سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
خورشید نی ریز
برای دل، چیزی تباه کننده تر از خطا نیست . [امام باقر علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :10
بازدید دیروز :107
کل بازدید :36103
تعداد کل یاداشته ها : 766
30/2/91
1:3 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
سید میراحمد فقیه نی ریزی[717]
بنام خدا سلام علیکم امروز با خودم فکر می کردم که بعد از سالها تحقیق و پژوهش و چاپوانتشار بیش از بیست اثر در باره موضوعات مختلف ،آنها را چگونه در اختیار جوانان عزیزی که تشنه این مطالب هستند قرار دهم ،یا اینکه در کوچه و بازار ،وقتی با افراد مختلف برخورد می کنم باپرسشهای مختلف دینی و اجتماعی و مخصوصا خانوادگیشان روبرو می شوم ، و زمانی که به آن عزیزان مِی گویم درب منزل ما به روی همه عزیزان باز است ،با این سخن که ما در همه وقت برایمان مشکل است ایجاد مزاحمت نماییم ،لذا تصمیم گرفتم این وبلاگ را راه اندازی نمایم که هموطنان عزیز و بخصوص همشهریان نی ریزی بتوانند براحتی پرسشهای خود را دربخش نظرات این وبلاگ مطرح نموده و ازشما عزیزان صمیمانه درخواست می نمایم که اگرپیشنهاد یا انتقادات سازنده ای جهت هرچه پربارتر شدن این وبلاگ داریداز طریق بخش (نظردهید)وارد شده و سپس نسبت به درج پیام خود اقدام نمایید. و همچنین می توانیدبا ارسال مقالات و مطالب مورد نظرتان و همچنین عکسهایی از طبیعت و...ازطریق ایمیل (ahmadneyrizi@yahoo.com )جهت درج در این وبلاگ یآری نمایید.البته حقیر اجازه ویرایش و خدف بعضی از مطالب را خواهم داشت۰ .والسلام دوستدار شما مردم ولایتمدار حاج سید میراحمد فقیه نی ریزی

خبر مایه
پیوند دوستان
 
بی سر و سامان خطه سرسبز بجنورد حسن آباد جرقویه علیا کانون فرهنگی شهدای شهریار السلام علیک یا علی بن موسی الرضا سرگرمی اطلاع رسانی شمیم یاس مجله اینترنتی شهر طلائی یادداشتهای فانوس صدای شهید ***جزین*** سفیر دوستی درجست وجوی حقیقت ▌ ) ◄ استان قدس ►(▌ خریدار غروب جدیدترین یوزر پسورد آنتی ویروس nod32- Kaspersky - Avira دکتر علی حاجی ستوده ولایت دات کام اتاق دلتنگی محمد قدرتی MOHAMMAD GHODRATI پاتوق دخترها وپسرها عشق تابینهایت سه ثانیه سکوت نهِ/ دی/ هشتاد و هشت شقایق.......گل همیشه عاشق تبریک می گوییم شما به ساحل رسیدید!!!!! فرق بین عشق و دوست داشتن خنده جیره بندی شده @@@این نیزبگذرد@@@ بر و بچه های ارزشی تعمیرات تخصصی انواع پرینتر لیزری اچ پی HP رنگی و تک رنگ و اسکنر آرمان وب سایت روستای چشام (Chesham.ir) وبلاگ دی اصولی رایانه مشاوره - روانشناسی برادران شهید هاشمی یا علی مدد نرگس سبز دیـــــــار عـــــــاشـقـــــان عشق الهی آموزه ـ AMOOZEH.IR دهاتی فکر نو مساوی پیشرفت سکوت سبز فقط عشقو لانه ها وارید شوند عاشقانه می گویم متالورژی_دانلودکده ی مهندسی متالورژی Rikhtegari.ir مجله التکرونیکی وبلاگ های پایگاه شهید سیدمصطفی خمینی(ره) ترانه ی زندگیم (Loyal) بچه مرشد! xXx رنـــــــــــگـــــــــارنـــــــــــــــگ xXx هم نفس عشق نامه رابطه ی زنان و مردان و حقوق پایمال شده و نشده زنها از فرش تا عرش ای خطه ایران عزیزم وطن من بازی موبایل،بازی جاوا،بازی سیمبین،دانلود بازی موبایل های جدید خاطرات من و دکترم بوی سیب عاشق آسمونی سکوت پرسروصدا غلط غو لو ت دلبسته یاران خراسانی خویشم سیاه مشق های میم.صاد نوری چایی_بیجار شهد [سرچشمه زارچ در انتظار مهدی موعود(عج)] جوجو شهدا شرمنده ایم هر چی بخوای حفاظ چند تکه عاشقانه حنا، دختری با مقنعه منتظران شهادت MNK Blog کشکول ایـــــــران آزاد محمد جهانی دستنوشته ایــــــــــران،کشــــــــــــــور عشــــــــــــق و دوســــــتی پایگاه شهید کریم مینا سرشت وب نوشته مهدی میانجی انصار الحسین (ع) السلام علیک یا علی بن موسی الرضا عَشَقه سومین حرکت سیستان مجلس ( انتخابات زابل ) آسمان آبی ازدواج موقت صل الله علی الباکین علی الحسین دلنوشته های یک فروند چریک حقوق و حقوقدانان حاج آقا مسئلةٌ اینجا،آنجا،همه جا خون شهدا داود ملکزاده خاصلویی شیدائی درهم برهم سیب سرخ کشتی کج طلوع ما با ولایت زنده ایم تا زنده ایم رزمنده ایم وبلاگ هواداران محسن یگانه عشق گمشده من عطش (وبلاگ تخصصی ماه محرم و صفر) **قافله نت** حزب الله هم الغالبون دوستانه عشق به خدا شاره که م سنه سحر راهی به سوی اینده سیاست روز داستانا سرا سیب « عــــــفـــــــاف و حـــــجــــــاب » حجت الاسلام والمسلمین قابل پسر جهنمی دانلود عکس+آهنگ=برنامه روز دنیا و اس ام اس یه غریبه anzalichi آوای قلبها... هر چی تو دوست داری آرش...پسر ایده آل من قرآن و اهل بیت(ع) تنها راه نجات تنها ترین فراق یار شهید عباس افشار مسائل شیطان پرستی در ایران و جهان نیروی هوایی دلتا ( آشنایی با جنگنده های روز دنیا ) دانلود کتاب وفا music 90 منطقه آزاد تنهایی من با ما بروز باشید وب سایت تخصصی ویندوز موبایل با ما و اندیشه دیار غم به سا یت روح و روان علی نیکچی خوش امد ید حروفهای زیبای انگلیسی درس نو عشق طلاست مجمع فرهنگی فاطمیون شهرستان لنجان جیگر نامه دلتنگی چاهورز اسپورت و دیدنیهای ان فقط به عشق تو سمیرا من این دنیا را دوست دارم آبی های لندن آخرین منجی قصه ها وافسانه های ملل صفاسیتی wanted جوجواستان عکس دکتر علی حاجی ستوده عروسک پاتوق جوان ها نفوذی کارگاه درب و پنجره یوپی وی سی محمدی افسوس که روزگار بر خلاف ارزوهایم گذشت افسوس...... تنها عشق منی اخلاق ، روان شناسی ، عقاید مسائل جنسی صدای سکوت داستانهای واقعی روابط عمومی Dr.Rahmat Sokhani fazestan
1 2 3 4 5 >








میلیون ها نفر در شهرهای اسپانیا علیه دولت به خیابان ها ریختند
پیش بینی رهبر انقلاب تحقق یافت موج بیداری به اروپا رسید




موج بیداری به منطقه اروپا هم رسید. میلیون ها نفر از مردم اسپانیا علیه دولت به خیابان ها ریختند و خواستار تامین خواست های صنفی خود شدند.
اخیرا رهبر انقلاب پیش بینی کرده بودند که بزودی موج بیداری به قلب اروپا خواهد رسید و تظاهرات میلیونی در 50 شهر اسپانیا در حقیقت تحقق پیش بینی رهبر انقلاب است.
به گزارش خبرگزاری ها، شمار زیادی از مردم شهرهای مختلف اسپانیا از جمله «مادرید» که از روز سه شنبه گذشته به خیابان ها و میادین اصلی این کشور سرازیر شده اند بر ادامه تظاهرات خود تاکید کردند.
تظاهرکنندگان که به شرایط اسفناک اقتصادی، بیکاری، از بین رفتن ارزش ها و شرافت انسانی و ... اعتراض دارند همچنین اعلام کردند، به طور شبانه روزی تا رسیدن زمان انتخابات میان دوره ای در میادین و خیابان ها می مانند. اسپانیا از 22 ماه مه (اول خرداد ماه) به مدت دو روز شاهد برگزاری انتخابات منطقه ای و شهرداری ها خواهد بود.
تظاهرکنندگان با متهم کردن «خوزه لوئیس رودریگز زاپاته رو»، نخست وزیر اسپانیا به خیانت و ستم به مردم شعارهایی با این مضامین را سر می دهند. «این دموکراسی نیست، به ما بپیوندید، صلح اجتماعی اتمام است، 22 مه رای ندهید، ما نان می خواهیم و ...»
به گزارش ایرنا، مردم اسپانیا همزمان در 50 شهر اسپانیا از جمله «سوییا»، والنسیا، آلیکانته، بیلبائو و بارسلون تظاهرات کرده و اقشار مختلف اعم از دانشجویان، جوانان، بازنشستگان، کارگران و بیکاران در آن شرکت کردند.
گفتنی است، عمده دلیل این تجمعات، ریاضت اقتصادی است که دولت بر مردم این کشور اروپایی تحمیل کرده و باعث تشدید مشکلات اقتصادی این کشور شده است.
افزایش سن بازنشستگی،کاهش 10 درصدی یارانه های دارویی و از همه مهمتر بیکاری بیش از پنج میلیون جوان از جمله مهمترین عواملی است که به گفته رسانه های اسپانیایی باعث خروش مردم شده است. اسپانیا بیشترین نرخ بیکاری در میان کشورهای عضو اتحادیه اروپا را دارد.یادآور می شود کمیسیون انتخابات اسپانیا دیروز نسبت به ادامه اعتراضات مردمی هشدار داد. خبرگزاری فرانسه در این باره نوشت، معترضان به شرایط اقتصادی و سیاسی که قصد ادامه این تظاهرات را دارند با ممنوعیت قانونی ازسوی مقامات مسئول اسپانیایی روبه رو شده اند، آنها همچنین به استفاده از پلیس برای پراکندن و جمع آوری چادرهایی که به طور شبانه روزی در میادین شهرها مستقر هستند. تهدید کردند.
پرتغال
از سوی دیگر خبر می رسد، برخی شهرهای پرتغال نیز دچار ناآرامی شده است. مردم پرتغال نیز همچون مردم اسپانیا در اعتراض به شرایط بد اقتصادی و تحمیل ریاضت های اقتصادی به خیابان ها ریخته اند.
پرتغال هفته گذشته توانست برای رهایی از بحران اقتصادی، موافقت وزرای دارایی کشورهای عضو منطقه یورو را جهت دریافت کمک 78 میلیارد یورویی کسب کند.


 

  
  


آیت‌الله خزعلی:

امام راحل می‌فرمودند؛

 

 "تا آقای خامنه‌ای هست دلواپسی نداشته باشید "

خبرگزاری فارس: عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: "اگر دنبال شخصی دلسوز برای انقلاب اسلامی هستید کسی دلسوز‌تر از آقای خامنه‌ای پیدا نمی‌کنید " و حتی نیز امام راحل تاکید کردند " تا آقای خامنه‌ای هست دلواپسی نداشته باشید ".





به گزارش خبرگزاری فارس از مشهد‌، آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی در مراسم تشییع پیکر پاک سردار شهید برونسی و چند تن از دیگر شهدای گمنام هشت سال دفاع مقدس که صبح امروز در اجتماع عظیم عزاداران فاطمی برگزار شد، اظهار داشت: مرحوم سردار شهید عبدالحسین برونسی علاقه و ارادت خاصی نسبت به حضرت فاطمةالزهرا (س) داشتند و این مطلب در کتاب خاک‌های نرم کوشک به عینه دیده می‌شود.
عضو مجلس خبر‌گان رهبری با بیان اینکه شهید برونسی به سرداری سپاه اسلام افتخار می‌کرد، خاطرنشان کرد: امروز روز سوگواری شهادت حضرت فاطمه الزهرا (س) و روز تشییع سردار رشید سپاه اسلام شهید برونسی. امروز روز تلاقی حبیب و محبوب است.
آیت‌الله خزعلی با تاکید بر این مطلب که اطاعت از حکم ولی‌فقیه بر تمام مردم و مراجع محترم تقلید نیز واجب است، یادآور شد: اگر کسی 20 میلیون که نه اگر 40 میلیون نیز رای بیاورد اما ولی‌فقیه آن را تنفیذ نکند آن 40 میلیون رای برای آن شخص اعتباری به همراه ندارد.
عضو مجلس خبرگان رهبری اذعان داشت: در عصر حاضر رئیس و امام جامعه اسلامی شخصیتی است که امام راحل (ره) در مورد شخصیت ایشان می‌فرمایند "اگر دنبال شخصی دلسوز برای انقلاب اسلامی هستید کسی دلسوز‌تر از آقای خامنه‌ای پیدا نمی‌کنید " و حتی نیز امام راحل تاکید کردند " تا آقای خامنه‌ای هست دلواپسی نداشته باشید "
آیت‌الله خزعلی همچنین خطاب به دولت گفت: بسیار خوب است که دولت بعضی از افراد را که قصد نفوذ در بدنه دولت را دارند، شناسایی کرده و جلوی آنان را بگیرد.
انتهای پیام/ل20/ب


30/2/90::: 7:44 ع
نظر()
  
  


واکنش شایق به شکایت سازمان:

واقعیت‌های سازمان میراث فرهنگی را در صورت تشکیل دادگاه خواهم گفت

خبرگزاری فارس: مدیر اسبق مجموعه تاریخی، فرهنگی سعدآباد در واکنش به گفتگوی سخنگوی سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری مبنی بر شکایت از وی گفت: محضر دادگاه محلی برای بیان وقایع تلخ و دردناک مربوط به این افراد خواهد بود.






عشرت شایق، مدیر اسبق مجموعه تاریخی، فرهنگی سعدآباد در گفتگو با خبرگزاری فارس افزود: تاکنون نه از سوی محکمه‌ای احضار شده‌ام و نه محکومیتی به اینجانب ابلاغ و اعلام شده است که آقای محسنی به استناد آن بخواهد بنده را متهم به یک سری اعمال مجرمانه کند. اما در هر حال در صورت احضار به دادگاه، شکرانه این حضور را به جا آورده و محضر دادگاه محلی برای بیان وقایع تلخ و دردناکی مربوط به این افراد خواهد بود.

وی در پاسخ به اظهارات حسن محسنی سخنگوی سازمان میراث فرهنگی در رابطه با مسائل مالی مجموعه سعدآباد و قالیچه صلح و دوستی گفت: تمامی مسائل و مشکلات از زمانی آغاز شد که مسئولان سازمان میراث فرهنگی طی قراردادی، بهره‌برداری از واحدهای مختلف این مجموعه را با قیمتی نازل به کانون اتومبیلرانی وایرانگردی واگذار کرده و از بنده درخواست کردند که به عنوان نماینده ناظر سازمان بر اجرای این قرارداد نظارت کنم که به دلیل شبهه غیر قانونی بودن این قرارداد و ابهامات متعدد آن از جمله مشخص نبودن محل واریز درآمدها و نحوه هزینه آن برخلاف اصل پنجاه و سوم قانون اساسی که مقرر می‌دارد تمام دریافت‌های دولت در حساب‌های خزانه‌داری کل متمرکز شود و همه پرداخت‌ها در حدود اعتبارات مصوب به موجب قانون انجام می‌گیرد.

وی ادامه داد: همچنین نقض قانون منع دخالت کارکنان دولت در معاملات دولتی و دیگر قوانین موضوعه کشور چندین بار بطور حضوری ابهام‌آمیز بودن این قرارداد را به مسئولان سازمان میراث فرهنگی متذکر شدم و این موضوع بارها در رسانه‌ها نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفت ولی چون مسئولان سازمان را مصر بر اجرای قرارداد می‌دیدم لذا طی نامه‌ای مجددا با گوشزد کردن مواد مختلف قانونی، معذوریت خود را از نظارت بر چنین قراردادی اعلام کردم که بدنبال آن با فشارها و کارشکنی‌های متعدد غیر متعارف برخی از مسئولین سازمان میراث فرهنگی و کانون اتومبیلرانی مواجه شدم.

مدیر اسبق مجموعه تاریخی، فرهنگی سعدآباد تصریح کرد: علاوه بر آن بدلیل حاکمیت تفکر خاص بر مجموعه سازمان میراث فرهنگی از ابعاد مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی چون ادامه همکاری با آن سازمان را نوعی تایید اعمال و رفتار آن می‌دانستم علیرغم اصرار مسئولان آن سازمان برای عهده‌دار شدن مدیریت موزه قرآن از قبول آن امتناع کرده و پس از تسویه حساب کامل از تمام واحدهای سازمان میراث فرهنگی و اخذ پایان ماموریت به خدمت خود در آن سازمان در سال 88 پایان دادم.

وی افزود: بدلیل عدم تمکین مسئولان سازمان برای لغو قرارداد واگذاری بهره‌برداری از مجموعه سعد‌آباد علاوه بر داشتن ابهامات متعدد و اشکالات حقوقی و قانونی، خسارت‌های زیادی نیز متوجه بیت‌المال می‌کرد ناچارا مدارک و مستندات خود را همزمان به سازمان بازرسی کشور و دیوان محاسبات و کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی تقدیم کرده که پرونده در هر سه مرجع تحت بررسی است و امیدوارم با رسیدگی عامل به موضوع خیانتکاران به بیت‌المال به سزای خود برسند (البته بررسی اموال بنده و مقایسه آن با اموال بعضی متهم‌کنندگان خود حکایتی دارد؟!)

