
تقدیم به ((او))که دائم رفتاری شایسته
وزیبا دارد!(او)که میخواهد راضی باشد
به رضای خدا وخدا ازاو راضی...
تقدیم به (او)شاید شما باشید!...
زیارتنامه شهدا
اَلسَّلامُ عَلی رَسوُلِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلی نَبِی اللّهِ اَلسَّلامُ عَلی مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللّهِ؛ اَلسَّلامُ عَلی اَهْلِ بَیْتِهِ الطّاهِرین اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ اَیُّهَا الشُّهَدآءُ الْمُؤْمِنُونَ؛ اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا اَهْلَ بَیْتِ الاْیمانِ وَ التَّوْحیدِ اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا اَنْصارَ دینِ اللّهِ وَ اَنْصارَ رَسُولِهِ عَلَیْهِ وَ الِهِ السَّلامُ سَلامٌ عَلَیْکُمْخْتارَکُمْ لِدینِهِ وَ اصْطَفاکُمْ لِرَسُولِهِ؛ وَاَشْهَدُ اَنَّکُمْ قَدْ جاهَدْتُمْ فِی اللّهِ حَقَّ جِهادِهِ وَ ذَبَبْتُمْ عَنْ دینِ اللّهِ وَ عَنْ نَبِیِّهِ؛ وَ جُدْتُمْ بِاَنْفُسِکُمْ دُونَهُ وَاَشْهَدُ اَنَّکُم قُتِلْتُمْ عَلی مِنْهاجِ رَسُولِ اللّهِ؛ فَجَزاکُمُ اللّهُ عَنْ نَبِیِّهِ وَعَنِ الاِْسْلامِ وَ اَهْلِهِ اَفْضَلَ الْجَزآءِ وَ عَرَّفَنا وُجُوهَکُمْ فی مَحَلِّ رِضْوانِهِ وَ مَوْضِعِ اِکْرامِهِ مَعَ النَّبِیّینَ وَ الصِّدّیقینَ وَ الشُّهَدآءِ وَ الصّالِحینَ وَ حَسُنَ اُولَّئِکَ رَفیقاً اَشْهَدُ اَنَّکُمْ حِزْبُ اللّهِ وَاَنَّ مَنْ حارَبَکُمْ فَقَدْ حارَبَ اللّهَ وَ اَنَّکُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبینَ الْفائِزینَ الَّذینَ هُمْ اَحْیآءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ فَعَلی مَنْ قَتَلَکُمْ لَعْنَةُ اللّهِ وَ الْمَلاَّئِکَةِ و َالنّاسِ اَجْمَعینَ .

گفت ببخشند گنه می بنوش/
لطف الهی بکند کار خویش/
مژده رحمت برساند سروش/
لطف خدا بیشتر از جرم ماست/
نکته سر بسته چه دانی خموش؟/
رندی حافظ نه گناهیست صعب/
با کرم پادشه عیب پوش
|
|
آفات دانشمندان
پرسش:
علما و دانشمندان که نقش حیاتی برای جوامع انسانی ایفا می کنند، از چه آسیب ها و آفت هایی برخوردار می شوند؟
پاسخ:
از آنجا که نقش علما و دانشمندان برای حیات طیبه جوامع انسانی بسیار حیاتی و سرنوشت ساز است، لذا آفت ها و آسیب هایی که به آنان وارد می شود بسیار مهلک و خطرآفرین است تا جایی که فرموده اند: اگر عالمی فاسد شود، عالمی را فاسد می کند. «اذافسد العالم، فسدالعالم». از منظر آموزه های وحیانی برخی صفات و خصال است که به مثابه آفت و آسیب برای علما و دانشمندان مطرح شده است که در اینجا به نحو اجمال به اهم آنها اشاره می کنیم:
1- ریاست طلبی
علم و دانش از یک سو به طور طبیعی جایگاه و ارزش هر انسانی را بالا می برد، و واکنش طبیعی مردم در برابر کسی که او را صاحب فضل و کمال و علم و دانش می دانند، تکریم و احترام است، اما از سویی دیگر شخصیت فکری و اخلاقی خود عالم و دانشمند است که اگر انگیزه تحصیل علم و فضل او تفاخر و ریاست بر مردم باشد در اینجا آن علم و دانش حجاب اکبرخواهد شد و به جای اینکه آن شخص عالم را به خدا نزدیک کند روز به روز از کمال مطلق دور می کند. در روایت آمده است که «ثمره العلم التواضع» نتیجه دانش و آگاهی برای هر عالم و دانشمندی باید تواضع و فروتنی باشد، در غیر این صورت آن علم و دانش برعکس جواب می دهد و به جای رسیدن به هدف غایی که همان قرب الی الله باشد، او را از هدف دور می سازد. بنابراین ریاست طلبی یکی از مهم ترین آفات دانشمندان است.
