گویند که این مطابق اسلام نیست ما هم اقدام می کنیم و تغییرش می دهیم از نخست وزیر گرفته تا هر وزیر دیگر...»
{به نقل از کتاب چهاردهم (شهید محمد علی رجایی) مرکز بررسی اسناد تاریخی 1387}








مدح بلند بالای رحیمی برای هاشمی در سال 1374
یوسف کنعان انقلاب که خریداران میخواهند فرزند خود را بهپایش قربانی کنند!
آبان ماه سال 74 اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت در حالی که ششمین سال ریاست جمهوری اش را پشت سر می گذاشت، سفری چند روزه به استان کردستان داشت.
به گزارش رجانیوز، پس از انجام این سفر، استانداری کردستان با انتشار کتابی با عنوان «دیدار سردار سازندگی از کردستان سرزمین عشق و دوستی» به بررسی نتایج این سفر پرداخت.
استاندار وقت کردستان در مقدمه این کتاب، زیباییهای این سفر را خارج از توان گفتار و نوشتار دانسته و آن را منحصر به فرد و در هاله ای از نور ایمان و ایثار و جوانمردی عنوان کرده است.
محمدرضا رحیمی در ادامه هاشمی رفسنجانی را این گونه توصیف می کند: «آقای هاشمی را محبوب می پندارند که تنها یار نیست، یاور نیز هست. او را جانانه کرم پیشه ای می انگارند که از کنعان انقلاب اسلامی به مصر کردستان قدم می گذارد، عاشقانه عزیزش می دارند و با تمام هستی خریدار محبتش می گردند.»
رحیمی همچنین اوج زیبایی این سفر را این گونه شرح داده است: «اوج زیبایی این دلدادگی در حرکت غرور آفرین آن پیرزن سقزی تجلی می کند که با تمام داراییش که در یک رأس بز خلاصه می شود، در صف خریداران یوسف انقلاب اسلامی قرار می گیرد و اشک شوق از چشمان آقای هاشمی جاری می سازد.»
رحیمی در ادامه می افزاید :« نکات قابل ملاحظه ای در لحظات دیدار حضرت ایشان از مناطق کردستان وجود دارد که حقیقتاً جز در آثار اساطیری و مبالغه ها و اغراق های شاعرانه تصور آنها در باور هیچ کس نمی گنجد، مگر آن که انسان، خود بوده و به رای العین مشاهده کرده باشد و حیرت و اعجاب و ناتوانی ما در ترسیم آن عظمت ها از همین جا ناشی می شود. پیرمرد مریوانی خطاب به رئیس جمهوری محبوب خود در حالی که گریه امانش نمی دهد، می گوید: اگر فرزندی داشتم، ذبیح مقدمت می کردم.»
رحیمی در انتهای این مقدمه «دستاوردهای شیرین این سفر مبارک» را تبدیل کردستان به یک استان برخوردار و فروزان شدن چشم انداز توسعه و ترقی کردستان می داند و هاشمی رفسنجانی را «شخصیت ممتاز جهان اسلام و سردار دلاور! سازندگی» می خواند.
یکی از فصول این کتاب، به اشعار و نثرهایی که در جریان این سفر سروده و نوشته شده، اختصاص یافته است. در یکی از این اشعار با عنوان پرتو خورشید آمده است:
ای رییس دولت خدمتگزار، ای هاشمی
با قدومت شهرمان همچون گلستان آمده
ناکسان را حسرت و بخل و حسد مهمان بود
غافلند از نعمتی کز سوی یزدان آمده
یا رب از لطف تو خواهم طول عمر هاشمی
زآنکه با حسن نظر از بهر عمران آمده
در یکی دیگر از این اشعار با عنوان کاروان سالار بیداری به تمجید از هاشمی رفسنجانی ومحمدرضا رحیمی پرداخته شده است:
دولت ملت نو از هاشمی پاینده باد
می سپارد شخص را دولت سرای خویشتن
چون رحیمی حاکمی فرزانه دارد کاردان
هر کسی باید که بنشیند به جای خویشتن
کوری چشم حسودان منافق این دو یار
کرده در دلهای مردم باز جای خویشتن
در بخش دیگری از این کتاب با چند نفر از هنرمندان بدون ذکر نام آنها مصاحبه شده است: «با آمدن آقای هاشمی به کردستان تمام جنبه ها به خصوص امور فرهنگی رو به ترقی خواهد رفت و تمام این حرکات و این سفر تحت مدیریت بسیار هوشمندانه استاندار کردستان بوده است.»
یک هنرمند خوشنویس هم می گوید: «حرکت های آینده همگی از برکات سفر پربرکت ریاست محترم جمهری به کردستان است که آن هم باز می گردد به ایثار و ازخودگذشتگی استاندار با تجربه و دردآشنای استان جناب آقای رحیمی.»
همچنین در این کتا
رحیمی 3 سال قبل نیز در حضور دکتر احمدینژاد به ذکر خاطرهای از سفر خود به سوریه پرداخت و گفت یک فرد سوری به وی گفته است که اگر قرار بود بعد از پیامبر اسلام باز هم پیامبری بیاید، آن فرد احمدینژاد بود!
"عماریون"- سایت ارزشی صراط نوشت:
خدا کنه اینم مثل نوری زاد که یک روز می گفت علامه مصباح و حال بالا وپائین نظام را می خواند فردا اولین ضربه زن به علامه مصباح نشود.
خداوند این مرز بان روشنفکررا برای روشنگری و تبیین تئوری اسلام ناب محمدی حفظ کند که هر وقت احساس خطر کرد به میدان آمد واین بار هم می خواهیم فرقه مشائیه را با افشاءگریهایش رسوا و انقلاب اسلامی که یادگار امام راحل است را با سکان داری امام خامنه ای از خطر این گروه گمراه حفظ نماید.
مشایی سطحش خیلی پایین تر از این حرفهاست . این بدبخت اصلا نمی دونه فرماسونی چی هست . مشایی افکارش منحرف است و از اویل انقلاب با کارهایش نشان داده که پا روی همه چی می گذارد
انشالله پشت پرده مکتب منحرف ایرانی بزودی هویدا می شود و آن وقت معنای حرف عمیق دوست مردم اسرائیل بودن مشخص می شود
تهمت زدن یه یک مسلمان کار کوچکی نیست.سوره حجرات آیه 11 را بخوان و بیاندیش.آیت اله مصباح در سخنرانی اسم نیاورد. شما در کل بدنه نظام نگاه کن و ببین چند نفر مصداق این صحبتهای آیت اله مصباح پیدا میکنی..
باید آگاه بود ومواظب افراد نفوذی بود.....!
اینگونه عاشقانه به یه تکه سنگ بنام منشور کوروش دل بستن از شیوه کارهای فراماسونهاست . به عکسی که رئیس فرقه منحرف در حال بدرقه منشور کوروش در دستش است نگاه کنید
امروز ننگ حمایت نوری زاده از مشایی فردا نوبت رضا ربع پهلوی می شود و بعد نوبت به ....اینست عاقبت کسی که در پازل دشمن بازی کند. آه و نفرین خانواده های شهدا دامن احمدی نزاد را خواهاد گرفت
کسی که معتقد باشد حجاب باید اجباری نباشد و قصد دارد آیین زرتشت را در کشور راه اندازی کند مشخص است به کجا وصل است / مشایی اگر فرصت پیدا کند تمام اصول اسلامی را از ایران حذف می کند/
خطاب به دوستی که فرمودند مسائل را دسته بندی و فرعی و اصلی کنیم : مشایی یک زمانی مسئله فرعی بود و با هشدار ایت الله مصباح و مکتب ایرانی و منشور کوروش و جشنهای نوروزی دیگر نمی توان گفت این ادم مسئله فرعی است مسئله نفوذ افراد فاقد صلاحیت در بدنه دولت مسئله فرعی نیست بلکه باید با جدیت و قاطعانه با ان برخورد شود
درسته ولی خود علامه مصباح نیز به نظر میرسد که فرام.... باشه
ya saheb zaman be dademun beres ki ras mige?
مشایی خودش عین ش......است. شک نکنید این شخص احمدی نزاد را برای آمال و آرزوهایش بر زمین خواهد زد. مگه راسپوتین روسیه را منهدم نکرد
اتفاقا مسئله این آقای خاص از مسائل اصلی است در حال حاضر
آقای احمدی نزاد تا کی میخواهی این شخص را بر همه دلسوزان نظام وخود ترجیح دهی . بعد از سخنرانی یکشنبه شب و ادعای ولایی بودن ، ابنک باید در عمل ثابت کنی و منحرفین را از خود دور کنی و الا ادعای ولایی بودن شما دروغی بیش نیست.
مشایی سوادش را ندارد که بفهمد فراماسون چیست . همان رمال و جن گیرها کارش را راه می اندازند.
سلام
آقایان آقایان شما باید درست فکر کنید و درست تصمیم بگیرید این نقشه امریکاست تا شما را از راه این انقلاب ارزشمند منحرف کند شما می بایست به همه مسائل روز کشور واقف باشید تا نگذارید فلان آقا کاری انجام دهد و بعدا صداش در بیاد ما هستیم که این انقلاب را ساختیم و ما هستیم که این انقلاب را باید پیش ببریم خدا امام خامنه ای را حفظ کند بروید و کمی به سخنرانی آقا توجه کنید انقدر آقا را خون جگر نکنید و به شایعات دامن نزنید هر کس در وظیفه ای که دارد کارش را درست و با ایمان انجام دهد آقای م و خیلی های دیگر جرات انجام چنین کارهایی را ندارند یه مقدار به خود بیایید
خداوند به آیت الله مصباح یزدی طول عمر دهد که با بصیرتی عمیق که لازمه آن گذشتن از منافع و به خطر انداختن خود است به بیان حقایق میپردازند. اکنون متوجه میشوم که چرا مقام معظم رهبری ایشان را مطهری و علامه طباطبایی برای نسل امروز معرفی کردند. در این فرمایش آقا چه حکمتی نهفته است. به راستی خط مقدم و نقطه کانونی شهید مطهری در مبارزات کجا بود؟
بابا جان خود این مشایی جن بو داده است - نیازی به جن گیری ندارد- تازه رفیقش را خودش تربیت کرده و بزرگش کرده - باهم شب و روزا را سر کردن - سری از هم سواین وگرنه دلاشون به هم گره ست-