سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
خورشید نی ریز
به دوستی آن که به عهد خود وفا نمی کند، اعتماد مکن . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :8
بازدید دیروز :107
کل بازدید :36101
تعداد کل یاداشته ها : 766
30/2/91
1:2 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
سید میراحمد فقیه نی ریزی[717]
بنام خدا سلام علیکم امروز با خودم فکر می کردم که بعد از سالها تحقیق و پژوهش و چاپوانتشار بیش از بیست اثر در باره موضوعات مختلف ،آنها را چگونه در اختیار جوانان عزیزی که تشنه این مطالب هستند قرار دهم ،یا اینکه در کوچه و بازار ،وقتی با افراد مختلف برخورد می کنم باپرسشهای مختلف دینی و اجتماعی و مخصوصا خانوادگیشان روبرو می شوم ، و زمانی که به آن عزیزان مِی گویم درب منزل ما به روی همه عزیزان باز است ،با این سخن که ما در همه وقت برایمان مشکل است ایجاد مزاحمت نماییم ،لذا تصمیم گرفتم این وبلاگ را راه اندازی نمایم که هموطنان عزیز و بخصوص همشهریان نی ریزی بتوانند براحتی پرسشهای خود را دربخش نظرات این وبلاگ مطرح نموده و ازشما عزیزان صمیمانه درخواست می نمایم که اگرپیشنهاد یا انتقادات سازنده ای جهت هرچه پربارتر شدن این وبلاگ داریداز طریق بخش (نظردهید)وارد شده و سپس نسبت به درج پیام خود اقدام نمایید. و همچنین می توانیدبا ارسال مقالات و مطالب مورد نظرتان و همچنین عکسهایی از طبیعت و...ازطریق ایمیل (ahmadneyrizi@yahoo.com )جهت درج در این وبلاگ یآری نمایید.البته حقیر اجازه ویرایش و خدف بعضی از مطالب را خواهم داشت۰ .والسلام دوستدار شما مردم ولایتمدار حاج سید میراحمد فقیه نی ریزی

خبر مایه
پیوند دوستان
 
بی سر و سامان خطه سرسبز بجنورد حسن آباد جرقویه علیا کانون فرهنگی شهدای شهریار السلام علیک یا علی بن موسی الرضا سرگرمی اطلاع رسانی شمیم یاس مجله اینترنتی شهر طلائی یادداشتهای فانوس صدای شهید ***جزین*** سفیر دوستی درجست وجوی حقیقت ▌ ) ◄ استان قدس ►(▌ خریدار غروب جدیدترین یوزر پسورد آنتی ویروس nod32- Kaspersky - Avira دکتر علی حاجی ستوده ولایت دات کام اتاق دلتنگی محمد قدرتی MOHAMMAD GHODRATI پاتوق دخترها وپسرها عشق تابینهایت سه ثانیه سکوت نهِ/ دی/ هشتاد و هشت شقایق.......گل همیشه عاشق تبریک می گوییم شما به ساحل رسیدید!!!!! فرق بین عشق و دوست داشتن خنده جیره بندی شده @@@این نیزبگذرد@@@ بر و بچه های ارزشی تعمیرات تخصصی انواع پرینتر لیزری اچ پی HP رنگی و تک رنگ و اسکنر آرمان وب سایت روستای چشام (Chesham.ir) وبلاگ دی اصولی رایانه مشاوره - روانشناسی برادران شهید هاشمی یا علی مدد نرگس سبز دیـــــــار عـــــــاشـقـــــان عشق الهی آموزه ـ AMOOZEH.IR دهاتی فکر نو مساوی پیشرفت سکوت سبز فقط عشقو لانه ها وارید شوند عاشقانه می گویم متالورژی_دانلودکده ی مهندسی متالورژی Rikhtegari.ir مجله التکرونیکی وبلاگ های پایگاه شهید سیدمصطفی خمینی(ره) ترانه ی زندگیم (Loyal) بچه مرشد! xXx رنـــــــــــگـــــــــارنـــــــــــــــگ xXx هم نفس عشق نامه رابطه ی زنان و مردان و حقوق پایمال شده و نشده زنها از فرش تا عرش ای خطه ایران عزیزم وطن من بازی موبایل،بازی جاوا،بازی سیمبین،دانلود بازی موبایل های جدید خاطرات من و دکترم بوی سیب عاشق آسمونی سکوت پرسروصدا غلط غو لو ت دلبسته یاران خراسانی خویشم سیاه مشق های میم.صاد نوری چایی_بیجار شهد [سرچشمه زارچ در انتظار مهدی موعود(عج)] جوجو شهدا شرمنده ایم هر چی بخوای حفاظ چند تکه عاشقانه حنا، دختری با مقنعه منتظران شهادت MNK Blog کشکول ایـــــــران آزاد محمد جهانی دستنوشته ایــــــــــران،کشــــــــــــــور عشــــــــــــق و دوســــــتی پایگاه شهید کریم مینا سرشت وب نوشته مهدی میانجی انصار الحسین (ع) السلام علیک یا علی بن موسی الرضا عَشَقه سومین حرکت سیستان مجلس ( انتخابات زابل ) آسمان آبی ازدواج موقت صل الله علی الباکین علی الحسین دلنوشته های یک فروند چریک حقوق و حقوقدانان حاج آقا مسئلةٌ اینجا،آنجا،همه جا خون شهدا داود ملکزاده خاصلویی شیدائی درهم برهم سیب سرخ کشتی کج طلوع ما با ولایت زنده ایم تا زنده ایم رزمنده ایم وبلاگ هواداران محسن یگانه عشق گمشده من عطش (وبلاگ تخصصی ماه محرم و صفر) **قافله نت** حزب الله هم الغالبون دوستانه عشق به خدا شاره که م سنه سحر راهی به سوی اینده سیاست روز داستانا سرا سیب « عــــــفـــــــاف و حـــــجــــــاب » حجت الاسلام والمسلمین قابل پسر جهنمی دانلود عکس+آهنگ=برنامه روز دنیا و اس ام اس یه غریبه anzalichi آوای قلبها... هر چی تو دوست داری آرش...پسر ایده آل من قرآن و اهل بیت(ع) تنها راه نجات تنها ترین فراق یار شهید عباس افشار مسائل شیطان پرستی در ایران و جهان نیروی هوایی دلتا ( آشنایی با جنگنده های روز دنیا ) دانلود کتاب وفا music 90 منطقه آزاد تنهایی من با ما بروز باشید وب سایت تخصصی ویندوز موبایل با ما و اندیشه دیار غم به سا یت روح و روان علی نیکچی خوش امد ید حروفهای زیبای انگلیسی درس نو عشق طلاست مجمع فرهنگی فاطمیون شهرستان لنجان جیگر نامه دلتنگی چاهورز اسپورت و دیدنیهای ان فقط به عشق تو سمیرا من این دنیا را دوست دارم آبی های لندن آخرین منجی قصه ها وافسانه های ملل صفاسیتی wanted جوجواستان عکس دکتر علی حاجی ستوده عروسک پاتوق جوان ها نفوذی کارگاه درب و پنجره یوپی وی سی محمدی افسوس که روزگار بر خلاف ارزوهایم گذشت افسوس...... تنها عشق منی اخلاق ، روان شناسی ، عقاید مسائل جنسی صدای سکوت داستانهای واقعی روابط عمومی Dr.Rahmat Sokhani fazestan
1 2 3 >

        چرا صحبت های دلنشین میان همسران از دست می روند؟


                                            (بخش اول)


یکی از لذت بخش ترین تجربیات زندگی مشترک این است که حرف مبهمی را بزنید و بدانید که همسرتان دقیقاً منظور شما را می فهمد  .


توانایی در صحبت خودمانی، ایماء و اشاره، نکته پرانی و چشمک زدن و نظایر آن،   نشانه ی نزدیکی و صمیمیت    است  . گفت و گویی که پایان خوش دارد    نشانه صمیمیت است. طرفین می دانند که دیگری چه می گوید و تدریجاً از این که می توانند آزادانه حرف بزنند و منظور یکدیگر را بفهمند لذت می برند. اما در   ازدواج های ناموفق     ، لذت گفت و گو در فضای شکایت ها و گله مندی های خشمگینانه و سوءتفاهم ها گم می شود و جای اشارات دلنشین ابروها و چشمک های خوشایند را نگاه های خیره و اشارات انتقادی و بهانه گیری ها و تهدیدها پر می کند. چه اتفاقی می افتد؟ چرا صحبت های دلنشین از دست می روند؟ مسئله اینجاست که به مرور شیوه های متفاوت صحبت، منافع و چشم اندازهای متفاوت و سوءتفاهم ها روی هم انباشته می شوند و آهنگ دلپذیر صحبت را تغییر می دهند  .


 برخی از اشخاص نسبت به وضع ظاهر خود حساس هستند و بعضی دیگر به طرز صحبت خود با سایر اعضای خانواده حساسیت دارند. اگر با همسر خود صحبت می کنید، از توهین، تهمت و سرزنش بپرهیزید. از زدن برچسب مانند «شلخته»، «خودخواه» یا   «بی ملاحظه»، «لجباز» و غیره خودداری کنید.


زن و شوهر ممکن است هنگام صحبت علی رغم حُسن نیت به بیراهه بروند. به جای صحبت نرم و ملایم ، با هم مشاجره کنند و چون یکی از آنها به قصد سبک کردن فضای سنگین صحبت، به شوخی حرفی بزند، دیگری چنان واکنش نشان دهد که انگار در شوخی هم قصد و شری در کار بوده است. در این شرایط هر اقدامی برای تلطیف فضای صحبت، نتیجه معکوس می دهد.


هم صحبتی زن و شوهر  با هم، برای رشد و بقای احساس صمیمیت آنها نقش قطعی دارد. متأسفانه «بسیاری از زوج ها» و شاید بتوان گفت «اغلب» آنها از مهارت های لازم برای گفت و گو با یکدیگر برخوردار نیستند و بی آنکه بخواهند گرفتار سوءتفاهم و دلسردی و تکدر خاطر می شوند.


 


در این جا به چند نمونه از مسائل و مشکلاتی که بر سر راه گفت و گوی مؤثر همسران وجود دارد اشاره می کنیم:


 


1- مسئله: «نمی توانم با همسرم صادق باشم


2- مسئله: «نمی توانم خودم باشم» بسیاری از اشخاص مدعی هستند که نمی توانند با همسرشان راحت صحبت کنند، باید احتیاط کنند مبادا حرفی بزنند و همسرشان را ناراحت کنند. زنی شکایت می کند که «وقتی به شوهرم حرفی می زنم واکنش بسیار بدی نشان می دهد. باید مواظب باشم، باید روی کلماتم فکر کنم


سؤال می تواند آغازگر صحبت و ادامه آن ، و در نهایت اسباب توقف و ناتمام ماندن آن گردد. گاه یک سؤال دقیق و حساب شده می تواند به گونه ای اعجاب انگیز همسر شما را به صحبت تشویق کند. اما یک پرسش نابهنگام، طعنه آمیز یا بی تناسب می تواند از ادامه صحبت جلوگیری کند.


برای آموختن شیوه های جدید صحبت با همسر خود،کلمات را با سیاست و با رعایت همه جوانب ادا کنید، سعی کنید لحن خوشایندی داشته باشید. می توانید اگر خواستید یاد صحبت های مؤدبانه روزگار قبل از ازدواج بیفتید. استفاده از این طرز صحبت در مناسبات زناشویی، به خصوص اگر در برخورد با همسر خود لحن انتقاد آمیز دارید، ساده نیست. در این صورت برای ایجاد تغییر باید تلاش بیشتری کنید. شکستن عادت ها ساده نیست، اما با یاد گرفتن الگوهای جدید می توانید بدون کنترل و به طیب خاطر با همسرتان حرف بزنید.


3- مسئله: «همسرم مرتب سر من داد می کشد» به اعتقاد بعضی ها بلند صحبت کردن همسر، نشانه عصبانیت و حتی ضعف اخلاقی است. در این مورد زن و شوهر می توانند با گفت و گو، مسئله بلند صحبت کردن را حل کنند. زن یا مردی که از صدای بلند همسرش رنجیده ، باید این احتمال را در نظر بگیرد که ممکن است بلند صحبت کردن همسرش را اشتباه تفسیر کرده باشد. از سوی دیگر همسر نیز می تواند لحن صدای خود را ملایم تر کند. راه حل بهتر این است که کسی که از صدای بلند همسرش ناراحت می شود نسبت به آن حساسیت نشان ندهد. می تواند به ملایمت اعتراض کند، اما رنجشی به دل نگیرد.


4- مسئله: «شوهرم فقط به خودش فکر می کند و به صحبت های من گوش نمی دهد» بسیاری از زن ها از شوهرانشان انتظار دارند که از احساسات خودشان حرف بزنند، این موجب می شود که آنها نسبت به شوهرانشان احساس صمیمیت بیشتری کنند. واکنش احساسی زن و مرد نسبت به فراز و نشیب های زندگی، به آنها احساسی از وحدت و انسجام می بخشد. بسیاری از نویسندگان، احتیاط در ابراز احساسات از سوی مردها را یکی از اشکالات عمده آنها می دانند. بسیاری از زن ها هم درباره همسرشان همین نظر را دارند: «شوهرم مثل آهن سرد و خشک است. اگر احساساتش را بروز می داد خیلی بهتر می شد.» اما اغلب شوهرها، احتیاط در ابراز احساسات را دلیل نقص و ضعف نمی دانند. مردها در مقایسه با زن ها اغلب خویشتن نگری کمتری دارند و احتمالاً به قدر زن ها از احساسات خود، آگاه نیستند. مردی که به احساسات خانمش توجه می کند، نسبت به احساسات خودش هم حساس می شود.