شایق با اشاره به دریافت بیش از 90 مورد تقدیرنامه و لوح سپاس از مراجع و اشخاص حقیقی و حقوقی در مدت 14 ماه مدیریت خود در سعدآباد گفت: تعدادی از این تقدیرنامه‌ها از سوی مسئولان سازمان میراث فرهنگی صادر و اهدا شده است و حال با توجه به شرایط زمانی با یک خیز تخریبی سیاسی برخی از مسئولان این سازمان بدلیل موضع‌گیری‌های اینجانب در مسائل سیاسی از جمله جریان انحرافی چنین موضعی را اتخاذ کرده‌اند که در هر صورت بنده از شفاف‌سازی در این مورد استقبال کرده و اگرتاکنون بدلیل رعایت موازین قانونی و اخلاقی مایل به رسانه‌آی شدن مسائل نبودم ولی از این پس در قبال هرگونه حرمت‌شکنی مسئولین سازمان فوق ناچار به بیان حقایقی تلخ و گزنده از رفتارها و افکار برخی از مسئولان سازمان فوق خواهم بود.

شایق در خصوص قالیچه صلح و دوستی جهانی، گفت: این طرح یک ایده‌ی مردمی بوده که با هزینه شخصی چند تن از علاقمندان تبریزی به مرحله اجرا در آمده و پس از اتمام بافت آن در تبریز با حضور آقایان «چون لی هان» رئیس منطقه‌ایی یونسکو در ایران و مقامات دولتی و نمایندگان مجلس شورای اسلامی و جمع کثیری از نخبگان طی مراسم باشکوهی در سالگرد مشروطیت 14 مرداد 89 در منزل ستارخان در تبریز قیچی زده شده و مراحل بعدی خود را جهت آماده‌سازی برای تحویل ملل متحد می‌گذارند.

وی اضافه کرد: طراح این اثر فاخر استادی فرهیخته و انسانی وارسته و هنرمند پرآوازه استاد فرشچیان بوده که توسط هنرمند نامی تبریز استاد خیابانی رنگ آمیزی شده و با دستان هنرمند قالیباف تبریزی بافته شده است که در این مورد فرش شمایی و شرکت شاخه طوبی و دیگر علاقمندان هزینه کرده‌اند و روی هم رفته بیش از 95 درصد کار خلق این اثر بی‌نظیر در تبریز صورت گرفته است و سازمان میراث فرهنگی در ایده‌پردازی، اجرای مراسمات، تهیه مقدمات و ... هیچ حرکتی نداشته است، هر چند که برای ایجاد زمینه برای مشارکت دادن مقامات سیاسی دیگر کشورها با هماهنگی مسئولان مربوطه در این قالیچه مدتی در مجموعه سعد‌آباد برقرار بود و مقامات مختلفی با هماهنگی دعوت بر آن گره می‌زده‌اند که این کار در تبریز نیز ادامه داشت.

مدیر اسبق مجموعه تاریخی، فرهنگی سعدآباد تصریح کرد: برنامه‌های متعددی برای اجرای این پروژه عظیم فرهنگی پیش‌بینی شده بود که بدلیل عدم حمایت مسئولان ذیربط که قصد مصادره این پروژه را داشتند هنوز به مرحله اجرا در نیامده است. اگر مسئولان این سازمان مدعی این اثر فاخر هستند مستندات خود را اعم از مصوبه شورای معاونین، دستورات مقام ریاست یا قائم مقام یا معاونت فرهنگی وقت، دستورات پرداخت هزینه کرد، لیست حضور در مراسمات مختلفی که تاکنون انجام شده و این مسئولان شرکت نموده‌اند و هر نوع سندی که بتواند ادعاهایشان را ثابت کند ارایه دهند اما ستاد مردمی بافت قالیچه صلح و دوستی حاضر است سرمایه‌گذاران، طراحان ، بافندگان و همه‌ی عوامل بافت قالیچه صلح و دوستی را که عموما از خیرین و علاقمندآن تبریزی است معرفی کنند و خود قالیچه نیز پس از اتمام مراحل تکمیلی مانند قیچی زدن و پرداخت همانطوریکه اعلام شد با همکاری یونسکو به سازمان ملل اهدا خواهد شد.

وی در ادامه گفت: هر چند برخی از مسئولان بعد از توجه افکار عمومی این پروژه فرهنگی عظیم و فاخر اصرار داشتند این قالیچه قبل از تکمیل شدن در اختیارشان قرار گرفته و به عنوان عملکرد خود روی این اثر مانور سیاسی و تبلیغاتی انجام دهند که اجازه داده نشد.

شایق یادآور شد: طرح این گونه مسائل بر بستر سیاسی استوار بوده و هدف از آن تخریب افرادی است که حاضر به همکاری با برخی جریانات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی نشده‌اند و مسلما بنده اولین این افراد نبوده و آخرین آنها نیز نخواهم بود.

مدیر اسبق مجموعه تاریخی، فرهنگی سعدآباد گفت: عدم همراهی با باندهای قدرت و ثروت هزینه‌هایی دارد که بنده حاضر به پرداخت آن هستم و تاکنون نیز خود و خانواده‌ام متحمل این هزینه‌های تخریبی شده‌ایم ولی هیچگاه آلت و ابزار دست باندهای قدرت طلب و منحرفان سیاسی و فرهنگی قرار نخواهیم گرفت و از سخنگونی سازمان میراث فرهنگی نیز بدلیل تهمت و افترا نسبت به خود شاکی بوده و شکایت خود را تقدیم مراجع قضایی کرده‌ام زیرا تاکنون نه از سوی محکمه‌آی احضار شده‌ام و نه محکومیتی به اینجانب ابلاغ و اعلام شده است که وی به استناد آن بخواهد بنده را متهم به یک سری اعمال مجرمانه کند اما در هر حال در صورت احضار به دادگاه شکرانه این حضور را به جا آورده و محضر دادگاه محلی خواهد بود برای بیان وقایع تلخ و دردناکی که به گوشه‌هایی از آن اشاره شد.

سخنگوی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در گفت‌وگو با خبرنگار جامعه فارس از شکایت از مدیر اسبق مجموعه تاریخی سعدآباد به مراجع قضایی خبر داد.
حسن محسنی اظهار داشت: سازمان میراث فرهنگی در راستای صیانت از بیت المال و مبارزه با فساد اقتصادی که از سیاست های اصلی و جدی دولت خدمتگزار است و در جهت سالم سازی دستگاه های اداری و نیز در پی ارائه گزارش سازمان بازرسی کل کشور در خصوص تخلقات مدیر اسبق مجموعه تاریخی سعدآباد، از مدیر اسبق مجموعه فرهنگی- تاریخی سعدآباد (ع.ش) شکایت قضایی کرده است.

به گفته وی، متأسفانه موارد فراوانی از تصرف غیر قانونی، دریافتی های غیر رسمی خارج از قاعده و قراردادهای مبهم و مجعول در عملکرد وی وجود داشته که از شاخص ترین آن ها می‌توان به خارج کردن قالیچه مشهور "صلح و دوستی " اشاره کرد که مدتی قبل از خارج کردن غیر قانونی آن از مجموعه سعدآباد، در حضور شمار زیادی از شخصیت های سیاسی و فرهنگی بافته و رونمایی شده بود.

سخنگوی سازمان میراث فرهنگی و مدیر فعلی مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد تصریح کرد: طبیعی است که سازمان میراث فرهنگی، به عنوان بخشی از دولت در راستای سیاست کلان مبارزه با فساد اداری و اقتصادی، پیگیری و به نتیجه رساندن این موضوع را در دستور کار خود قرار داده و تا حصول نتیجه قانونی لازم، استیفای حقوق بیت المال را پیگیری خواهد کرد.
انتهای پیام/


  
  

اختصاصی فارس/ ناگفته‌های رسایی از گروه انحرافی:

 








ساعت‌ها با مشایی صحبت کرده‌ام؛ او مامور محدودسازی ولی‌فقیه است


مهم‌ترین هدف جریان انحرافی ناکارآمد نشان دادن مدیریت انقلابی و ولایی است

خبرگزاری فارس: یک عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس که ساعت‌ها با مشایی بی‌پرده و چهره‌ به چهره مباحثه و گفت‌وگو داشته، او را "الیاس " دولت احمدی‌نژاد و مأمور محدودکردن ولی فقیه و منحرف‌کردن نظام اسلامی خواند و خواستار برخورد دستگاه قضایی با وی و همفکرانش شد.





حجت‌الاسلام حمید رسایی عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس و از جمله حامیان محمود احمدی‌نژاد است که هراندازه از عملکرد دولت دفاع کرده، به همان اندازه و از چند سال قبل مخالف جدی اسفندیار رحیم‌مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور بوده و منتقد دیدگاه‌ها و رفتارهای اوست.

مخالفت نماینده مردم تهران با رحیم مشایی ناشی از چندین ساعت‌ گفت‌وگو و مباحثه چهره به چهره و بی‌‎پرده با رئیس دفتر رئیس جمهور است که وی را در نگاه رسایی به "الیاس " کابینه احمدی‌نژاد و منحرف‌کننده مسیر اصلی دولت نهم و دهم مبدل کرده است؛ در میان حامیان رئیس جمهور، رسایی تنها کسی بود که فرصت یافت در خصوص نقد مشایی در برنامه "دیروز، امروز، فردا " با علی اکبر جوانفکر مشاور رسانه‌ای احمدی‌نژاد به مناظره بنشیند و انتقادات علنی خود را بیان کند که البته بعد از آن مناظره، برنامه چالشی "دیروز، امروز، فردا " برای مدتی تعطیل شد.

مدیر مسئول هفته‌نامه 9 دی که این روزها مواضع خود را بیشتر از طریق این نشریه اعلام می‌کند و در چند هفته اخیر بارها مسائلی را درباره جریان انحرافی و مرتبطان با این شبکه مطرح کرده، در گفت‌وگویی تفصیلی با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس به بیان دیدگاه‌هایش در خصوص ماهیت و اهداف رحیم مشایی پرداخت و تاکید کرد که در روزهای آینده به افشاگری بیشتری در این زمینه خواهد پرداخت.

حجت‌الاسلام رسایی در مطلع بحث، در خصوص ویژگی‌ها، اهداف و ترفندهای جریان انحرافی در دولت به سرکردگی اسفندیار رحیم مشایی اظهار داشت:

سابقه انقلاب اسلامی و بررسی عملکرد شخصیت‌ها نشان می‌دهد دشمنان همواره تلاش کرده‌اند اگر نتوانستند به‌طور مستقیم شخصیتی را تحت‌تاثیر قرار داده و از او در راستای منافع خود استفاده کنند، از کانال اطرافیان وی وارد ‌شوند؛ به عنوان نمونه در قضیه آقای منتظری دشمنان از طریق بیت او و دامادش که منتظری اعتماد بسیار زیادی به وی داشت، وارد عمل شده و اهداف خود را پیگیری کردند و یا در موضوع آقای هاشمی رفسنجانی هم دشمن تلاش زیادی کرد تا منافع خود را از طریق فرزندان و برخی اطرافیان وی تامین کند.

گزینه‌های متعدد دیگری هم وجود دارد که دشمن، برخی از آنها را با فساد اقتصادی و بخشی دیگر را با فساد اخلاقی به خدمت خود درآورده و در مواردی هم دشمن با توجه به زمینه‌های شخصیتی افراد از طریق مسائل اعتقادی وارد عمل شده ‌است.

جریان انحرافی امروز با توجه به خصوصیات و ویژگی‌هایی که شخص آقای احمدی‌نژاد داشت و عمدتاً هم این خصوصیات و ویژگی‎ها بر اساس مبانی اعتقادی بود، ابتدا با رویکرد اعتقادی وارد صحنه شد و پس از آن اهداف سیاسی و اقتصادی خود را پیگیری کرد و به برخی از آنها رسید.

* به نظر شما مهم‌ترین هدف جریان انحرافی چیست و در واقع این جریان چه هدفی را از چه مسیری پیگیری می کند؟

رسایی: از جمله اهدافی که مشایی برای رسیدن به آن تلاش می کند، تصدی کرسی ریاست جمهوری یازدهم است اما این شخص به فراتر از ریاست جمهوری می اندیشد و اگر غایت هدف او کسب جایگاه ریاست جمهوری بود، می توانست با استمرار مرام و جهت‌گیری احمدی‌نژاد سال 84، بدون اینکه نشان دهد با ولایت فقیه مشکل دارد به آن برسد ولی مشایی مأموریت دارد تا نظام اسلامی را به انحراف بکشاند. از نظر مشایی جایگاه رهبری باید به یک جایگاه تشریفاتی برسد و بسیاری از ارزش های دینی به ارزش های ملی گرایانه تغییر کند.

به عبارت دیگر، از آنجا که جریان انحرافی و شخص آقای مشایی به شدت قدرت‌طلب است، در حقیقت با رویکرد ورود به مباحث اعتقادی به دنبال آن است که از جایگاه آقای احمدی‌نژاد برای رسیدن به قدرت در انتخابات مجلس نهم و سپس ریاست جمهوری یازدهم بهره برد؛ در حالی که تردید نداریم اعتقادات مشایی انحرافی است و از احمدی‌نژاد فقط به عنوان یک سپر استفاده می کند تا از طریق او به اهدافش برسد.

در کنار این موضوع، یکی از مهم‌ترین اهداف جریان انحرافی ناکارآمد نشان دادن مدیریت انقلابی و ولایی است؛ اتفاقی که در طول چند سال گذشته رخ داد، این بود که مردم طعم مدیریت انقلابی را پس از سال‌ها مجدداً در مسیر تبعیت از ولایت چشیدند و ما در نقاط مختلف کشور شاهد نتایج این نوع مدیریت بودیم و رهبر معظم انقلاب هم بر این اساس بارها اصول زنده شده توسط احمدی‌نژاد را ستودند و راه دولت را تأیید کرده مورد تمجید قرار دادند اما اوجی که مدیریت انقلابی گرفته بود، متاسفانه با فعالیت ده‌ها برابری جریان انحرافی به دلیل اعتماد زیادی که آقای احمدی‌نژاد به برخی شخصیت‌های این جریان و در رأس آن آقای مشایی داشت، با رکود مواجه شد.

* آیا آقای احمدی‌نژاد از این مسئله اطلاع ندارد و اساسا می‌توان پذیرفت که رئیس جمهور با درایت و ذکاوتی مانند احمدی‌نژاد، تحت تاثیر افرادی چون مشایی قرار گیرد؟

رسایی: من می‌توانم به این سؤال هم جواب نقضی و هم جواب حلی بدهم؛ بله احمدی‌نژاد با همه هوش و حواسش می تواند تحت ‌تأثیر الیاس‏هایی قرار بگیرد که آنها را به عنوان یک شخصیت مثبت باور کرده است. آقای احمدی‌نژاد فردی شجاع، مدیر و با رویکردی زاهدانه است اما معصوم و مجتهد و دین‎شناس نیست و اتفاقا آسیب‌هایی که به او وارد می شود، از همین نقطه است. همه شخصیت‌ها اشتباه می‌کنند و احمدی‌نژاد هم مصون از اشتباهات نیست اما این اشتباهات به ویژه در اتفاقات اخیر هزینه سنگینی برای وی داشته که شاید اگر دیر بجنبد، جبران این هزینه سنگین دشوار باشد.

علاوه بر این ما شخصیت‌هایی را در تاریخ انقلاب داشته‌ایم که اعتماد زیادی به برخی اطرافیان خود داشتند که نمونه آن شهید رجایی بود که با همه سلامت اعتقادی و اقتصادی، فریب فردی همچون مسعود کشمیری را خورد و اعتماد به کشمیری به حد اعتقاد رئیس جمهوری محبوب و مردمی آن روز به کشمیری رسید و موجب شد که فرد مذکور در ساختار اجرایی کشور به قدری نفوذ کند که رجایی و باهنر را به شهادت برساند تا به زعم خودش به نظام لطمه بزند.

* جناب‎عالی چند مرتبه رودررو با مشائی بحث و گفت‌وگو داشتید و حتی بعد از یکی از همین دیدارهایتان او را به "الیاس " شخصیت شیطانی و اغواگر سریال "اغما " تشبیه کردید که تلاش می‌کرد شخصیت‌های اصلی داستان را تحت‌تاثیر قرار داده و فریب دهد. از نظر شما مهم‌ترین انحرافات مشایی و اساسا خاستگاه انحرافات فکری جریانی که وی در راس آن قرار دارد، چیست؟

رسایی: مهم‌ترین انحراف مشایی در فرض خوشبینانه این است که اسلام را بر اساس دیدگاه‌های خودش تفسیر می‌کند و دچار بیماری تفسیر به رأی از دین است. مشائی مطالعات دینی متفرقه داشته اما این مطالعات را عمق نبخشیده و به اساتید فن و مجتهدان مسلط به کتاب و سنت هم مراجعه نکرده تا مسیر مطالعاتی وی را مشخص و در مسیر درست هدایت کنند؛ در جلسات مختلفی که با او مواجه بودیم و بحث کردیم به این نکته روشن رسیدم که او معتقد به اسلام منهای روحانیت است و تلاش کرده احمدی‌نژاد را هم به این سو ببرد که البته در سایه ولایت فقیه و وجود رهبری با درایت و حکیم در رأس نظام اسلامی نمی‌تواند موفق به تحقق دیدگاه خود شود.

مشایی معتقد است اکثریت جامعه مستضعف‌اند اما وی استضعاف آنها را فقط مالی نمی داند، بلکه معتقد است اکثریت مردم نسبت به دین اعتقاد جدی ندارند، نسبت به غرب تمایل دارند، ضد روحانیت هستند، از نظر مالی فقیر و منتظر کمک مسئولان هستند و از نظر سیاسی هم نمی‎توانند جریانات سیاسی را از هم تفکیک دهند.

اجازه بدهید برای اثبات این سخن یک خاطره نقل کنم تا بهتر این مسئله مفهوم شود؛ بعد از مناظره بنده و آقای جوانفکر در برنامه "دیروز،‌ امروز، فردا " درباره مشایی و رابطه او با دولت که مناظره خوبی بود و البته پس از آن شاهد تعطیلی این برنامه تلویزیونی بودیم، یکی از وزرای دولت دهم به مشایی انتقاد کرد که چرا شما مواضعی اتخاذ می‌کنید که نیروهای خودی مجبور شوند در برابر هم قرار گرفته مناظره کنند آن هم با این دفاع بدی که جوانفکر از دولت می کند. مشایی در پاسخ وی گفته بود: "مناظره رسایی و جوانفکر کاملاً به نفع ما بود و ما برنده شدیم، چرا که روحانیت در برابر ما قرار گرفته بود ".

