سوال: جوانی هستم که امکان ازدواج برایم فراهم نیست آیا میتوانم با عمل استمنا خود را از نظر جنسی ارضا نمایم؟
در مورد عمل خودارضایی یا استمنا باید توجه داشت که این عمل در هر صورت حرام و از گناهان بزرگ است و راه ارضای مشروع غریزه جنسی برای فرد فقط از طریق ازدواج و نزدیکی با همسر شرعی خود می باشد.
انسان یک سلسله نیازهایی دارد که باید در شرایط زمانی مناسب به نحو صحیح ارضا شود. یکی از این نیازها که آغاز ارضاء آن در ایام جوانی است اما بیداری آن در ایام نوجوانی رخ می دهد نیاز جنسی است. این نیاز در ایام نوجوانی و بلوغ بر اثر ترشح هورمون های جنسی و تغییرات فیزیولوژیکی و روانی که در فرد به وجود می آید، بیدار می شود ولی به دلیل فراهم نبودن سایر شرایط ازدواج مانند بلوغ فکری، اجتماعی و اقتصادی در بیشتر افراد با کمی تأخیر ارضاء می شود و بهترین دوران ارضاء این نیاز آغاز جوانی است یعنی وقتی سایر شرایط ازدواج نیز به طور نسبی فراهم شد اما به دلایلی ممکن است بعضی از جوانان درارضاء این نیاز دچار انحراف جنسی شوند و از طریق نامشروع بخواهند این نیاز طبیعی را ارضاء کنند. یکی از این راه های انحرافی که عوارض روانی - جسمانی بسیار نامطلوبی نیز به دنبال دارد مبتلا شدن به خودارضایی است. عواملی مانند دست ورزی با آلت تناسلی، پوشیدن لباس های تنگ، نگاه کردن به مناظر شهوت آلود مانند نگاه کردن به فیلم های مبتذل، نگاه به نامحرم، قرار گرفتن در تنهایی، وارونه خوابیدن، گوش دادن به موسیقی های شهوت برانگیز، خوردن بعضی از غذاهای شهوت زا و... می تواند باعث بروز این بیماری خانمانسوز شود.
برای آشنایی بیشتر با این عمل خانمان سوز عوارض آن را عرض می کنیم که در ترک آن خیلی کمک می کند:
عوارض خود ارضایی عبارتند از:
الف. آسیبهاى جسمانى
1. ضعف و تحلیلِ قواىِ جسمانى
کاهش انرژى جسمانى بدن از مضرات مهم و جبرانناپذیر خودارضایى است. احساس خستگى عارضه طبیعى انزال است. اگر خودارضایى در شبانه روز به دفعات تکرار شود این احساس خستگى در ساعات مختلف همراه انسان است. در نتیجه به مرور زمان ضعف و بى حالى در فرد تثبیت شده و یک طبیعت ثانوى براى او ایجاد مىکند. کاهش و تخلیه مکرر قواى جسمانى به ضعف عمومى و دائمى بدن و بالاخره به پیرى زودرس مىانجامد.
... وقتى قلم به دست مىگیرم زود خسته مىشوم و قدرت نوشتن ندارم، ناچار قلم را روى زمین مىگذارم تا وقتى که دستم کمى قدرت پیدا کند و دوباره بنویسم. «نامهاى از یک جوان»
... آن چه امروز برایم باقى مانده است (از ناحیه این عمل) جسمى نحیف و درهم شکسته است. «نامهاى از یک جوان».
... با این که ورزشکارم زانوهایم مرتب سست مىشود. «پسرى 18 ساله»
من که دخترى پر جنب و جوش و داراى چهرهاى روشن بودم، کم کم به دخترى بى حال، کم تحرک و رنگ پریده مبدل شدم.
«دخترى 15 ساله، کلاس اول تجربى»
لاغرى، لرزش بدن، پژمردگى،ضعف مفاصل، تشنج، زردى و تیرگى چهره، از نشانهها و عوارض ضعف جسمانى است.
متأسفانه ضعف جسمانى به همین جا ختم نمىشود بلکه کل بدن را ساقط مىکند. شخصى که مبتلا به این عمل شوم شود، رفته رفته ضعف شدید در خود احساس کرده، کمر درد او را آزار می دهد تا این که به فلج عمومى بدن مبتلا می شود.
2. ضعف بینایى
خود ارضاى به تدریج در نور چشم و قدرت بینایى اثر مىگذارد و آن را کاهش مىدهد. درجات و شدت ضعف چشم بستگى به درجات و شدت خودارضایى دارد و این به حدى است که گاه به نابینایى منجر مىشود.
با این که اهل ورزش هستم چشمانم خسته مىشود و جلو چشمم تیره و تار مىشود به حدى که سرگیجه مىگیرم. آیا این از عوارض خودارضایى است؟ «نامهاى از یک پسر 18 ساله»
جوانى که هشت سال مبتلا به خودارضایى بود وقتى مىخواست کتابى را بخواند چشم هایش سیاهى مىرفت، حدقههاى چشم او بیش از حد معمول گشاد و باز شده بود و در قعر چشمهاى خود درد شدید احساس مىکرد. (به نقل از مشکلات جنسى نسل جوان).
روزى چشمم به جوانى حدوداً بیست و پنج ساله افتاد که در اثر نابینایى به همراه برادرش حرکت مىکرد، چون با برادرش آشنا بودم جلو رفتم و سؤال کردم: چرا چنین شده است؟ گفت: او مبتلا به انحراف جنسى (خودارضایى) بوده است و دست از این کار برنداشته است تا به این روز افتاد. (همان).
3. آسیبپذیرى در برابر بیمارى ها
تحلیل رفتن قدرت بدن و قواى جسمانى، بستر پذیرش سایر بیمارىها را فراهم مىآورد. جسمى که با خود ارضایى ضعیف شده است نمىتواند در مقابل میکروبها و ویروسها از خود دفاع کند. جوانى مبتلا به این عمل شوم بود، در همین حین به یکى از بیمارىهاى همراه با تب دچار شد و در همان حال خودارضایى مىکرد، در روز ششم بیمارى کاملاً ضعیف شده بود و در نتیجه مرد.
4. آسیب دستگاه تناسلى و ناتوانىهاى جنسى و تولید مثل
خودارضایى اثرات مهمى در دستگاه تناسلى از خود برجاى مىگذارد. دکتر «هوچنین سون» معتقد است که عموم ناراحتىهاى مربوط به دستگاه تناسلى از آثار خودارضایى است. بعضى ازاین اثرات عبارت اند از:
- تورم غدد وذى
- تورم کانال نطفه
- تورم قسمت پایینى و عقب کانال ادرار
- شل شدن عضلات تناسلى
- خروج بى اختیار منى با کوچکترین حادثه
-ایجاد قاعدگى نامنظم و خروج ترشحات چرکى و احساس درد هنگام قاعدگى در دختران
- از بین رفتن پرده بکارت
- ارضاى ناکامل جنسى و از دست دادن لذت مقاربت بعد از ازدواج
- ناتوانى و تأخیر تولید مثل به خاطر ضعف مکرر دستگاه تناسلى و انزال زودهنگام
- بیماریهاى مقاربتى
- عقیم شدن
5. آسیب مراکز عصبى و غدد در مغز
در اثر خودارضایى و تحریک زیاد، هیپوتالاموس آسیب مىبیند. مغز و مراکز حساس دیگر مکرراً دچار کاهش نسبى جریان خود مىشوند و از این طریق آسیبهاى جبرانناپذیر و بر آنها وارد مىشود. تخلیههاى مکرر عصبى، موجب ضعف اعصاب مىشود. خودارضایىهاى مکرر، مرکز عصبى را دچار حساسیت و ضعف و خستگى و اختلال مىسازد. به گفته یکى از دانشمندان، خود ارضایى موجب ضعف قواى شهوانى و بى رمق و بى جان شدن آنها مىشود.