 


5- مسئله: «با هم صحبت می کنیم اما صحبت ما سرد و بی روح است» مسئله این است که طرفین موضوعات مورد علاقه یکدیگر را طرح نمی کنند. از آن گذشته طراوت و شادابی گفت و گوهای اوایل آشنایی، دیگر وجود ندارد و طرفین اقدامی برای جلب نظر یکدیگر صورت نمی دهند. دلیل دیگر این است که زن و شوهر نتوانسته اند گفت و گو برای حل مشکلات را از مکالمات خوشایند جدا کنند. بنابراین وقتی یکی از آنها با یک تعریف محبت آمیز شروع می کند، دیگری ممکن است فرصت را برای طرح یکی از گرفتاری های خود مناسب بپندارد، در نتیجه گفت و گوی محبت آمیز و لذتبخش کمیاب می شود 


  
  

 



چرا صحبت های دلنشین میان همسران از دست می روند؟


(بخش دوم) 


مقررات و آداب گفت و گو


قانون شماره 1- با همسر خود هماهنگ شوید  .


زن و شوهر برای این که بتوانند با یکدیگر ارتباط سازنده برقرار کنند باید در مسیر صحبت یکدیگر قرار گیرند، زیرا در بسیاری از مواقع زن و شوهر با آنکه درباره ی موضوع واحدی صحبت می کنند اما روش صحبت آنها به قدری متفاوت است که نمی توانند با هم هماهنگ شوند. ممکن است زن یا شوهر قصد تسکین ناراحتی همسر خود را داشته باشد، اما بر شدت ناراحتی او بیفزاید. متأسفانه بسیاری از زوج ها در مخابره افکار و احساسات خود به یکدیگر با دشواری روبه رو هستند. بعضی خواسته هایشان را چنان طرح می کنند که به درک طرف مقابل منجر نمی شود؛ عقاید خود را مبهم طرح می کنند، از طرح موضوع اصلی طفره می روند ، حاشیه می روند و با این حال خیال می کنند که همسرشان موضوع را دقیقاً و آن طور که هست درک می کند  . یکی بیش از حد وارد جزئیات می شود و دیگری به قدری در کلمات صرفه جویی می کند که کلامش تفهیم نمی شود و هر دو بر این باورند که به   تفاهم    میان خود کمک می کنند  .


گاه به نظر می رسد که اصولاً به دو زبان متفاوت حرف می زنند. در این شرایط، هرگز عجیب نیست که زن و شوهر، هر دو ناراحت شوند، زیرا هر کدام بی خبر از تفصیر خویش، دیگری را به دیر فهمی و سرسختی متهم می کند  .


(توجه داشته باشید که همسر شما با گفت و گوی خود ، گاهی فقط به حمایت شما و گاهی نیز به راهنمایی های عملی شما نیاز دارد، پس باید نسبت به اشاره ها و احساسات همسرتان حساس باشید تا راه های مناسب ارتباط با همسرتان را پیدا کنید  .)  


قانون شماره2 - با علاقه گوش بدهید  .


گاهی اوقات زن شکایت می کند که شوهرش به حرف های او گوش نمی دهد و حال آنکه شوهر در مقام اعتراض مدعی است که همه حرف های او را شنیده است. بررسی های به عمل آمده نشان می دهد که در این زمینه اختلاف جنسی مشهودی وجود دارد  . زن ها هنگام گوش کردن با ابراز کلماتی نظیر «آره»، «عجب» و تکان دادن سر، به گوینده می فهمانند که به حرف های او گوش می دهند و حال آن که مردها هنگام گوش دادن بیشتر سکوت می کنند  .


گاه شما فراموش می کنید که گفت و گو مبادله اطلاعات و نقطه نظرهاست. صحبت کردن و جواب نگرفتن در حکم صحبت با دیوار است. اگر شما هنگام گوش دادن سکوت اختیار می کنید احتمالاً می توانید به اشاره کردن و تکان دادن سر، عادت کنید و نشان دهید که به راستی گوش می دهید و همسرتان را از تردید بیرون آورید  .  


قانون شماره 3: از قطع صحبت اجتناب کنید  .


قطع صحبت برای کسی که این کار را می کند احتمالاً طبیعی به نظر می رسد اما ممکن است در کسی که صحبت او قطع می شود ایجاد نارضایتی و افکار منفی کند. «او به حرف هایم گوش نمی دهد، تنها می خواهد خودش حرف بزند


قطع صحبت هم مانند سایر عادات ممکن است بخشی از طرز مکالمه اشخاص باشد و برخلاف برداشت احتمالی کسی که صحبتش قطع می شود ارتباطی با خود محوری و مخالفت و غیره ندارد. در اینجا نیز زن و مرد رفتار متفاوتی نشان می دهند. مردها بیش از زن ها صحبت را قطع می کنند، اما قطع صحبت آنها مشمول زن ها نیست، یعنی با مردهای دیگر هم که صحبت می کنند همین سیاست را دارند. بنابراین زنی که برای قطع صحبت از سوی همسرش دلایل منفی می تراشد باید به خاطر داشته باشد که این رفتار ممکن است مربوط به طرز صحبت او باشد. اما با این حال کسی که صحبت را قطع می کند باید به انتظار پایان صحبت بپرد و صبر کند. ممکن است مردی با تأنی و با جملات فاصله دار حرف بزند و زنش که حاضر جواب و بی قرار است مرتب به میان صحبت پریده، رشته کلام را قطع کند. در این شرایط ممکن است مرد عصبانی شود و زن را مورد انتقاد قرار دهد. غافل از این که رفتار خانم او دلایل عمیق تری دارد.


 مردها در مقایسه با زن ها اغلب خویشتن نگری کمتری دارند و احتمالاً به قدر زن ها از احساسات خود، آگاه نیستند. مردی که به احساسات خانمش توجه می کند، نسبت به احساسات خودش هم حساس می شود. 


قانون شماره4: ماهرانه سؤال کنید.


سؤال می تواند آغازگر صحبت و ادامه آن ، و در نهایت اسباب توقف و ناتمام ماندن آن گردد. بعضی ها طبیعتاً کم حرف هستند، در برخورد با این اشخاص می باید زمینه صحبت را فراهم نمود. گاه یک سؤال دقیق و حساب شده می تواند به گونه ای اعجاب انگیز همسر شما را به صحبت تشویق کند. اما یک پرسش نابهنگام، طعنه آمیز یا بی تناسب می تواند از ادامه صحبت جلوگیری کند. در برخی از مواقع، لحن عتاب انگیز و یا پرخاشگرانه سؤالات مسئله ساز می شود: «چرا دیشب دیر آمدی؟»، «چرا این همه به خودت رسیده ای؟ » در بسیاری از موارد سؤالاتی که با «چرا» شروع می شوند تولید اشکال می کنند، علتش این است که این قبیل سؤالات اغلب مخاطب را در موضع دفاعی قرار می دهد. با آنکه ممکن است سؤال کننده صرفاً برای کسب اطلاع سؤال کرده و منظور دیگری هم نداشته باشد، استفاده از کلمه «چرا» در شروع یک جمله سؤالی احتمالاً شما نت ها و خطاب های پدر و مادر در دوران کودکی را تداعی می کند: «چرا دیر کردی؟»


از آن گذشته سؤالاتی که با «چرا» شروع می شوند، اغلب بی اعتمادی و یا حتی سوء ظن را تداعی می کند. می توان برای اجتناب از این مشکل ، سؤالات را به شکل دیگری مطرح کرد مثلاً به جای «چرا دیر کردی؟» می توان پرسید «مشکلی پیش آمده که دیر به منزل برگشتی؟» در این صورت همسرتان از این که شما نگران او هستید و یا دوست دارید در جریان مشکلات او قرار گیرید خوشحال خواهد شد 


قانون شماره 5: سیاست و نزاکت به خرج دهید.


شاید در ظاهر رعایت این قانون در روابط زناشویی عجیب به نظر برسد اما در عمل، هر کس حساسیت هایی دارد و حتی نزدیک ترین اشخاص ممکن است احساسات ما را جریحه دار کنند. برخی از اشخاص نسبت به وضع ظاهر خود حساس هستند و بعضی دیگر به طرز صحبت خود با سایر اعضای خانواده حساسیت دارند. اگر با همسر خود صحبت می کنید، از توهین، تهمت و سرزنش بپرهیزید. از زدن برچسب مانند «شلخته»، «خودخواه» یا «بی ملاحظه»، «لجباز» و غیره خودداری کنید. این برچسب ها با ایجاد تکدر خاطر، فضای حاکم بر گفت و گوی شما را تیره می کند. از مطلق گویی و استفاده از کلماتی مانند «هرگز» یا «همیشه» خودداری کنید. این واژه ها معمولاً اشتباه هستند. چون به ندرت همسری پیدا می شود که «هرگز» کارش را درست انجام ندهد و یا «همیشه» در انجام کاری کوتاهی کند.


- حرفتان را بزنید و از انتقاد خودداری کنید . مثلاً به جای این که بگویید «تو هرگز به من کمک نمی کنی» بگویید «اگر در شستن ظرف ها به من کمک کنی بسیار ممنون می شوم».


- ذهن خوانی نکنید، احتمال این که ذهن خوانی اشتباه باشد، زیاد است و در نتیجه زمینه عصبانیت همسرتان را فراهم می سازید. اگر فکر می کنید که همسرتان از شما دلگیر است بهتر است به او بگویید «احساس می کنم از من دلگیر هستی» تا او برای شما توضیح دهد.


 صحبت با همسر خود، کلمات را با سیاست و با رعایت همه جوانب ادا کنید، سعی کنید لحن خوشایندی داشته باشید. می توانید اگر خواستید یاد صحبت های مؤدبانه روزگار قبل از ازدواج بیفتید. استفاده از این طرز صحبت در مناسبات زناشویی، به خصوص اگر در برخورد با همسر خود لحن انتقاد آمیز دارید. 


اگر شنونده صحبت های همسرتان هستید این اصول را رعایت کنید


- زمینه های توافق را پیدا کنید. ببینید با کدام یک از نکات مورد اشاره همسرتان موافق هستید تا در نقش مخالف او ظاهر نشوید« بله قبول دارم که اخیراً سرم خیلی شلوغ بوده است


- مضامین منفی صحبت های همسرتان را ناشنیده بگیرید، بعید نیست که همسر شما در حالت دلخوری یا عصبانیت  در بیان مسئله مبالغه کند. به «علت» عصبانیت  توجه کنید و انتقادها و سرزنش ها را نادیده بگیرید.


- مطمئن شوید که منظور همسرتان را درک کرده اید، در غیر این صورت از او سؤال کنید . مثلاً: «فکر می کنم منظور تو این است که حاضر نیستی دخالت های مادرم را تحمل کنی. درست است؟»


از گفتن «متأسفم» ترسی به دل راه ندهید. روابط زناشویی ایجاب می کند که اگر خواسته و ناخواسته اسباب تکدر خاطر همسرتان را فراهم کرده اید در مقام پوزش برآیید و تأسف خود را به او اطلاع بدهید.


منبع:عشق هرگز کافی نیست- مهدی قرچه داغی


  
  

آیا واقعاً دعوا نمک زندگی است؟



گاهی اوقات در مجلات و یا کتاب ها می خوانید که «دعوا نمک زندگی است» و گهگاه از بعضی دوستان و آشنایان می شنوید که می گویند گاهی قهر و دعوا موجب   تداوم زندگی زناشویی    می شود. این عده از یک حقیقت کلی در مورد آدمی بی خبرند و آن این است که احساسات انسان همانند آتش است. که با یک جرقه کوچک شروع می شود و آنچنان زبانه می کشد که ممکن است همه چیز را در اطراف خود بسوزاند و به خاکستر تبدیل کند؛ و بر روی مشتی خاکستر زندگی کردن غیرممکن است  .


 متأسفانه گاهگاهی ما خود به تنهایی بر مسند قضاوت می نشینیم و شوهران خود را محکوم می کنیم، اما یک طرفه قضاوت کردن کار درستی نیست  . نباید اجازه دهید عقاید غلط دیگران و تقلیدهای غلط از زندگی افراد دیگر و یا از مجلات و فیلم ها و روزنامه ها موجب از هم پاشیدن آرامش شما در زندگی شود  .


باید خیلی صادقانه بگویم بعد از بیست و پنج سال زندگی زناشویی هر بار که با شوهرم جنگ و دعوا دارم، آنچه که بعد از آن برایم می ماند درد و رنجی است که روزها و گاهی هفته ها به طول می انجامد. خیلی از زنان و شوهرانی که زندگی زناشویی موفقی دارند و برای روابط خود ارزش و احترام قائل هستند معتقدند که دعوا و ستیزه موجب بهتر شدن و یا به قول عده ای نمکین شدن زندگی نمی شود بلکه باعث از هم پاشیدن زندگی و تیرگی روابط می شود، چون سبب ناراحتی اعصاب، بالا رفتن فشارخون، سوء هاضمه، و مهمتر از همه از بین رفتن عشق و محبت در زندگی می شود  .