اگرچه حذف روحانیت از صحنه سیاسی کشور شالوده فکری مشایی و همفکران اوست، اما باید توجه داشته باشیم که مشایی شخصیت چندوجهی دارد و در محافل عمومی و حتی بعضا در برابر احمدی نژاد به تناسب مخاطبینش شخصیت‌های متنوع خود را بروز داده و از خود چهره‌هایی علمی، فرهنگی، سیاسی و اجرایی به نمایش می‌گذارد که این از ویژگی‌های بارز نفاق است.

* آیا انحرافات مشایی در حد انحرافات فکری است یا او انحرافات عملی هم دارد؟ در طول سال‌های حضور رحیم‌مشائی در عرصه اجرایی کشور ما شاهد نوعی دست‌اندازی‌ها به منابع عمومی و هزینه آنها برای اشخاص خاص و در واقع نوعی فساد اقتصادی بوده‌ایم که با شعارهای دولت احمدی‌نژاد در تعارض است . . . .

رسایی: این موضوع را در نظر بگیرید که اساسا فساد اقتصادی به دنبال خود فساد سیاسی و فساد اعتقادی و حتی فساد اخلاقی می‌آورد؛ مفاسد امروز مشایی هرچند برجستگی اعتقادی دارد اما این برگرفته از مفاسد اقتصادی است که درباره شخصیت‌هایی مانند مهدی هاشمی و برخی اصلاح‌طلبان و افرادی که در کنار آقای هاشمی بوده و اکنون نیز هستند، صدق می‌کند و ما در گذشته هم نسبت به آنها هشدار داده بودیم، ریشه در فساد اقتصادی این افراد دارد.

بسیاری از مبانی و مواضعی که امروز توسط مشایی اتخاذ می‌شود، قبلا توسط اصلاح‌طلبان و جریان فتنه اتخاذ شده بود و موضوع تازه‌ای نیست و به همین دلیل شما می‌بینید که در طول دو سال اخیر، مشایی هرگز حاضر نشده از تعبیر فتنه درباره جریان برانداز استفاده کند و فتنه‌گران را در حد مجرمین از نگاه نظام جمهوری اسلامی معرفی کرده و به اطرافیان خودش هم حتی توصیه داشته به جریان برانداز، فتنه‌گر نگویند.

در بسیاری از مواقع، اشتراک اهداف بین جریان انحرافی و جریان فتنه به وضوح مشاهده می‌شود که از مهم‌ترین اهداف آنها تضعیف جایگاه ولایت فقیه و واتیکانیزه کردن این جایگاه و تضعیف روحانیت و تضعیف روحیه استکبارستیزی است؛ در شیوه عمل این دو جریان هم مشاهده می‌کنیم این اشتراکات وجود دارد و مشایی دقیقاً با روش‌های اصلاح‌طلبان به دنبال جذب آرای مردم است.

البته برخی به اصطلاح اصولگرایان دیگر هم بیماری جذب آرای مردم به هر قیمت را دارند که نمونه خیلی بارز آن را در انتخابات ریاست جمهوری نهم شاهد بودیم که افرادی با شیوه‌های غربی و روش‌هایی که در مبانی دینی و انقلابی ما پذیرفته شده نیست، دنبال کسب رأی مردم بودند و هرچند که امروز منتقد مشایی هستند، اما با او در مواقعی اشتراک عمل داشته اند.

به عنوان نمونه عرض می‌کنم در بسیاری از امور بین آقای لاریجانی و مشایی اختلاف نظر و دیدگاه وجود دارد ولی در خصوص مسائل سیاسی و چگونگی جذب آرای مردم برای پرکردن پیمانه انتخابات، شاهد این هستیم که هر دو جریان یک هدف را دنبال می کنند ولی دو تاکتیک دارند؛ هر دو به دنبال به دست‌آوردن 13 میلیون رای انتخابات یازدهم هستند اما یکی معتقد است که اگر در کنار آقای هاشمی بایستد به هدفش می رسد و دیگری معتقد است باید از طریق نفوذ در بدنه جریان فتنه رسیدن به هدف خود را پیگیری کند که برای همین سراغ هنرپیشه‌ها می‏رود و حرف‌های ملی‎گرایانه می‎زند.

* شما نقش جریان فتنه و همچنین بیگانگان را در حمایت و تقویت جریان انحرافی و بسط افکار انحرافی این جریان چگونه می‎بینید؟

رسایی: ما در خصوص مواجهه با دشمنان بیگانه همواره یک سخن حضرت امام(ره) را به عنوان شاخص داریم که بارها رهبر معظم انقلاب هم آن را یادآوری کرده اند؛ البته این شاخص هم مانند بقیه شاخصه‌ها برگرفته از کلام وحی است که خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: "لن‏ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتّبع ملتّهم (یهود و نصارا از شما راضی نمی‌شوند مگر اینکه از آنها تبعیت کنید) ". هروقت دیدیم که دشمنان اسلام به ویژه در این ادیان تحریف شده از کسی خوششان آمده، باید در او شک کنیم. ما شاهد بودیم که رسانه‌های بیگانه از منافقین، از بنی‎صدر، از سیاست‌های فرهنگی دوره سازندگی، از اصلاح‌طلبان، از فتنه‌گران، از فرزندان آقای هاشمی و حتی از برخی مواضع خود آقای هاشمی، موسوی، کروبی و خاتمی تعریف و تمجید کردند و مدت‌هاست که از مشایی نیز تعریف و تمجید می‌‌‌کنند و حتی در اتفاقات اخیر وقتی احمدی‌نژاد چند روز در خانه نشست، برای نخستین بار پس از 6 سال فحاشی نسبت به او، به‎یک‌باره همه مدافع احمدی‌نژاد شدند! خوب نباید شک کنیم که دشمن از مشایی و طرز فکر او و اهداف او خوشش می‎آید و از احمدی‌نژاد هم اگر تغییر کند، استقبال می کند.

مشایی در بسیاری از اهداف با جریان فتنه اشتراک نظر دارد و هر دو به دنبال حذف ولایت فقیه بودند؛ از طرفی با جریان اشرافی هم اشتراک داشت که به دنبال محدودسازی ولی فقیه است. برای همین هم فتنه‌گران هوای مشایی را داشتند. شما در ایام تبلیغات انتخابات دهم شاهد بودید که جریان فتنه برای تخریب آقای احمدی‌نژاد اقدام به تولید CD به ظاهر مستندی تحت عنوان "90 سیاسی " کرد و در آیتم‌های مختلف آن موضوعات متنوعی درباره رئیس جمهور مطرح کرد تا در نتیجه انتخابات تاثیر بگذارد اما با آنکه مشایی پاشنه آشیل تغییر رای و نظر نیروهای متدین و ارزشی و حزب‌اللّهی بود، در این CD هیچ اشاره‎ای به وی نشد؛ چرا که آنها برای تحرکات آینده خود به او نیاز داشتند.

* اما معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور، وجود جریان انحرافی را در دولت "توهم " خوانده و شخصیت‌های برجسته مخالف این جریان را به مخالفت کورکورانه متاثر از جعلیات تحریک‌آمیز، ویژه‎خواری مالی و اقتصادی و زورگویی فکری و فرهنگی به جامعه متهم و آنها را به جریانی خطرناک و انحرافی نفوذ کرده در برخی ساختارهای حاکمیتی که همواره در پی استحاله نظام بوده، منتسب کرده است . . . .

رسایی: اینها یک سری تحلیل‎های دم‌دستی و بدون انطباق با واقعیت‌های بیرونی است که توسط برخی اطرافیان متملق گفته می‌شود؛ البته که در بیرون از جریان اصلاح‌طلبی طبقه‌ای از نفوذی‌ها را داریم که ویژه‎خواری مالی و اقتصادی دارند و نفوذ کرده‌اند ولی امروز این افراد در حال برگزاری جلسات محفلی و انتخاباتی با چه‎کسی هستند؟ آیا غیر از مشایی برای آنها تور جذب پهن کرده؟ مانند بسیاری از افراد فاسد و معلوم‌الحال دیگر که مشایی در برنامه ریزی جذب آرا با آنها ارتباط گرفته است.

* آقای رسایی! برخی معتقدند که حامیان دولت در جریانات اخیر نسبت به جریان انحرافی و مشائی موضع سکوت اتخاذ کردند و به همین دلیل هم حامیان دولت را مورد هجمه قرار دادند. آیا واقعاً شما در این مدت سکوت کرده بودید یا . . .؟

رسایی: به‏خلاف آنچه رسانه‌های همسو با فتنه و خواص مردود ادعا می‌کنند که برخی هواداران احمدی‌نژاد و حامیان دولت نسبت به مشایی سکوت کرده و موضع‌گیری نکردند، ما از پیشگامان نقد جریان انحرافی بوده‌ایم و پیش از این در دولت نهم در برابر این جریان و حتی شخص آقای مشایی موضع‌گیری کردیم و به همین دلیل هم همواره از طرف احمدی‌نژاد با گلایه و شکایت مواجه بودیم.

اتفاقاً کسانی که امروز برای کسب برخی منافع سیاسی و حزبی و اقتصادی به صورت دوپهلو نسبت به موضوع جریان انحرافی موضع‌گیری می کنند، همان کسانی هستند که در محافل خصوصی با مشایی و عوامل او نشست و برخاست دارند و در نهایت هم بر سر قدرت به تفاهم می رسند؛ آن‎وقت همین‎ها ما را متهم به سکوت می‌کنند!

برای ما موضوع مشایی تازگی ندارد و از سال 85 آیت‌الله مصباح در خصوص مشایی تذکراتی را فرمودند و همه ما را حساس کردند، اما مصالح انقلاب اسلامی در زمانی که درگیر فتنه‌های بزرگتری بودیم، اقتضا می‌کرد که نسبت به موضوع مشایی به صورت موضوع فرعی برخورد کنیم و در آن مقطع در حد و اندازه ضرورت و امروز هم در حد و اندازه خود به موضوع بپردازیم.

تلاش ما این است که با موضوع بر اساس واقعیت، درایت و مصالح انقلاب و نظام برخورد کنیم؛ ما تفاوت جدی بین آقای احمدی‌نژاد و مشایی قائل هستیم و به صراحت می‌گوییم که پیشینه، سابقه و گذشته احمدی‌نژاد نشان می‌دهد که او فسادهای اعتقادی و اقتصادی مشایی را ندارد اما متاسفانه به وی اعتماد و حتی اعتقاد زیادی دارد.

* آقای رسایی! به عنوان آخرین سؤال بفرمائید بالاخره برای حل این مشکل در برابر آقای احمدی‌نژاد چه راهکاری را پیشنهاد می‎کنید؟

رسایی: امروز با توجه به تحرکات جریان انحرافی دستگاه قضایی نباید بی‎کار بنشیند. بنابراین برای اینکه حتی احمدی‌نژاد هم بهانه‌ای برای اعتراض نداشته باشد، دستگاه قضایی با دستگیری برخی افراد شاخص فتنه‌گران مانند فائزه و مهدی هاشمی، مشایی و برخی افراد حلقه اول جریان انحرافی را باید دستگیر کند و به اتهامات مالی و سیاسی آنها در کنار سران فتنه رسیدگی کند.

البته توجه داشته باشید که برای برخورد با این موضوع در خصوص آقای احمدی‌نژاد نباید از روش برخورد مستقیم استفاده کرد بلکه به عقیده من باید مردم به احمدی‌نژاد کمک کنند و به او بفهمانند همان‎طور که رهبری انقلاب فرمودند، حمایت مردم از او، حمایت از اصول است، نه شخص و البته هر شخصی به این اصول پایبند باشد به این محبوبیت و حمایت می رسد و آن را در سبد خود می بیند. نکته دیگر اینکه احمدی‌نژاد باید بداند ما به احمدی‌نژاد بدون مشایی اعتماد و اعتقاد داریم و از نظر ما مشایی عنصری است که در زمین دشمنان این ملت بازی می‎‌کند.

بنده همچنان معتقدم که مهم‌ترین عنصر برای نجات احمدی‌نژاد از فتنه مشایی فقط مردم ولایت‎مدار هستند و امیدواریم با اطلاعاتی که پس از دستگیری برخی افراد مرتبط با حلقه انحرافی در هفته‌های گذشته کسب شده، آقای احمدی‌نژاد هم پی به چهره واقعی مشایی و یاران او ببرد.
انتهای پیام/ع*


  
  
با دروغ بستن به امام خامنه ای؛ جریان منحرف کارگزاران به دنبال تصاحب مجلس نهم


مسعود شفیعی کیا



با دروغ بستن به امام خامنه ای؛ جریان منحرف کارگزاران به دنبال تصاحب مجلس نهم
مسعود شفیعی کیا


« محسن رفسنجانی » با ارسال بیانیه ای به رسانه ها که بیشتر به بازار گرمی انتخاباتی می ماند از آنچه که شایعه نامزدیش در انتخابات نهم مجلس می خواند خبر داد و گفت :
« چنین تصمیماتی نمی‌تواند تصمیمی فردی باشد و اصولاً براساس تصمیم جمعی و گروهی و براساس دعوت اقشار مختلف مردم و گروه‌های سیاسی اقدام به حضور در عرصه نامزدی انتخابات می‌نمایند .»
این سخن عضو برجسته حزب نامشروع کارگزاران گویای خیزش این جریان انحرافی برای مجلس نهم است .
از استعفای وی که به هیچ قیمتی حاضر به کناره گیری از متروی پر ابهام تهران نبود ، می شد این نقش آفرینی را پیش بینی کرد.
وی که اینروزها به روز رسانی پایگاه اطلاع رسانی پدرش یکی از مشغله هایش است در آخرین مطلب این سایت مصاحبه پدر را در سال 82 با کیهان در بالاترین آن آورده که متأسفانه در نقل قولی از وی نسبت دروغی به رهبر معظم انقلاب اسلامی مطرح شده است در این مطلب می خوانیم :
« هاشمی: تا لحظه آخر مخالف حضور مستقل کارگزاران بودم ولی رهبری گفتند واجب است بیایند. »
این در صورتی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال 80 برای آنکه دولت خاتمی را از تشکیل حزب دولتی برحذر دارد در دیدار با آنان فرمودند :
« آقایانِ وزرا هم نباید وقت خود را در کارهاى حزبى صرف کنند. زمان آقاى هاشمى وقتى حزب آقایان کارگزاران درست شد، یکى از اشکالات اساسى‏اى که من به کار آنها گرفتم و به آنها گفتم، این بود که براى حزب باید وقت صرف کنید - دور هم بنشینید و حرف بزنید، تبادل نظر کنید، بلى و خیر بگویید، بحثهاى سیاسى و روشنفکرى کنید - که ولو در کار شما هیچ اثرى هم نگذارد، باید بدانید که این مقدار همّت و وقت، متعلّق به دولت است. وزیر که در وزارتخانه هشت ساعت کار ندارد؛ وزیر، تمام وقت در اختیار وزارتخانه است. اگر شما همّت و نشاط حرف زدن و فکر کردنتان را جاى دیگرى صرف کردید، در حقیقت وقت وزارتخانه را غصب کرده‏اید. این فعلِ حرام است. »
( 5/6/80 دیدار با هیئت دولت خاتمی )