به طور کلى اختلال قواى بینایى، شنوایى (مثل صداى زنگ در گوش و وز وز کردن) و... از ضعف و اختلال اعصاب است.
... قسمتهاى عمده بدن من یعنى قلب و اعصابم به هم ریخته است. «نامهاى از یک جوان»
- کم خونى؛
- کم اشتهایى و مشکلات گوارشى؛
- کم خوابى و اختلال در خواب؛
- تنگى نفس؛
- سر درد و سرگیجه؛
- پیدایش تغییرات در نخاع و ستون فقرات.
- همگى از آسیبهاى جسمى خودارضایى هستند.
ب. آسیبهاى روحى - روانى
1. ضعف حافظه، حواس پرتى و ناتوانى در تمرکز فکرى
همان گونه که گذشت، یکى از پى آمدهاى خودارضایى، ضعف و تحلیل قواى جسمانى است و این به نوبه خود ناشى از اختلال در عملکرد سیستم مغز و اعصاب است. اختلال در این سیستم موجب مىشود که بخش حافظه کارایى لازم را نداشته باشد. علاوه بر این، شخصِ مبتلا به خودارضایى به خاطر تمرکز در این عمل و توجه نسبتاً مداوم به موضوعات جنسى، حواس پرت و ناتوان در تمرکز فکرى است که این خود عامل دیگرى براى کاهش مستمر حافظه است.
از عوامل حفظ و تقویت حافظه آن است که فرد به کارهاى علمى و فکرى مشغول باشد در حالى که شخص خودارضا از کارهاى علمى و فکرى باز مىماند و این خود عامل دیگرى براى ضعف حافظه چنین اشخاصى است.
... استعداد کافى داشتم و تحصیل مىکردم اما اکنون استعدادم کم شده و مطالب را درست درک نمىکنم و با فشار و سختى به تحصیل ادامه مىدهم. «نامهاى از یک دانشآموز»
2. اضطراب
دلهره و دلواپسى از ویژگىهایى است که دائماً فرد خودارضا را رها نمىکند، او مرتب با خود درگیر است و نمىتواند با خود کنار آید. افکار آشفته، وسواس فکرى، بى ثباتى، درهم ریختگى فکرى دامنگیر اوست: «نکند کسى بفهمد»، «کى و چگونه این کار را تکرار کنم»، «کى مىشود نجات پیدا کنم» و.. لحظهاى آرام و قرار ندارد، سرزنش و تحقیر خود به علت ارتکاب گناه، شخصیت او را در هم مىکوبد. گاهى تأخیر در ترک و این که بعد از ترک چه مىشود، امان او را مىگیرد.
... آیا با ترکِ خودارضایى باز هم علائم آن باقى مىماند. «امضا: همدم مرگ»
... آیا پس از ترک مىتوانم ازدواج کنم و صاحب فرزند شوم؟ آیا بخشوده خواهم شد؟ «نامهاى از یک جوان»
آن چه امروز از این عمل برایم باقى مانده است، روحى متزلزل و بغض و نفرتى متراکم است. «نوجوان 17 ساله »
3. افسردگى
بى احساسى و بى اعتنایی، بى نشاطى و بى ذوقى، سستى و گوشهگیرى، غم و اندوه، عدم علاقه به امور هنرى، ورزشى، مسائل معنوى و... همگى از نشانههاى بارز و حتمى افسردگى است.
4. پرخاشگرى و بداخلاقى
شخصِ خودارضا نسبت به کوچکترین محرک محیطى حساس است. حوصله گفت و گو با دیگران را ندارد. زود رنج است و سریعاً از کوره در مىرود. به نور زیاد، صدا، رفت و آمد و... حساسیت فوقالعاده دارد.
5. یأس از زندگى
... در 16 یا 17 سالگى دو مرتبه دست به خودکشى زدم ولى موفق نشدم، اکنون در میان توفان مرگبارى به این سو و آن سو مىروم، شاید هم یک سویش نابودى باشد. «نامهاى از یک جوان»
... تصمیم گرفتهام اگر راهى برایم نباشد خودکشى کنم.... «دختر 18 ساله »
6. از بین رفتن خلاقیتها، توانایىها و سرکوب شدن استعدادها.
7. عدم میل به تحصیل، مطالعه، تحقیقات علمى و فعالیتهاى فکرى.
8. هوس باز و بىبند و بار شدن و اعتیاد به ارضاى جنسى نامشروع.
9. بى عاطفه، کم رو و خجل.
10. عدم اعتماد به نفس و احساس حقارت، ضعف اراده.
11. از بین رفتن صفاى دل و بى علاقهگى نسبت به امور معنوى، مجالس دعا، جماعات و... .
12. احساس گناه، عذاب وجدان.
ج) آسیبهاى اجتماعى
خودارضایى یک حس گریز از اجتماع پدید مىآورد که در اثر افراط و تکرار در او ریشهدارتر خواهد شد. فرد در گوشهاى خود را منزوى می کند و به افکار دور و دراز مىپردازد. توجه به لذات شخصى، سبب سستى روابط اجتماعى مىگردد و حیات جمعى را دچار مخاطره مىسازد. فردِ خودارضا به غیر از میل به انزواجویى در عرصه اجتماعى نیز با مردم جوششى ندارد و از زندگى جمع احساس لذت نمىکند. اینجاست که نه تنها شخصیت اجتماعى و انسانى چنین افرادى تدریجاً متزلزل شده بلکه جامعه نیز از وجود نیرو جوان و پرانرژى محروم گردیده است و در دراز مدت موجب اختلال در نظام اجتماعى مىشود.
این دسته از آسیبها عبارت اند از:
1. بى آبرویى؛
2. مشکلات خانوادگى؛
3. انزواى اجتماعى، طرد شدن از جامعه و مشکل دوست یابى؛
4. مشکلاتى در ازدواج از قبیل:
بى میلى به ازدواج و تأخیر در آن
بى میلى به همسر
ناتوانى در مقاربت صحیح و ارضاى جنسى خود و همسر
از بین رفتن پرده بکارت
ناسازگارى خانوادگى
سرد بودن کانون خانواده
ناتوانى در برابر مشکلات و سختىها پس از ازدواج
طلاق و متزلزل شدن کانون خانواده
5. افت تحصیلى
این کار روى تحصیلات من به شدت اثر گذاشت، من که تا سال سوم راهنمایى جزء شاگردان خوب کلاس بودم، در سال سوم راهنمایى، ثلث اول یک تجدیدى آوردم. «دختر 15 ساله»
6. بزهکارى
7. عدم علاقه نسبت به فداکارى، خدمتگزارى به همنوعان و...