2- ناخویشتنداری
عالم و دانشمند که به طور طبیعی، گستره ای از علوم مختلف را در سینه خود جای داده است باید به صفت خویشتنداری مزین باشد و بداند هر سخن و مطلب علمی را در چه زمانی و چه مکانی و برای چه کسی مطرح می کند. چرا که مخاطبین هر کدام ظرفیت های مختلف و سطوح گوناگونی دارند، و ممکن است برخی تحمل مطالب علمی سنگین و پیچیده را نداشته باشند و عکس العمل منفی از خود نشان دهند. پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرمایند: «ما با مردم به اندازه عقولشان صحبت می کنیم.» بنابراین عالمی که خویشتندار نیست، هم به شخصیت علمی خود لطمه می زند و هم به مخاطبین.
3- ده آفت مخرب
در کنار این دو آفتی که مطرح شد، از منظر روایات آفات دیگری که به منزلت و جایگاه علما و دانشمندان آسیب می رساند را مطرح می کنیم، تفصیل هر کدام از این آسیب ها که به منزله رذایل اخلاقی و صفات زشت و ناپسند برای هر انسانی به حساب می آید از ظرفیت این ستون خارج است، و در جایگاه خود باید به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار گیرد. در اینجا به روایتی از امام صادق(ع) بسنده می کنیم که این ده صفت را با نام بیان می کنند: آفه العلماء عشره اشیاء: الطمع، والبخل، والریاء، والعصبیه، وحب المدح، والخوض فیما لم یصلوا الی حقیقته، والتکلف فی تزیین الکلام بزواید الالفاظ، و قله الحیاء من الله عزوجل، والافتخار، و ترک العمل بما علموا. مصباح الشریعه در صفحه 366 در سخنی که به امام صادق(ع) نسبت داده است، آسیب دانشمندان را در ده چیز بیان می کند:
1- چشمداشت، 2-بخل ، 3-خودنمایی ، 4 -جانبداری، 5-ستایش دوستی
6-فرو رفتن در چیزی که به حقیقت آن نرسیده اند ، 7-تکلف در آراستن سخن به واژگان زاید
8-شرم نداشتن از خدا ، 9-فخرفروشی، 10-به کار نبستن آنچه می دانند.
پارهای از مشکلات و اشتباهات جواناندر کنترل غرایز جنسی خودتسلیمشدن در برابر فشار و مزاحمت دیگرانگاهی برخی از دوستان ناباب گذشته برای دختر یا پسر جوانی که قصد توبه کرده، مزاحمت ایجاد میکنند؛ اینها در کمین رفیقشان هستند و در پارهای از موارد عکس یا مدارک بدی از او در اختیار دارند و از این مدارک یا عکسها برای فشارآوردن بر دوست خود سوء استفاده مینمایند تا او را از راه توبه باز دارند.گاهی نیز از او با یادآوری گذشتههای بدش مسخره میکنند و یا تهدید مینمایند که عکسها و اسرارش را برای دیگران فاش خواهند کرد. سرآغاز رهایی از این تنگنا اجتناب از دوستان ناباب و بستن راههای انحراف است؛ البته نباید سرزنش و یا تهدید دیگران او را از راه توبه و پاکدامنی باز دارد، زیرا خیلی کم اتفاق میافتد که این تهدیدها عملی شوند؛ چرا که رسواکردن شخص توبهکار رسوایی خودشان را به دنبال خواهد داشت و به سختی خواهند توانست گفتههایشان را ثابت کنند. معمولاً این دسته از افراد از روی ضعف و بیعرضگی تهدید میکنند و هیچ کاری از آنان ساخته نیست. جوانان بسیاری را میشناسم که از این تنگنا رهایی یافته و تسلیم تهدیدها و فشارهای دوستان ناباب گذشتهشان نشده و از این مخمصه به خیر و خوشی نجات یافتهاند.