دکتر وین دایرمی گوید: همه زن و شوهرها باید بدانند این عقیده که دعوا به طور طبیعی موجب بهتر شدن زندگی می شود غلط است؛ زیرا از نظر روانی بعد از هر دعوا و ستیزه نوعی احساس ضعف و ناتوانی در طرفین به وجود می آید که تا مدتی مانع از انجام کارهای روزانه می گردد و جلوی اتخاذ تصمیم های درست و بجا را می گیرد و به روابط ضربه بزرگی وارد می آورد و موجب سردردهای شدید، پشت درد، سوء هاضمه، بالا رفتن فشارخون، بی خوابی، و در بسیاری اوقات یک نوع نگرانی و اضطراب طولانی می شود. البته ضررهای مادی هم که در نتیجه دعواهای خانوادگی ایجاد می شود بر ما پوشیده نیست  .


* روزی یکی از دوستانم که خود دکتر روان شناس است می گفت: بر سر یک موضوع کوچک با شوهرم دعوا کردم و آنچنان عصبانی شدم که پس از خروج از خانه سوار ماشین خود شدم و چند بار محکم آن را به ماشین شوهرم که جلوی خانه پارک شده بود کوبیدم و موجب خراب شدن و خسارت دیدن هر دو ماشین شدم  .


* خانم دیگری می گفت یک روز که داشتیم به مهمانی می رفتیم با شوهرم جر و بحث کردم، کم کم جر و بحث تبدیل به یک دعوا و ستیزه بزرگ شد، طوری خشمگین شدم که خودم را از ماشین در حال حرکت به بیرون پرتاب کردم  .


* خانمی دیگر که در میان دوستان و آشنایان به خوش اخلاقی معروف بود، روزی با شوهرش دعوا کرد و از شدت عصبانیت، شوهر را با همان چاقویی که در حال خرد کردن پیاز بود تهدید کرد، بعد هم همه ظرف هایی را که در آشپزخانه بود یکی یکی شکست.



* بنا به گفته مادرم من دختری نبودم که در خانه قهر کنم. اما در 38 سالگی یک بار با شوهرم دعوا کردم؛ به قدری ناراحت و عصبانی شدم که کنترل خود را از دست دادم و خود را روی زمین انداختم. آنقدر خودم را به زمین زدم و آنقدر با دست به سر و کله خودم زدم که تا مدت ها در بیمارستان بر اثر شکستگی استخوان بستری بودم... اینها نمونه های کوچکی از ضررها و زیان های دعوا و منازعه در خانواده است.


متأسفانه اکثر آدم ها از یک حقیقت کلی در مورد خود و دیگران غافل هستند، و آن این است که بنا به گفته خیلی از روان شناسان از جمله «دکتر دایر»، خداوند از هر کدام از انسان ها فقط یک نمونه خلق کرده است. شاید کسانی باشند که از نظر ظاهر و یا طرز فکر با ما شباهت های بسیار داشته باشند، اما هرگز هیچ انسانی نیست که از نظر اعتقادات، روش زندگی، طرز فکر و دیگر موارد زندگی به ما شباهت کامل داشته باشد. این گفته بدان معنا است که نباید انتظار داشته باشیم همیشه و در هر زمان اطرافیان ما کاملاً ما را درک کنند، زیرا انجام چنین کاری برای خود ما هم غیر ممکن است. شاید شما مدت زیادی را با دوستی که از خیلی جهات با شما هم عقیده است زندگی کنید، ولی روزی متوجه شوید که او قادر نیست کاملاً شما را درک کند ؛ نباید فراموش کنید که او کپی شخصیت شما نیست : گاهی شما از درک او عاجز هستید و زمانی او از درک شما. اگر سعی کنید در رابطه با دوستان و آشنایان بخصوص در زندگی زناشویی این مسئله را در نظر بگیرید، هر روز زندگی شما بهتر و شیرین تر می شود.


 همه زن و شوهرها باید بدانند این عقیده که دعوا به طور طبیعی موجب بهتر شدن زندگی می شود غلط است؛ زیرا از نظر روانی بعد از هر دعوا و ستیزه نوعی احساس ضعف و ناتوانی در طرفین به وجود می آید که تا مدتی مانع از انجام کارهای روزانه می گردد و جلوی اتخاذ تصمیم های درست و بجا را می گیرد و به روابط ضربه بزرگی وارد می آورد و موجب سردردهای شدید، پشت درد، سوء هاضمه، بالا رفتن فشارخون، بی خوابی، و در بسیاری اوقات یک نوع نگرانی و اضطراب طولانی می شود.


 


محترم شمردن قانون آزادی فردی در زندگی زناشویی


قانون آزادی های شخصی در قانون اساسی هر کشوری درج گردیده است. و ما این قانون را برای خود محترم می شماریم و در ارتباط با دوستان و آشنایان تا حدودی رعایت می کنیم. اما متأسفانه در زندگی زناشویی خود را ملزم به رعایت این قانون نمی دانیم و زیر پا گذاشتن این قانون را با خواندن نامه ها و گوش دادن به تلفن های یکدیگر آغاز می کنیم؛ حتی در بسیاری موارد دیده شده که کیف های دستی و کمدهای شخصی دیگران را به صورت عادت می گردیم ! و در پاره ای اوقات انجام این کارها را دلیل بر صمیمت در خانواده می دانیم.این گونه کارها نه تنها دلیل بر صمیمیت نیست بلکه موجب پایمال کردن آزادی های شخصی و در نظر نگرفتن فردیت افراد خانواده است. رعایت این قانون در مورد اوقات اشخاص هم صدق می کند. خارج از محیط خانه اگر بخواهیم با شخصی قرار بگذاریم، سعی می کنیم از او بپرسیم چه ساعتی مناسب است تا حتی الامکان از برهم خوردن برنامه او جلوگیری کنیم. رعایت چنین مسائلی در زندگی خانوادگی بخصوص در زندگی زناشویی هم لازم و ضروری است. اما رعایت اوقات فراغت زن و شوهر شاید از نظر ظاهر کمی غیرعادی باشد، زیرا طرز فکر حاکم بر اجتماع می گوید که آنها در هر صورت و در همه وقت باید از وظایف مادری و همسری خود پیروی کنند؛ ولی زنان می توانند علی رغم انجام وظایف مادری و همسری، اوقاتی را برای برنامه های شخصی اختصاص دهند؛ و رعایت چنین مسئله ای از طرف شوهران ضروری است. همچنین زنان باید در مورد شوهران خود این مسئله را رعایت کنند زیرا کار و مسئولیتِ پی در پی روح و جسم آدمی را خسته می کند و داشتن سرگرمی و تفریح ، لازم و ضروری است. گاهی بعضی از سرگرمی ها خانوادگی است و همه اعضا در آن شرکت می کنند، و گاهی خصوصی و فردی است. گاهی اوقات شوهر شما مشغول مطالعه است و یا تلویزیون تماشا می کند. زمانی هم ممکن است گلدان ها را جابجا کند. نباید اخم کنید و بگویید:«لعنت به این زندگی! از صبح تا شب سرکار هستی حالا هم که آمدی خانه، این طور وقت می گذرانی». نباید فراموش کنید که شوهر شما یک ماشین سخنگو نیست که بتواند دائماً در حال گفتگو باشد.


اگر شوهر شما گاهی اوقات کمتر با شما گفتگو کرد، فکر نکنید این عمل بدان معنی است که از شدت علاقه اش نسبت به شما کاسته شده است. چه بسیار شوهرانی که دائماً با همسر خود صحبت می کنند، در حالی که مهری از او به دل ندارند. متأسفانه گاهگاهی ما خود به تنهایی بر مسند قضاوت می نشینیم و شوهران خود را محکوم می کنیم، اما یک طرفه قضاوت کردن کار درستی نیست. نباید اجازه دهید عقاید غلط دیگران و تقلیدهای غلط از زندگی افراد دیگر و یا از مجلات و فیلم ها و روزنامه ها موجب از هم پاشیدن آرامش شما در زندگی شود.


منبع: اینترنت


  
  

چگونه در دل شوهر راه یابیم؟


 



1- با شوهری که از سر کار می آید چه رفتاری دارید؟


الف- چه باید کرد؟


1- سلام و احوالپرسی معمول منتها با خوشرویی و گفتن «خسته نباشید».


2- گرفتن کیف، کت و بسته های خریداری شده


3- دادن خبرهای خوش


4- آرام کردن فرزندان و هر یک را به کاری مشغول کردن.


5- سریع آماده کردن میز غذا یا چیدن سفره.


6- پرس و جو از اوضاع کاری روز و فرصت دادن به مرد تا حرف هایش را بزند.


و خلاصه به هر طریق می توانید احساس خوب خود را از ورود شوهر به منزل ابراز کنید.


حرف دیل کارنگی یادتان باشد که می گوید :«تبسم خرجی ندارد ولی سود بسیاری دارد.»


 



گاهی بعضی از مردها حسادت خود را پنهان می کنند و قدرت ابراز آن را ندارند، آن وقت دچار دردی درونی می شوند که پیامدهای آن خوشایند نیست. خانم ها باید متوجه این خصیصه مردها باشند. از سوی دیگر، شوهر با حسادت خود به طور غیرمستقیم به همسرش نشان می دهد که چقدر دوستش دارد.


 


ب- و اما چه نباید کرد؟


1- بی اعتنایی و سرد رفتار کردن.


2- در خواست انجام کاری پیش از غذا خوردن.


3- گله و شکایت از بچه ها و یا شکوه و شکایت از کارهای روزانه.


4- درخواست پول یا بیان سایر توقعاتی که احتمالاً برای مرد مشکل آفرین است.


شاید بگویید این موارد پیش پا افتاده است، اما لطفاً صادقانه پاسخ دهید، آیا با وجود آگاهی از این موارد جزئی، به آنها عمل می کنید یا فقط گاهی یکی – دو تایی را اجرا می کنید؟


2- اگر شوهرتان دیر به منزل بیاید با او چه رفتاری دارید؟


یکی از عمده ترین اختلاف های زوجین، دیر آمدن مرد به خانه است. طبیعی است هیچ مردی حق ندارد بدون دلیل موجه دیر به خانه برود. اما خانم ها هم نباید در صورت دیر آمدن مرد به منزل، جنجال به پا کنند. خانم ابتدا باید علت واقعی را پیدا کند تا از روی حدسیات و افکار منفی خود واکنشی نشان ندهد که رابطه را پر از خشونت و مشاجره کند.


زن باید علت دیر آمدن را سؤال کند وگرنه مرد فکر می کند این موضوع برای زن بی اهمیت است، اما در عین حال زن باید سؤال خود را با لحنی آرام مطرح کند، آن هم پس از این که شوهر شام خورد و کمی استراحت کرد. زن باید او را متوجه کند که به خاطر نگران بودن چنین پرسشی کرده است. با این برخورد ، شوهر مجبور می شود با حوصله و به نرمی دلیل دیر آمدنش را توضیح دهد.


اما اگر زن لحن تند و غیر دوستانه ای داشته باشد مرد احساس می کند مورد بازخواست قرار گرفته، از طرفی هم خسته و گرسنه است بنابراین ممکن است حتی با لحن زننده ای مثلاً بگوید «به تو مربوط نیست»، یا سکوت کند.


مردی می گفت «شغلم طوری است که اکثراً نمی توانم سر ساعت به منزل برسم، هر چند همسرم از این وضعیت با خبر است اما تا می رسم غُرولند می کند. من هم دیگر به این رفتارش عادت کرده ام و دیگر تلاشی برای سر وقت رسیدن نمی کنم. از این که فکر می کنم او به من ظنین است عصبانیتم دو برابر می شود.»


البته بهتر است مرد در این صورت تلفنی به خانم خبر دهد، اما به او حق بدهید که شاید گاهی تلفن دم دست او نباشد. برخی از مردها هم می گویند اگر هر بار به خانه تلفن کنیم همسرمان عادت می کند، آن وقت اگر یک بار نتوانیم زنگ بزنیم بیشتر نگران می شود.


اما از اینها گذشته، کمی هم باید مسئله را از دید خانم ها بررسی کنیم. بیشتر زنان مایلند ساعت دقیق آمدن همسرشان را بدانند. اما منظور آنها بازخواست یا کنجکاوی نیست بلکه می خواهند غذا را طوری آماده کنند که به محض ورود همسرشان، غذا را بکشند. حالا شما خود را به جای همسری بگذارید که نمی داند کِی پلو را دم کند تا نسوزد، کِی خورش را بار بگذارد که به موقع حاضر شود، به بچه ها غذا بدهد یا نه و خلاصه دهها مورد دیگر که به سلیقه شخصی زنان مربوط می شود. اگر شوهر دیر کند تمام نقشه های همسرش را به هم می ریزد. در حالی که وقت شناسی حداقل احترامی است که مردان می توانند به زحمت های روزانه همسرشان بگذارند.


از یاد نبریم نهایت آرزوی هر زن، فراهم کردن شرایط آسایش و راحتی برای شوهرش است. باید قبول کرد که وقتی او یکی دو ساعت را در نگرانی و اضطراب به سر برده باشد، نمی تواند خوش آمدگوی خوبی به هنگام ورود شوهرش باشد.