8. لذت نبردن از دوستىها و مهر و محبتها در روابط با پدر و مادر، بستگان و دوستان و بالاخره بریدن از آنان.
9. از بین رفتن عزت، پاکدامنى، شرف و حیا.
10. انحطاط و انحراف فکرى و عملى خود و به انحراف کشیدن دیگران.
11. ایجاد خطرات اجتماعى براى خانواده خود و نوامیس دیگران.
12. سوء استفاده جنسى و تجاوز به کودکان.
13. ترویج و اشاعه فحشا و منکرات.
14. شیوع بیمارىهاى مقاربتى در جامعه.
15. حسادت و بدبینى.
د) آسیبهاى معنوى و اخروى
همه آسیبهاى سه گانه که سخن از آنها به میان رفت قابل اصلاح و جبران است اما آسیب معنوى به این راحتى قابل جبران نیست چون اولاً: آسیب به قلب و دل است که هیچ جنبه ای از وجود آدمى به ارزش، کارایى، حساسیت و لطافت قلب و دل او نیست. به تعبیر قرآن و روایات اسلامى، گناه به قلب سرازیر مىشود و آن را فاسد و از کار مىاندازد. ثانیاً: این آسیب فقط دنیوى نیست.
راهکار های ترک :
روان شناسان مىگویند: براى ترک یک عادت بد، حتماً باید به سراغ عادت خوب رفت و آن را جانشین عادت بد نمود. در مورد عادات بد جنسى باید درست در همان ساعاتى که انگیزه آن در مبتلایان تولید مىشود، به سراغ برنامه خاصى مانند ورزش، تفریح، رفتن پیش دوستان و بطور کلى بیرون آمدن از خلوت و تنهایی بود.( ناصر مکارم شیرازى، مشکلات جنسى جوانان، ص 169 )
اکنون که شما به لطف خدا به زشتی این عمل پی بردید عزم خود را جزم نمایید و دامن همت به کمر زده از نیرو و اراده جوانی استفاده کنید و به صورت جدی این عمل را ترک کنید. به این منظور:
1- سعی کنید همیشه پیش از خواب مثانه خود را تخلیه کنید و شبها به خصوص غذایی سبک میل کنید.
2- هرگز شکم خود را بیش از حد معمول پر نکنید بلکه اگر تا چند لقمه دیگر جای دارید از غذا دست بکشید.
3- از پوشیدن لباسهای تنگ و چسبان (به خصوص لباس زیر ) اجتناب ورزید.
4-هرگز در حمام به طور کامل لخت نشوید.مثلا در حالی که هنوز زیر شلوار به پا دارید قسمت فوقانی بدن خود را بشویید. از لیف و صابون زدن به اندام جنسی خود که باعث تحریک آن می شود بپرهیزید.مطمئن باشید صرف تماس آب وصابون با اندام جنسی بدون دست ورزی برای بهداشت آن کفایت می کند.
.4- هرگز فکر گناه را به ذهن خود راه ندهید و از تصور و تخیل امور جنسی و شهوانی سخت پرهیز کنید.
5- از خواندن، شنیدن، نگاه کردن به امور و تصاویر شهوت زا دوری کنید.
6- از خوردن مواد غذایی محرک مانند: خرما،پیاز، فلفل، تخممرغ و غذاهای چرب اجتناب و یا به حداقل اکتفا نمایید.
7- از نگاه کردن و دستورزی به اندام جنسی خود پرهیز کنید. 8- هرگز به رو نخوابید.
9- هیچگاه تنها در یک مکان نباشید تا فرصت و زمینه گناه از بین برود.
10- برای تخلیه انرژی زاید بدن به طور منظم و زیاد ورزش کنید.
11- هیچگاه بیکار نباشید و همیشه برای مشغول ساختن خود به فعالیتی مطلوب و مثبت برنامه داشته باشید.
12- روزه بگیرید . حتی اگر روزه واجب به عهده ندارید ،روزه مستحبی بگیرید و اگر قادر نیستید، روزه تربیتی بگیرید، یعنی به کمترین مقدار غذا و کمحجمترین نوع غذاها اکتفا کنید و وعده غذایی خود را کم کنید.
13- هرگز به نامحرم نگاه نکنید، حتی اگر به ارتباط کلامی با آنها مجبور باشید.
14- با جنس مخالف رفتار متکبرانه داشته باشید. هرگز با روی باز و نرمی با آنها برخورد نکنید.
15- هرگاه افکار جنسی به ذهن شما حمله ور شد ، ذهن خود را مثلاً با بستن یک کش به مچ دست خود و کشیدن و رها کردن آن از آن افکار منصرف کنید. به خود هشدار دهید.
16- به بدی این گناه و عواقب آن بیاندیشید ولی احساس گناه شما از این کار نباید به حدی باشد که در شما ایجاد اضطراب مخل به سلامت روان کند .
17- به محض لغزش فوراً توبه کنیدو هرگز از رحمت خدا مأیوس نباشید و بدانید رحمت خدا از گناه شما بزرگتر است.
18- سعی کنید که به مرور نه یکباره تعداد دفعات این عمل را کاهش دهید . مثلا اگر هرروز این کار را انجام می دادید ، سعی کنید دفعات آن را به یک روز در میان، سپس دو روز و بعد هفته ای یک بار و ... کاهش دهید
19- قرآن زیاد بخوانید و در معانی آیات آن تفکر کنید.
20-در مجالس مذهبی، دعا و توسل و موعظه زیاد شرکت کنید.
21- از کتبی که جنبه موعظه و بیدارگری قلبی دارد بهره بگیرید و مقید باشید در روز چند ساعت به مطالعه اینگونه کتب بپردازید . برای مثال مجموعه کتابهای شهید دستغیب توصیه میشود به خصوص کتاب گناهان کبیره، قلب قرآن، ایمان، قلب سلیم و معاد و….
22- اوقات فراغت خود را با مطالعه، ورزش، زیارت، عبادت و عیادت از نزدیکان و... پر کنید.
23-به معاد و قیامت فکر کنید.
24- ذکر لاحول ولا قوة الا باللَّه را زیاد بر زبان جاری سازید.
25- استمنا منافاتی با نماز خواندن ندارد و اگر خدایی نکرده هر روز هم این کار را می کنید با غسل و تیمم حتما سعی کنید عبادتهای خود مانند نماز و روزه و... انجام دهید . این کار به نوبه خود تاثیر به سزایی در ترک این عمل دارد .
26- از محیطهای آلوده، سخت دوری کنید و بیشتر وقت خود را در کتابخانه بگذرانید و بیعلت در خیابانهای آلوده پرسه نزنید .
ا ز جمله سنت های حاکم بر زندگی انسان ها که عامل دوام و بقای نسل بوده و از سوی کلیه قوانین بشری نیز پذیرفته شده است، ازدواج و تشکیل خانواده است.