در چنین شرایطی دختر یا پسر جوان تنها دو راه در پیش دارد:1- همچنان بر توبه و در پیشگرفتن راه عفت، سماجت و پایداری به خرج دهد و سختیهای این راه را به جان بخرد. بدون تردید کسی که خود را از منجلاب بدی و فساد برهاند، نزد خدا و مردم بهتر از کسی است که همچنان به فساد و بدکاری ادامه میدهد. جوان توبهکار باید بداند که این مقطع سخت و دشوار خیلی زود سپری میشود و جایش را خوشبختی و آرامش میگیرد و مردم بدیهایش را فراموش میکنند و پس از آن او را به عفت و پاکدامنی میشناسند. همچنین دشواریهای راه توبه نوعی آزمایش است تا مقام و منزلت بندهی توبهکننده را به خواست خدا بالا ببرد.2- راه دیگری که فراروی جوان قرار دارد، این است که در برابر فشار و مزاحمت دیگران تسلیم شود و همچنان به بدکاری و رذالت ادامه دهد و رسوایی دنیا را به خود بخرد و اگر هم در دنیا رسوا نشود، قطعاً رسوایی آخرت در کمین اوست.دو چیز به انسان برای عبور از این بحران کمک مینماید:1- پناهبردن به خدای متعال و درخواست توفیق و یاری از او؛ بدون شک خداوند جل جلاله نسبت به بندگانش مهربان است و به آنان نزدیک میباشد و نجوا و راز و نیازشان را میشنود. لذا اگر بنده از روی صدق و راستی به خدا روی کند، خدا نیز او را یاری میرساند و هر مشکلی را بر او آسان مینماید.2- از افراد قابل اطمینان در این زمینه کمک بگیرد؛ از این رو پسر جوان مشکلش را با استاد یا پدرش در میان بگذارد و دختر جوان نیز مشکلش را به مربی یا مادرش بگوید و از نظر خواهی و مشورت با افراد غیر قابل اطمینان بپرهیزد. امید است که به خواست خدا گره کارش را نزد اینها بیابد و از بحرانی که فکر برونرفتش را هم نمیکند، رهایی یابد.برملاکردن راز خودبرخی از جوانان سهلانگاری میکنند و کارهای بدشان را برای دیگران بازگو مینمایند. چنین کاری برخلاف رهنمود رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) است. آن حضرت (صلی الله علیه وسلم) فرموده است: «کُلُّ أُمَّتِی مُعَافًى إِلَّا المُجَاهِرِینَ وَإِنَّ مِنَ المُجَاهَرَةِ أَنْ یَعْمَلَ الرَّجُلُ بِاللَّیْلِ عَمَلًا، ثُمَّ یُصْبِحَ وَقَدْ سَتَرَهُ اللَّهُ تَعَالَىْ فَیَقُولَ: عَمِلْتُ البَارِحَةَ کَذَا وَکَذَا وَقَدْ بَاتَ یَسْتُرُهُ رَبُّهُ وَیُصْبِحُ یَکْشِفُ سِتْرَ اللَّهِ عَنْهُ»([1]). یعنی: «تمام امت من بخشیده خواهند شد، مگر کسانی که گناهان خود را علنی میکنند؛ و از علنیکردن گناهان این است که شخص در شب مرتکب گناهی شود و صبحگاهان در حالی که خداوند گناهش را پوشانده، بگوید: دیشب چنین و چنان کردم. بدین سان او صبحگاهان در حالی که خداوند گناه شبش را پوشانده، پرده خدا را از خودش برمیدارد».علنیکردن گناه افزون براین که گناهی مستقل و برخلاف رهنمود رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) است، پیامدهای ذیل را نیز به دنبال دارد:1- ناچیزشمردن گناه از سوی شخص گنهکار در برابر کسانی که گناهش را برای آنان بازگو میکند؛ بدین ترتیب بازگوکردن گناه و ناچیزدانستن آن باعث میشود تا گوینده و شنوندگان بر انجام آن گناه جسورتر شوند و پردهی حیا دریده گردد و به گشودهشدن دروازهی سخن در باره این چنین رذایلی بینجامد.از این رو دختر و پسر جوان باید راز خود را پوشده بدارند؛ چرا که این امر به آنان در ادامه راه توبه کمک میکند و رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) نیز فرموده است: «اجْتَنِبُوا هَذِهِ الْقَاذُوَرَاتِ الَّتِی نَهَى الله تَعَالَى عَنْهَا فَمَنْ أَلَمَّ بِشَیٍ مِنْهَا فَلْیَسْتَتِرْ بِسِتْرِ اللهِ، وَلْیَتُبْ إلَى اللهِ فَإِنَّهُ مَنْ یُبْدِ لَنَا صَفْحَتَهُ نُقِمْ عَلَیْهِ کِتَابَ اللهِ»([2]).