 



در اینجا باید به زنان خوب و دوستدار شوهر توصیه ای کنیم. شما که دوست ندارید به تنهایی غذا بخورید و حتماً باید شوهرتان در کنارتان باشد لازم است به نکته ای ظریف توجه کنید. اگر مایلید او هرچه زودتر وضع مالی اش را بهبود بخشد و خواسته هایتان را برآورده سازد، باید خود را برای این گونه دیر آمدن ها آماده کنید. زیرا همیشه چنین فرصت کاری خوبی برای همسرتان مهیا نیست. در چنین مواقعی باید برای خود سرگرمی سالمی پیدا کنید تا هم شوهرتان آسوده خاطر به کارهایش برسد و هم شما هنری بیاموزید، یا تخصصی پیدا کنید. زنان موقعیت شناس، شغل شوهر را دست کم نمی گیرند، زیرا موفقیت مرد، بازده اقتصادی خوبی خواهد داشت و رفاه خانواده بیشتر می شود. در ثانی رضایت خاطری که از این بابت به مرد دست می دهد تأثیر مطلوبی بر روابط زناشویی می گذارد. مردی که از کارش راضی است به نسبت مردان دیگر در خانه خوش اخلاق تر است و در برابر ناملایمات صبوری بیشتری نشان می دهد. البته زنان در صورتی باید چنین فرصتی به شوهر خود بدهند که مدت آن قابل قبول باشد وگرنه شوهر باید در برنامه کاری خود تجدید نظر کند، زیرا زندگی فقط کار و مادیات نیست.


 



زنان موقعیت شناس، شغل شوهر را دست کم نمی گیرند، زیرا موفقیت مرد، بازده اقتصادی خوبی خواهد داشت و رفاه خانواده بیشتر می شود. در ثانی رضایت خاطری که از این بابت به مرد دست می دهد تأثیر مطلوبی بر روابط زناشویی می گذارد. مردی که از کارش راضی است به نسبت مردان دیگر در خانه خوش اخلاق تر است و در برابر ناملایمات صبوری بیشتری نشان می دهد.


3- با «سکوت شوهر» چه برخوردی کنیم؟


بیشتر خانم ها از سکوت شوهر در خانه سراسیمه و نگران می شوند، نشاط خود را از دست می دهند و این سکوت را به خود نسبت می دهند و پیش خود فکر می کنند: دوباره از چه دلخور است که حرف نمی زند. آیا ممکن است دیگر مرا دوست نداشته باشد؟ این حق خانم هاست که از مسائل شوهر خود مطلع باشند. یک زن دوست دارد شوهرش تمام اسرارش را با همسر در میان بگذارد، تا هم احساس غریبه بودن نکند و هم این که دوست دارد سنگ صبور شوهر خود باشد تا شاید بتواند کمکی کند. اما خانم ها باید به این مورد هم توجه کنند که بیشتر شوهرها مایل نیستند مشغله های فکری شان را با همسر خود در میان بگذارند چون می ترسند او را دچار نگرانی و اضطراب کنند. به علاوه چون مطمئن هستند از عهده حل مشکل بر می آیند فکر می کنند تا آن وقت نباید به همسرشان چیزی بگویند. گرچه نمی شود این رفتار را صد درصد تأیید کرد اما آنها با حسن نیت چنین می کنند. همسرتان فقط می خواهد شما ناراحت نشوید. مردی که تمام مشکلات کاری خود را با همسرش در میان بگذارد در واقع بخشی از بار آن را به دوش او منتقل می کند. به جای این که از شوهرتان انتظار داشته باشید تمامی افکار و اسرارش را با شما در میان بگذارد، به او فرصت دهید تا تنها بماند. در ضمن شرایط آرامش او را مهیا کنید و تا می توانید مهربانی کنید. این رفتار باعث می شود شوهرتان در کمال آسایش به مشکلش بیندیشد و برای حل آن اقدام کند. در چنین خانه ای است که مرد می تواند تمام غصه هایش را فراموش کند.


4- مواظب حسادت های شوهرتان باشید


برای داشتن حس تفاهم با شوهرتان باید بدانید که او چه روحیه ای دارد. آیا انتظار دارید از همکار شوهرتان تمجید کنید و او ناراحت نشود؟ اگر می خواهید همیشه در قلب شوهرتان جای داشته باشید هیچ گاه بیش از حد از مردی نزد او تعریف نکنید. هیچوقت چیزهایی را که از دیگران یاد می گیرید با آب و تاب پیش او بازگو نکنید. از کجا می دانید به غرور شوهرتان برنخورده است؟ گاهی بعضی از مردها حسادت خود را پنهان می کنند و قدرت ابراز آن را ندارند، آن وقت دچار دردی درونی می شوند که پیامدهای آن خوشایند نیست. شما باید متوجه این خصیصه مردها باشید. از سوی دیگر شوهرتان با حسادت خود به طور غیرمستقیم به شما نشان داده است چقدر دوست تان دارد.


5- غرغر کردن چاره کار نیست


در بیشتر مواقع حرف هایی که خانم ها می زنند درست و منطقی است، اما در زمان و نحوه بیان مطلب اشکال است. اگر نتیجه کاری خوب بود می توان تکرارش کرد، اما اگر حاصل منفی بود باید شیوه دیگری در پیش گرفت. شما با سرزنش، غرولند، بداخلاقی و رنجور نمایی فقط مرد را از خانه فراری می دهید! خانه محل آسایش و آرامش همسر شماست. اگر دائماً خطاهای او یا مشکلات خود را به رخش بکشید عاقبت می گریزد و به جایی پناه می برد که از این مزاحمت به دور باشد (البته این مطلب به معنی تأیید این رفتار مردان نیست). رگ خواب شوهرتان را به دست آورید، آن وقت همه چیز درست می شود. با گوشه و کنایه حرف زدن و زخم زبان را از صحبت های خود حذف کنید.


به مردان عاشق نیز توصیه ای می کنیم: برای این که روح زن را شاداب و با نشاط سازید باید بخشی از اوقات فراغت خود را فقط به او اختصاص دهید. یک زن نیاز به توجه و احساس امنیت دارد. از یاد نبریم زن ها از طریق محبت و عشق ورزی بهتر و راحت تر با مردان کنار می آیند تا با اهدای قطعه ای جواهر. به همسرتان اجازه دهید گاهی خودش را برای شما لوس کند. مگر مردان گاهی خود را لوس نمی کنند و متوقع نیستند نازشان را بکشند؟!


گاهی پیش می اید که زن با رنجورنمایی یا نق زدن می کوشد محبت شوهرش را جلب کند. در چنین موقعیتی شوهر آگاه و دانا، زن را درک می کند و هرگز او را مجبور به اعتراف نمی کند که هدفش چیز دیگری است.


«گاهی دست نوازش، کنار او نشستن و صحبتی صمیمانه، معجزه می کند.»


افسوس که ما خودخواهانه به ندرت چنین می کنیم. زنان گاهی فقط نیاز به گوش شنوا دارند. با گفتن و گله کردن و گاهی از چیزی شکایت کردن روحشان را سبک می کنند. مرد خوب همواره این فرصت را به همسرش می دهد. به حرف های او گوش بدهید و او را تأیید کنید. این عمل را نه به صورت مکانیکی، بلکه از روی رغبت و با تمام وجود و به خاطر دل او انجام دهید.


«در این جهان نیاز به دوست داشتن و ستایش شدن، بیش از نیاز به نان است.» مادر ترزا


منبع : اینترنت


28/8/90::: 7:7 ع
نظر()
  
  

 


زن باید چگونه باشد ؟


 


هر پسر جوانی که می خواهد با دوشیزه ای ازدواج نماید و با او عمری شریک زندگی باشد ، باید از هر نظر همسر خود را هم شان خود انتخاب نماید و او را قبلا دیده باشد و در خود نسبت به او علاقه حس نماید و از هر حیث او را شایسته زناشوئی خویش بداند و توجه داشته باشد که طرف مقابل هم او را دوست داشته باشد و محبت متقابل وجود داشته باشد و عشق و علاقه یی فی ما بین طرفین وجود داشته باشد .


درست است که زن باید زیبا و برازنده باشد ولی مرد غیر از طنازی و طراوت باید دختری را که برای همسری شریک زندگی خود بر می گزیند ، به عفت و نجابت مشهور بوده و به امور خانه داری علاقمند باشد و از میل و رغبت تن به ازدواج داده باشد و یا به میل خود شوهر انتخاب کرده باشد . زیرا اغلب مشاهده شده زن و شوهرهایی که با هم نزاع کرده و از همدیگر شکایت دارند می گویند من تو را دوست نمی داشتم ، مجبور بودم حرف پدرم یا مادر یا فلانی را اطاعت کنم و الا از اول با تو ازدواج نمی کردم .


این چنین اشخاصی باید چقدر سست عنصر و نالایق باشند که نتوانند شریک خود را به میل خود انتخاب نمایند و از خویش اراده نداشته باشند که عقیده شخصی خود را ابراز دارند .


سعی کنید همسر و شریک زندگی آینده خود را به میل خودتان انتخاب کنید اگر زنی را همه به عنوان فرشته تعریف کردند ولی از نظر شما خوب و محبوب نبود هرگز با آن فرشته ازدواج نکنید ، چون عاقبت خوش در پیش نخواهید داشت ، زیرا از قدیم گفته اند عروس باید در نظر داماد قشنگ باشد یا به عبارت دیگر ( علف باید به دهان بزی شیرین باشد ). هرگز به میل پدر و مادر یا اشخاص دیگر همسر انتخاب نکنید ، زیرا شمائید که باید با همسر آینده خود زندگی کنید ، نه پدر و مادر یا شخص دیگر زیرا ازدواج موضوعی نیست که آن را بتوان سرسری یا شوخی پنداشت چون امکان دارد با یک انتخاب غلط عمری را به ندامت سپری کنید و زندگی به کام شما تلخ افتد و با یک لحظه هوس رانی یک عمر پشیمانی بکشید.


28/8/90::: 7:1 ع
نظر()
  
  

 بارون رو دوست دارم


چون بی هیچ چشم داشتی به زمین می آید


 این فاصله را با تمام عشق طی میکند ،


تا به ما اهالی خاک نوید تازگی و آبادانی بدهد


 

 



دعا براى طلب باران و رفع خشکسالى
 (از صحیفه سجادیه)

اَللّهُمَّ اسْقِنَا الْغَیْثَ، وَ انْشُرْ عَلَیْنَا رَحْمَتَکَ بِغَیْثِکَ الْمُغْدِقِ، مِنَ السَّحابِ

خدایا ما را از باران سیراب کن و رحمت خود را همراه با باران فراوان از ابرى که

الْمُنْساقِ لِنَباتِ اَرْضِکَ الْمُونِقِ فی جَمیعِ الاْفاقِ، وَ امْنُنْ عَلى عِبادِکَ

براى رویش زمین زیبایت در همه آفاق به حرکت درآمده، بر ما ارزانى دار. (خدایا) بر بندگانت

بِایناعِ الثَّمَرَةِ، وَ اَحْىِ بِلادَکَ بِبُلُوغِ الزَّهَرَةِ، وَ اَشْهِدْ مَلآئِکَتَکَ الْکِرامَ

با رسیدن میوه ها منت گذار و شهرهایت را با شکفتن گل ها زنده گردان، و فرشتگان آن فرستادگان بزرگوارت را

السَّفَرَةَ بِسَقْى مِنْکَ، نافِع دائِم، غُزْرُهُ واسِع، دِرَرُهُ وابِل، سَریع

فرمان ده تا از جانب تو، باران سودمند و پیوسته که فراوان و گسترده و درشت بار، تند

عاجِل، تُحْیى بِهِ ما قَدْ ماتَ،وَ تَرُدُّ بِهِ ما قَدْ فاتَ، وَ تُخْرِجُ بِهِ ما هُوَ

و زود است، بیاورند تا آنچه از (زمین) مرده را زنده گردانى و آنچه از بین رفته، را برگردانى و آنچه روییدنى است را

ات، وَتُوَسِّعُ بِهِ فِى الاَْقْواتِ،سَحاباً مُتَراکِماً،هَنیئاً مَریئاً طَبَقاً مُجَلْجَلا،

برویانى و در روزى ها وسعت بخشى. (همراه با) ابرى انبوه، سازگار، فراگیر و پرطنین (ولى)

غَیْرَ مُلِثٍّ وَدْقُهُ، وَ لا خُلَّب بَرْقُهُ، اَللّهُمَّ اسْقِنا غَیْثاً مُغیثاً مَریعاً مُمْرِعاً،

بارانش طولانى و رعد و برقش فریبنده (وبى اثر) نباشد. خدایا ما را از باران کامل، رویاننده گیاهان، فراگیر

عَریضاً واسِعاً غَزیراً، تَرُدُّ بِهِ النَّهیضَ، وَ تَجْبُرُ بِهِ الْمَهیضَ، اَللّهُمَّ اسْقِنا

و گسترده و فراوان سیراب کن، تا با آن گیاهان (مرده را) برگردانى و شکستگى ها را با آن التیام بخشى. خدایا ما را از بارانى سیراب کن

سَقْیاً تُسیلُ مِنْهُ الظِّرابَ، وَتَمْلاَُ مِنْهُ الْجِبابَ، وَ تُفَجِّرُ بِهِ الاَْنْهارَ، وَ تُنْبِتُ

که از آن آب ها را از تپه ها روان سازى و چاه ها را با آن پر سازى و رودها را به خروش آورى و درختان را

بِهِ الاَْشْجارَ، وَ تُرْخِصُ بِهِ الاَْسْعارَ فی جَمیعِ الاَْمْصارِ، وَ تَنْعَشُ بِهِ

با آن برویانى و (با فراوانى ارزاق) در همه شهرها ارزانى پدید آورى و چهارپایان و مردم را

الْبَهائِمَ وَ الْخَلْقَ، وَ تُکْمِلُ لَنا بِهِ طَیِّباتِ الرِّزْقِ، وَ تُنْبِتُ لَنا بِهِ الزَّرْعَ،

با آن جان دوباره اى بخشى و روزى پاک را بدان وسیله بر ما کامل نمایى و کشت زار را براى ما برویانى

وَتُدِرُّ بِهِ الضَّرْعَ، وَ تَزیدُنا بِهِ قُوَّةً اِلى قُوَّتِنا، اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْ ظِلَّهُ عَلَیْنا

و پستان ها (ى حیوانات) را پر شیر سازى و بدین گونه بر قوت و نیروى ما بیفزایى. خدایا آن ابرها را بر ما سایه (و باد)

سَمُوماً، وَلا تَجْعَلْ بَرْدَهُ عَلَیْنا حُسُوماً، وَ لا تَجْعَلْ صَوْبَهُ عَلَیْنا رُجُوماً،

مسموم و خنکى آن را (سرماى) نابودگر و ریزش آن را چون ریزش سنگ (همچون تگرگ)

وَ لا تَجْعَلْ مَآءَهُ عَلَیْنا اُجاجاً،اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد،

و آبش را آب شور قرار مده. خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست

وَارْزُقْنا مِنْ بَرَکاتِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ، اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ.(1)

و ما را از برکات آسمان و زمین روزى ده، به یقین تو بر انجام هر کارى توانایى.