اهمیت خانواده از بعد فردی و اجتماعی و تاثیر گذاری آن بر جامعه به حدی است که قانونگذار در اصل 10 قانون اساسی آن را واحد بنیادی جامعه اسلامی دانسته است زیرا چنانچه خانواده را اجتماعی مرکب از پدر، مادر و فرزندان بدانیم که با رشته های عاطفی به یکدیگر پیوسته اند، هر اندازه که استحکام این رشته ها قوی تر باشد، ارتباط افراد خانواده با یکدیگر و رابطه این گروه با جامعه عمیق تر خواهد بود و بالعکس.
هر قدر میزان این رابطه عاطفی متزلزل تر و ضعیف تر شود، پیوند اعضای خانواده از یکدیگر و از جامعه گسسته تر خواهد شد.
چنانچه افراد خانواده با حقوقشان آشنا باشند و خود را ملزم به رعایت آن بدانند، قوانین اجتماعی را نیز محترم خواهند شمرد.
در مقابل خانواده ای که در آن تنش و ناسازگاری وجود داشته باشد و اعضای آن حقوق یکدیگر را نادیده انگارند، در جامعه نیز نسبت به قوانین بی توجه خواهند بود.
به عبارت دیگر جامعه در حکم آیینه ای است که کنش، رفتار و منش خانواده به خوبی در آن منعکس می شود.
به همین دلیل در همان اصل از قانون اساسی قید شده است که همه قوانین، مقررات و برنامه ریزی های مربوطه باید در جهت آسان کردن شرایط تشکیل خانواده، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی باشد.
با این وجود باید اذعان داشت که علی رغم همه قوانین و مقرراتی که به منظور حفظ و پایداری خانواده مقرر شده آنچه ضامن بقا و سعادت خانواده است، فرهگ و اخلاق حاکم بر آن است.
خانواده تابع قراردادهای نانوشته ای است که عقاید، رسوم و سنن حاکم بر جامعه در طی قرون و سالیان دراز آن ها را رقم می زنند و شمشیر برنده قانون زمانی اجازه داخل شدن به محیط خانواده را می یابد که اخلاق در این نهاد بنیادی کمرنگ شده باشد.
بنابراین همچنان که آشنا کردن جامعه با قوانین خانواده از وظایف حقوق دانان به شمار می رود، ضروری به نظر می رسد که کارشناسان امر نیز به بیان اصول اخلاقی که موجب اعتلای آن می شود، بپردازند.
انتخاب همسر
پر واضح است که اولین قدم در تشکیل خانواده انتخاب همسر مناسب است. این امر در نقاط مختلف کشور بر حسب آداب، رسوم و عرف محل متفاوت بوده و نحوه برگزاری آن متغیر است.
در انتخاب همسر رعایت تناسب هایی که ضریب اطمینان را برای رسیدن به یک زناشویی سالم و بدون تنش بالا می برد، ضروری است.
صرف نظر از اینکه در بسیاری از نقاط کشور هنوز دختران در انتخاب همسر خویش نقشی ندارند، در نظر گرفتن تناسب بین دو طرف از نظر موقعیت اجتماعی، میزان تحصیلات، وضع خانوادگی و برخی موارد دیگر از سوی والدین لازم به نظر می رسد.
یکی از مسایل مهم در زمان انتخاب همسر در نظر گرفتن سن او است.
متاسفانه هنوز در بعضی از شهرها و مناطق کشور، دختران کم سن و سال بر حسب عرف و عادت یا به دلیل مشکلات مالی خانواده راهی خانه شوهران نادیده خود می شوند.
حتی در بعضی موارد سرپرست خانواده به دلیل بدهکاری، دختر خود را در قبال پرداخت بدهی یا دریافت وجه نقد به عقد ازدواج فردی مسن در می آورد.
وجود اختلاف در نوع نگرش، خواسته ها و برداشت ها در مقاطع سنی مختلف انکار ناپذیر است. بنابراین بدیهی است فردی که ایام جوانی را پشت سر گذاشته، میل به تفریح و گردش و آنچه را که اقتضای سنین جوانی است از دست داده است. همین عامل می تواند مانع از ادامه یک زندگی سالم شود و چنانچه به دلایلی منتهی به جدایی نشود، باعث افسردگی، خودسوزی و امثال آن خواهد شد.
نکته دیگری که بیانش لازم به نظر می رسد، لزوم تناسب بین سطح تحصیلات طرفین است. نمی توان انکار کرد که سپری کردن مقاطع تحصیلی مختلف بر میزان دانش و اندوخته های فرد خواهد افزود و تاثیر این امر بر نوع نگرش، رفتار و کردار، موجب تکامل شخصیت انسان خواهد شد.
در این ارتباط خانمی که: با وجود داشتن مدرک دکترای داروسازی علی رغم مخالفت های شدید خانواده حدود پنج سال قبل با مردی که تحصیلات متوسطه داشت ازدواج کرده بود، اکنون پس از گذشت مدتی، اختلاف در دیدگاه ها و سلیقه ها آن ها را به جایی رسانده است که قادر به تحمل یکدیگر نیستند تا جایی که هر دو طرف حتی از رفت و آمد با خانواده های یکدیگر نیز خودداری می کنند.
بروز این اختلاف منجر به اقداماتی از طرف شوهر وی شد که به صورت اثبات ریاست او در خانواده، تصمیم گیری های فردی و در نهایت جلوگیری از خروج خانم از منزل و اشتغال ایشان صورت گرفته است.
آن خانم در پاسخ به این سوال که چرا تن به چنین ازدواجی داده است، بیان کرد که: چون شوهرم فرزند طلاق بود و نابسامانی هایی در زندگی داشت قصد نجات او را از این وضعیت داشتم. شوهرم نیز در مقابل متعهد شده بود به تحصیل ادامه دهد ولی پس از گذشت پنج سال از زناشویی نه تنها به عهد خود وفا نکرد، بلکه رفتار نامتعادل او باعث ناامیدی من از امکان ادامه زندگی با او شده است.
در مثال ذکر شده، شاید مرد نیز تلاش خود را در جهت تامین یک زندگی بهتر به کار برده است ولی اختلاف سطح فکری بین آن دو که عامل عمده آن افزوده شدن تجربیات اجتماعی به پیشینه علمی زن است، آن ها را هر چه بیشتر از یکدیگر دور کرده است.
به هر حال تناسب تحصیلی یکی از عامل های موثر در دوام و بقای زندگی زناشویی است که لازم است در هنگام انتخاب همسر به آن توجه شود.
البته عواملی که از آن ها یاد شد هر چند در موفقیت نسبی زناشویی موثر هستند و اما مسایل دیگری مانند تناسب سطح اقتصاد و فرهنگ خانواده را نیز نمی توان نادیده انگاشت
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله الکافی حسب الخلایق وحده و الحمدلله علی نعمه و استزید من کرمه و اشهد ان لااله الا هو الموصوف بقدمه و اشهد ان محمد عبده و رسول اطاوی اسموات بقدمه
اما بعد از ثنای خداوند متعال و درود بر بهترین فرزند آدم صلی الله علیه و سلم در نصیحت نامزدان ارباب مملکت شروع کنیم؛بحکم آنکه مخاطبان وبلاگ حقیر در این معنی تمنا کردند به فهم نزدیک و از تکلف دور!در جواب عزیزان در عهد جدید نبشتم بقدر طاقت کلمه ای چند!