یعنی: «از کارهای زشت و پلیدی که خداوند از آنها باز داشته بپرهیزید؛ پس هرکس که مرتکب گناه و پلیدی شده، باید آن را با پرده الهی بپوشاند و توبه نماید و هرکس هم که راز خود را برای ما فاش کند، حد و مجازات الهی را بر او اجرا میکنیم».خوارشدن یا ناچیزدانستن گناهانسان ضمن آنکه باید از یأس و ناامیدی در زمینهی توبه و ایجاد دگرگونی در خود بپرهیزد، همچنین باید از ناچیزدانستن گناه نیز برحذر باشد و راه اعتدال و میانه را در پیش بگیرد. احساس بزرگی گناه و درک حقیقت آن تأثیر بسزایی در تقویت انگیزهی توبه دارد و انسان را پس از توبه به تلاش و کوشش وافر در انجام اعمال شایسته سوق میدهد تا بدین سان گناهانش را بزداید و از بین ببرد.کنارهگیری از بندگان نیک و شایستهی خدادختر یا پسر جوانی که همنشین نیکوکاران و صالحان است، در صورت لغزش و یا ارتکاب معصیت صدایی از درون خود میشنود که به او میگوید: «تو با وجودی که همنشین نیکوکاران هستی، از ارتکاب چنین اعمالی شرم نمیکنی؟! تو واقعاً منافقی»!! در این زمان وسوسهی شیطان زیاد میشود و شخص را به کنارهگیری از صلحا و بندگان نیک خدا فرا میخواند. بدون تردید ارتکاب گناه خیلی زشت و ناپسند است؛ از این رو همنشین نیکان باید بیش از دیگران از بدیها و پلیدیها اجتناب کند؛ اما سؤال این است که همنشینی با صالحان سبب نزدیکی انسان به گناه و معصیت است یا عامل دوری او؟ آیا کنارهگیری از نیکان ایمان انسان را افزایش میدهد یا سبب کاهش ایمان میشود؟ و آیا با کنارهگیری از بندگان شایستهی خدا ندای وجدان همچنان در درون انسان طنینانداز میماند و انسان را به توبه و ندامت وا میدارد یا نه؟شریعت به همنشینی با صالحان در هر شرایطی دستور داده است؛ لذا گنهکاری که با صالحان نشست و برخاست دارد، در روز قیامت با آنان حشر میشود. از رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم) در بارهی شخصی سؤال شد که با وجود محبت به گروهی هنوز به آنان نپیوسته است؛ آن حضرت (صلی الله علیه وسلم) فرمود: «المَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ» یعنی: «هر شخصی همراه کسی خواهد بود که او را دوست دارد».این بدین معنا نیست که انسان تنها به محبت و دوستی صالحان بسنده نماید و خودش هیچ کار نیکی انجام ندهد؛ بلکه محبت راستین انسان را به تأسی و پیروی از محبوبش فرا میخواند.عقل و مناطق سلیم چنین حکم میکند که ادامهی همنشینی با صلحا حتی در زمانی که انسان مرتکب گناه میشود، برایش بهتر از کنارهگیری از آنان است، زیرا کنارهگیری از صالحان و بندگان نیک خدا نه تنها باعث اجتناب انسان از ارتکاب گناه نمیشود، بلکه به تداوم گناهکردن کمک مینماید.چارهای جز مجاهدت نیستپیام زیادی از طریق نامه، تلفن و یا اینترنت دریافت میکنم که صاحبانشان از مشکلات جنسی خود و از ناتوانی خود در زمینهی خویشتنداری در برابر انگیزههای شهوانی مینالند. هنگامی که این افراد را در چگونگی کنترل غرایز جنسی راهنمایی میکنم، میگویند: تمام راههای پیشنهادیت را برای رویارویی با مشکلات جنسی پیمودهایم، اما هیچ نتیجهای نگرفتهایم! یکی از اینها برایم نامه نوشته و گفته بود که روزهی نفل میگیرد؛ بسیاری از اینها ضمن بیان مشکلات جنسی خود میگویند: ما با وجودی که کتاب فلانی را خوانده یا نوار فلان شخص را گوش دادهایم، اما در زمینهی کنترل غرایز جنسی ناکام و ناموفق بودهایم. در نامههایی که در این زمینه دریافت میکنم، چنین مواردی به کثرت مشاهده میشود.