1. صحیفه سجادیه، دعاى 19.



دعای باران در نی ریز قدیم


 در نی ریز هنگام بی بارانی مراسمی بجای می آورند بنام شُلَّه شُلْ شُلْ بارون8 ، انجام این مراسم بدین طریق است که سرشب یک نفر از ریش سفیدان محل به بچه ها حالی می کند که وقت شُلَّه شُلَّه است بچه ها هم یکدیگر را خبر می کنند عده ای با خود کیسه، بعضی ها زنگ از همان زنگهائی که به گردن گوسفندان آویزان می کنند، چند نفری هم کاسه به دست سر د که محل جمع می شوند بعد در حالیکه زنگها را به صدا درمی آورند در کوچه ها راه می افتند و در خانه ها رفته و این طور می خوانند: شُلَّه ، شُلْ شُلْ بارون – ای خدا بده بارون - بارون نمی یاد بارون – از دست گنه کارون – گندم به زیر خاکه – از تشنگی هلاکه. بیت آخری را دو مرتبه می خوانند معمولاً صاحب خانه چیزی به آنها می دهد که به عنوان تشکر می گویند: که خدا درش نبنده9 ای خونه شربت قنده و اگر چیزی به آنها ندادند و مأیوس شدند چنین می خوانند: شاءاله خونت بتمه10 کُتِمُه و کُتِمُه


چیزهای جمع آوری شده را می فروشند و مواد اولیه حلیم را می خرند و شب بعد در کنار مسجد محل دیگها را باز می گذارند و عده ای از اهالی پای آن می نشینند و دعا می خوانند تا نیمه های شب که حلیم پخته شود و اکثراً به عنوان تبرک از این حلیم می برند و می خورند احیاناً اگر حلیم تلخ و بدمزه و یا سیاه شود مردم آن را به فال بد و اگر خوشمزه شد آنرا به فال نیک می گیرند و یقین دارند که به مرادشان که همان آمدن باران است می رسند.


 


 


18/8/90::: 7:19 ص
نظر()
  
  

RSS رابطه میان دختر و پسر در

 تحلیل روانشناختی ـ قرآنی

 رابطه میان دختر و پسر در تحلیل روانشناختی ـ قرآنی




درآمد


عقل و عاطفه دو نیروی ضروری برای زندگی بشری هستند که به انسان عطا شده اند. خالق هستی به اقتضای شرایط و شرح وظایف زن و مرد، آن دو را حکیمانه میان آن ها تقسیم کرده است که هر یک با تفاوت های طبیعی موقعیت های ویژه ای را برای زندگی انسانی فراهم آورند. در مورد وجود این تفاوت ها، میان روان شناسان دیدگاه های متفاوتی ارائه شده است. برخی می گویند: از نظر روانی بین زن و مرد تفاوت های قابل ملاحظه ای دیده می شود، به طور کلی مرد برون گراست، او فعال و مایل است بر دنیای اطراف چیره شود، در نتیجه فکر و ملموسات در او بیش از شور و احساس رشد می کند، در حالی که زن بیشتر درون گرا و غیر فعال است و احساس بر او چیره است.(1)
در مورد نوع رابطه میان زن و مرد از نظر یونگ ـ روان کاو مشهور ـ مسئله ی «جبران» مطرح است. توضیح این که: میان رابطه ی زن و مرد حالتی مکمل گونه وجود دارد تا تضاد گونه. او بیان می کند که مردان و زنان اگر در درون خود حالت های تضاد، مثلا مرد حالت زنانگی و زن حالت مردانگی، داشته باشد، نه تنها باعث جذب و عشق نمی شود بلکه باعث همرنگ شدن می گردد، از این رو، آنچه در خارج با آن رو به رو هستیم، رابطه ای تکمیلی است که توسط دوست داشتن میان دو جنس مخالف حاصل می شود و تمام کمبود های وجودی را نیز برطرف می کند.(2)
به هر حال وجود مرد و زن در کنار یکدیگر در صورتی که همراه با ارتباطی سالم به دور از اضطراب باشد، خود عاملی در برقراری اعتدال روحی ـ روانی است که باعث می شود افراد از زندگی خود لذت ببرند. آلپورت می گوید: «داشتن هدف های دراز مدت، اکنون وجود آدمی را تشکیل می دهد و شخصیت سالم را از شخصیت بیمار متمایز می سازد. «رابطه» مهم ترین نقش را در زندگی آدمی ایفا می کند. شاید هیچ یک از ابعاد تجارب زندگی انسان به اندازه ی رابطه ی دو نفر سرشار از عاطفه و هیجان نباشد؛ همچنین است توانایی در برقراری روابط محبت آمیز. از نشانه های شخصیت سالم است.»(3)

مفهوم شناسی


تعریف: پژوهش در رابطه با ارتباط میان فردی، از دیرباز مورد توجه دانشمندان و صاحب نظران تربیتی بوده است. برای روشن شدن موضوع به بررسی این واژه می پردازیم.
1. ارسطو درباره ی این مفهوم چنین می گوید: ارتباط (ریطوریقا) جستجو برای دست یافتن به کلیه ی وسایل و امکانات موجود برای ترغیب و اقناع دیگران است. ایشان مفهوم ارتباط را معادل فعالیت و عملیات های انفعالی دانسته است و بعید نیست آنچه در نظر این دانشمند بوده، ارتباط در صحنه های سیاسی و اقتصادی باشد.
2. از نگاه روان شناسان اجتماعی و دانشمندان علوم ارتباطات انسانی، ارتباط میان فردی فرایندی است که طی آن اطلاعات، معانی و احساسات از طریق پیام های کلامی و غیر کلامی با دیگران در میان گذارده می شود، یعنی همان فرایند ارسال و دریافت پیام است. طبق این تعریف، ارتباط یک مفهوم دو سویه است و بر تأثیر و تأثر ارتباط برقرار کنندگان بر یکدیگر در یک سیستم دو سویه تأکید می کند.
3. در تعریفی دیگر چنین آمده است: ارتباط میان فردی یک تعامل گزینشی نظام مند، منحصر به فرد و رو به پیشرفت است که سازنده شناخت طرفین از یکدیگر می باشد و محصول این شناخت، خلق معانی مشترک بین اعضا و طرفین ارتباط است.(1)
در تعریف سوم، انتخاب گری جزء مقومات تعریف است. این تعریف بر این تأکید دارد که نتیجه ی یک ارتباط، رسیدن به شناخت طرفینی از یکدیگر و یک پیشرفت اجتماعی می باشد. در ضمن در این گونه ارتباطات، معانی جدید و قابل قبول طرفین خلق می شود.
4. مقصود از دوستی دختر و پسر، رابطه ای نسبتاً صمیمانه و گرم و عمدتاً پنهانی است که از طریق دیدار های مخفیانه، رد و بدل کردن نامه و یا برقرار ساختن ارتباط تلفنی بین دختر و پسر ایجاد می شود.(2)
جمع بندی: آنچه در این مقال مورد نظر است، مطلق برخورد های میان دختر و پسر و برقرار کردن رابطه اعم از گفتاری و غیره می باشد که همراه با اهداف متفاوتی صورت می پذیرد.
از آن جا که بشر موجودی بالطبع اجتماعی است و لازمه ی جدایی ناپذیر زندگی انسان ورود به عرصه ی اجتماع و برقرار کردن تعاملات میان افراد است، در نظام ترسیم شده در قرآن کریم نیز بدان پرداخته شده و رابطه ی آن ها به عنوان دو نیمه ی مکمل هم در نظام آفرینش جایگاهی را به خود اختصاص داده است. ولی در این جا پرسشی مطرح می شود که آیا جامعه ی مورد نظر قرآن بسته و منحصر به حضور مرد در عرصه ی اجتماع است و یا جامعه ای باز و رها شده بوده و با هرگونه ایجاد رابطه میان افراد موافق است و یا این که جامعه ی مورد نظر آن جامعه ای همراه با ارتباطی نظام مند و کارشناسی شده و هدفمند می باشد که بر اساس همین هدفمندی، احکام اجتماعی و فردی آن انشا شده است؟
در مواردی از آیات قرآن، چگونگی ارتباط میان افراد جامعه، زن و مرد، به گونه ای حکیمانه بیان شده است که با بررسی آن ها می توان درباره ی نگاه قرآن به موضوع به جمع بندی مناسبی دست یافت. ذکر این نکته خالی از لطف نیست که از نگاه قرآن کریم رابطه ی سالم میان زن و مرد باعث ایجاد آرامش و سکون نفس می گردد، آرامشی که تمام دانشمندان مختلف تربیتی سال ها برای رسیدن به قاعده ای که به آن بینجامد، فعالیت می کنند، ولی بر اثر
تک بعد نگری نسبت به انسان تاکنون راه حل نهایی ارائه ننموده اند. در آیه ای از قرآن کریم چنین آمده است: «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها»(3) در این آیه ی شریفه، رسیدن به آرامش نتیجه ی یک تعامل سالم میان مرد و زن به نام ازدواج دانسته شده است. از سوی دیگر، از نگاه قرآن، با توجه به آیه ی یاد شده، یکی از مهم ترین اهداف خلقت بشر به دو گونه ی زن و مرد، آرامش بخشیدن و ماندگاری نسل انسانی است، از این رو، قوانین مطرح در این نظام الهی نباید با این هدف اولیه خلقت مغایر باشد، بلکه باید تکمیل کننده و در راستای این هدف تعریف و انشا شود.

طرح آیات مرتبط


 1. «قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون» (4)
این آیه ی شریف به تمام مؤمنان دستور می دهد که در هنگام ارتباط با زنان از نگاه مستقیم بر حذر باشند. می فرماید: (ای پیامبر)، به مردان مؤمن بگو:
«چشم هایشان را (از نگاه حرام) فرو کاهند، و دامانشان را (در امور جنسی) حفظ کنند.»
در این آیه، حفظ فرج به معنای جلوگیری از نظر افکندن به آن است.(5)ذکر حفظ فرج پس از فرو بستن چشم ذکر معلول بعد از علت است، زیرا هر کس به چشم چرانی عادت داشته باشد، بدون شک آثار سوء آن از جمله از دست دادن عفت دامن گیر او خواهد شد، و چون به غض بصر (پوشاندن چشم) عادت کنند، بدون شک اثر آن که حفظ فرج باشد، به دنبال آن خواهد آمد .(6) در ادامه ی آیه، حکمت این حکم بیان شده که این کار برای آن ها پاکیزه تر است و این پاکیزگی هم برای فرد است و هم اجتماع. در ادامه ی بحث برای این که کسی گمان نکند خداوند راضی می شود محیط سالم اجتماع به انحطاط کشیده شود و یا روح و روان افراد دستخوش افکار ناسالم گردد، با یک جمله ی تهدیدآمیز می فرماید:
«خداوند به آنچه می سازید، آگاه تر است». تعبیر به ساختن به جای «یعملون» می تواند اشاره به بازتاب این عمل در اجتماع باشد، یعنی آنچه شما انجام می دهید، باعث بروز و ظهور یک انحراف اجتماعی است و خداوند نسبت به آن آگاهی کامل دارد.
2. «و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها ....»(7)
در ادامه ی دستور به مردان، برای چگونه ارتباط برقرار کردن، روی سخن را به نیمه ی دیگر افراد اجتماع کرده و وظایف مفصل تری را برای آن ها بر می شمارد:


الف ـ «قل للمومنات یغضضن من ابصارهن»
 


این قسمت، زنان مومن را به باز داشتن چشم خود از نگاه به مردان نامحرم امر می کند، زیرا نظر افکندن به محیط های شهوت آلود باعث ایجاد اختلال در سیستم عصبی شده و ذهن بیننده را برای مدتی به خود مشغول می کند و همان گونه که در آیه ی قبل بیان شد، بازتاب و آثار این عمل، زیر پا گذاشتن عفت و سلامت انسانی است.
همان گونه که گذشت، نگاه از جمله عواملی است که می تواند غریزه ی جنسی را به حرکت در آورد. «فروید» منشأ تمام بیماری های عصبی را غریزه ی جنسی می داند و تظاهرات مرضی در این گونه بیماران را فعالیت های جنسی بیمار گونه بیان می کند.(8)از دیدگاه این روانکاو، عوامل برانگیختگی میل جنسی مشتمل بر عوامل بیرونی و درونی است. فکر زیاد، دقت زیاد و بیش از اندازه بر یک موضوع جنسی از جمله عوامل درونی تحریک میل جنسی به شمار می آید، این همان چیزی است که در این آیه ی شریفه در دو کلمه ی پر مغز بیان شده است که عمل به آن بیمه شدن جامعه ی انسانی در برابر انحراف را به دنبال دارد.
از جمله عوامل بیرونی در تحریک جنسی افراد، جذبه های موجود در جنس مخالف است، به عبارت دیگر، آنچه باعث جلب نظر می شود، زیبایی جنس مخالف و بروز دادن و در معرض قرار دادن این زیبایی است. این لذت در نگاه، که به علت زیبایی فرد مقابل ایجاد می شود، به مرور زمان حالت صعودی پیدا می کند و اگر این حالت به ناامیدی بینجامد، چیزی جز درد و اندوه درونی را به دنبال نخواهد داشت.(9)
با توجه به این بیان معنا و هدف آیه از بیان غض بصر و حفظ فرج به نهایت وضوح می رسد و معلوم می شود که این حکم نیز در راستای همان هدف کلی خلقت که رساندن جامعه به آرامش روانی است، وضع شده است.