1-نامزدانی که مشفق ملت درویش اند و نگهبان حریم کبریایی مقننه، بحکم آنکه عدل و احسان و جوانمردی اقتضا کند؛مگسترانند ایام آتی خوان کرم؛ که ملت ببرند از متاع ثمن!
زیرا آورده اند که شبی نامزدی خوان کرم گستراند تا ملت را نمک گیر کند و رایی به کف آرد! از این رو راه نداد بر سر سفره کس؛ مگر بر وی ثابت شد که سه جلت اش حق رای دارد! سفله کار را بدانجا رساند که طفل گدایی را لای در آنقدر فشردند تا همانجا قالب تهی کرد!
بی صفت بدین قدَر نمیدانست که کسی با خوردن چنین نانی نمک گیر نشود؛همانطور که مردم با خوردن شیر یارانه ای به جناب گاو مَحرم نشدند!
2-زیادت انتشار تمثال مبارک مکنند که عاقبت پشیمانی به بار آرد!
زیرا نیکمردی و جوانمردی افتضای آن دارد که صورت زیبای خود را آذین خیابانها مکنند،مگـر بقدر کفایت! تا عاقبت مغلوب کودکان خودکار بدست نشوند؛ که دائم در حال تغییر چهره نامزدانند!
3-وعده ی عظیم مدهند که مردم نیک و بد را معلوم کنند و در آن حال؛ هویِ ایشان در خطابه ی شما چنگ اندازی نماید!
هر چند که:
خداوند فرمان و رای و شکوه ز غوغای مردم نگردد ستوه
4-به هلاکت در آیی اگر چنان عهد قبل از انتخابات فعال نبودی و مثل جمله ای از فضلا در مجلس چرت همی زدی
درویشان تا بدان حد هم چشم امید دارند که یومی من الایام؛ آن انگشت مبارک را بر روی شستی فشار دهی، تا رایی از تو صادر گردد! اما بهوش باش که اگر بدان قدَر هم بقول فرنگی ها اکتیو نبودی،به تیر غیبی دچار شوی بی دوا!
رقعه هایم تمام گشته و جوهری نیست تا چندی دگر نصیحت ملوکانه ات بکنم! مع الوصف تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...
والله اعلم بالصواب و الیه مرجع المآب

روزهای انتخابات که می رسد دردل این جامعه اتفاقاتی می افتد که با روزهای قبل از آن تفاوت هایی دارد ؛
نه،فکر نکنید قصد دارم درباره شخص خاصی تبلیغ کنم که به او رای بدهید یا ندهید!اصلا چنین قصدی ندارم
اما روزهای انتخابات که می رسد همه (به جز متعصبین وشاید بعضی از نامزدها که می خواهند به هرقیمتی برنده شوند)باهم مهربان تر می شوند، صدا وسیما بیشتر به میان مردم می آید،سرودهای ملی از رسانه ها مکرر پخش می شود،می توانیم «ای ایران ای مرز پرگهر»را با صدای زیبای استاد بنان بشنویم و«نام جاوید وطن» را باصدای سالار عقیلی .
پوشش افراد دراین ایام اهمیتی ندارد وصدا وسیما درنشان دادن افرادبا آرایش وپوشش های مختلف حساسیت گذشته را به خرج نمی دهد ونامزدها هم از مواجهه با هرقشر وطبقه ای برای دریافت رای فروگذارنیستند
چرا که درابن روزها، همه اینها را «مردم» به حساب می آورند. دراین روزهاحساسیت مردم نسبت به منطقه وکشورشان حتی به صورت کوتاه مدت افزایش می یابد ویادشان می آید که«حق دارند»درباره رشد آماربیکاری وآلودگی محیط زیست ونیز مشکلات اجتماعی وفرهنگی «کسانی را»مورد سئوال قرار دهند ومی فهمند وباورمی کنندکه:
« مسئول یعنی کسی که
مورد سئوال قرارمی گیرد »
با فرارسیدن روزهای انتخابات آزادی عمل افراد درنقد مسئولان اجرایی وقانون گذار امر مذمومی شمرده نمی شود ومی توان افرادرا نقد کرد وبرنامه هایشان را مورد پرسش قرارداد
آنان نیز دراین روزها آری فقط دراین روزها خود را موظف می دانند به پرسش های«مردم»پاسخ درخوری بدهند، این که پاسخ آنان تاچه اندازه منطقی وقانع کننده است به اطلاعات «مردم» باز می گردد «مردم کم اطلاع» را با هر توجیه وترفندی می توان راضی کرد وفریب داد اما....
باگذشت بیش از سه دهه از برگزاری انتخابات درجمهوری اسلامی ایران به نظر می رسد رشد سیاسی ومهم تر از آن رشد اجتماعی مردم ما تا آنجا افزایش داشته که دیگر نمی توان مانند دهه اول انقلاب با معیارهایی مانند:متعهد،مبارز،مجاهد، و...از دیگران رای گرفت!
امروز مردم سیرتفکر وخط وربط سیاسی افراد را مورد ارزیابی قرارمی دهند ومعتقدند هرفرد دربیان دیدگاهها ودادن رای به هرپدیده ای نمی تواند فارغ از طرزتفکری که دارد عمل کند
امروزمردم از نامزدها برنامه طلب می کنند ومی پرسند
شما برای انجام وعده هایی که می دهید چه توانایی هایی
دارید،از اقتصاد چه می دانید؟
درکتان از روابط بین المللی چیست؟
در سمت های قبلی یا دوره های قبلی که برگزیده شده اید
درزمینه انتصاب مدیران لایق به مدیریت درهرسطحی که
اختیار عمل داشته اید چگونهعمل کرده اید؟
تصمیماتتان تاچه اندازه حقوق مردم را رعایت کرده وپاسخگو
بوده است ؟
عدالت را که درعبارات وگفته هایتان از آن دم می زنید
چگونه تعریف می کنید وبرای اجرای آن چه اقداماتی
کرده اید؟ و...
درجلسه ای یکی از حاضران به یکی از دواطلبان نمایندگی گفت:
یادتان باشد اگر برگزیده شدید باید ارتباطتان را بامردم قطع نکنید واین گونه نباشد که چهارسال دیگر برای اخذ رای شما راببینیم! ونامزد مورد نظر قول داد!که اینگونه نباشد! وارتباطش را با مردم قطع نکند!!این پرسش درستی بود اما ما «مردم» شریف یادمان می رود که خودمان جمع می شویم وکسی رابا سلام وصلوات به نمایندگی یا ریاست جمهوری برمی گزینیم وبعد به جای آن که اورا مستقیم وغیر مستقیم مورد ارزیابی وپرسش ونقد قراردهیم به دنبالش روان می شویم واز او «شخصیت غیرمتعارفی می سازیم» که به هیچ عنوان قابل نقد نیست این موقعیت را «مامردم» برای او فراهم کرده ایم شاید باورش کمی دشوار بیاید اما تازمانی که«مامردم» تغییر نکنیم اگر صدها باردیگرنمایندگان دیگری برای مجلس شورای اسلامی یا ریاست جمهوری برگزینیم به همین سرنوشت دچارخواهیم شد باید امروز برای تغییر خودمان که یکی از این «مردم» هستیم فکر جانانه ای بکنیم که فردا خیلی دیر است ....