آیت الله علم الهدی امام جمعه مشهد و از مطلعین سیاسی به تازگی از بدعت خلاف شرع و خلاف قانون ایجاد حزب کارگزاران چنین حکایت کرده است :
« مقام معظم رهبری با فهرست کاندیدا دادن دولت مخالفت کردند و فرمودند: «معنا ندارد اعضای کابینه فهرست جدا بدهند. یکی به این دلیل که دولت مجری انتخابات است و معنا ندارد که مجری انتخابات، خودش کاندیدا داشته باشد و قادر نخواهد بود اجرای عادلانه‌ای داشته باشد. دلیل دوم این است که هر فهرستی داده شود و انتخابات صورت بگیرد و نماینده‌های مجلس تعیین شوند، دولت باید دو باره از این نمایندگان رأی اعتماد بگیرد. اگر بنا شد دولت کاندیدا معرفی کند، معنایش این است که مردم به کاندیدای دولت رأی بدهند. بعد می‌خواهد از کاندیدای خودش رأی اعتماد بگیرد؟»
لذا مقام معظم رهبری با دادن فهرست توسط دولت مخالفت کردند. در نتیجه ما دیدیم که از دل قضیه جریان حزب کارگزاران سازندگی در آمد و از آن روز تا به امروز چه ضربه‌های مهلکی که از حزب کارگزاران سازندگی بر پیکر انقلاب و نظام زده نشده است، چه در به وجود آوردن دولت اصلاحات و چه کارهایی که اینها در دوران دولت اصلاحات انجام دادند و چه مسائلی که بعد از دولت اصلاحات ایجاد کردند. حزبی که از دل یک قدرت سر در بیاورد، نتیجه‌اش همین می‌شود. » ( خبر آنلاین 25/2/90 )
ضروری است دفتر رهبر معظم انقلاب اسلامی که در جریانات اخیر بسیار فعال در صحنه حاضر بود نسبت به این تحریف تاریخ انقلاب اسلامی و دروغ بستن به معظم له نیز موضع داشته باشند.
این دروغ پراکنی رسانه رسمی آقای رفسنجانی نشانه خیزش این جریان منحرف است که در کارنامه خود مصادره انتخابات دوم خرداد و گردانندگی آن دولت و پیش آوردن فتنه 88 را دارند ، بازیگری پر رنگ محمد و محسن و مهدی وفائزه کارگزارانی در ستاد « موسوی » و معاونت رئیس جمهوری خیالی کرباسچی کارگزارانی برای «کروبی » و فرمان مادر کارگزاران «عفت مرعشی » در سر صندوق رأی که از هواداران خواسته بود که اگر تقلب شد بریزند توی خیابان ها در نقش اصلی آنها در فتنه 88 ابهامی ایجاد نمی کند ولی عضو اصلی کارگزاران و مجمع تشخیص مصلحت نظام مدعی شد :
« حزب کارگزاران هیچ‌گاه دولتی و یا دولت ساخته نبوده است، این حزب از ابتدا بر مبنای یک حزب مردمی تشکیل شده که اعضای اصلی آن از نخبگان جامعه بودند. »
( مصاحبه محمد رفسنجانی با خبر آنلاین 25/2/90 )
این تلاش فراگیر برای تطهیر حزب کارگزاران گویای تدبیر گردانندگان آن برای حضور قدرتمند در انتخابات نهم مجلس می باشد گویا این حزب قدرت وثروت با از دست دادن احزاب پوششی خود چون « مشارکت » ، « اعتماد ملَی » و « مجاهدین انقلاب » و عدم مقبولیت « مجمع روحانیون » ناچار به ورود مستقیم به این میدان شده است لذا در مرحله اول به تطهیر آن می پردازند . ملاقات های مکرر ماههای اخیر آقای رفسنجانی در کاخ مرمر با نمایندگان ادوار مجلس ، استانداران ، وزرا و مسئولان و مدیران دولتش که اغلب بازیگران پشت پرده فتنه سبز بودند و عقب نشینی اجباری و تاکتیکی ایشان از ریاست خبرگان می تواند حلقه های مفقوده این رویکرد باشد که با استعفای محسن تکمیل شد.
اگر چه ورود پیش از موعد به موضوع انتخابات همواره میوه ای جز التهاب و تشنج در فضای جامعه نداشته است ولی عجله جریانات به ظاهر اصول گرا هم گویای حساسیت این دور از انتخابات می باشد .
جریان منحرف کارگزاران گویا قصد دارد با تکرار تجربه شیرین ورود غیر قانونی به انتخابات مجلس پنجم و غلبه بر آن مجلس که دروازه تصاحب دولت دوم خرداد به واسطه خاتمی بود با آخرین برگ برنده خود بازی کند که سوء استفاده از موج پیش آمده بر علیه گروه موسوم به « منحرف » نیز یکی از مواردی است که آنان را در حرکت چراغ خاموششان امیدوار کرده است .
بنابر گزارش خبرگزاری فارس گروهی از سران فتنه با سوء استفاده از موج پیش آمده بر علیه بخشی از دولت می خواهند کمال بهره برداری را کنند بنابراین در صدر تصمیمات انتخاباتی خود آورده اند :
«1 _ دامن زدن به شایعه سیاه احتمال تقلب در انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی توسط جریان انحرافی دولت .2_ ایجاد شایعه خریداری رأی توسط جریان یادشده در شهرهای کوچک و مناطق مرزی کشور. »
این شواهد هشیاری بیشتری را می طلبد چرا که فتنه گرانی که هنوز آزادند و هیچ رمال وجادوگری هم به آنها منتسب نشده است اینبار برآنند که با گسترش گستره اغتشاشات از شمال تهران به کل کشور- که اقتضای ماهیت انتخابات مجلس است - کشور را دچار فتنه بزرگتری از سال 88 کنند به خصوص که رسانه ها وشبکه های ماهواره ای دشمن ، فتنه گران را به ورود قدرتمند به انتخابات تشویق کرده و به صراحت آنرا ظرفیت خوبی برای زنده کردن فتنه مرده سبز می دانند. بنابر تجربه انتخابات گذشته که این جریان منحرف با هزینه چند ده میلیاردی در تمام حوزه های انتخاباتی تأثیر گذار بوده است وحتی با بکار گیری احزاب و گروههای به ظاهر غیر همسو به میدان می آید باید بیشتر مراقب آنها که از حضور امام و امَت در حماسه سال 88 ضربه خورده اند بود و باز به تأکید رهبری معظم انقلاب اسلامی گرفتار حواشی وحاشیه ساز ها نباشیم .
مسعود شفیعی کیا
26/2/90
(سال جهاد اقتصادی )

  
  

نامه ی وارده/ آیا این بی انصافی است ؟! - صادق مهدوی راد

راز سکوت مطلق مشایی؛ رحیمی؛ بقایی؛ فقیه و ملک زاده


...نامه های اخیر آقای رضا گلپور به ریاست محترم جمهوری را می توان از این نوع رویدادها قلمداد کرد.نامه ای که درآن اتهاماتی بسیار سنگین و شدید ، متوجه نزدیکان رئیس جمهور از جمله معاون اول وی ومشاور (ورییس دفتر) متنفذ وی کرد...به عنوان یک عضو جامعه منتظر بودم تا یا آقایان مشایی و رحیمی به سان دیگر افرادی نظیر(اقایان شریعتمداری منصور ارضی) که علیه ایشان به طرح موضوعاتی پرداختند از حق خود در شکایت از افراد استفاده کرده ویا قوه قضاییه و دادستان محترم کل کشور یا دادستان تهران به سبک وسیاق موارد نظیر این به اقامه دعوی علیه آقای گلپور بپردازد و ادله اتهامات مطرح شده در نامه را از وی بخواهد. اما در کمال تعجب تا کنون هیچ یک از این اتفاقات نیفتاده است!



"عماریون"- فعالیت در عرصه های اجتماعی در یک جامعه دیندار و اخلاق محور و اسلامی ؛ مختصات و مشخصات خاص خود را دارد . حفظ حرمت اخلاقی جامعه و پایبندی به اصول اسلامی و انسانی در عین شفافیت لازم ؛ از اصلی ترین اصول فعالیت رسانه ای در جامعه دینی است.
حوادث و اتفاق های چند ماه گذشته و نگاهی گذرا به نحوه و نوع رخدادها ؛ موضع گیری ها و ادعا های افراد مختلف در عرصه سیاسی کشور له و علیه یکدیگر را از چنان شدتی برخوردار است که ادامه این روند بدون رسیدن به نتیجه ای شفاف و بدون شبهه ؛ ضربه سنگینی به اعتماد مردم به نظام مقدس جمهوری اسلامی (که حاصل خون هزاران انسان پاک است)وارد می نماید.
نامه های اخیر آقای رضا گلپور به ریاست محترم جمهوری را می توان از این نوع رویدادها قلمداد کرد.نامه ای که درآن اتهاماتی بسیار سنگین و شدید ، متوجه نزدیکان رئیس جمهور از جمله معاون اول وی ومشاور (ورییس دفتر) متنفذ وی کرد نامه ای که برای چند روز در صدر گفت وشنود های محافل سیاسی و غیر سیاسی کشور قرار گرفت.




نگارنده این مطلب در جایگاه قضاوت در مورد صحت وسقم ادعاهای مطروحه در آن نامه ها نیست .اما به عنوان یک عضو جامعه منتظر بودم تا یا آقایان مشایی و رحیمی به سان دیگر افرادی نظیر(اقایان شریعتمداری منصور ارضی) که علیه ایشان به طرح موضوعاتی پرداختند از حق خود در شکایت از افراد استفاده کرده ویا قوه قضاییه و دادستان محترم کل کشور یا دادستان تهران به سبک وسیاق موارد نظیر این به اقامه دعوی علیه آقای گلپور بپردازد و ادله اتهامات مطرح شده در نامه را از وی بخواهد. اما در کمال تعجب تا کنون هیچ یک از این اتفاقات نیفتاده است.و همین امر بر ابهامات موجود افزوده است
اگر بار دیگر با نگاهی عمیق تر به دو طرف درگیر در این جدال مکتوب بپردازیم خواهیم دید مطالبه افکار عمومی جدی تر از این حرف هاست که بشود حل ان را به گذشت زمان حوالت داد.
از یک سو پژوهشگری توانمند و البته جوان که حداقل به یمن کتاب جنجالی اش(شنود اشباح) نام او بر سر زبانها افتاده بود واکنون سخنران پرطرفدار نشست گروههای وفادار به نظام است ؛ و از سوی دیگر مشاور متنفذ و رییس دفتر قدرتمند رئیس جمهور و یامعاون اول وی قرار دارد.
افرادی که به سبب حضور در منصب های اجرایی کلان و پست های مدیریتی ؛ چهره هایی شناخته شده برای جامعه می باشند .اکنون سوال اینجاست که با توجه به توانایی نهادهای مرتبط به این موضوعات در شفاف سازی این اتهامات سنگین مطرح شده ؛ چرا کماکان سکوت تعجب برانگیز ی در رابطه با این پرونده ادامه دارد.
لذا برای روشن شدن و رسیدن به شفافیت لازم پیرامون این مطا لب چند نکته و پیشنهاد را مطرح می نمایم.
1-اتهامات مطرح شده در نامه رضا گلپور نظیر نسبت دادن قتل ؛ وابستگی خانوادگی به گروههای محارب نظیر سازمان منافقین خلق و چریکهای فدایی و حزب توده ؛ انحراف عقیدتی شدید در رابطه با مدعیان مهدویت و حتی غوطه وری در فساد اقتصادی به آقایان مشایی ، رحیمی ، بقایی و فقیه اتهاماتی نیست که بشود به راحتی از آن گذشت . پس باید تا روشن شدن ماجرا برای افکار عمومی جامعه صحت و سقم این موارد پیگری شود.
2-نتیجه منطقی پیگری این ادعا از دو حا لت خارج نیست یاگفته های آقای گلپور دروغ است که در این صورت قوه قضاییه باید به عنوان مدعی العموم(با فرض عدم شکایت افراد فوق الذکر) وارد پرونده شود . واز اقایان نزدیک به رئیس جمهور مثل مشایی ورحیمی اعاده حیثیت نماید و گلپور را به سزای اعمال و ادعاهای کذب خود برساند . و یا ادعاهای گلپور درست بوده و نامبرده برای ادعاهای خود اسناد متقنی دارد که در آن صورت باید اقایان مشایی و رحیمی در دادگاه محاکمه و مجازات گردند
3- برای نهادهای امنیتی با توجه به توان بالا واشراف اطلاعاتی قوی بر مسائل کشور سنجش صحت وسقم ادعاهای مطرح شده در این نامه چندان دشوار نمی نماید لذا پیشنهاد می گردد تا این مجموعه های خدمتگزار با تشکیل هیاتی موضوع را بررسی و نتیجه ان را به اطلاع مردم برسانند.

4- با توجه به عدم شکایت شخصی آقایان رحیمی و مشایی (در چند ماهه ی اخیر و ترجیح عجیبشان در حفظ سکوت نسبت به مطالب پژوهشی گلپور ) ؛ از مسوولین سایت عماریون که ظاهرا اولین سایتی بود که نامه فوق الذکر را منتشر کرد پیشنهاد می گردد تا زمینه را برای مناظره یا نشستی مشترک با طرفین موضوع نامه(گلپور ؛مشایی؛رحیمی)مهیا کنند و به شفاف سازی موضوع کمک نماید{البته این پیشنهاد در صورت ادامه ی سکوت بدمعنی مشایی رحیمی بقایی و فقیه و ملک زاده و نتیجتاً عدم تشکیل دادگاه صالحه و بررسی های اطلاعاتی مربوطه می باشد}.
امیدوارم روزی فرا برسد که در ان شفافیت مبتی بر دینمداری حرف اول ساختار اطلاع رسانی کشور باشد تا در سایه ان شفافیت ،حقیقت گرایی و ارائه ی مستندات ؛ حق فردی در روشنگری تضییع نگردد. ویا ادعاهایمطروحه بدون نقادی و کارشناسی ، علیه کسی مطرح نشود. به امید آن روز





نظرات بینندگان:

بخش مهمی از راز سکوت مطلق مشایی، رحیمی، بقایی، فقیه و ملک زاده ها روز گذشته با فرمایشات ارزشمند مقام عظمای ولایت حفظه الله در خصوص عدالت که فرمودند؛«وضع فعلی عدالت در کشور مطلقاً راضی کننده نیست» شکسته شد و انشاءالله در آینده ای نه چندان دور با اطلاع رسانی شفاف رسانه های دلسوز و دوستدار واقعی انقلاب، بخش نهایی این سکوت پر رمز و راز و آلوده به منابع قدرت و ثروت برای همیشه در هم خواهد شکست. فان حزب الله هم الغالبون – زینب تقی زاده قوام



  
  
...بجز شکردهنی مایه هاست خوبی را به خاتمی نتوان زد دمِ سلیمانی.

.دردنامه رضا گلپور خطاب به دکتر محمود احمدی نژاد!


...شما این نظر انحرافی را که فی الجمله روحانیت را مانع ظهور امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) میدانند در برآیند گفتار ها و مدیریت های مشایی و تیم خوش سابقه اش شنیده اید؟ آیا نباید از آن تبرّی بجوئید؟...


 



هر کجا دیده ی امید گشادیم به صدق       بیش تر از همه آنجا هدف تیر شدیم!



جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد(صباغیان) رئیس محترم جمهور!
با سلام و آرزوی عاقبت به خیری.


"عماریون"- مقدمتاً و از باب تبرک ، کلام حکیم ابوالقاسم فردوسی را یاد میکنم که فرمود:




منم بنده ی اهل بیت نبی
ستاینده ی خاک پای وصی
برین زادم و هم برین بگذرم
یقین دان که خاک پی حیدرم







رئیس محترم جمهور!
این کمترین بنده ی عاصی حضرت حق به عنوان یک دوستدار مدّاح اهل بیت (ع) حاج منصور ارضی(حفظه الله) ، به عنوان مرید ایشان و به عنوان بلاگردان ایشان؛ به عرض مبارک می رساند که قبلاً اگر می خواستم کلامی به شما برسد آقای اسفندیار رحیم مشایی را مخاطب قرار می دادم. اکنون به یمن حضور برخی دکورهای دور قاب آقای مشایی که نظرات او را نظرات شما و همچنین شما را ذوب شده در او معرفی می کنند، متأسفانه مجبورم شما را مخاطب قرار دهم تا او شنیده و حجّت بیان وظیفه ام به شما و ایشان که باز به تعبیر دوستانتان گوئیا یک روح در دو بدن اید! تمام گردد و چون به سبب شدت حیرت از ارادت شما به یک بیّن الغی (به تعبیر  حضرت آیه الله علم الهدی) به لکنت زبان افتاده ام  در این نامه با پناه بردن به سروده های کم نظیر حضرت لسان الغیب خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی مطالبی را بیان میدارم:



ز دلبری نتوان لاف زد به آسانی
هزارنکته درین کار هست تا دانی
بجز شکردهنی مایه هاست خوبی را
به خاتمی نتوان زد دمِ سلیمانی
هزار سلطنتِ دلبری بدان نرسد
که در دلی به هنر خویش را بگنجانی



مستحضرید که در آذر ماه سال گذشته ، اینجانب رضا گلپور نامه  ای خطاب به جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی؛
دبیر کمیسیون فرهنگی دولت؛

 رییس شورای هماهنگی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی؛
رییس
گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری؛

رییس
کارگروه زیارت و فرهنگ رضوی؛

جانشین رئیس‌جمهور در شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور؛

رییس
مرکز ملی جهانی‌شدن؛

 نماینده ویژه رئیس‌جمهور در امور خاورمیانه؛
نماینده تام الاختیار رییس جمهور در ستاد راهیان نور؛

عضو شورای نظارت بر صداوسیما؛

عضو شورای فرهنگی دولت؛

 نماینده رئیس جمهور در شورای نظارت بر ‏سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران؛

عضو کمیسیون اقتصاد؛

عضو کمیسیون فرهنگی؛

رییس
کمیته ‏عالی در مورد طرح خط لوله گاز ایران-پاکستان-هند؛

نماینده ویژه رئیس‌جمهور جهت تصمیم‌گیری در مورد نحوه اجرای اختیارات هیأت وزیران در امور نفت؛

مسئول کنترل و نظارت مرکز امور حقوقی بین‌المللی ریاست جمهوری؛

مسئول  نظارت برکار سخنگوهای دولت و رئیس شورای اطلاع رسانی دولت

و..و..و..
و مشاور و  مسئول دفتر شما

 

{که از این پس از باب اختصار در کلام و  وقت به جای همه آنها از سه نقطه (...) استفاده می نمایم.} نوشته و منتشر کردم.






در آن نامه مطالبی پیرامون ضرورت توجه به سوابق پیچیده و غیر قابل انکار برخی نزدیکان شما بویژه اسفندیار رحیم مشایی و محمدرضا رحیمی و...باز بویژه اقوام رده یک نسبی و سببیشان ( مثلاً برادرش کوروش رحیمی معروف به بختیار و همسر رسمی اوّلش طاهره ذبیحیان معروف به مقدم، مادرِ پسرش "رضا" و مادر زنِ پسر حضرتعالی و... در همکاری با سازمان منافقین (محاربین) خلق ایران و نقش مستقیم آنها در به شهادت رساندن بسیجیان و سپاهیان مازندران و... و یا سوابق و روابط خانوادگی لطیفه عرفانی همسر محمدرضا رحیمی و برادرش مسعود و خواهرانش در انگلستان بویژه اسکاتلندیارد...) بیان کردم.




در بزرگی کی روا باشد که تشریفات را
از فرشته بازگیری آنگهی بخشی به دیو

***

«ولایتی های دیروز که در سکوت و تحجّر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریخته اند، در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته اند، و عنوان ولایت برایشان جز تکسب و تعیّش نبوده است ،امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را می خورند!»

{به نقل از فرمایشات امام خمینی (پیام معروف به منشور روحانیت) 3 اسفند1367 تبیان آثار امام دفتر 32 { صحیفه ی امام جلد 21 صفحه ی 280و281}


دورست سرِ آب ازین بادیه هشدار
تا غولِ بیابان نفریبد به سرابت


جناب آقای دکتر احمدی نژاد!

فکرِ خود و رایِ خود در عالم رندی نیست
کفرست در این مذهب خودبینی و خود رایی



بنده در آن نامه مستندات ادعاهای مطروحه ی آقای قدرت الله لطیفی از اعضای تولیت مسجد جمکران و پابوسی آقای مشایی و امثال ایشان نسبت به او را که پس از فوتش (قدرت الله لطیفی)  شما و "مشایی" با تعطیل نمودن تمام کارهای خود در مراسم تشییع جنازه ی او در حسینیه ی بیت الرّقیّه در خیابان پنجم نیروی هوایی (29 مرداد 1386) شرکت کرده و سنگ تمام گذاشتید؛ مرور کردم.