ب ـ «و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها»
 


زنان مومن باید درباره ی آشکار شدن زینت ها نهایت دقت را به کار بندند. آنچه در این مسئله مهم است و برخی مفسران نیز بر آن تأکید دارند، این است که اظهار محل زینت، مراد از نهی خداوند است نه خود زینت زیرا اظهار زینت حرام نیست، بلکه آنچه حرام است، به نمایش گذاردن محل آن هاست.(10)
علت بیان این حکم بعید نیست که ناظر به یکی از غرایز مهم نهفته در زنان به نام «تبرج» و «خود آرایی» باشد. همه ی زنان به طور طبیعی به خودآرایی و دل ربایی تمایل دارند. به این مسئله در آیه ی دیگر چنین اشاره شده است:

ج ـ «و لا تبرجن تبرج الجاهلیه الاولی»(11)
 


شهید مطهری در این باره می گوید: «اما علت این که در اسلام پوشش اختصاص به زنان یافته است، این است که میل به خودنمایی و خودآرایی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب ها و دل ها مرد شکار است و زن شکارچی، هم چنان که از نظر تصاحب جسم و تن زن شکار است و مرد شکارچی.
میل زن به خود آرایی از این نوع حس شکارچی گری او ناشی می شود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که مردان لباس های بدن نما و آرایش های تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود می خواهد دلبری کند و مرد را دلباخته و به دام خود اسیر کند.»(12)
وجود غریزه ی تبرج و آثار آن از دید دانشمندان روان شناس نیز پنهان نمانده است. «لمبروزو» ـ روان شناس معروف ایتالیایی ـ در این باره می گوید: «در زن علاقه به دلبر بودن و دل باختن، مورد پسند بودن و مایه ی خرسند شدن بسیار شدید است.» در جای دیگر می گوید: «یکی از تمایلات عمیق و آرزو های اساسی زن آن است که در چشم دیگران اثری مطلوب بخشیده و به وسیله ی حسن قیافه، زیبایی اندام، موزون بودن حرکات، خوش آهنگی صدا، طرز تکلم و بالاخره شیوه ی خرام خود، مطبوع قرار گرفته، احساسات آن ها را تحریک و روحشان را مجذوب سازد.» (13)
پس وجود غریزه ی خود آرایی در زنان امری مسلم می باشد. حال خداوند حکیم از آن جا که به این مسئله علم و آگاهی داشته و پیامد آن را در اجتماع انسانی می دانسته است، با یک حکم «منع اظهار زینت» جامعه رو به سعادت بشری را از خطر انحراف جنسی و در نتیجه بروز اختلالات روانی نجات داده است، البته در این مورد راه افراط را در پیش نگرفته و جایی را که احتمال ریبه و خطر انحراف نبوده، استثنی کرده است.

د ـ «ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن»
 


در ادامه ی آیه خداوند موضوع پوشش را مطرح کرده و می فرماید: باید اطراف مقنعه ی خود را بر سینه ها انداخته و فضا های خالی را پر کند. از نظر اسلام تمام بدن زن جزء عورت او به شمار می رود، یعنی تمام اندام زن باعث تحریک جنس مخالف می شود. فیزیولوژیست ها و روان شناسان در مقام مقایسه ی زن و مرد به این مطلب تصریح کرده و گفته اند: میان زن و مرد در تمام سلول های آن ها تفاوت وجود دارد. در توضیح آیه باید گفت:«زن مظهر جمال و مرد مظهر شیفتگی است و طبعاً بیش از مرد در معرض چشم چرانی قرار می گیرد. جهت حفظ سلامت روانی جامعه بر حفظ پوشش و عدم تحریک غرایز در روابط اجتماعی تأکید شده است. این که در آخر آیه می فرماید: «لعلکم تفلحون» نشانگر این مهم است که عدم تحریک غرایز در روابط اجتماعی به رستگاری و سعادت افراد جامعه می انجامد.» (14)

هـ ـ «و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن»
 


زنان مؤمن نباید به گونه ای پا بر زمین بکوبند که زینت های آن ها به صدا در آید و باعث جلب نظر افراد اجتماع گردد. این نیز در راستای غریزه ی تبرج و خود آرایی صادر گردیده و باعث نوعی پیش گیری از اختلالات روانی در اجتماع است.
3. «یا نساء النبی لستن کاحد من النساء ان اتقیتن فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض و قلن قولاً معروفاً»(15) در این آیه ی شریف، خداوند شرط دیگر را در رابطه ی میان فردی بیان می کند. در مورد ارتباط زن و مرد آنچه مهم به نظر می رسد، این است که با توجه به ویژگی های خاص زنان در لطافت و ظرافت های جسمی و روحی و ... نباید در روابط اجتماعی و سازمانی، جذابیت زن واسطه ی ارتباط قرار گیرد، چه جذابیت چهره و چه جذابیت کلامی. برای رعایت این امر، قرآن کریم در این آیه چگونگی ارتباط کلامی زنان با مردان را مطرح کرده است، البته ممکن است کسی گمان کند که این آیات خاص زنان پیغمبر اسلام (ص) است، ولی این برداشت به چند دلیل مردود و آنچه مورد نظر آیه است، عمومیت حکم می باشد، زیرا اولاً: در آیه علت حکم بیان شده و توسعه و محدوده حکم، دار و مدار دلیل حکم است و دلیل مذکور در آیه دلیل عام و گسترده می باشد. می فرماید: «فیطمع الذی فی قلبه مرض» که تعمیم آن نشان می دهد احکام مذکور به زنان پیامبر (ص) اختصاص ندارد.
ثانیاً: این که خداوند زنان پیامبر (ص) را مخاطب قرار داده نشان از غلظت و شدت حکم نسبت به زنان دیگر است، زیرا زنان پیامبر (ص) از لحاظ حقوقی حکم مادر مومنان را دارند، از این رو، اساساً بعد از پیامبر (ص) ازدواج با آن ها حرام است.
افزون بر آن، هیبت پیامبر خدا (ص) بر همسرانش سایه افکن است و لذا کسی جرات نمی کند خیال هوسرانی در ارتباط با آن ها در سر بپروراند، از این رو، ضعیف ترین موردی که احتمال سوء استفاده در مورد آن مطرح می شود، زنان پیامبر (ص) است و خداوند با مورد خطاب قرار دادن آن ها حکم را به طریق اولویت به همه ی جامعه سرایت داده است.(16)
در این آیه، خداوند از خضوع و طنازی زنان در گفتار با غیر محاوم که ممکن است در قالب شوخی و لطیفه گویی مصداق پیدا کند، نهی کرده است، زیرا این گونه ارتباط باعث حرکت شهوانی گردیده و افکار اجتماع را به خود مشغول می کند و همان گونه که گفته شد، برخی روان شناسان این گونه رفتار ها را باعث ایجاد فکر زیاد و دقت بیش از اندازه دانسته و معتقدند که موجب فعالیت های جنسی و در نتیجه اضطراب و تشویش روانی می گردد، و جامعه ای این چنین، بیمار، راکد و به دور از هر گونه فعالیت رو به رشدی است که با هر عامل بیرونی آسیب می پذیرد.
با توجه به این آیات که قوانین و مقررات مربوط به پوشش زن و شیوه ی رفتار او در اجتماع را مطرح کرده و نیز با توجه به احکامی که مالکیت زن را به رسمیت شناخته و بسیاری از حوادث تاریخی مستند، از زمان حکومت نبوی و علوی و دیگر ائمه که در تاریخ بیان گردیده، اصل ارتباط میان زن و مرد از نگاه قرآن امری مسلم و ثابت شده است (17) و نگاه دین نگاهی اعتدالی، و قرار دادن شرایط ارتباط به هدف جلوگیری از هرج و مرج های روحی ـ روانی اجتماع می باشد.

بررسی مؤلفه های ارتباط
 


هر ارتباطی مؤلفه هایی دارد که برخی از آن ها عبارت اند از:
1. برقرار کنندگان ارتباط،
2. پیام: همان محتوای ارتباط است که منظور ارتباط کنندگان را روشن می کند.
3. رسانه: منظور شیوه ی خاص برقراری ارتباط است.
4. کانال: آنچه ارتباط برقرار کنندگان را به هم پیوند می دهد و رسانه را در خود جای می دهد.
5. انگیزه ی ارتباط: در این بحث می تواند عشق ورزی و ابراز علاقه باشد.
وجود این مؤلفه ها نشان دهنده ی ارتباطی هدفمند است.
آنچه از آیات شریف استفاده شد، شرایط برقرار کنندگان ارتباط است، ولی از فحوای این آیات فهمیده می شود که پیام ارتباط نیز نباید به گونه ای باشد که باعث تحریک شهوات جنسی گردد، زیرا در غیر این صورت هدف از وجود شرایط تأمین نمی گردد.
از برخی آیات استفاده می شود که تعدادی از شرایط یاد شده مانند پوشش زن، ناظر به ارتباط حضوری زن و مرد است و شرایطی مانند نوع سخن گفتن می تواند ناظر به ارتباط اعمی (حضوری و تلفنی) باشد، البته بیان حکم می تواند ناظر به محتوای ارتباطات نامه ای نیز باشد، زیرا به کار بردن جملات شهوت انگیز نیز مشمول نهی یاد شده می شود.
به هر حال آنچه از نگاه قرآن مهم است، سالم سازی جامعه است لذا باید از هر گونه ارتباطی که منجر به از بین رفتن آرامش روحی افراد اجتماع می گردد خودداری شود.

نگاه افراطی به ارتباط
 


در مورد ارتباط میان دختر و پسر در محیط اجتماع و عرف مردم ضرب المثلی وجود دارد که دختر را به پنبه و پسر را به آتش مانند می کند که بدون شک در صورت نزدیک شدن آن دو به یکدیگر، پنبه شعله ور می شود. این ضرب المثل به عنوان یک گزاره ی رفتاری و یک الگوی اجتماعی در میان افراد جامعه وجود دارد. خانواده ها با این گزاره رفتاری به تربیت و خط دهی فرزندان اهتمام می ورزند، در حالی که این سخن به معنای نادیده گرفتن اراده و اختیار انسان و پایین آوردن شخصیت والای انسانی افراد در حد جمادات است که امری غیر صحیح و به دور از دلیل می باشد. آنچه مهم می نماید این است که باید رفتار ها و ارتباطات دارای مرز و همراه با رعایت اصول برخاسته از شرع باشد که در این فرض، ارتباط هیچ منعی ندارد. در تربیت فرزند مهم این است که معرفت بخشی مناسب و به جا انجام پذیرد، یعنی والدین باید تلاش کنند نوجوان و جوان خود را در خود نگهداری، بصیرت لازم ببخشند، (18) یعنی لازم است والدین علت نهی و یا امر خود را در مورد رفتار های مختلف بیان کنند تا فرزند در یک سردرگمی تربیتی قرار نگیرد، امری که در موارد مختلف مورد اهتمام قرآن کریم بوده و به عنوان اصلی متقن مورد اشاره قرار گرفته است. قرآن در هر زمینه ای نخست معرفت بخشی می کند و در مرحله ی بعد حکم خاص آن را بیان می نماید.(19)
در نتیجه لازم است برای ساختن جامعه ای سالم و متعادل در وهله ی اول به افراد شناخت و بینش رفتاری صحیح داده شود تا رفتار ها کورکورانه و آسیب پذیر نباشد.

پیامد دور شدن از واقعیت
 


دور شدن از واقعیت موجود میان تفاوت های فردی در بین زن و مرد و پیروی از اصول غیر متقن و تک بعد نگری افراد در میان جوامع غربی پیامد های جبران ناپذیری را برای زنان جامعه به همراه داشته است. توضیح این که:
جنبش اجتماعی دهه ی 1960 م به تغییرات بنیادی در کیان خانواده انجامید. جنبش آزادی زنان آن ها را به کار بیرون از خانه ترغیب نمود. جنبش ضد فرهنگی، رهیافت های جدیدی در روابط جنسی مطرح کرد که در نتیجه ی آن، زوج های بسیاری بدون ازدواج با هم زندگی می کردند. در این زمان، خانواده های نامتعارفی از قبیل خانواده های تک والدینی و زندگی همجنس گراها به پدیده ی شایع تبدیل گردید. برخی پیامد های این خانواده ها در غرب عبارت اند از:
1. افزایش چشمگیر شمار کودکان نامشروع؛
2. افزایش چشمگیر مسائل روان پریشی بین کودکان و والدین مجرد؛
3. افزایش خشونت و آزار کودکان؛
4. افزایش مشکلات مربوط به سلامت کودکان و والدین مجرد؛
5. افزایش آسیب های آموزشی و تحصیلی؛
6. افزایش احتمال استفاده از مواد مخدر همراه با هزینه های اجتماعی آن؛
7. افزایش میزان جرایم اجتماعی.(20)
باید تذکر داد که این گونه پیامد ها، بار اقتصادی و اجتماعی سنگینی بر دولت ها تحمیل کرده است.