انتخابات مجلس داره یواش یواش داغ و داغتر میشه..انتخاب درست نیاز به سعی و تلاش زیاد داره و باید بصیرت خاص داشت....مشکلاتی که الان در کشوره به خاطر وجود برخی مسئولینیه که از این جریان و بدون شناخت واقعی ما وارد مجلس شدند و به جای رسیدگی به کار مردم رفتند دنبال حزب و جناح و سیاسی کار صرف و غافل شدن از اون قولهایی که به مردم میدادند.33 سال کم سالی نیست..مردم ما لیاقت وضع خیلی بهتری از این دارند که شدنیه اگه همت نمایندگان باشه ... الان داریم میبینیم که قرانهای نفیس دست میگیرنو میرن خونه های مر
دم شهر روستا و هدیه میدن یه صاحب خانه ها..از مردم میخوان تا مشکلاتشون بگن...به تکایا و مساجد و مدارس کمک مالی میکنن.. نمیدونیم تا حالا کجا بودن... یعنی واقعا اینایی که قطعا مسئولیتی بزرگ داشتن و بین مردم هستن خبر از مشکلات شهر روستای خودشون ندارن....؟ ازفردی که چهار سال یا هشت سال نماینده مردمه نیازی داره راه بیفته خونه های بزرگای شهر روستا و براشون صحبت کنه در قالب تبلیغ غیر مستقیم..واقعا که...جدای از وضعیت اقتصادی مردم ما دغدغه حفظ نظام رو هم دارن....فتنه 88 و جبهه گیری در مقابل این جریان فتنه یک ازمون برای همه ماست تا بدونیم چه کسی رو می خواهیم به مجلس بفرستیم....ساده لوحی احمقانه ایی هست که اگر از این امر غافل بشیم و نادیدش بگیریم .در جامعه ما کسانی که پایبندبه ارزشهای انقلاب و اعتقاد به ولایت فقیه نداشته باشن همون مصداق نا محرمانی هستن که نباید انقلاب به دست اونا بیفته..( اشاره به وصیت نامه امام)
با توجه به فرموده امام ره مرفهین بی درد به دردمجلس نمیخورند و به فرموده امام خامنه ایی کسانی باید در راس امور باشند که با دستان پاک فسادر را پاک کنند.من و تو وظیفه ی سنگینی داریم .یکباره دیگر باید امتحانی بزرگ را پس دهیم...روز قدس خونه نشستی باشه...22 بهمن نذاشتی پوست صورتت سوز و سرمای زمستون رو بچشه اونهم باشه...مراسم ملی و مذهبی بوده و خودتو کنار کشیدی و توی خونه گرم و نرمت بودی با زهم باشه اما 12 اسفند 90 همت کن..روری تمام کسانی رو که ارزوی ویرانی ایران رودارند رو کم کن..غیرت به خرج بده..این بار توی صحنه باش ....
اینو گفتم که یه روزی نگی
خدایا منو به دنیا برگردون تا
اینجا پیش شهدا خجل نباشم
ایده های اشتباه در ازدواج

1- ازدواج به دلیل دوری از خانواده و پدر و مادر:
وقتی وضعیت در خانهی پدری، شوم و اندوهبار باشد، ازدواج یک راه گریز محسوب میشود. تعجبی ندارد که خیلیها این راه گریز را انتخاب میکنند؛ اما بهطور معمول، این مسیری است که شما را از چاله درآورده و به چاه میاندازد. یکی دو سال دیگر در خانهی پدر و مادر ماندن، بهتر از آن است که با نخستین پیشنهاد ازدواج، تن به تاهل دهید، چون آنوقت ممکن است شریک زندگیتان تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد.
2- ازدواج به دلیل نگرش یک جانبهی پدر و مادر شما به شخص مورد نظر:
البته جای تعجب دارد که پدر و مادر شما بهطور واقعی، همسر آیندهی شما را دوست بدارند؛ اما دوست داشتن این فرد از سوی آنان، دلیل کافی برای مدنظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نیست. سالهای آینده، زمانی که (بعد از 120 سال ) از میان شما رفتند، شما کماکان باید اسیر فرد رویاهای آنان باشید؛ فردی که شاید مرد یا زن رویاهای شما نباشد.
3- ازدواج فقط به دلیل پول و ثروت:
اگر شما شیفتهی فردی هستید که ثروتمند است و فقط به همین دلیل حاضرید با او ازدواج کنید و به دیگر ابعاد توجه نمیکنید، این ملاک مناسبی نمیباشد.ایدهی ازدواج کردن با یک فرد، بدون توجه به احساس و عاطفهی قلبی و فقط از روی نگاه مادی گرایانه، بهطور یقین، عقلانی نیست و اشتباه میباشد.
4- ازدواج به دلیل ترحم و دلسوزی به یک فرد:
گاهی انگیزهی فرد برای ازدواج، نجات دادن شخص مقابل از تنهایی، فشارهای زندگی، مشکلهای اقتصادی و اجتماعی و دلیلهای دیگر است.
برای نمونه، دختری که به پسری وابستگی شدید دارد، مسوولیت زندگی او از جمله کار، مسکن و مسائل مادی را میپذیرد. چنین انگیزههایی بعد از مدتی کوتاه، رو به خاموشی میرود و در نهایت، زندگی مشترک را با بحران مواجه میسازد.
5- ازدواج به دلیل خو گرفتن به ارتباط درطی زمان طولانی:
هنگامی که دو نفر پس از آشنایی، تصمیم به ازدواج با یکدیگر میگیرند، اشکالی ندارد؛ اما موقعی اجبار به دلیل «عادت محض» خطرناک میشود که دو نفر که با هم ازدواج کردهاند و بعد، از یکدیگر طلاق گرفته و به هم عادت کردهاند، تصمیم بگیرند دوباره شانس خود را امتحان کنند؛ مطمئن باشید هرگاه بار نخست، کارساز نبوده باشد، بار دوم نیز، کارساز نخواهد بود.
6- فردی که برای رسیدن به شما از همسرش جدا میشود:
بهطور معمول، اینگونه ازدواجها، زیاد دوام نخواهد آورد و پایهای برای یک رابطهی درازمدت نخواهد بود. فردی که به خاطر شخصی حاضر است به همسر یا نامزد خود خیانت کند، بهطور مسلم رابطهی آنان، استحکامی نخواهد داشت؛ زیرا کسی که توسط شما به فرد دیگری خیانت کرده، روزی نیز به خود شما خیانت خواهد کرد.