از دلق پوشِ صومعه نقدِ طلب مجوی
یعنی ز مفلسان، سخنِ کیمیا مپُرس


***
«آخرالزّمان یا واپسین دوران جهان به معنای دوران نبوّت پیامبر اسلام(ص) از هنگام بعثت تا دامنه ی قیامت است.امّا به طور اخص زمان ظهور حضرت مهدی(ع) را از آن اراده می کنند...»
{به نقل از کتاب جامع فرهنگ شیعه پژوهشکده تحقیقات اسلامی نشر زمزم هدایت 1385 صفحه ی 39}



اینهمه شعبده ی خویش که می کرد اینجا
سامری پیش عصا و ید بیضا میکرد



***
«در توقیع امام زمان(ع) خطاب به آخرین نایب خاص، "علی بن محمد سمری"،آمده است که امام(ع) او را از پایان عمرش باخبر می سازد و ازآغاز غیبت کبری آگاه می کند و بدو فرمان می دهد که کسی را پس از خود به نیابت "خاص"برنگزیند و در پایان می فرماید: هر کس پیش از خروج سفیانی و صیحه ی آسمانی مدّعی دیدار با من شود، کذّاب است.بسیاری از علمای شیعه این توقیع را در کتب روائی خویش آورده اند...با بررسی شرح حال راویان ِ توقیع روشن می شود که توقیع ؛ مرسل یا ضعیف و غیرقابل اعتماد نیست و شیخ صدوق آن را از مشایخ معتمد خویش نقل کرده است... »
{به نقل از کتاب فرهنگ شیعه {صفحه ی 427} پژوهشکده تحقیقات اسلامی نشر زمزم هدایت 1385}



غمِ حبیب نهان به زِ جستجوی رقیب
که نیست سینه ی اربابِ کینه محرمِ راز

رئیس جمهور محترم!

عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدای
ما همه بنده و این قوم خداوندانند



ما منتظران مقدم مبارکش مکلّف هستیم تا با تمام توان کوشش کنیم تا قانون عدل الهی را در این کشور ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) حاکم کنیم و از تفرقه و نفاق و دغلبازی بپرهیزیم و رضای خداوند متعال را در نظر ببگیریم و همگان در مقابل قانون خاضع باشیم و با صلح و صفا و برادری و برابری به پیشبرد انقلاب اسلامی کوشا باشیم و حق متعال را در همه ی احوال حاضر و ناظر بدانیم و تخلّف از دستورات اسلام ننماییم.
{ به نقل از فرمایشات امام خمینی 28 خرداد1360 تبیان آثار امام دفتر 42 (صحیفه ی امام جلد 14 صفحه ی 473) }



ای که از دفترِ عقل آیتِ عشق آموزی
ترسم این نکته به تحقیق ندانی دانست
قدر مجموعه ی گل مرغ سحر داند و بس
که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست



ولایت فقیه در حقیقت نیابت عامّ از امام معصوم (ع) است و به معنای سرپرستی امور شیعیان در عصر غیبت کبری است...فقهای شیعه بر اصل نیابت فقیه عادل دارای شرایط فتوا از امام معصوم (ع) متفق اند (رسائل، محقق کَرَکی / 1 / 143) و حتّی برخی از آنان این اصل را بدیهی دانسته اند(جواهرالکلام 16/178 و عوائدالایام 529) پشتوانه ی روائی ولایت فقیه مقبوله ی عمر بن حنظله است.بنابراین روایت، فقیه دارای صلاحیت را امامان معصوم(ع) به نیابت نصب کرده اند و این نیابت به گونه ی عامّ است (رسائل، محقق کرکی /1/143 ) .لازمه ی پذیرش حکومت اسلامی ، روا داشتن اختیارات مطلق برای فقیه است.فقیه حاکم علی الاطلاق است و همه ی اختیارات امام معصوم (ع) را داراست؛ زیرا ولایت مطلق ، به معنای رعایت مصالح عام در سرپرستی جامعه است و چون حوزه ی حکومت ، مصالح عمومی را نیز در برمی گیرد ، بدون ولایت مطلق برپایی حکومت اسلامی و اجرای دین مبین ممکن نیست (مجمع الفائده والبرهان ،مقدس اردبیلی /12/28) ولایت فقیه دوام بخشیدن به اختیارات حکومتی و عمومی امام معصوم (ع) در عصر غیبت است امّا بدین معنا نیست که فقیه در فضیلت و شخصیّت دینی و اخلاقی و علمی همپای معصوم(ع) است.(ولایت فقیه امام خمینی / 40)
{به نقل از کتاب جامع فرهنگ شیعه پژوهشکده تحقیقات اسلامی نشر زمزم هدایت 1385 صغحه ی 464 }



قسّام بهشت و دوزخ آن عُقده گشای
ما را نگذارد که در آئیم ز پای
تا کی بود این گرگ ربائی بنمای
سرپنجه ی دشمن افکن ای شیر خدای

***
لازم است مراقب باشید با کمال دقت و هوشمندی که کسانی که التزام به اسلام ندارند به جمیع ابعادش ولو در اصلی از اصول با شما موافق نیستند ،آنها را دعوت به التزام کنید و اگر مؤثر نشد از شرکت دادن آنها در اجتماعات و انجمن های اسلامی احتراز کنید و گمان نکنید زیادی افراد هر چه باشد شما را به هدف نزدیک میکند و پس از وصول به هدف،  آنها قابل تصفیه هستند.باید بدانید و می دانید که قشرهای غیر مسلم یا غیر ملتزم به اسلام از پشت به شما خنجر می زنند و شما را قبل از وصول به هدف از کار می اندازند یا نابود می کنند.از تجربه های سابق عبرت بگیرید...
{ به نقل از فرمایشات امام خمینی 24 بهمن 1356 تبیان آثار امام دفتر 32  (صحیفه ی امام جلد 3 صفحه ی 323)}


خدا زان خرقه بیزارست صد بار
که صد بت باشدش در آستینی

آقای رییس جمهور!



در آن نامه عرض کرده بودم که پس از طرح شفاف برخی مطالب روشن و سوابق غیر قابل انکار آقای مشایی در جلسات حضوری با شخص ایشان از جمله مطالب پرونده ی نقش او در قتل عمد چند متهم بازداشت شده ی همکار و همراه ؛  و نیز شهود اثبات جرائم برادرش کوروش و ادعاهای تیم کیاپاشا و آرش کوشا و ... به این نتیجه ی قطعی رسیدم که بیش و پیش از یافتن پاسخ قانع کننده برای موارد مبهم و مشکوک در سوابق ایشان باید به ریشه انحرافات فکری و عقیدتی اش توجه نمود.


بر درِ میخانه رفتن کارِ یکرنگان بود
خود فروشان را به کوی مِی فروشان راه نیست






شاید اگر روزی متن صوتی یا پیاده شده ی این قریب به هشت ساعت مصاحبه و دیالوگ انجام شده در جلسات گوناگون بنده و ایشان منتشر گردد کمک زیادی به فهم بهتر نوع نگاه و دیدگاه انحرافی او خواهد کرد که در جای خود قابل طرح است.



زاهد غرور داشت سلامت نبُرد راه
رند از رَهِ نیاز به دارالسلام رفت



پس از انتشار آن نامه ی بنده در سایتهای خبری با فشار غیرقابل باور اما شبه قانونی مسئولان ذیربط امنیتی - فرهنگی، در کمتر از چند ساعت متن نامه از سایتهایی نظیر عماریون ؛ مشرق ؛ انقلاب اسلامی ؛ قطره و ... حذف گردید.



حافظا مِی خور و رندی کن و خوش باش ولی
دامِ تزویر مکن چون دگران قرآن را



بدلیل ترجیح آقایان مشایی ...{سه نقطه ی!} شما و یا رحیمی مداح کهنه کار آقای هاشمی رفسنجانی {ضمیمه نمونه تملق را در انتهای این نامه مطالعه نمایید}  در خطّه ی کردستان و تهران و ... در حذف صورت مسائل مطروحه در نامه ی مستند اینجانب از روی سایت ها و و عدم جرئت در طرح شکایت شان به عنوان شاکی خصوصی ؛ تنها تحقیقاتی توسّط دادستان در جایگاه مدعی العموم صورت پذیرفت که مستندات مطالبه شده در تحقیقاتشان عرضه گردید.پس از ان نیز این ابیات حضرت حافظ ؛ زبان حال بود :



جفا نه پیشه ی درویشی است و راهروی
بیار باده که این سالکان نه مردِ رهند
مَبین حقیر گدایانِ عشق را کاین قوم
شهانِ بی کَمر و خسروانِ بی کُلهند
غلامِ همّت دُردی کشان یکرنگم
نه آن گروه که ارزق لباس و دل سیهند
قدم منِه به خرابات جز به شرطِ ادب
که سالکانِ دَرَش محرمانِ پادشهند


جناب آقای محمود احمدی نژاد!


تنها از بابت نمونه عرض می کنم که پس از انتشار آن نامه ؛ سایتهای طرفدار یا تحت تدبیر تیم دوستان گرمابه و گلستان شما ؛ به جای تنویر افکار عمومی ؛ رطب و یابس ها به هم بافتند که البته برای تفریح خاطر عاقلان مایه ی خوبی داشت . مثلاً مسافرت متعارف اینجانب به خارج کشور را که از باب اضطرار کاری و خانوادگی و روزها پس از انتشار آن نامه، صورت پذیرفته بود به عنوان متواری شدن و فرار رضا گلپور منتشر نمودند و یا با بیان ملیت غیر ایرانی همسرم ! سعی در زیر سؤال بردن مستندات و وثائق مطروحه در آن نامه نمودند و امثال ذلک!


باده نوشی که درو روی و ریائی نبود
بهتر از زهدفروشی که درو روی و ریاست
ما نه مردانِ ریائیم و حریفانِ نفاق
آنکه او عالِمِ سرَّست بدین حال گواست





بد نیست تنها تعریضات یک نفر و آنهم از باب مشت نمونه ی خروار حاصل پرورش آقای مشایی و رحیمی را مرور نماییم:

کرم‌رضا پیریایی استاندار همدان که کارنامه ی گرانبهای همپایی با محمد رضا رحیمی را دارد و فرماندار شهرستان‌های دره‌شهر و آبادانان، قروه و دهگلان و بانه، مدیرکل اجتماعی و انتخابات استانداری، مدیرکل صدا و سیما در استان‌های ایلام و کردستان، مشاور رییس سازمان صدا و سیما و رییس مرکز موسیقی و سرود و معاون هماهنگی معاونت حقوقی رییس‌جمهور بوده است ، در مطلبی که روی سایت پایا نیوز مورخه ی سه شنبه 9 آذر 1389 انتشار داد نوشته :
اخیرا کسی به نام رضا گلپور با حمایت چند سایت اصولگرا که وظیفه تخصصی برعهده شان هنجارشکنی در قالب یورش به اعتقادات افراد محوری دولت است ، در نامه ای بر روی اطلاعات سجلی بعضی از افراد ، اتهاماتی را سوار کرده است که در نوع خود از زنندگی و بی حیایی عجیبی برخورداراست.
...این فرد (رضا گلپور)که در لحن کلامش زنبارگی و جملاتی از قبیل اینکه اگر بتوانم بازهم زنانی دیگر به کابین میبرم، نمونه اولی اینگونه اقدامات نیست.

در تاریخ ژورنالیسم ایرانی کسانی بوده اند که انواع فحش های آب کشیده خود را در زرورق یک راز افشا شده می پیچانده اند.{ظاهراً جناب استاندار در کلمات مصطلح عادات خود مبتلا به زرورق شناسی متبحرانه ایست!}
از احمد رشیدی مطلق که با بی شرمی در سال 56 به رهبر کبیر و زعیم دین حضرت امام خمینی (ره)توهین کرد و شعله انقلاب را برافروخت تا اکبر گنجی که در هر مطلب بی پایه ای با رفرنس های بی سر و ته ، حتی نبوت را انکار می کرد.
شهرت طلبی همه آن نیست که کسی در راهی پرافتخار به کسب اشتهار برود.گاهی افرادی ناتوان که برای دیده شدن له له می زنند ، در چشمه ای پاک خدو می اندازند تا در هر بار نام بردن از این فعل کثیف ، عامل فعل هم نامبرده شود.
... به کار بردن همان اسلوب در حمله به مهندس مشایی و معاون اول ریس جمهور و تقلیل شخصیت ریس جمهور از یک متفکر تاثیر گذار در عرصه جهانی و دارای گفتمان نافذ عدالت ملیتی در مراودات بین المللی به یک سمپات فاقد تئوری ، دیگر در حساب تسویه درون جناحی نمی گنجد و خوبست فردی اینچنین که عقده حقارت و عطش زنبارگی به جانش افتاده را در عرض رسانه های همگروهش بررسی و طبل بزرگی که در پس صداهای حقیری چون گلپور آماده خدشه به وجهه نظام است را پیدا کرده تا توخالی بودن حربه این طبال های بی هنر و ناشی نیز مشخص گردند.
***
جناب آقای احمدی نژاد به مصداق العاقل یکفیه الاشاره! باز به حضرت لسان الغیب شیرازی پناه میبرم که فرموده است :



قلندرانِ حقیقت به نیم جو نخرند
قبای اطلسِ آنکس که از هنر عاریست
بگذارم و بگذرم!...
بیا که خرقه ی من گر چه رهنِ میکده هاست
ز مالِ وقف نبینی به نامِ من دِرَمی
دلم گرفت ز سالوس و طبل زیرِ گلیم
به آنکه بر درِ میخانه بر کُنم عَلَمی
جناب آقای دکتر احمدی نژاد !
دولت از مرغ همایون طلب و سایه ی او
زانکه با زاغ و زغن شهپرِ دولت نبود
گر مدد خواستم از پیرِ مغان عیب مکُن
شیخ ما گفت که در صومعه همّت نبود
رئیس محترم جمهور ایران!
گر جان به تن ببینی مشغول کارِ او شو
هر قبله ای که بینی بهتر ز خودپرستی
تا فضل و عقل بینی بی معرفت نشینی
یک نکته ات بگویم خود را مبین که رستی



شما بارها ارادت خود را به شهید رجایی و افتخار به راهروی در مسیر آن شهید اعلام نموده اید. لطفاً در صورت امکان بدون حضور مسئول دفتر و ... خود در خلوتی این جملات روزهای پایانی حیات طیبه ی آن شهید زلال را بخوانید و با محک مبانی آن شهید، به خود و اطرافیانتان نمره دهید:
  



  
  

شهید محمد علی رجایی :
«ما به خاطر این مردم هستیم.اگر مردم تشخیص دهند ما در خطّ اسلام نیستیم هیچ دلیلی ندارد که نخست وزیر یا وزیر بمانیم...آنچه ما فریاد می کنیم این است که رهبری در ایران صرفاً باید به ولایت فقیه باشد ولو اینکه بسیاری از روشنفکران و بسیاری از کسانی که محتوای انقلاب اسلامی ما را در نیافته اند این مطلب عظیم و این دستاورد مشترک انقلاب ما را در نیابند... به مردم توصیه می کنم که هر چه زودتر از مسئولین بعد از رهبری عبور بکنند و خودشان را با رهبر پیوند دهند و رهبر را به عنوان یک الگوی کامل این انقلاب همیشه در ذهنشان داشته باشند... من به عنوان یک سرباز کوچک در این حرکت اصرار می کنم و توصیه می کنم که سعی کنیم راه حل ها را از مکتبمان اسلام بیرون بیاوریم... به اعتقاد ما در نظام اسلامی رئیس جمهور با عدد(رأی) تعیین نمی شود.رئیس جمهور با قلب تعیین می شود.با دل تعیین می شود...این مردم در رابطه با مرجعیت حرکت می کنند باور می کنند سرمایه گذاری می کنند و آرمانهای اصیل خودشان را دنبال می کنند.این مردم بزرگترین عنصرشان عنصر مذهبی است که در مرجعیت خلاصه می شود و تبلور پیدا می کند...
کسی می تواند خود را در خطّ امام معرّفی کند که آرمانهای امام امّت را در تمام ابعادش قبول داشته باشد...ما به عنوان مقلّد امام همانطور که امام هر جا لازم بدانند می گویند که این مطابق اسلام نیست ما هم اقدام می کنیم و تغییرش می دهیم از نخست وزیر گرفته تا هر وزیر دیگر...»
 {به نقل از کتاب چهاردهم (شهید محمد علی رجایی) مرکز بررسی اسناد تاریخی 1387}






حافظ جنابِ پیرِمُغان جای دولَتَست
من ترکِ خاکبوسیِ این در نمی کنم



***
«با سپاس بی حد از الطاف کریمه ی خداوند متعال که توفیق به ملّت شریف و متعهد ایران عطا فرموده که ... به رغم تبلیغات دشمنان خارج و داخل ، با اکثریت قاطع افزون از دوره ی سابق جناب آقای محمدعلی رجایی(ایده الله تعالی) را به ریاست جمهوری کشور اسلامی ایران برگزیده و این مسئولیت بزرگ و بار سنگین را بر عهده ی او گذاشته است.و چون مشروعیت آن باید با نصب فقیه ولی امر باشد، اینجانب رأی ملت شریف را تنفیذ و ایشان را به سمت ریاست جمهوری اسلامی ایران منصوب نمودم،و مادام که ایشان در خطّ اسلام عزیز و پیرو احکام مقدّس آن می باشند و از قانون اساسی ایران تبعیّت و در مصالح کشور و ملّت عظیم الشّأن در حدود اختیارات قانونی خویش کوشا باشند و از فرامین الهی و قانون اساسی تخطّی ننمایند، این نصب و تنفیذ به قوّت خود باقی است. و اگر خدای ناخواسته بر خلاف آن عمل نمایند،مشروعیّت آن را خواهم گرفت...»
{به نقل از فرمایشات امام خمینی 11 مرداد1360 تبیان آثار موضوعی امام دفتر 45 (صحیفه ی امام جلد 15 صفحه ی 67 ) }



نخست موعظه ی پیر صحبت این حرفست
که از مصاحب ناجنس احتراز کنید


***
جناب آقای احمدی نژاد رئیس جمهور محترم!

مردی ز کَننده ی درِ خیبر پُرس
اسرار کَرَم ز خواجه ی قنبر پُرس
گر طالب فیضِ حق بصدقی حافظ
سرچشمه ی آن ز ساقی کوثر پُرس



قال علی(علیه السلام): الدنیا جیفه و طالبها کِلاب!
دنیا مردار است و سگان به دنبال آن می افتند.



حافظ اگر قدم زنی در رهِ خاندان به صدق
بدرقه ی رهت شود همّت شحنه ی نجف


ایضاً قال علی (علیه السلام): فی تقلّب الاحوالِ عُلِمَ جواهرُالرِّجال

 در تغییر و دگرگونی حالات و حوادث حقیقت اشخاص شناخته می شود.


قیاس کردم و تدبیرِ عقل در رهِ عشق
چو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمی
طبیب راه نشین دردِ عشق نشناسد
برو بدست کن ای مُرده دل مسیح دمی
هشدار که گر وسوسه ی عقل کنی گوش
آدم صفت از روضه ی رضوان بدر آئی!



***
«باید توجّه کنید تا کسانی ظاهرالصّلاح اسلام شناس نشوند و یکمرتبه متوجّه شوید از راه راست منحرف شده اید. یعنی سعی کنید اسلامتان از روحانیت جدا نشود و با آنان که اسلامشان با روحانیت مخالف است مخالفت کنید.»
{به نقل از فرمایشات امام خمینی 29 مهر 1360 تبیان آثار موضوعی امام دفتر 32 (صحیفه ی امام جلد 15 صفحه ی 321) }


«آقای رئیس جمهور افرادی که به درد جامعه ی اسلامی ما بخورد به درد مکتب ما بخورد باید تهیه کند معرفی کند ...در صدد باشد که اسلام را تقویت بکند. درصدد باشد که احکام اسلام را پیاده بکند نه در صدد این باشد که ملّیّت را احیا بکند.آنهایی که میگویند: "ما ملیت را می خواهیم احیا بکنیم" آنها مقابل اسلام ایستاده اند.اسلام آمده است که این حرفهای نامربوط را از بین ببرد.افراد ملّی به درد ما نمی خورند افراد مسلم به درد ما می خورند.اسلام با ملیت مخالف است ...آن مردِکه {اشاره به شاپور بختیار} در خارج گفت که اوّل من ایرانی هستم ملّی هستم دوم ایرانی هستم سوّم اسلام(ی).این اسلام نیست تو سوّم هم اسلامی نیستی...»
{به نقل از فرمایشات امام خمینی 15مرداد 1359 تبیان آثارموضوعی امام دفتر 34(صحیفه ی امام جلد 13صفحه ی 77و78) }


پیر پیمانه کش ما که روانش خوش باد

گفت پرهیز کن از صحبتِ پیمان شکنان




«باید بدانید که تبهکاران و جنایت پیشگان بیش از هر کس چشم طمع به شما دوخته اند و با اشخاص محرف نفوذی در بیوت شما با چهره های صد در صد اسلامی و انقلابی ممکن است خدای ناکرده فاجعه به بار آورند و با یک عمل انحرافی نظام را به انحراف کشانند. و با دست شما به اسلام و جمهوری اسلامی سیلی زنند.
الله الله در انتخاب اصحاب خود .
الله الله در تعجیل تصمیم گیری خصوصاً در امور مهمّه .و باید بدانید و می دانید که انسان از اشتباه و خطا مأمون نیست. به مجرّد احراز اشتباه و خطا از آن برگردید و اقرار به خطا کنید که آن کمال انسانی است و توجیه و پا فشاری در امر خطا نقص و از شیطان است.
در امور مهمّه با کارشناسان مشورت کنید و جانب احتیاط را مراعات نمایید...»
{به نقل از فرمایشات امام خمینی 22 تیر 1362 تبیان آثار امام دفتر 10 (صحیفه ی امام جلد 18 صفحه ی 6و7) }



نیکنامی خواهی ای دل با بدان صحبت مدار
خودپسندی جان من بُرهان نادانی بود...





« اگر چنانچه فقیه در کار نباشد ولایت فقیه در کار نباشد طاغوت است.یا خدا یا طاغوت،یا خداست ، یا طاغوت.اگر با امر خدا نباشد،رئیس جمهور با نصب فقیه نباشد،غیر مشروع است.وقتی غیر مشروع شد،طاغوت است؛اطاعت او اطاعتِ طاغوت است؛واردشدن در حوزه ی او وارد شدن در حوزه ی طاغوت است.طاغوت وقتی از بین می رود که به امر خدای تبارک و تعالی یک کسی نصب بشود..شما نترسید از این چهار نفر آدمی که نمی فهمند اسلام چه است ؛ نمی فهمند که ولایت فقیه یعنی چه.آنها خیال می کنند که یک فاجعه به جامعه است!اینها اسلام را فاجعه می دانند،نه ولایت فقیه را.اینها اسلام را فاجعه می دانند، ولایت فقیه فاجعه نیست.ولایت فقیه ،تَبَع اسلام است.»
{به نقل از فرمایشات امام خمینی 12 مهر 1358 تبیان آثار امام دفتر 45 { صحیفه ی امام جلد 10 صفحه ی 221 }



یارِ مردانِ خدا باش که در کشتی نوح
هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را




«من شاهد بودم که روحانیت را به اسم ارتجاع و اسمهای ننگین دیگر در نظر ملت ساقط نمودند و سنگرهای بزرگ اسلام را یکی پس از دیگری با دست جوانان بی خبر از عمق توطئه ها شکستند و راه را برای مقاصد شوم استعمارگران باز کردند و شاعران درباری و نویسندگان وابسته بر ضدّ اسلام و خدمتگزاران به کشور و اسلام از رجال پاکدامن گرفته تا علمای بزرگ طراز اوّل با قلم و زبان و شعر و مقاله آنان را از ملت و ملت را از آنان جدا کردند و سایه ی شوم استبداد و استعمار را در طول پنجاه سال آنچنان برسرتاسر کشور عزیزمان گستردند که احدی را مجال گفتن حق نماند.من به شما ملت شریف ستمدیده اخطار می کنم جای پای آن شیطان بزرگ و شیاطین دیگر را در سراسر کشور می بینم که با نقشه ی حساب شده همان طرح زمان رضا خان را ریخته و با شیطنت درصدد اجرای آن هستند ...»
{به نقل از فرمایشات امام خمینی 28 اسفند 1358 تبیان آثار امام دفتر 32 { صحیفه ی امام جلد 12 صفحه ی 193و 194 }







  
  



حضرت آقای دکتر محمود احمدی نژاد!







ولو یک بار با خود اندیشیده اید که چرا هر چه مسأله دار است دور آقای مشایی جمع می شوند؟ و سرور انگاشته می شوند؟
مثلاً آیا اجازه می فرمائید مصاحبه با مسئولین وقت حفاظت اطلاعات وزارت اطلاعات پیرامون دلایل هولناک کنار زده شدن آقای بقایی از عضویت در وزارت اطلاعات یا صداوسیمای جمهوری اسلامی منتشر گردد؟
آیا اجازه می فرمائید بپرسم آقای فقیه که بزهکاری محرز در امر نظام وظیفه و استفاده از سند مجعول در دادسرا دارد چرا توسّط او وبه نام شما مسئول هلال احمر می شود!







محمد رضا رحیمی ؛ شریف! ملک زاده و دیگراسامی با مسمّا! ...
ولو یک بار با خود اندیشیده اید در راستای ابراز فضل و افاضات انحرافی مشایی (این همذات شده با شما ؛ ) که مرزهای عقلانی شریعت و طریقت را می شکند و مثلاً زیبایی زنان را منظر توحید معرفی کرده و با رقص یا بی حجابی آنان نیز مشکل چندانی ندارد ؛ اگر تنها یک زن از زنان جامعه ی اسلامیمان به انحراف در رفتارهای شرعی خود مبتلا گردد برای انهدام آخرت شما کفایت نمی کند؟
به راستی شما این نظر انحرافی را که فی الجمله روحانیت را مانع ظهور امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) میدانند در برایند گفتار ها و مدیریت های او و تیم خوش سابقه اش نشنیده اید؟ و آیا احساس نمی کنید باید از آن تبرّی بجوئید؟ چطور باید نتیجه گرفت که شما اکنون ناصالح بله قربانگو به مشایی را به صالح منتقد او ترجیح می دهید؟ جز مشایی و دور قاب های او روش استفاده ی شما از نیروها کاملاً ابزاری است  و هر چه نیروی کیفی و اصولی در صورت بیان کوچکترین نقد به این تیم منحرف، با بی حرمتی توسّط شما طرد می شوند.
به راستی باید تحلیل محتوای عملکردتان را اینگونه تعبیر و جمع بندی نمود که شما به هدایت مشایی معتقدید چون مردم ایران تمایلات
تنوع طلب و یا شادی طلب دارند و حافظه ی تاریخی مردم ایران ضعیف است و مردم تنها خروجی مسائل عمرانی و رفاهی را می بینند باید باکپی برداری از سیاستهای دوران خاتمی در ترویج اباحیگری و ولنگاری و شادی محوری زمینه ی ریاست جمهوری مشایی را که احیاناً وظیفه ای آخرالزمانی است!فراهم آوررد؟
***
جناب آقای رئیس جمهور!
 ریاست بر همه ی جمهورهای جهان معاصر که هیچ ؛ ریاست بر همه ی جمهور های تاریخ و جغرافیا هم برای من و امثال من ارزش غفلت از خاکساری بر آستان ابالفضل العباس و شیعیان پدر ابوالعجائب ایشان را ندارد:



ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله
گدای خاکِ درِ دوست پادشاهِ منست



نوای گرم و الهی حاج منصور ارضی در مرثیه سرایی و مداحی اهل بیت رسول الله (علیهم الصلوه والسلام) تسلی بخش آلام زخمها و دردهای مردم غیرتمند کشورمان بویژه ایثارگران و جانبازان مختلف دوران جهاد اصغر مرگ اگاهانه و عزتساز یاوران آسمانی امام آخرالزّمانی حضرت حق است.







سحرم هاتفِ میخانه به دولتخاهی
گفت باز آی که دیرینه ی این درگاهی
همچو جم جرعه ی ما کش که ز سرِّ ملکوت
پرتو جام جهان بین دهدت آگاهی
بر درِ میکده رندانِ قلندر باشند
که ستانند و دهند افسرِ شاهنشاهی
خشت زیرِ سر و بر تارکِ هفت اختر پای
دست قدرت نگر و منصب صاحبجاهی
سر ما و درِ میخانه که طَرف بامَش
به فلک بر شد و دیوارِ بدین کوتاهی
اگَرَت سلطنتِ فقر ببخشند ای دل
کمترین مُلکِ تو از ماه بُوَد تا ماهی



اگر دوستان و مصاحبان مشکوک السابقه ی التقاطی و بیِّن الغی جنابعالی در شما تصرف نداشتند و قرار بر انجام وظیفه ی اصولگرایانه ی رئیس جمهور بود باید مدال افتخار و تقدیر همه جانبه ی جایگاه شما از حاج منصور ارضی این پیر فرزانه و شیر اوژن بیشه ی ولایت به ایشان پیشکش می گردیدهرچندکه افسوس و صد افسوس! ولکن فراموش نکنیم که:  الله خیرالماکرین!



دور فلکی یکسره بر منهج عدلست
خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل



معاونت حقوقی تحت مسئولیت حضرتعالی (همسر آقای حجازی) در دفاع از عامل تفرقه بین طرفداران شما و در دفاع از ادب و اخلاق! به شکایت از این هنرمند فرزانه و گرانقدر پرداخته است که مثلاً چرا در جمعی گفته فقط مانده که مشایی مسئولیت آفتابه های مسجد شاه را را هم تحویل بگیرد!
هر چند بهتر بود از معاونت حقوقی خود می خواستید برای تقویت فرهنگ ادب و فضیلت در کشور به شما تذکر بدهند که دور از شأن کسی است که دست تقدیر و حکمت ابتلائی حضرت حق او را در جایگاه رئیس جمهور نشانده است ؛ در حضور زنانی نظیر وزیر بهداشت خویش گفته باشد اون ممه رو لولو برد یا آب را آنجایی بریز که میسوزه و امثال آن که ...



حُباب را چو فتد بادِ نخوت اندر سر
کلاهداریش اندر سر شراب رود



از دیدگاه من ارزش یک تار موی سفید این پیر غلام اهل بیت (ع) در عرصه ی فرهنگی به همه ی فعالیتهای رئیس کمیسیون فرهنگی ات رجحان دارد. به روح الله بشارت و سید علی اصغر حسینی( نمایندگان حقوقی نهاد ) و نورمحمد صبری سرپرست دفتر دعاوی و قراردادهای حقوقی و همسر برادر حجازی (فاطمه بداغی) و امثال جوانفکر نیز برادرانه عرض می کنم که فأین تذهبون؟



با خرابات نشینان ز کرامات ملاف
هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد







جناب آقای دکتر محمود!

ای توانگر مفروش این همه نخوت که تو را
سر و زر در کَنَفِ همّت درویشان است



ندای ملکوتی حاج حسین سازور رزمنده ی جانباز دفاع مقدس در زیارت خوانی آل یاسین جمعه ها در خیمه ی تندیس مردانگی و شرف حاج محمود عطا در بیت الشهدای شهرری ؛ یکی از دهها نمونه گوهرهای پرورش یافته در مکتب مدافع حریم ولایت علی و اولاد معصومینش(ع) و تطهیر کننده ی ارواح آلودگان تردامنی نظیر نگارنده ی این سطور است.



واعظ مکن نصیحت شوریدگان که ما
با خاک کوی دوست به فردوس ننگریم





حاج محمود ژولیده؛ حاج سعید حدادیان ؛ حاج حسن خلج؛ حاج محمود کریمی؛ حاج مهدی سلحشور، حاج محمد رضا طاهری مداح دلسوختگان بسیجی و دهها هنرورعزیز و بزرگوار دیگری که در رهروی از حاج منصور ارضی ؛ گدایی در گاه ائمه ی معصومین و پاسبانی از حریم ولایت فقیه را به سلطنت  برجهان نخواهند فروخت ؛ آرزویی جز شهادت و زیارت اربابان آسمانی خود دارند؟






  





جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی
که سلطانیِ عالم را طفیل عشق می بینم


 

به راستی خیال می کنید این عمل نیروهای تحت مسئولیت شما {شکایت از مداحان اهل بیت(علیهم السلام)} شرم دنیا و آخرت و سیه روزی برایتان در پی نخواهد آورد؟


بس تجربه کردیم درین دیرِ مکافات
با دُردکشان هر که درافتاد ورافتاد




«مجالسی که به نام روضه در بلاد شیعه به پا می شود با همه ی نواقص که دارد باز هر چه دستور دینی و اخلاقی است و هر چه انتشار فضائل و پخش مکارم اخلاق است در اثر همین مجالس است.دین خدا و قانونهای آسمانی که همان مذهب مقدس شیعه است که پیروان علی (علیه السلام) و مطیعان اولوالامرند، در سایه ی این مجالس مقدّس که اسمش عزاداری و رسمش نشر دین و احکام خداست تا کنون به پا بوده و پس از این هم به پا خواهد بود و گرنه جمعیت شیعه در مقابل جمعیتهای دیگر در اقلیت کامل واقع شده و اگر این تأسیس که از تأسیسات بزرگ دینی است نبود تا کنون از دین حقیقی که مذهب شیعه است اثری به جا نمانده بود.»
{به نقل از مکتوبات امام خمینی کتاب کشف الاسرار صفحات 173و174 تبیان آثار امام دفتر 42 }



گر انگشتِ سلیمانی نباشد
چه خاصیت دهد نقشِ نگینی




«روضه ی سیدالشهدا برای حفظ مکتب سیدالشهداست...الان هزار و چهارصد سال است که با این منبرها ، با این روضه ها و با این مصیبتها و با این سینه زنیها ما را حفظ کرده اند، تا حالا آورده اند اسلام را ... حرف سیدالشهدا حرف روز است،همیشه حرف روز است،اصلا حرف روز را سیدالشهدا آورده است دست ماها داده و سیدالشهدا را این گریه حفظ کرده است ،مکتبش را این مصیبتها و داد و قالها حفظ کرده، این سینه زنیها و این دستجات ... اگر فقط مقدسی بوده و توی اطاق و توی خانه می نشست برای خودش و هی زیارت عاشورا می خواند و تسبیح می گرداند نمانده بود چیزی.هیاهو می خواهد ، هر مکتبی هیاهو می خواهد، باید پایش سینه بزنند،هر مکتبی تا پایش سینه زن نباشد تا پایش گریه کن نباشد تا پایش توی سر و سینه زدن نباشد، حفظ نمی شود...
اینهایی که مسجد می آیند،منبر را گوش می کنند،مطالب را گوش می کنند، همچو که به روضه می رسند، رد می شوند و می روند. این از باب اینست که ملتفت نیستند چه هست.آن روضه است که این محراب که این منبر را حفظ کرده،اگر آن روضه نبود ، این منبر هم نبود،این مطالب هم نبود؛ آن حفظ کرده.»
{به نقل از فرمایشات امام خمینی 17 تیر 1358 تبیان آثار امام دفتر 42 ( صحیفه ی امام جلد 8 صفحه ی 526و527 ) }




 

{ برای شادی روح درگذشتگان حاج منصور ارضی بویژه حاج مهدی (پدر بزرگوار) و حاج حسن(عموی بزرگوارشان) و در گذشتگان همه ی مداحان اهل بیت(ع) از همه ی خوانندگان عزیز و شریف این متن تقاضا میکنم به خواندن فاتحه ای با صلوات بر محمد و آل محمد}







امّا بعد...
جناب آقای محمود احمدی نژاد!
به راستی پس از مرگ احتمالی! ما و زیارت قسیم جنّت و نار، که فرمود فَمَن یمُت یَرَنی چه پاسخ در خوری از رعایت حرمت امانت فرزند فقیهش که نائب عام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است ،خواهیم داشت؟
از یاد نبرده ایم که ترتیب حرمتها از توحید به نبوت و امامت و در عصر غیبت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) با مراجع تقلید و مجتهدین فقها و اکنون در رأس ایشان حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (حفظه الله) است.



از نامه ی سیاه نترسم که روز حشر
با فیض لطف او صد ازین نامه طی کنم



باز هم به راستی چگونه روش و سیره ای در تاریخ از شما خواهد ماند؟ در کتب تاریخی از محمود احمدی نژاد با چه روایتی یاد خواهد شد؟

آیا با قضاوت منصفانه ی هوشیاران ؛ به لطف حضرت حق، درسیاهه ی معتقدان راستین به معارف مأخوذ از سیره ی معتقدین به ولایت فقیه ( که اشاره ای از او برای به سر دویدنشان کفایت می کند) جای خواهید گرفت؟ یا خدای ناکرده برایند رفتارهای مدیریتی شما و همذات شما په تعبیر حکیم گرانقدر و استادم؛ بلا تشبیه و بلا نسبت یادآور تأثیرپذیری عجیب امثال سلطان محمود می شود که عملاً در سلطنت و سیطره ی باورنکردنی ایاز اویماق قرار داشت ؟! به راستی تاریخ چگونه قضاوتی خواهد داشت؟!