علت برقراری روابط دوستانه ی ناسالم دختر و پسر
 


برقراری این گونه ارتباطات فرایند عوامل گوناگونی است که برخی از آن ها عبارت اند از:

یک. ضعف بینش مذهبی
 


نوجوان یا جوانی که از لحاظ بینشی قائل به مرز بین محرم و نامحرم نیست، آمادگی بیشتری برای گرفتار آمدن در چنین دامی را دارد. این مشکل در صورتی رفع می شود که والدین به بینش دهی صحیح به فرزند رو کنند و اوامر و نواهی خود را با دلایلی همراه سازند.

دو. عدم رعایت حجاب
 


ضعف بینش مذهبی در دختران باعث بی توجهی به مسئله ی پوشش و حجاب سالم می گردد. از آن جا که غریزه ی تبرج امری طبیعی در دختران است و از سوی دیگر، دختر جوان توجهی به مهار و کنترل این غریزه از نگاه شرع ندارد بی حجابی در جامعه امری رو به رشد می گردد که پیامد اولیه ی آن چیزی جز ارتباط های غیر اخلاقی نیست.

سه. آرایش های غیر مناسب دختران
 


دختر خود موجودی جذاب و ذاتاً باعث تحریک نگاه است. اگر این شخص به آرایش ظاهری مبادرت ورزد و در اجتماع ظاهر گردد، این جذابیت دو چندان شده و باعث جلب توجه جنس مخالف می شود، و نهی شارع مقدس از نمایان کردن آرایش زنان در اجتماع، حکمی برای کنترل ارتباطات نامشروع می باشد که باید به آن بیشتر توجه شود.

چهار. وجود الگو های منحرف
 


سن نوجوانی و زمان گذر از آن، حساس ترین دوران زندگی هر فرد به شمار می آید. در این دوران، هر نوجوان به دنبال معیار و الگویی برای رفتار خود است، و چنانچه در این الگوگیری مشورت داده نشود، ممکن است الگویی را برگزیند که او را به سوی انحراف سوق دهد. قرآن کریم نیز به این مهم توجه نموده و در چند مورد به معرفی الگو های رفتاری مناسب اقدام کرده است. آیاتی که حضرت ابراهیم (ع)، پیامبر اکرم (ص) و زنان فرعون و حضرت مریم (س) را معرفی می کند، از این قبیل است.
عوامل دیگری نیز در این روند ارتباطی مؤثر است، عواملی از قبیل سهل انگاری برخی مادران و بی خبری پدران، اشتغالات فراوان والدین، وجود مشکلات عاطفی در خانواده و دلایل جنسی و زیاد شدن سن ازدواج.(21)

پیامد های دوستی ناسالم دختر و پسر
 


ارتباط هایی که از راه غیر صحیح و به دور از اصول مطرح در این گونه ارتباطات ایجاد می شود ممکن است در پی دارنده ی پیامد هایی باشد که جبران آن برای افراد ممکن نباشد. در یک نگاه اجمالی برخی از این پیامد ها را می توان چنین برشمرد:

یک. نگرانی برملا شدن این ارتباط
 


این گونه روابط از آن جا که به دور از چشم والدین برقرار شده است، در هر دو طرف یک حالت ترس و اضطراب به خاطر آشکار شدن آن به وجود می آید که می تواند در روند سالم زندگی فردی شخص تأثیری منفی بر جای گذارد.

دو. نگرانی والدین
 


این نگرانی پس از آشکار شدن ارتباط فرزند با دیگران برای آن ها حاصل می شود و باعث روان پریشی افراد خانواده می گردد و زندگی سالم آن ها را دچار نگرانی و اضطراب می کند.

سه. افت آموزشی و ترک تحصیل
 


با توجه به آزمایش های میدانی که صورت گرفته، این گونه ارتباطات باعث بروز عشق و عاشقی و افتادن به ورطه ی خیال می شود که نتیجه ی آن در اغلب موارد افت شدید تحصیل و در مواردی نیز ترک تحصیل است.

چهار. ابتلا به افسردگی
 


برقراری عاطفی این گونه روابط در سن نوجوانی از آن جا که اغلب به ازدواج نمی انجامد، فرد را دچار افسردگی می کند. اسلام با انشای حکم ازدواج موقت به عنوان حکمی ثانوی و همراه با شرایط خاص، این معضل را معالجه کرده که لازم است در این زمینه تحقیقی مستقل ارائه شود.

پنج. خودکشی
 


شش. انجام ازدواج های عشقی
 


این گونه ازدواج ها جنبه ی عقلانی ندارد و صرفاً عملی عاطفی محسوب می گردد و به گفته ی بسیاری از روان شناسان عشق اولیه معمولاً پایدار نمی ماند، از این رو، در بیشتر موارد به طلاق و جدایی می انجامد، به گفته ی مولوی:
عشق هایی کز پی رنگی بود
عشق نبود عاقبت ننگی بود

هفت. برقراری ارتباطات جنسی نامشروع
هشت. احتمال استمرار جنسی نامشروع بعد از ازدواج.(23)
 


ذکر نمونه ی قرآنی از یک ارتباط سالم
در پایان به جاست که به یک نمونه ی قرآنی در مورد ارتباط سالم بین دختر و پسر اشاره شود. در این داستان جوانی است به نام موسی (ع) که به شهر مدین وارد شده است. او پس از ورود بر سر چاه شهر می رود و گروهی از مردم را می بیند که برای آب دادن به چهارپایان خود جمع شده اند. در این هنگام دو دختر را می بیند که کناری ایستاده و از گوسفندان خود مراقبت می کنند و به چاه نزدیک نمی شوند. در این حال جوان به سوی آن ها گام برمی دارد و علت کناره گیری آن ها را جویا می شود. می گویند: ما به گوسفندان خود تا زمانی که همه ی مردان چوپان کنار نروند، آب نمی دهیم و بیان می کنند که علت حضور ما در این جا این است که پدرمان فردی کهنسال است.
جوان به یاری آن ها می شتابد و پس از سیراب کردن گوسفندان آن ها برای استراحت به زیر درختی می رود و در برابر خداوند ابراز نیازمندی می کند. در این هنگام ناگهان یکی از آن دو دختر به طرف جوان می آید. قرآن نوع حضور این دختر را چنین بیان می کند: «فجاءته احداهما تمشی علی استحیاء قالت ان ابی یدعوک لیجزیک اجر ما سقیت لنا»(24)
این دختر در هنگام گام برداشتن، حیا را فراموش نمی کند.(25) بیان دعوت را از زبان پدر می گوید تا شائبه ی میل فردی در مخاطب ایجاد نگردد. در این داستان نکات زیر قابل تأمل است:
1. حضور دختران در اجتماع به علت ضرورت خانوادگی؛
2. برقراری ارتباط سالم با افراد؛
3. عدم اختلاط دختران با مردان؛
4. توجه به حیای فردی در نوع راه رفتن؛
5. سخن گفتن با جوان بدون ایجاد ریبه و شهوت؛
6. نتیجه ارتباط ازدواج سالم و به پیشنهاد پدر دختران به جوان.
آنچه گذشت، بیان داستانی قرآنی از یک رابطه ی انسانی است که اصل ارتباط میان پسر و دختر را در صورت حفظ شرایط ارتباط تأیید می کند. ذکر این نکته لازم است که این حفظ حریم شخصی در ارتباط با جنس مخالف، از نگاه خداوند دور نماند. و در نهایت، این پاکی جوان پاکی بعثت او به نبوت الهی گردید که خود می تواند درسی سازنده برای جوانان مؤمن باشد.

پی‌نوشت‌ها:
 


1. روانشناسی عشق ورزیدن، اینیاس لپ، ترجمه ی کاظم سامی و محمود ریاحی، ص 26 انتشارات چاپ پخش.
2. همان.
مجله ی معرفت، مقاله ی «سلامت روان در پرتو التزام عملی به آموزه های دینی»، محمد مهدی صفورایی پاریزی و سلیمان قاسمی، ش 97 سال چهاردهم.
3. مجله ی کتاب زنان، «اسلام و روابط دختر و پسر»، علی زینتی، ش 24، سال 1383.
4. تحلیلی تربیتی بر روابط دختر و پسر در ایران، دکتر علی اصغر احمدی، ص 69.
5. روم/ 21.
6. نور/ 20.
7. نک: المیزان، ذیل آیه 30 نور.
8. التحقیق فی کلمات القرآن، حسن مصطفوی، ج 7، ص236.
9. نور/ 31.
10. رفتار های جنسی انسان، دکتر علی اسلامی نسب، ص 64 و 65.
11. همان.
12. المیزان.
13. احزاب، 33.
14. مجموعه آثار، مرتضی مطهری، ج 19، ص 436.
15. مجله ی معرفت، «حیا و خودآرایی و نقش آن ها در سلامت روانی زن»، عباس رجبی، ش 87.
16. بررسی تاریخ منزلت زن از دیدگاه اسلام، دکتر ثریا مکنون و مریم صانع پور، ص 204.
17. احزاب، 32.
18. مدیریت در اسلام، دکتر ولی الله نقی پورفر، ص 221.
19. بررسی تاریخی منزلت زن از دیدگاه اسلام و ...، همو، ص 81.
20. تحلیلی تربیتی بر روابط دختر و پسر، همو، ص 69.
21. روزنامه ی کیهان، «تصویر قرآن از جوامع نابهنجار»، علیرضا نوبری. ش 18395، تاریخ 10 آذر 84.
22. مجله ی کتاب زن، «افول خانواده در آمریکا و انگلیس»، ترجمه و تدوین سید محمد کمال سروریان. ش 26، زمستان 1383، س هفتم.
23. ماهنامه ی اصلاح و تربیت، «بررسی تحلیلی از روابط دختر و پسر»، دکتر محسن ایمانی، ش 29.
24. همان.
25. قصص، 25.
26. تفسیر نمونه، ج 16، ص 34.
 


منبع: رضایی اصفهانی، محمد علی؛ (1387) پرسش های قرآنی جوانان: روابط دختر و پسر، قم، انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم، چاپ سوم.




16/8/90::: 5:20 ع
نظر()
  
  










 بنام خدا  با سلام دوستان عزیزم منتظر مقالات و نظریه های کارشناسی شما بزرگواران هستم.


نشانی اینترنت:ahmad.faghih@yahoo.com



عنوان  :  پیامدهای ناگوار اجتماعی


 تاخیر در ازدواج











نویسنده: طهورا مهدوی

 

بسیاری از روانشناسان و کارشناسان مسائل خانوادگی معتقدند تاخیر در سن ازدواج در میان جامعه ایرانی یکی از چالش‌های اساسی و مهم است که در صورت عدم کنترل آن این چالش می‌تواند به یک بحران اجتماعی تبدیل شود.

نمی‌توان به نیاز‌های مادی انسان از جمله نیاز به ازدواج پاسخ نداد. از همین رو با توجه به اینکه سن بلوغ در ایران در میان دختران و پسران کاهش یافته است و از سوی دیگر سن ازدواج افزایش داشته است می‌توان پیش بینی کرد که در مقطع میان بلوغ تا ازدواج خطر انحرافات جنسی به شدت افزایش می‌یابد. از سوی دیگر این تاخیر در ازدواج می‌تواند پیامدهای ناگوار روحی و جسمی برای افراد داشته باشد.

بررسی سن ازدواج جوانان ایرانی در چند دهه اخیر، روندی صعودی را نشان می‌دهد در حالی که سن ازدواج در سال 1354 حدود 25 سالگی بود، پس از چند دهه افزایش در سال‌های اخیر برای پسران به 28 و دختران به 24 رسیده است. البته آمارهای متفاوتی در این باره ارائه می‌شود و طبق اعلام مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، سن ازدواج برای پسران 29 و دختران 28 است. این اعداد و ارقام هر چه که باشد، از بالابودن نامعقول سن تاهل خبر می‌دهد که بالطبع از جنبه‌های مختلف و به صورت پردامنه به آسیب زایی در جامعه عرف پسند و هنجارطلب ما می‌پردازد.

قرآن کریم بلوغ را سن ازدواج می‌داند و از آن با تعبیر بلوغ نکاح یاد می‌کند. روایات ائمه و تفاسیر مختلف نیز بر همین موضوع صحه می‌گذارند؛ به طوری که شیخ طوسی سن ازدواج را سن توانایی جنسی و رغبت به تاهل می‌داند. یعنی سن ازدواج، سن تمایل است و چنین بر می‌آید که در صورت نیاز اگر ترک آن موجب گناه شود، ازدواج واجب می‌شود. اما در جوامع امروزی سن ازدواج از سن بلوغ جسمی فاصله گرفته است و اغلب این فاصله معقول پنداشته می‌شود. جوامع غربی این خلازمانی یا در حقیقت دوره بحرانی را با روابط آزاد جنسی که پشتوانه قانونی دارد، می‌پوشانند اما جامعه دینی ما چنین راهکاری را بر نمی‌تابد. بالطبع در چنین شرایطی، آشکار شدن آسیب‌های دوره بحرانی ناگزیر است چرا که نه می‌توان مطابق راهکار دینی، سن ازدواج را به دوران بلوغ نزدیک کرد و نه شرایط فرهنگی و اجتماعی دنیای معاصر اجازه می‌دهد جامعه در شرایطی سالم افزایش سن ازدواج را تابی بیاورد. در این‌باره توسلی به آموزه‌های دینی مبنی بر خویشنداری تنها گزینه پیش روست که باز هم به دلیل شرایط فرهنگی روز و حاد بودن آسیب‌های تاخیر در ازدواج به صورت عمومی و گسترده راه به جای نمی‌برد.