7- ازدواج، ابزاری برای دستیابی به خواستههای دیگر:
گاهی انگیزهی اصلی در تشکیل زندگی مشترک، عشق به فرد مقابل و نیاز روانشناختی به زیستن با فرد مقابل نیست؛ بلکه او وسیلهای برای رسیدن به هدفهای دیگر میشود.
برای نمونه، خانمی که دوست دارد در خارج از کشور زندگی کند، ممکن است با پیشنهاد فردی جهت ادامهی زندگی مشترک در خارج با او ازدواج کند؛ ولی مسائل فرهنگی، استرسهای متعددی را به دنبال داشته است؛ بنابراین گاهی ازدواج به خاطر ترس از تنهایی، از دست دادن زیبایی، از دست دادن پدر و مادر، کاهش شور زندگی و ... صورت میگیرد. در چنین فضایی، امکان سازگاری با مشکلهای زندگی، ضعیف بوده و در نهایت، ضریب ریسک این ازدواجها، بالا میباشد.
8- ازدواج به دلیل عشق سطحی و زودگذر:
گاهی دو نفر، چنان علاقهای به یکدیگر پیدا میکنند که گمان میبرند به راستی، عاشق هم هستند. وقتی هیجان با سرعت چشمگیری در رابطهها پیش برود، شناخت یکدیگر به روال عادی و تدریجی خود، پیش نمیرود؛ زیرا وقت کافی برای این امر وجود نداشته است.صراحت، صداقت و اعتمادی که لازمهی یک رابطهی محکم است، احتیاج به زمان دارد. یک آشنایی سریع، هر چهقدر هم که هیجانآور باشد، تنها یک صمیمیت ظاهری به بار میآورد که به آسانی با نزدیکی و صمیمیت واقعی، اشتباه میشود. به همین دلیل، ازدواجهایی که در کوتاهمدت اتفاق میافتند، ممکن است خطرهایی را به دنبال خواهند داشت.
9- ازدواج فقط به دلیل پدر و مادر شدن:
بدون شک، یکی از مهمترین عاملهای تحریک کننده برای ازدواج، این است که فرد، خود را پدر یا مادر ببیند و دوست داشته باشد که صاحب فرزندی شود؛ اما آیا به این موضوع آگاهی دارید که قادر هستید از لحاظ تربیتی، عاطفی، اخلاقی و مادی، شرایطی را برای هرچه بهتر تربیت شدن فرزندتان فراهم کنید؟ بیشک روزگار سپری میشود؛ بچهها بزرگ میشوند؛ ازدواج میکنند و به دنبال زندگی خویش میروند.آنگاه است که احساس میکنید باز شما هستید و تنهایی. پس فردی را انتخاب کنید که فقط در فکر این نباشید که با او صاحب فرزند شوید؛ بلکه شخصی باشد که در تمام مراحل زندگی، پا به پای شما، گام بردارد و مونس و همدم واقعیتان باشد.
10- ازدواج فقط به دلیل پایان دادن به دوران نامزدی:
دوران نامزدی دستکم، شرایطی را برای آگاهی زوجین از هم فراهم میآورد. تعدادی از افراد در این دوران، متوجه تفاوتهای بسیاری بین خود و فرد مقابل میشوند یا در این دوران، متوجه ناراحتی و یا مبتلا بودن فرد به یک اختلال روانی یا وابستگی او به مواد مخدر میشوند؛ اما با وجود آگاهی به این مسائل، بنا به دلیلهای فرهنگی از جمله اینکه به هم خوردن نامزدی را مساوی با بیآبرویی و از دست دادن حیثیت خود، قلمداد میکنند، تن به ازدواج میدهند.چنین تجربههایی در زندگی مشترک، بسیار بحرانزا بوده و احتمال جدایی آنان قابل پیشبینی است.
11- ازدواج فقط به دلیل زیبایی ظاهری:
اهمیت جذابیت جسمانی، به عنوان یک عامل مهم در دوستیها و مناسبهای اجتماعی، غیرقابل انکار است. به نظر میرسد افرادی که جذابیت ظاهری دارند، رفتارهای پسندیدهتر و ویژگیهای شخصیتی زیباتری هم داشته باشند. به خاطر چنین تصوری، تعداد زیادی از دختران و پسران، مجذوب جذابیت جسمانی هم میشوند، زمانی که اهمیت این عامل در معیارهای افراد برای تشکیل زندگی مشترک، بدون توجه به عاملهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و شخصیتی افراد لحاظ میشود، ضریب خطرپذیری چنین ازدواجهایی نیز به طور طبیعی، بالا خواهد رفت.
چقدر می ارزد؟
آقای رییس جمهور اخیرا در دیدار مشاوران جوان دستگاهها نقل به مضمون فرموده اند:مگر این نمایندگی مجلس چقدر می ارزد که همه برای آن بال بال میزنند؟
البته این ویژگی ممتاز رییس جمهور است که معمولا سوالاتی را مطرح میکنند که خودشان جوابش را بلدند
اگر نمایندگی را فقط نطق قبل از دستور و دادن اخطار قانون اساسی و نیز تولید طرح و لوایح ونظارت معنی کنیم وبر این اساس بخواهیم قیمت گذاری کنیم قیمت کرسی این مجلس دوزار(دوریال)هم نیست
چون نطق هایشان را که کسی گوش نمیکند قوانینشان هم همه همدیگر را نقض میکند
اصولا قیمت نماینده به خاطر کارهای قانونی اش که او را راس نظام میکند و رییس جمهور هم به آن ایراد دارد نیست
قیمت نماینده مجلس به خاطر آن کارهایی است که او را از راس نظام بودن می اندازد و او را شریک تجاری و اداری دولت عدالت محور قرار میدهد تا با یک اشاره اش خاوری ها رییس بانک ملی شوند و دهها خاوری دیگر در گلو گاههای اقتصادی قرار گرفته و خصوصی سازی کنند
قیمت نماینده وقتی بالا میرود که نمایندگان دولت عدالت مناصب دولتی را در استانها با نظر نمایندگان توزیع و تفکیک قوا را نادیده میگیرند و این حق را در مجلس و نمایندگان به وجود می آورند که عزل و نصب مدیران محلی به عهده نماینده مجلس است
اگر عناصر دولتی برای بقای خودشان نمایندگان را شریک تجاری خود نمیکردند نماینده قیمت مادی نداشت تا برای رسیدن به آن به هر دروغ و تقلبی متوسل شود
اگر کارگزاران دولت آدم های صالح و نترسی بودند و بی خودی باج نمی دادند و نماینده یاد میگرفت که به جای ماشین دولتی با آژانس تاکسی این طرف و آن طرف برود و شرکت های دولتی شایسته سالاری شده بود لازم نبود تا نماینده قیمت مادی داشته باشد
اگر وزرا برای رهایی از استیضاح به هر معامله ایی تن نمی دادند نمایندگی قیمتی نداشت و کسی هم برای رسیدن آن بال بال نمی زد
اگر در ذیل نامه های خارج از عرف نمایندگان مجلس مدیران رییس جمهور مینوشتند:لطفا بایگانی شود!
نمایندگی قیمتی نداشت!
اما چه کنیم که قیمت نماینده از تعاملش با دولت است و رگ حیات مدیران بی کفایت در دست نمایندگان مجلس!
لذا نماینده امروز چیزی بیش از راس امور است واین درد ماست تا او چه خواهد ...والسلام
همه امور است
رازهای یک ازدواج موفق
1) زوج های موفق خواسته ها و انتظارات خود را به صراحت می گویند. زوج های موفق قبل از ازدواج، توقعاتی که از یکدیگر دارند مطرح می کنند، اگر توافق اساسی با هم ندارند (برای مثال مرد فرزند می خواهد ولی خانم مخالف است)، می توانند به شروع و یا خاتمه ازدواج به طور جدی فکر کنند. بعد از ازدواج، زوج های موفق به طور منظم در مورد توقعات و انتظاراتشان با هم صحبت می کنند و اگر اختلافی پیش آمد، آن را به زمان دیگری موکول می کنند تا همدیگر را درک کنند و به توافق برسند.
2) زوج های موفق فردیت خود را حفظ می کنند. بعد از ازدواج استقلال زوج ها کم می شود اگر افراد فرزند داشته باشند روز به روز وابستگی بیشتر می شود و گاهی افراد احساس خستگی می کنند. زوج های موفق می دانند حتی اگر به هم علاقه داشته باشند، گاهی احساس خستگی می کنند. آنان یکدیگر را تشویق می کنند تا همیشه"ما" نباشند و زمانی هم برای "خود" داشته باشند و به کارهای مورد علاقه خود بپردازند.بدین ترتیب زوج فردیت خودرا حفظ می کند و زندگی ، شاداب می شود.
3) زوج های موفق همدیگر را مرکز توجه قرار می دهند. آنان همدیگر را دست کم نمی گیرند و همیشه به فکر خوشبختی همسر خود و خانواده هستند. معمولاً افراد چند سال پس از ازدواج مانند سال های اول به هم توجه نمی کنند. ولی زوج های موفق، کارهای کوچک نظیر اولویت قرار دادن نیازها و کارهای همسر و کارهای بزرگ نظیر احترام و گوش کردن به حرف های هم را مدنظر قرار می دهند. ازدواج دریای تغییرات است. شما اغلب فراموش می کنید همسرتان مهم است و به او توجه نمی کنید. درعوض به کار، سرگرمی و دوستان اهمیت می دهید ولی زوج های موفق همدیگر را مرکز توجه قرار می دهند.
4) زوج های موفق روش های حل اختلاف را می آموزند. "جان گاتمن" روانشناس که 20 سال زندگی زوج ها را مطالعه کرده، عامل اصلی موفقیت یا شکست ازدواج را توانایی، یا عدم توانایی حل اختلافات می داند. حتی اگر همسرتان و شما کاملاً با هم یکی باشید ، گاهی با نظر هم موافق نیستید و این مخالفت باعث ناراحتی می شود. نباید به اعتیاد، خشونت و ... رو بیاورید. اگر خواسته شما و همسرتان با هم فرق دارد، باید آن را حل کنید. زوج های موفق با هم صحبت می کنند، حتی اگر احساس بدی نسبت به هم دارند. آنان در مورد اختلافات و مخالفت ها با هم مذاکره می کنند تا به نتیجه عادلانه برسند. آنان از یکدیگر حمایت می کنند و غـُر نمی زنند. آنان می پذیرند در مواردی عشق ، برتر از پیروزی است.
5) زوج های موفق با هم رشد می کنند. مسلماً فردی که امروز با او ازدواج می کنید،10 سال آینده متفاوت خواهد بود. شما هر دو تغییر می کنید. به ویژه در شرایط سخت زندگی مانند از دست دادن والدین . زوج های موفق می دانند که یکی یا هر دو در طول زندگی تغییر می کنند و قواعد عوض می شود. پس لازم است تغییر کنید تا بتوانید روابط در حال تغییر را عوض کنید.
6) زوج های موفق برای حفظ روابط می کوشند. زوج های موفق به طور منظم وضعیت زندگی خود را بررسی کرده و با هم صحبت می کنند تا از شادی و رضایت هر دو از زندگی مشترک مطمئن شوند. اگر یکی ، یا هر دو شما از زندگی مشترک ناراضی هستید، مشکلتان را حل کنید.
7) از مراجعه به مشاور خجالت نکشید. زوج های موفق قبل از مراجعه به مشاور، سند طلاق را امضا نمی کنند. آنان می کوشند که مشکلات را در اولین فرصت حل کنند
نقش ازدواج در سلامت روان جوانان
ازدواج یک امر طبیعی و فطری و یکی از نیازهای ناگزیر بشر است. کسی که به این نیاز طبیعی پشت کند بدون تردید، احساس کمبود خواهد کرد وچون برخلاف فطرت حرکت می کند، به دشواری ها و مشکلات جسمی وروانی برخورد می نماید. بی شک ، یکی از مهمترین عوامل فشارهای روانی و استرس های رو به افزایش در دنیای امروز که گریبانگیر بسیاری از جوانان است، عدم ازدواج به موقع آنان است.
دختران و پسران جوان ، درفراز و نشیب زندگی ، به محیطی امن و پایگاهی عاطفی نیازمندند و بهترین فردی را که می توانند برای تأمین این نیاز، برگزینند، همسراست. دختر و پسر جوان به وسیله ی ازدواج ، درکنار یکدیگر از آرامش ، امنیت و سلامت روان برخوردارمی گردند.
خداوند متعال در این باره می فرماید:
" و از نشانه های او این که ، همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا درکنارآنان آرامش یابید، در میانتان موّدت و رحمت قرار داد . در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند".
رسول گرامی اسلام – صلی الله علیه وآله – نیز ، ازدواج را عامل ایجاد اخلا ق نیکو د رفرد می داند و می فرماید:
" مردان وزنان بی همسر خود را به ازدواج یکدیگر درآورید ، چرا که خداوند اخلاق آنان را نیکو می سازد" .
امروزه ، پژوهش های جامعه شناسان و روان شناسان نیز، حاکی از ارتباط مثبت سلامت روان و ازدواج است. درهمین زمینه ، مطالعات اداره بهداشت عمومی امریکا درسال 1980 نشان می دهد که بین سلامت روانی و ازدواج ، ارتباط معنی داری وجود دارد. افراد متأهل درمقایسه با افراد مجرد در وضعیت بهتری از سلامت روانی قرار دارند. نشانه های نوروتیکی درمقایسه ، کمتر در آنها دیده می شود و درصد کمتری از آنها دربیمارستان های روانی بستری اند. همین فواید ازدواج و تشکیل خانواده ، یعنی ایجاد اخلاق نیکو در افراد ، سلامت و بهداشت روانی ، انس ، آرامش ، مودت ورحمت است که خانواده را بین دیگر نهادها ی اجتماعی ، ناهمانند و منحصر به فرد ساخته است به طوری که از آن به عنوان ریشه ای ترین نهاد اجتماعی یاد می شود.