مشکل عشق نه در حوصله ی دانشِ ماست
حلّ این نکته بدین فکر خطا نتوان کرد



از باب وظیفه در تذکر مسئولیت شما در بررسی گفتار و رفتار تیم مدعیان حول و حوش جناب اسفندیار رحیم مشایی ... {سه نقطه ی} شما و درس پس دادن خویش خواستم صفات و حالات خوبان و مؤمنان را مرور نمایم ، لیکن از باب تُعرَف الاشیاء بِاَضدادِها این متن را انتخاب نمودم:



من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم
که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد




قرآن و سنّت ،منافقان را دو دسته دانسته اند:

1- منافق اعتقادی: کسی است که به زبان مسلمان است ؛اما خداوند و رسول و تعالیم دینی را باور ندارد.قرآن از این منافقان با عنوان فاسقان نیز یاد میکند: انَّ المنافقینَ همُ الفاسِقونَ(نساء 145)
 2- منافق رفتاری : کسی است که خدا و پیامبر و دین را به دل پذیرفته است؛ اما در رفتار و اخلاق بر شیوه ی مسلمانی نیست و از وظایف و تکالیف دینی میگریزد (ابراهیم /7و8)

1- شک و تردید : منافقان از آن رو که از نظر فکری و اعتقادی به یقین و علم نرسیده اند ، در وادی حیرت و دودلی سرگردانند (نساء /143 توبه / 110) و در پی فریب دیگرانند؛ اما از نظر قرآن کریم آنان در حقیقت خود را می فریبند (بقره/9 ؛ نساء 142).
امام علی(ع) نیز بر این ویژگی اشارت برده و فرموده است: "منافق نیرنگباز و زیانبار و دودل است. " (غررالحکم 1/340)

2- علم بی عمل : منافق می داند؛ اما عمل نمی کند و بدینسان بار گناه خویش را سنگین می کند. وی به جای ذنورانی شدن با نور دانش تنها زبان خود را به الفاظ و اصطلاحات می آراید.از اینرو ظاهرش عالم می نماید و باطنش جاهل است. امام علی(ع) درباره ی این ویژگی می فرماید: "علم منافق بر زبان او نشسته است ؛ اما علم مؤمن در کردارش جای گرفته است."(همان 2/47)

 3- زهدنمایی : منافق به ظاهر از دنیا روی می گرداند و در باطن سخت بدان مشتاق است.وی در ورع و پارسایی به زبان و ادّعا بسنده می کند و تقوا به جان و جوارح و عملش راه ندارد.به زبان از پرهیزگاری سخن می گوید ؛ اما در عمل ،بی پروا و بی باک است(همان 6/241)

 4- وسیله ساختن دینداری برای دنیاداری : دنیاپرستی در آموزه های اسلامی بسیار ناپسند است ؛ امّا از آن ناپسندتر این است که آدمی به ظاهر دینداری کند تا به دنیا برسد و ثروت و قدرت و هیبت یابد .امام علی(ع) از این صفت زشت یاد می کند و هشدار می دهد : "کار دین را وسیله ی دنیا مکن و دنیای گذرا را بر آخرت ماندگار ترجیح مده که این از خوی منافقان و بی دینان است. " (همان 333)

 5- بی پروایی زبان : زبان منافق تیز و طعن آلود است.مؤمنان و دینداران از آن در امان نیستند، از عقوبت اخروی نمی هراسد و پشتوانه ی دینی و عقلانی ندارد.بدین روی است که امام علی (ع) می فرماید : "زبان مؤمن در پشت قلب اوست. چون اراده ی سخن میکند ، نخست می اندیشد..اگر نیکو باشد اظهار می کند و اگر ناپسند باشد پوشیده نگاهش می دارد.اما زبان منافق در پیش قلب او است . هر چه به خاطرش می رسد می گوید بی آنکه بداند چه به سود اوست و چه به زیانش." (نهج البلاغه خطبه 176)

1- پلیدی باطنی و پاکی ظاهری: منافق ظاهر را می آراید و از درون غفلت می ورزد،خود را متخلّق به اخلاق نیک نشان می دهد و پلیدی درون را بدین طریق می پوشاند.برای این کار به دروغ و فریب دست می یازد و نیرنگ می زند.ابزار اصلی منافق دروغ است؛چنانکه امام علی (ع)می فرماید : "با دروغ است که منافقان خویشتن را می آرایند."(غرر الحکم 3/207) "گفتار منافق خوشایند است و کردارش رنجبار" (همان.2/6 )

 2- چاپلوسی: منافق برای رسیدن به قدرت و ثروت ، قدر خویش را نیز نگاه نمیدارد و خود را پیش مردم خوار می سازد و به چاپلوسی و تملق و خوشزبانی می آلاید؛چنان که امام علی(ع) می فرماید :" منافق به زبان مردم را شاد می کند؛ اما در حقیقت به آنان زیان می رساند."(غررالحکم،2/6)

 3- همرنگی ظاهری با جماعت : منافق برای پنهان ساختن درون خویش همواره به رنگ مردم در می آید و به هر جماعتی که وارد شود همساز آن می گردد.این رنگارنگ بودن امنیت او را فراهم می آورد.امام علی(ع) بر این خوی ناپسند اشارت می برد و می فرماید : "خُلق و خوی منافق پیوسته دگرگون است." (همان4/332)

 4- سختگیری بر دیگران و آسان گرفتن بر خویش : منافق زشتی ها و عیب های بزرگ خود را نمی بیند و تنها دیگران را زیر ذه بین نقد می گیرد.بر مردم سخت می گیرد؛ولی خود را پاک می بیند و از پلیدی های خویش در می گذرد.امام علی(ع) از این صفت منافقان یاد می کندو می فرماید :"منافق از خویشتن در می گذرد و به مردم طعن می زند." (غررالحکم 2/109 ؛ دانشنامه امام علی 4/398-408)

{به نقل از کتاب جامع فرهنگ شیعه پژوهشکده تحقیقات اسلامی نشر زمزم هدایت 1385 صفحه ی 429 }



ای که دائم به خویش مغروری
گر تَرا عشق نیست معذوری
گِرد دیوانگان عشق مَگَرد
که به عقل عقیله مشهوری





پروردگارا! ما را از حسن عاقبت محروم مفرما و دنیا و حب دنیا را وجهه همت ما مگردان! و به حق اهل بیت سید المرسلین(علیهم الصلوه و السلام) ما را بیامرز و به مرگ شهادت از دنیا ببر.




رضا گلپور چمرکوهی
5/2/1390
شهرری



ضمیمه:

مدح بلند بالای رحیمی برای هاشمی در سال 1374 


یوسف کنعان انقلاب که خریداران می‌خواهند فرزند خود را به‌پایش قربانی کنند!


آبان ماه سال 74 اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت در حالی که ششمین سال ریاست جمهوری اش را پشت سر می گذاشت، سفری چند روزه به استان کردستان داشت.


به گزارش رجانیوز، پس از انجام این سفر، استانداری کردستان با انتشار کتابی با عنوان «دیدار سردار سازندگی از کردستان سرزمین عشق و دوستی» به بررسی نتایج این سفر پرداخت.


استاندار وقت کردستان در مقدمه این کتاب، زیبایی‌های این سفر را خارج از توان گفتار و نوشتار دانسته و آن را منحصر به فرد و در هاله ای از نور ایمان و ایثار و جوانمردی عنوان کرده است.


محمدرضا رحیمی در ادامه هاشمی رفسنجانی را این گونه توصیف می کند: «آقای هاشمی را محبوب می پندارند که تنها یار نیست، یاور نیز هست. او را جانانه کرم پیشه ای می انگارند که از کنعان انقلاب اسلامی به مصر کردستان قدم می گذارد، عاشقانه عزیزش می دارند و با تمام هستی خریدار محبتش می گردند.»


رحیمی همچنین اوج زیبایی این سفر را این گونه شرح داده است: «اوج زیبایی این دلدادگی در حرکت غرور آفرین آن پیرزن سقزی تجلی می کند که با تمام داراییش که در یک رأس بز خلاصه می شود، در صف خریداران یوسف انقلاب اسلامی قرار می گیرد و اشک شوق از چشمان آقای هاشمی جاری می سازد.»


رحیمی در ادامه می افزاید :« نکات قابل ملاحظه ای در لحظات دیدار حضرت ایشان از مناطق کردستان وجود دارد که حقیقتاً جز در آثار اساطیری و مبالغه ها و اغراق های شاعرانه تصور آنها در باور هیچ کس نمی گنجد، مگر آن که انسان، خود بوده و به رای العین مشاهده کرده باشد و حیرت و اعجاب و ناتوانی ما در ترسیم آن عظمت ها از همین جا ناشی می شود. پیرمرد مریوانی خطاب به رئیس جمهوری محبوب خود در حالی که گریه امانش نمی دهد، می گوید: اگر فرزندی داشتم، ذبیح مقدمت می کردم.»


رحیمی در انتهای این مقدمه «دستاوردهای شیرین این سفر مبارک» را تبدیل کردستان به یک استان برخوردار و فروزان شدن چشم انداز توسعه و ترقی کردستان می داند و هاشمی رفسنجانی را «شخصیت ممتاز جهان اسلام و سردار دلاور! سازندگی» می خواند.


یکی از فصول این کتاب، به اشعار و نثرهایی که در جریان این سفر سروده و نوشته شده، اختصاص یافته است. در یکی از این اشعار با عنوان پرتو خورشید آمده است:


ای رییس دولت خدمتگزار، ای هاشمی
با قدومت شهرمان همچون گلستان آمده


ناکسان را حسرت و بخل و حسد مهمان بود
غافلند از نعمتی کز سوی یزدان آمده


یا رب از لطف تو خواهم طول عمر هاشمی
زآنکه با حسن نظر از بهر عمران آمده


در یکی دیگر از این اشعار با عنوان کاروان سالار بیداری به تمجید از هاشمی رفسنجانی ومحمدرضا رحیمی پرداخته شده است:


دولت ملت نو از هاشمی پاینده باد
می سپارد شخص را دولت سرای خویشتن


چون رحیمی حاکمی فرزانه دارد کاردان
هر کسی باید که بنشیند به جای خویشتن


کوری چشم حسودان منافق این دو یار
کرده در دل‌های مردم باز جای خویشتن


در بخش دیگری از این کتاب با چند نفر از هنرمندان بدون ذکر نام آنها مصاحبه شده است: «با آمدن آقای هاشمی به کردستان تمام جنبه ها به خصوص امور فرهنگی رو به ترقی خواهد رفت و تمام این حرکات و این سفر تحت مدیریت بسیار هوشمندانه استاندار کردستان بوده است.»


یک هنرمند خوشنویس هم می گوید: «حرکت های آینده همگی از برکات سفر پربرکت ریاست محترم جمهری به کردستان است که آن هم باز می گردد به ایثار و ازخودگذشتگی استاندار با تجربه و دردآشنای استان جناب آقای رحیمی.»


همچنین در این کتا




از هاشمی رفسنجانی موجود است
.




رحیمی 3 سال قبل نیز در حضور دکتر احمدی‌نژاد به ذکر خاطره‌ای از سفر خود به سوریه پرداخت و گفت یک فرد سوری به وی گفته است که اگر قرار بود بعد از پیامبر اسلام باز هم پیامبری بیاید، آن فرد احمدی‌نژاد بود!





  
  

افشاگری پیام فضلی‌نژاد با استناد به سخنرانی علامه مصباح یزدی:

نسبت «مشایی» و «فراماسونری»


اصلی‌ترین گزاره «فرقه مشائیه» یعنی شعار «خدا شدن انسان» (اومانیسم اسلامی) کپی‌برداری کهنه‌ای از تئوری «اسلام آمریکایی» برای «تجزیه دین» است ... کسی که حامی بازگشت «سیدحسین نصر» (رییس دفتر سابق فرح پهلوی و عضو فعلی بنیاد اشرف پهلوی) به ایران است، «اسفندیار رحیم‌مشایی» بود نه آقای حداد عادل...


"عماریون"- سایت ارزشی صراط نوشت:

پیام فضلی نژاد - پژوهشگر موسسه کیهان:

سخنرانی آیت الله «محمد تقی مصباح یزدی»را پیرامون بازتولید تشکیلات فراماسونری در ایران که روز 24 فروردین 1390 در جمع مسئولان «شورای عالی زنان» ایراد شد، باید یکی از مهمترین سخنرانیهای تاریخ سیاسی معاصر دانست؛ چه اینکه نمادها و نشانههای معرفتی- سیاسی دو دهه گذشته حکایت از ظهور پدیدهای به نام «کودتای ایدئولوژیک ماسونها» در ایران دارد که در تحلیلهای امنیتی، موفقیت چنین کودتایی را «شرط لازم» برای «سقوط فیزیکال» یک نظام سیاسی میدانند. هر چند دو ماه پیش نیز یکی از نزدیکان آیتالله مصباح یزدی در گفتگویی خبر از نقطه نظرات ایشان پیرامون «افزایش نفوذ جریان فرهنگی فراماسونری در بدنه دولت» داده بود، اما اینبار اشارات صریح رییس «موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)» به شاخصهای این فرقه نفوذی و مقایسه تطبیقی آن با رویکردهای شبهمعرفتی مانند «مکتب ایرانی» و «ملیگرایی» سبب شد تا دوباره حساسیت پیرامون کارکرد فراماسونری در ایران از حاشیه بحثهای تئوریک به متن مسائل سیاسی کشور بیاید.
گویی تاریخ هم برای «آیتالله» - که نه تنها «فقیه» بلکه «فیلسوفی الهی» است – و هم برای ما تکرار میشود. او یکبار پیشتر در پایان دهه 1370 با ارائه سلسله گفتارهای انتقادی خود پیش از خطبههای نماز جمعه تهران علیه گفتمان ماسونی اصلاحطلبان شوریده بود و اکنون نیز در روزهای آغازین دهه 1390 بار دیگر با اتخاذ موضعی بههنگام علیه بازتولید ایدئولوژی و تشکیلات فراماسونری در ایران به میدان آمده است. با این تفاوت که یک دهه پیش، آیتالله «مصباح یزدی» به «خودیها» پیرامون نفوذ «غیرخودیها» هشدار داد، اما نگرانی امروز او از «نفوذ ماسونها در جریان خودی» است؛ هر چند محور هر دو هشدار آیتالله به فاصله یک دهه، ظهور قرائتهای التقاطی دینی از «اسلام سکولار» و «نسبیگرایی» تا «مکتب ]اسلام[ ایرانی» و «ملیگرایی» است. هشدار آیتالله روشن است: نزاع میان «اسلام آمریکایی» با «اسلام ناب محمدی(ص)» با صورتی نوین و ماهیتی ثابت برای «تجزیه دین» - این بار توسط فرقه مشائیه- ادامه دارد و بنابر آموزههای امام خمینی(ره) نباید از این دشوارترین «جنگ عقیدتی» میان حق و باطل غافل بود. برای همین آیتالله مصباح یزدی میگوید: «خطری که من احساس میکنم شدیدترین خطری است که تاکنون اسلام را تهدید کرده است و آن هم از سوی نفوذیهایی است که در بین خودیها در حال رشد هستند.»

فراماسونری؛ از لندن تا تهران
ظهور لژهای سری فراماسونری را در جهان باید در دهههای 1650 و 1660 میلادی در «دانشگاه آکسفورد» انگلستان جستجو کرد؛ دانشگاهی که هفته گذشته نیز نامش به سبب حمایت از «مهدی هاشمی» در صدر اخبار جنجالی قرار گرفت. دانشمندانی مانند «اسحاق نیوتن» و فلاسفه تجربهگرا مانند «جان لاک» - که تئوری «جامعه مدنی» او در نیمه دهه 1370 به شعار اصلاحطلبان و دولت «سیدمحمد خاتمی» بدل گشت - از نخستین کسانی بودند که با تاسیس انجمنهای مخفی زمینههای رشد فراماسونری را فراهم ساختند و با تولید «مبانی نظری سرمایهداری» به تدوین ایدئولوژی ماسونی کمک کردند. فراماسونری در اروپای قرن هفدهم، از یک سو مبنایی ایدئولوژیک و زیربنایی معرفتی یافت که پروتستانهای مسیحی آن را بر شاخصهای «لیبرالیسم کلاسیک» (با تکیه بر مالکیت خصوصی و مشروعیت سرمایهداری) و «اومانیسم الحادی» (با تکیه بر انسانمحوری و انکار فطرت الهی) بنا کردند؛ پیشروان آن شعار «عشق به انسان» و واژگان سهگانه «آزادی، برابری، برادری» را با نوعی از «معنویت یهودی» (کابالیستی/ صهیونیستی) و «تساهل مذهبی« درآمیختند و سرانجام از دل رواج این مبانی تئوریک، در دهه 1680 یک تجدیدنظرطلبی بزرگ و سپس کودتایی ایدئولوژیک علیه آئین مسیحیت آغاز گشت که به تحولات موسوم به «انقلاب باشکوه» 1688.م انگلستان رسید؛ این اولین «انقلاب مدرن» به روایت اصلاحطلبان سکولار، اما در واقع نخستین «کودتای ماسونی» در جهان بود و از قضاء توسط «حزب سبزهای انگلستان» (حزب ویگها) و سرمایهداران یهودی به وقوع پیوست و نخستین حلقه از کودتاهایی بود که موج آن به فرانسه و سپس آمریکا در سال 1789.م رسید.