منشأ مشکل جنسی تلاش و تکاپو در زمینهی خواستهای دستیافتنی برای رهایی از تصورات و اندیشههای نفسانی است.ازدواج، راهکار شرعی و طبیعی پاسخگویی به این نیاز بشری میباشد و بدون ازدواج، شهوت و خواستههای نفسانی همچنان بر انسان فشار میآورد. دختر یا پسر جوانی که امکان ازدواج برایش فراهم نیست، چارهای جز مجاهدت و صبر و شکیبایی ندارد، مگر آنکه برای سرکوب شهوت جنسی خود را اخته (خصی) کند؛ چنانچه برخی از یاران رسول خدا(صلی الله علیه وسلم) همین قصد را نمودند، اما آن حضرت (صلی الله علیه وسلم) از این عمل نهی فرمود.خدای متعال نسبت به بندگانش مهربان است؛ او آنها را آفریده و از خواستهها و نیازهایشان آگاه است. خدای متعال برآوردهساختن نیاز شهوانی را از طریق ازدواج و یا کامجویی از کنیزان جایز قرار داده و سایر راهها را حرام کرده است. دین اسلام برای تمام زمانها و مکانها آمده و خداوند متعال از فتنهها و آنچه که در آینده اتفاق خواهد افتاد، آگاه است؛ از این رو میتوان نتیجه گرفت: که دختر یا پسر جوان میتوانند در سایهی رهنمودهای الهی از تأمین نیازهای جنسی خود از راه حرام اجتناب نمایند.آری! کنترل غرایز جنسی سخت و دشوار است و مجاهدت و تلاش زیادی میطلبد. گاهی خواستههای جنسی زبانه میکشند و انسان را به گناه کوچک یا بزرگی دچار میکنند؛ اما دروازهی توبه همیشه برای بازگشت و انابت به سوی خدا باز است، اگر کسی بگوید: که نمیتواند با صبر و مجاهدت جلوی شهوتش را بگیرد، او یا از شریعت و حکمت و رحمت خدا نسبت به بندگانش بیاطلاع است و یا به دنبال بهانهتراشی است تا عذر بدتر از گناه بیاورد.خواهران و برادرانم! مجاهدت و شکیبایی در برابر خواستههای جنسی و کمکخواستن از خدای متعال در این زمینه راهکار مناسبی است. ما در میدان رویارویی با دشمن قسمخوردهای هستیم که سوگند یاد کرده تا ما را به گمراهی بکشاند و از راه دین باز بدارد. |
|
|
|
ازدواج ؛ جلوه ای از دوستی و محبت
این تحقیق جدید می گوید که دوستی و محبت بین زن و شوهر ، درطول ازدواج و زندگی مشترک حاصل می شود ؛ یعنی بر خلاف اعتقادی که در سابق وجود داشت ....
با هم می خوانیم :
در تحقیقی که بر روی 34500 شخص انجام گرفت نشان داد که ازدواج به آرامش روانی کمک می کند و احتمال ابتلاء به افسردگی را کاهش می دهد . این بررسی از آمار سازمان بهداشت جهانی در مورد بهداشت روانی در تمام کشورهای پیشرفته و در حال توسعه اقتباس شده است .
" کیت سکوت " متخصص روانشناسی بالینی از دانشگاه اوتاگو در نیوزیلند در این مورد می گوید :
"بررسی های جدید ما نشان می دهد که رابطه زناشویی فوائد بی شماری برای سلامت روانی زن و مرد دربردارد ؛ در حقیقت عوارض منفی و اضطرابات ناشی از طلاق می تواند افراد رادر معرض " پریشان فکری " قرار دهد ."
این بررسی در یک جمله تاکید می کند که پژوهش های گذشته در مورد اینکه ازدواج سلامتی مرد و حافظه نقادی زن را تقویت می کند ، در حقیقت اشاره ای به این نکته است که طلاق سبب از بین رفتن سلامتی و ابتلاء به بیماریهای قلبی وحتی سرطان می شود .
ما به طور دائم این مطلب را یادآوری می کنیم که هرچه در کتاب خداوند آمده است صحیح و منطبق با علم است .
ازدواج روشی الهی و سنتی نبوی است و هرکسی که از ازدواج دوری کند در حقیقت با آموزه های پروردگار و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مخالفت کرده است .