در حقیقت ازدواج درسنین بالابه آن معنا است که جوانان باید دوره‌های طولانی تررا درخویشتنداری جنسی بگذرانند، که این خود باعث وارد شدن فشارروحی، روانی، افسردگی و اضطراب وبه وجود آمدن بسیاری ازامراض روانی دیگری درآنان می‌شود. ازدواج درسنین بالا علاوه برعوارض یاد شده، باعث ایجاد فاصله بین والدین وفرزندان هم می‌شود. به موجب فاصله نسلی ، شکاف ودرمواردی تضاد نسلی به وجود می‌آید وهمین امرهمراه با بزرگ شدن بچه‌ها اختلاف سلیقه و نگرش‌های متفاوتی را دردرون خانواده به ثمر می‌رساند. “ اما افزایش سن ازدواج به افزایش سرمایه‌های اجتماعی منجر می‌شود وفرد با دیدی بازتر و اندیشمندتر همسرخود را انتخاب می‌نماید. می‌توان گفت که این تاخیرنقش مثبتی در زندگی فرد داشته است، ولی در بسیاری از مواقع افزایش بیش از حد سن ازدواج باعث سرخوردگی‌های عاطفی و روانی در فرد می‌شود که حتی توانمندی‌های فردی هم نمی‌تواند این سرخوردگی‌ها را درمان کند. در اصطلاح کلی می‌توان گفت که ازدواج فرد می‌بایست در سن مطلوب انجام شود نه آن قدر زود که صرفا مبتنی بر غرایزجنسی و یا اجبارهای اقتصادی و اجتماعی باشد و نه آن قدر دیر که منجر به بروز اختلافات روانی و یا حتی آسیب‌های اجتماعی شود.

هم اکنون آمارها نشان می‌دهند که در کشور ما فاصله بین سن بلوغ تا ازدواج نسبت به گذشته در دختران 15سال و در پسران حدود 20 سال به تاخیر افتاده است. همچنین تعداد دخترانی که از سن ازدواج شان گذشته، چهار و نیم میلیون نفر و آمار زنان بیوه به یک و نیم میلیون نفر رسیده است..با این حال به اعتقاد قریب به یقین کارشناسان و همچنین پزشکان افزایش سن ازدواج ضمن تبعات گسترده روحی و روانی در کشور و گسترش فحشا و فساد احتمال شیوع بیماری‌های جسمی را افزایش می‌دهد و سلامت جامعه را تهدید می‌کند .در حقیقت با افزایش سن ازدواج‌های رسمی در میان جمعیت کثیر جوان کشور احتمال رفتارهای پرخطر جنسی و شیوع بیماری‌های همچون ایدز افزایش می‌یابد و از سوی دیگر با افزایش سن ازدواج به تدریج سن بچه دار شدن در میان زنان نیز بالارفته که همین امر می‌تواند سلامت نسل آینده را به خطر بیندازد.. این درحالی است که آخرین آمار حاکی از آن است که یک سوم از 24 میلیون و 474 هزار و 780 نفر جوان کشور در سن ازدواج هستند .البته این افزایش سن ازدواج به خودی خود منجر به خطراتی مانند نازایی نمی‌شود بلکه هم اکنون مرسوم است که جوانان پس از ازدواج حداقل چهار پنج سالی را بدون داشتن فرزند سپری می‌کنند و همین امر احتمال بروز بیماری‌ها و همچنین داشتن فرزندی ناقص را افزایش می‌دهد. البته نظر کارشناسان در خصوص بیماری‌های روحی و روانی حاصل از بالا رفتن سن ازدواج هم قابل تامل است. اکثر روانشناسان معتقدند تبیین نکردن فرهنگ صحیح جنسی در کشور و تسهیل نکردن ازدواج منجر به افزایش بیماری‌های روحی و روانی علی الخصوص در میان دختران جوان خواهد شد. زنان و دختران جوان که غالبا دیر ازدواج می‌کنند ممکن است به سمت خودنمایی (بد حجابی ) ، افسردگی ، رفتارهای پرخطر جنسی و حتی خود کشی روند.چندی پیش یک آسیب شناس و متخصص علوم رفتاری از افزایش 30درصدی زندگی مجردی دختران در کشور خبر داد و گفت افزایش زندگی تک زیستی، گسترش پذیرش دختران در دانشگاهها و مراکز علمی و اشتغال آنها در سازمانها و نهادهای دولتی و خصوصی باعث افزایش زندگی مجردی دختران شده است.با این حال باید دانست که زندگی‌های مجردی علی الخصوص برای دختران آن هم در جامعه مانند ایران خطرات بروز افسردگی در میان این طیف را به شدت افزایش می‌دهد .از آنجا که مسائل و مشکلات بیماری‌های روانی به صورت مسائل اجتماعی،از جمله ازدواج،بروز می‌کند این مسئله باعث می‌شود که مشکلاتی برای فرد و خانواده پیش آید.در غالب پژوهش‌های علمی مشخص شده است که گرایش به پدیده افسردگی در دختران مجرد بیشتر است تا زنان متاهل. همچنین دیده شده است که تاخیر در ازدواج سبب می‌شود که افراد تمایلات طبیعی خود را به تدریج نادیده بگیرند و دچار افسردگی و انزوا شوند و اگر ازدواج با معیارهای صحیح و از روی علاقه صورت گیرد، می‌تواند از بروز افسردگی جلوگیری کند . در واقع افرادی که ازدواج کرده اند با خطر بسیار کمتری،برای ابتلابه بیماری روانی بخصوص افسردگی روبه رو هستند.

لذا در نهایت باید گفت افزایش سن ازدواج در کشور و همچنین افزایش زندگی‌های مجردی نه تنها سلامت روح و جسم جامعه کنونی ما را در معرض خطر قرار داده بلکه برای فرزندان آینده کشور نیز پرخطر است. با این حال به نظر می‌رسد زدودن رسوم غلط از ازدواج جوانان و تبیین صحیح فرهنگ جنسی کشور بر اساس آموزه‌های اسلامی که پاسخ‌های جامع و مانعی را برای این مقوله ارائه کرده می‌تواند از ضریب این خطر جدی در کشور بکاهد و سلامت روحی و روانی افراد را تامین کند.



منابع  :  روزنامه رسالت، شماره 7343 به تاریخ 30/5/90، صفحه 7

  
  

    اهمیت دعای روز عرفه    


   


یادآوری


 احترام گذاشتن به زمان ها و مکانهای خاصی که به نوعی از قداست ویژه ای برخوردارند، به جهت اهمیت وقایع و حوادثی است که در آن رخ داده است و به نسبت آن حادثه مهم، ارجمند و ارزشمند است. مانند: میلاد حضرت مسیح، تولد حضرت رسول اکرم (ص)، میلاد حضرت سیّدالشهداء و.. همچنین مسجد الحرام؛ خان? خدا و زادگاه علی (ع) و مسجد النبی؛ مهبط وحی و نزول فرشتگان.

 

عرفات:

  سرزمینی است که در آن گناه نشده و آنجا معبد تمام انبیاء، اولیاء، اوصیاء، متقین و اصفیاء بوده است. بیابانی صاف و هموار که تقریباً در 24 کیلومتری (چهار فرسخی) شمال مکه و در دامنه کوهی به نام (جبل الرحمة)[1] قرار گرفته است.

 

 عرفه:

   روز نهم ذیحجه که «الحج عرفه»[2] ساعاتی است که اگر حاجی در آن ساعات آن مکان را درک نکند، حج او تمام نیست و باید سال دیگر قضای آن را به جا آورد.

 

آداب روز عرفه:



  1.   کاروان عظیم حج بعد از ظهر از مکه مکرمه حرکت کرده در حالیکه سرها برهنه و تن‌ها از لباس‌هایی معمولی و همیشگی عاری گشته و هر یک دو قطعه پارچه سفید پوشیده با نظمی متین و و برنامه‌ای الهام بخش و آهنگی شورانگیز از نغمه آسمانی



  2.  »



  3. «لبّیک اللهم لبّیک لبّیک لا شریک لک لبّیک انّ الحمد و النّعمة لک والملک لا شریک لک لبّیک 



  این ذکر آسمانی تمام شهر مکه را فرا گرفته و حرکت می‌کنند و مقارن زوال ظهر روز نهم همه در صحرای عرفات جمع می‌شوند.

  عرفات مکانی است که حضرت آدم (ع) اعتراف به گناه و تقصیر خود کرد و مورد مغفرت خداوند قرار گرفت. به همین جهت عرفات نامیده شد.[3] تمام انبیاء و پیامبران در این مکان مشمول عنایت حق تعالی شده و اظهار بندگی نموده اند و همچنین امام حسین (ع) در حالیکه با جمعی از بستگان و یارانش به این مکان رسیدند، به درگاه خداوند تضرع و زاری نمودند و از جمله دعاهای مشهور این روز دعای حضرت سید الشهداء (ع) امام حسین (ع) است. بشر و بشیر پسران غالب اسدی روایت کرده‌اند که روز عرفه در عرفات در خدمت آن حضرت بودیم، پس از خیمه بیرون آمدند با گروهی از اهل بیت و فرزندان و شیعیان با نهایت تذلل و خشوع رو به سوی کعبه دعای عرفه را زمزمه فرمودند.[4]

 

فضیلت روز عرفه

  روایت است که امام سجاد (ع) در روز عرفه صدای سائلی را شنید که از مردم سئوال می کرد، حضرت به او فرمود:

 

«وای بر تو! آیا در مثل چنین روزی از غیر خدا سئوال می‌کنی و حال آنکه در این روز برای بچه‌هائیکه در شکم مادرانند، امید سعادت و خوشبختی می‌رود»[5]

 

  درباره شب عرفه روایت شده است که دعای خیر در آن مستجاب و کسی که در آن به فرمانبرداری خداوند مشغول باشد، پاداش صد و هفتاد سال عبادت را خدای متعال به او عطا فرماید. زیارت امام حسین (ع) در این شب مستحب است.[6]در روز  عرفه رفتن به عرفات و یا کربلاء، بهترین مکانها برای استجابت دعا می‌باشد. اهمیت دعا در این روز به اندازه‌ای است که روزه این روز را برای کسی که روزه باعث ضعف او هنگام دعا شود، ممنوع کرده‌اند. پاداش زیارت امام حسین (ع) در روز عرفه به اندازه‌ای است که از امام صادق (ع) روایت شده:

 

«خداوند متعال قبل از اهل عرفات برای زائرین قبر حسینی (ع) جلوه کرده، نیازهای آنان را برآورده، گناهانشان را بخشیده و آنان را به خواسته‌هایشان می‌رساند و آنگاه نزد اهل عرفات آمده و با آنان نیز اینگونه رفتار می‌کند»[7]

 

  حجاج شامگاه روز عرفه و شب دهم ذی الحجه، پس از ادای فریضه مغرب کوچ می‌کنند.

 

«فَاِذا اَفَضْتُم مِن عَرَفاتٍ فَاذکُروا الله عِندَ المَشعَرِ الحَرامِ» (آیه 198 بقره)

«پس هنگامی که از عرفات بازگشتید، در مشعر الحرام به ذکر خدا بپردازید»[8]

 

اعمال شب و روز عرفه

  از لیالی متبرکه و شب مناجات با قاضی الحاجات، شب عرفه است. کسی که آن شب را با عبادت به سر آورد،اجر صد و هفتاد سال عبادت داشته و شب زیارتی امام حسین (ع) است که مقابل هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد می باشد. و اگر کسی توفیق یابد که در این روز در تحت قبّه مقدسه آن حضرت باشد، ثوابش کمتر از کسی که در عرفات باشد، نخواهد بود.[9]

 







[1] . ضیاء آبادی، سید محمد؛ حج برنامه تکامل، دارالکتب الاسلامیه، بی جا، بی تا، ص 223.



[2] . عماد زاده؛ حسین؛ دعای عرفه امام حسین (ع)، بی جا، بی تا، مکتب قرآن، اول، ص 6.



[3] . ضیاء آبادی، سید محمد؛ حج برنامه تکامل، دارالکتب الاسلامیه، بی جا، بی تا، ص 237.



[4] . قمی، عباس؛ مفاتیح الجنان، ترجمه الهی قمشه‌ای، آیین دانش، چاپ 11، ص 456.



[5] . عطائی اصفهانی، علی؛ اسرار حج، قم، مهر، 1364، ص120.



[6] . ملکی تبریزی؛ میرزا جواد، المراقبات، ترجمه ابراهیم محدث بندری ویگی، بی جا، انتشارات اخلاق، چاپ: اول، 1375، ص 437.



[7] . همان، ص 440.



[8] . دوست محمدی، هادی؛ حج باشکوه ترین تجلی وحدت، بی جا، تبلیغات السلامی، چاپ اول، 1370، ص 130.



[9] . قمی، عباس؛ مفاتیح الجنان، ترجمه هادی اشرفی تبریزی، بی جا، آیین دانش، چاپ یازدهم، ص 451.