دین و فراماسونری در ایران معاصر
اگرچه موج ترویج ایدئولوژی ماسونی با دستور «جرج سوم» پادشاه انگلستان به «سر گوراوزلی» (سفیر وقت بریتانیا در تهران) به ایران نیز رسید، اما تاسیس «انجمن مخفی فراموشخانه» توسط «میرزا ملکم خان ارمنی» را در سال 1275ه.ق نخستین تکاپوی رسمی- تشکیلاتی فراماسونرها میدانند که برای ساخت طبقه روشنفکران سکولار (غیردینی/ عرفی) و گسترش فلسفه اومانیستی پدید آمد تا به روایت ملکمخان، این روشنفکران از دل قرآن و با استفاده ابزاری از اسلام به صورتبندی گفتمان لیبرالیستی بپردازند؛ گفتمانی التقاطی که با شعار «رنساس اسلامی» به پیدایش «اسلام لیبرال» انجامید و در تحولات منتهی به «انقلاب مشروطه» نیز نقشآفرین بود. یکی از کلیدیترین بخشهای سخنرانی آیتالله مصباح یزدی معطوف به همین بازه زمانی و شیوه عمل ماسونها است، چنانکه این فیلسوفِ متأله معاصر از رهگذر مقایسه تطبیقی میان دوران مشروطه با عصر پس از انقلاب اسلامی میگوید: «امروزه در درون جامعه ما تشکیلات فراماسونری در حال شکل گرفتن است و همانطور که در دوران مشروطه، فراماسونری با شعار قرآن و اسلام پیش آمد، امروز نیز فراماسونری با شعارهای اسلام و انقلاب جلوه میکند و تحت پوشش آن حرف خود را بیان میکند، یعنی قالب را حفظ و محتوا را عوض میکند.»
ماسونهای ایران هیچگاه از روش میرزا ملکمخان برای «استفاده ابزاری از دین» عدول نکردند و در طول سه دهه تاریخ انقلاب اسلامی کوشیدند تا اصول موضوعه گفتمان لیبرال سرمایهداری را از دل اسلام استخراج و استنتاج کنند و تئوریهای ماسونی را با مستندات قرآنی درآمیزند تا تجدیدنظرطلبی ایدئولوژیک خود را به نام «اصلاحطلبی دینی» پیش ببرند، چرا که به روایت «مصطفی ملکیان» (ایدئولوگ جریان موسوم به روشنفکری دینی) هیچ گفتمانی در ایران بدون اتکاء به ادبیات دینی رشد نخواهد کرد و حتی لائیکها نیز برای گسترش آراء خود راهی جز استفاده از ادبیات مذهبی ندارند. این همان روشی بود که «عبدالکریم سروش» و «محمد مجتهد شبستری» برای صورتبندی تئوری »دین سکولار» از پایان دهه 1360 در حلقه ماهنامه «کیهان فرهنگی» پیش گرفتند. سروش از اردیبهشت 1367 تا هنگام توقف انتشار «کیهان فرهنگی» در زمستان 1369 به انتشار سلسله گفتارهای «قبض و بسط تئوریک شریعت» پرداخت که در آن تمام ارکان ایدئولوژی ماسونی، از هرمنوتیک متن قدسی تا نسبیگرایی دینی تحت عنوان «قرائت رحمانی از اسلام» جمع شده بود و دیری نپائید که در پائیز 1370 با انتشار ماهنامه «کیان» کوشش مستمر برای گسترش تفسیر سکولار از اسلام انسجام و صورت تازهای یافت. حلقه کیان، در نیمه اول دهه 1370، از یک سو با مشارکت مروجان فراماسونری (مانند رامین جهانبگلو) به نهادینه ساختن تئوری جامعه مدنیِ «جان لاک» (از نخستین فلاسفه فراماسون) پرداخت و از سوی دیگر، با انتشار آراء جناح موسوم به «روشنفکران دینی» مانند «عبدالکریم سروش»، «محمد مجتهد شبستری»، «محسن کدیور»، «محمدتقی فاضل میبدی» و... به قرائتسازی از متن قدسی قرآن روی آورد.
گفتمان «اسلام سکولار» یک «کودتای ایدئولوژیک» علیه فلسفه انقلاب اسلامی بود و نزاع میان «اسلام آمریکایی» و «اسلام ناب محمدی(ص)» را کلید زد؛ نزاعی سرنوشتساز که امام خمینی(ره) آن را پیچیدهترین و دشوارترین «جنگ عقیدتی» در جبهه حق و باطل دانستهاند. رهبران فکری «اسلام آمریکایی» (دین سکولار) در ایران صرفاً مترجمانی دست سوم به شمار میرفتند که با کپیبرداری از تئوریهای فیلسوفان یهودی مانند «هانا آرنت»، «سر کارل پوپر»، «سر آیزایا برلین»، «ریمون آرون» میخواستند «تئوری ماسونی علم» را از محافل آکادمیک به عرصه عمومی بکشند. کار به جایی رسید که «سیدمحمد خاتمی» نیز سال 1373 در کتاب «از دنیای شهر تا شهر دنیا» فلاسفه فراماسون از «جان لاک» تا «دنی دیدرو» (سردبیر دایرهالمعارف فرانسه، ارگان فکری فراماسونری فرانسه) را آزادیخواه و دیندار معرفی کرد و شعار «جامعه مدنی» را به عنوان اصلیترین رکن تبلیغات انتخاباتی خود در انتخابات ریاستجمهوری دوم خرداد 1376 برگزید. پیروزی اصلاحطلبان در دوم خرداد 1376 از سوی سروش به «پیروزی روشنفکران دینی» تعبیر گشت، اما هیچگاه عصر اقتدار سیاسی ماسونها در ایران فرا نرسید؛ حتی اهداء «جایزه اراسموس» در سال 1383 از سوی «کلوپ سری بیلدربرگ» (مجمع عالی فراماسونری جهانی) و توسط «پرنس برنهارد» (ولیعهد هلند) به «عبدالکریم سروش» نیز بر دایره نفوذ این نحله سیاسی در کشور نیافزود. سروش در دهه 1380 از سوی بیلدربرگیها به لقب «پرنس اومانیستها» ملقب شد، اما اکنون چه کسی گزینه ماسونها برای دریافت پنهان یا آشکار این لقب درایران است؟!

اسلام آمریکایی؛ از دین سکولار تا مکتب ایرانی
مرگ گفتمان اصلاحات در ایران، اما پایان تکاپوهای ماسونها برای کودتای ایدئولوژیک علیه انقلاب اسلامی نبود و صورتبندی «اسلام آمریکایی» در چهرهای دیگر پدیدار گشت. سال 1386، به پیشنهاد «مایکل لدین» (کارشناس ارشد CIA و نظریهپرداز یهودی موسسه امریکن اینترپرایز) چاپ قرآن سکولار در دستور کار «پنتاگون» قرار گرفت. یکسال بعد «عبدالکریم سروش» نیز از کنار کاخ سفید، برای مخدوش ساختن اصالت متن و مرجعیت قرآن، وحی را به الهام و پیامبر را به شاعر تشبیه کرد و همان هنگام «اکبر گنجی» با انتشار رساله «قرآن محمدی» در «رادیو زمانه» به ارائه تفسیری اومانیستی از اسلام پرداخت، اما ناگهان در ایران نیز از درون دولت اصولگرا یک فرقه انحرافی موسوم به «فرقه مشائیه» ظهور کرد که با اتکاء آشکار به تئوریهای «ریچارد فرای» (ایرانشناس فراماسون و عضو رسمی سازمان اطلاعات نظامی ایالات متحده) از تریبونهای رسمی به ترویج یک «قرائت» جدید از «اسلام» دست زد: «اسلام ایرانی» و «مکتب ایرانی»، همان تفکری که در کتاب «عصر طلایی فرهنگ ایران» به عنوان «قرائتی رحمانی از اسلام در ایران» ستایش شده و روی دیگر سکه «تجدیدنظرطلبی اسلامی» و «تجزیهطلبی دینی» است.
تنها عملکرد سیاسی «فرقه مشائیه» محل نقد و تأمل نیست؛ وقتی سال 1388 عنصر اصلی این فرقه در دولت بر اهداء جایزه «حکمتانه بوعلی سینا» به «سیدحسین نصر» - که از مبلغان اسلام آمریکایی و تصوف انحرافی در دانشگاه آمریکایی «جرج واشنگتن» است- اصرار میکند و سرانجام رییس دفتر «فرح پهلوی» در دهه 1350 به واسطه کوشش این دولتمرد دل ربوده از ریاست محترم جمهوری «برای فعالیتهای برجسته همبستگیساز دانش و معنویت در ارتقا کیفیت زندگی» ستوده میشود، باید از سطح یک بحث سیاسی به درون یک مساله معرفتی رفت. تبلیغات «فرقه مشائیه» عین تفکر اومانیستی برخاسته از غرب سکولار است؛ چنانکه اصلیترین عنصر این جریان حاشیهساز در سخنرانیهای خود گفت «تعظیم به انسان برابر تعظیم به خداوند است» و وعده «خداشدن انسان» را داد؛ وعدهای که چهار قرن پیش در عصر موسوم به «روشنگری» فراماسونرهایی مانند اصحاب دایرهالمعارف فرانسه دادند و نتیجه آن جز فروپاشی ارکان پروژه مدرنیته نبود.
فرجام فروپاشی مدرنها به آنجا رسید که سال 2005 «ریچارد رورتی« (بزرگترین فیلسوف آمریکا) با اعلام «مرگ فلسفه غرب سکولار» از «تراژدی غرب مدرن» گفت و حالا، هنگامی که مرگ ایدئولوژیک ایالات متحده آمریکا رقم خورده و بیداری اسلامی خاورمیانه تحقق یافته است، «فرقه مشائیه» در پوشش ادبیات مذهبی بر ترویج «مکتب ایرانی» (قرائت ایرانی از تشیع) اصرار میورزد. اصلیترین گزاره این فرقه، یعنی شعار «خدا شدن انسان» (اومانیسم اسلامی) که هر از گاهی با عبارات «سلام بر انسان» و «عشق به انسان» در هم میآمیزد، ترجمه دست چندم و کپیبرداری کهنهای از تئوری «اسلام آمریکایی» برای «تجزیه دین» است. این گزاره لاجرم به «همسانپنداری» و چه بسا «همذاتپنداری» انسان و خدا می انجامد و از حیث معرفتی مغایر با اندیشه «فقر ذاتی انسان» است که در مکتب اسلام ناب امام خمینی(ره) متجلی است. این فرقه که میکوشد خود را با عرفان و معنویت اسلامی گره بزند، رودررو با حقیقت عرفان و سلوک «عارفان مبارزه جو» است که در آن حضرت روحالله میفرمایند: «ما همه هیچیم و هرچه هست از او و به سوی اوست.»
شعارهای تبلیغاتی «فرقه مشائیه» نه تنها یادآور نقطه آغازین فلسفه اومانیستی و مشرب لیبرال سرمایهداری در غرب، بلکه تداعیگر یک گفتمان ناقصالخلقه ماسونی است. این فرقه نوظهور اگرچه نه خاستگاه اصیل فلسفی و نه پتانسیل عمیق اجتماعی دارد، اما نباید مواجهه انتقادی با آن را صرفاً به سطح یک جدال سیاسی تنزل داد و از خطر معرفتی آن برای «اسلام ناب محمدی» غفلت کرد. این هشدار تاریخی آیتالله «محمدتقی مصباح یزدی» به ما و دکتر «محمود احمدینژاد» است؛ رییس جمهوری که حضرت استاد، مهمترین نقش را در دفاع از وی در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری داشته است و اکنون نیز ایشان درباره خطر نفوذیها در دولت اصولگرا میگویند: «خطری که من احساس میکنم شدیدترین خطری است که تاکنون اسلام را تهدید کرده است.»

منبع: هفته نامه 9 دی، 27 فروردین 1389، شماره 12، صفحه 3




نظرات بینندگان:

خدا کنه اینم مثل نوری زاد که یک روز می گفت علامه مصباح و حال بالا وپائین نظام را می خواند فردا اولین ضربه زن به علامه مصباح نشود.

خداوند این مرز بان روشنفکررا برای روشنگری و تبیین تئوری اسلام ناب محمدی حفظ کند که هر وقت احساس خطر کرد به میدان آمد واین بار هم می خواهیم فرقه مشائیه را با افشاءگریهایش رسوا و انقلاب اسلامی که یادگار امام راحل است را با سکان داری امام خامنه ای از خطر این گروه گمراه حفظ نماید.

مشایی سطحش خیلی پایین تر از این حرفهاست . این بدبخت اصلا نمی دونه فرماسونی چی هست . مشایی افکارش منحرف است و از اویل انقلاب با کارهایش نشان داده که پا روی همه چی می گذارد

انشالله پشت پرده مکتب منحرف ایرانی بزودی هویدا می شود و آن وقت معنای حرف عمیق دوست مردم اسرائیل بودن مشخص می شود

تهمت زدن یه یک مسلمان کار کوچکی نیست.سوره حجرات آیه 11 را بخوان و بیاندیش.آیت اله مصباح در سخنرانی اسم نیاورد. شما در کل بدنه نظام نگاه کن و ببین چند نفر مصداق این صحبتهای آیت اله مصباح پیدا میکنی..

باید آگاه بود ومواظب افراد نفوذی بود.....!

اینگونه عاشقانه به یه تکه سنگ بنام منشور کوروش دل بستن از شیوه کارهای فراماسونهاست . به عکسی که رئیس فرقه منحرف در حال بدرقه منشور کوروش در دستش است نگاه کنید

امروز ننگ حمایت نوری زاده از مشایی فردا نوبت رضا ربع پهلوی می شود و بعد نوبت به ....اینست عاقبت کسی که در پازل دشمن بازی کند. آه و نفرین خانواده های شهدا دامن احمدی نزاد را خواهاد گرفت

کسی که معتقد باشد حجاب باید اجباری نباشد و قصد دارد آیین زرتشت را در کشور راه اندازی کند مشخص است به کجا وصل است / مشایی اگر فرصت پیدا کند تمام اصول اسلامی را از ایران حذف می کند/

خطاب به دوستی که فرمودند مسائل را دسته بندی و فرعی و اصلی کنیم : مشایی یک زمانی مسئله فرعی بود و با هشدار ایت الله مصباح و مکتب ایرانی و منشور کوروش و جشنهای نوروزی دیگر نمی توان گفت این ادم مسئله فرعی است مسئله نفوذ افراد فاقد صلاحیت در بدنه دولت مسئله فرعی نیست بلکه باید با جدیت و قاطعانه با ان برخورد شود

آقای احمدی نژاد! خدا نکند کلیه اوامر مشایی، اوامر مولوی و اوامر رهبری ارشادی تلقی شود!

درسته ولی خود علامه مصباح نیز به نظر میرسد که فرام.... باشه
هرچند جرات انتشار این نظر را ندارید
آخه خود شما هم آره

ya saheb zaman be dademun beres ki ras mige?

مشایی خودش عین ش......است. شک نکنید این شخص احمدی نزاد را برای آمال و آرزوهایش بر زمین خواهد زد. مگه راسپوتین روسیه را منهدم نکرد

اتفاقا مسئله این آقای خاص از مسائل اصلی است در حال حاضر
ومیزان حال فعلی افراد است
ممنون از شما

آقای احمدی نزاد تا کی میخواهی این شخص را بر همه دلسوزان نظام وخود ترجیح دهی . بعد از سخنرانی یکشنبه شب و ادعای ولایی بودن ، ابنک باید در عمل ثابت کنی و منحرفین را از خود دور کنی و الا ادعای ولایی بودن شما دروغی بیش نیست.

مشایی سوادش را ندارد که بفهمد فراماسون چیست . همان رمال و جن گیرها کارش را راه می اندازند.

سلام
بابا خیلی نامردی زیاد شده
اگر دقت کنید میبینید که الان کسانی دارند زیرآب این بد بخت و می زنن که او یک زمانی زیرآبشون رو زده و از دولت بیرونشون کرده.جالبه که اونها هم اصلا مصالح مملکت را در نظر نمی گیرند و همینطور بی مهابا به این منحرف می تازند در نطر داشته باشید مملکت جمهوری اسلامی مثل یک خانواده است و ولایت پدر آن اگر فرزندی خطا کرد فقط پدر حق دارد گوش فرزند را بپیچاند و برادران وخواهران دیگه حقی ندارند. و نمی توانند بگویند چون پدر موافق است این کار را می کنیم از قدیم گفتند خویشاوند گوشت همدیگر را می خوره اما استخوانش را دور نمی ریزه.بابا شما ها هم دیگه دارید بد عمل می کنید اول باید جلوش را می گرفتید تا کار به اینجا نرسه خوب قبول کنید دیگه که شما ها هم مقصرید.همون موقعی که این آقا!!برگشت گفت مشکل ما فقط چند تا تار موی دختران نیست که بیرون باشد باید تو دهنش می زدید تا دیگه جرات نکنه از این چرندیات بگه و ضعیت دانشگاههامون اینطری باشه و دختر و پسر تو هم بلولند یا اون موقعی که گفت موسیقی را نمی فهمند می گند حرام است باید بفکر چاره می بودید. مثل اینه که پدری دخترش را همینجوری ول کنه بعد وقتی که کار خرابی کرد بیاد اونو سرزنش کنه.آبی که از جوی رفت دیگه نمی تونه به جوی برگردد.

آقایان آقایان شما باید درست فکر کنید و درست تصمیم بگیرید این نقشه امریکاست تا شما را از راه این انقلاب ارزشمند منحرف کند شما می بایست به همه مسائل روز کشور واقف باشید تا نگذارید فلان آقا کاری انجام دهد و بعدا صداش در بیاد ما هستیم که این انقلاب را ساختیم و ما هستیم که این انقلاب را باید پیش ببریم خدا امام خامنه ای را حفظ کند بروید و کمی به سخنرانی آقا توجه کنید انقدر آقا را خون جگر نکنید و به شایعات دامن نزنید هر کس در وظیفه ای که دارد کارش را درست و با ایمان انجام دهد آقای م و خیلی های دیگر جرات انجام چنین کارهایی را ندارند یه مقدار به خود بیایید

خداوند به آیت الله مصباح یزدی طول عمر دهد که با بصیرتی عمیق که لازمه آن گذشتن از منافع و به خطر انداختن خود است به بیان حقایق میپردازند. اکنون متوجه میشوم که چرا مقام معظم رهبری ایشان را مطهری و علامه طباطبایی برای نسل امروز معرفی کردند. در این فرمایش آقا چه حکمتی نهفته است. به راستی خط مقدم و نقطه کانونی شهید مطهری در مبارزات کجا بود؟

بابا جان خود این مشایی جن بو داده است - نیازی به جن گیری ندارد- تازه رفیقش را خودش تربیت کرده و بزرگش کرده - باهم شب و روزا را سر کردن - سری از هم سواین وگرنه دلاشون به هم گره ست-