خداوند تبارک و تعالی در آیه 21 سوره مبارکه روم می فرماید :
" و از نشانه های خداوند این است که از جنس خودتان برایتان همسرانی آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و بین شما دوستی و رحمت قرار داد ؛ به درستی که در این کار برای آنان که می اندیشند نشانه هایی است ."
این دوستی ، رحمت و آرامش روانی از ازدواج حاصل می شود . ولی برخی از ما معتقدیم که ازدواج را خداوند متعال قرار داده است و این یک امر طبیعی نیست !!
افرادی که اعتقادی به دین ندارند ، ازازدواج خودداری می کنند و به دوستی های خیابانی ، فحشاء و روابط نامشروع جنسی روی می آورند که نتیجه آن بیماری های جنسی قابل انتقال وهمچنین افسردگی فراگیری است که امروزه جوامع غربی را در برگرفته است ؛ به طوری که یک بررسی نشان می دهد 13 درصد از کودکان آمریکایی مبتلاء به اضطرابات روانی هستند !
حال به جوامع اسلامی بیایید :
علیرغم برخی عقب ماندگی های علمی در این جوامع ، هنوز می بینیم که افسردگی ، خودکشی و بیماریهای مقاربتی بسیار کمتر ازهر کشوربی بندوباری می باشد واین دلیل ملموسی است بر قدرت وحقانیت تعالیم اسلامی و فوائدی که برای جوامع بشری به همراه دارد .
بنابراین می توانیم بگوییم توصیه ای که امروزه دانشمندان غربی به ازدواج می کنند ؛ ضرورتی مهم برای سلامت انسان ، افزایش درآمد و تثبیت حالت روانی فرد می باشد که پس از تحقیقات طولانی به دست آمده است .
این محققان در راستای پژوهش های علمی خود تاکید می کنند که ازدواج برتراز رهبانیت و عزلت گزینی است .
حال می گوییم :
آیا این همان تعالیمی نیست که اسلام در 14 قرن قبل آورده است ؟!
آیا این همان پیامبر کریمی نیست که می فرماید : " دراسلام رهبانیت (عزلت گزینی) وجود ندارد؟!
آیا این همان پیامبر مهربانی نیست که به آن جوانی که از ازدواج خودداری کرده بود فرمود : " پس هرکس از سنت من دوری کند از من نیست ؟!
بنابراین ای دوست من که تعالیم پروردگارو پیامبرش را قبول نداری ! چرا از به کار بستن آموزه های خداوند بزرگ و پیامبر کریمش خودداری می کنی و از ازدواج رویگردانی ؟!
قابل توجه:
پرکشیدن مجال می خواهد/
آسمانی زلال می خواهد/
اشتیاق پرنده کافی نیست/
چون که پرواز بال می خواهد/
یک تلــــنــگر هــم کــافــی بود
برای اینکـــه بشکنـــم بـــه هــر حــال
ممنـــونم از مـُشتـت !!!

تنهای تنهایم اگر گم کرده ام من راه و رسم بندگی ،
امادلم گرم است ، می دانم ،خدای من
، خدایی خوب می داند
دلم گرم خداوند صبور و خالق صبری است
خداوندا! لب و اندیشه و دست مرا ، نیکی عطا فرما..
خداوندا
خزان در پاییز مسافتی از عمر من است
که درحال رفتن است.
آیا زمستان عمرم فرا میرسد؟....

چه سخت است تشییع عشق،
برروی شانه های فراموشی...
و چه سخت است سپردن دل به قبرستان جدایی..
.وقتی میدانی پنج شنبه ای نیس
تا رهگذری ...بر بی کسی ات فاتحه بخواند...


دوره ارزانی
چه کسی می گوید که گرانی اینجاست ؟
دوره ی ارزانیست .چه شرافت ارزان.
تن عریان ارزان و دروغ از همه چیز ارزانتر.
آبرو قیمت یک تکه ی نان…
و چه تخفیف بزرگی خورده است قیمت هر انسان…
پس همگی برای نجات از این وضعیت برای ظهورآقا و صاحبمان دعا کنیم
شیعیان! مهدی غریب و بی کس است/
جان مولا معصیت دیگر بس است/
شیعیان! بس نیست غفلت هایمان!؟/
غربت و تنهایی مولایمان/
ما عبید و عبد دنیا گشته ایم/
غافل از مهدی زهرا گشته ایم....: